دانلود کتاب صوتی آنها


خرید کتاب صوتی

برای دانلود قانونی کتاب صوتی آنها و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان دانلود کنید.

خرید کتاب صوتی
 ۲ ساعت و ۴۲ دقیقه، ۱۴۹ مگابایت، زبان فارسی، MP3، 
چاپ ۱۳۹۷، قیمت الکترونیکی: ۵۰۰۰ تومان
۵۰٪ تخفیف اولین خرید با کد welcome50

معرفی کتاب صوتی آنها

کتاب صوتی آنها دربردارنده‌ی سه داستان کوتاه از رودیارد کیپلینگ نویسنده انگلیسی برنده جایزه نوبل ادبیات است. او در این داستان‌ها با توصیفات زیبا و توجه به جزئیات درباره مردی می‌گوید که تحت تاثیر حواشی جنگ داشته‌هایش را از دست‌ داده‌ است. این کتاب صوتی به صورت مشترک با همکاری کتابراه و ماه‌آوا تولید شده است.

عناوین کتاب آنها (They) شامل "آنها"، "ماری‌پست‌گیت" و "باغبان" است که به موضوعاتی از قبیل طبیعت، جنگ و اثرات آن و... پرداخته است.

داستان اول از راوی اول شخص بهره می‌برد، همراه با توصیفات زیبا و جزئی‌انگارانه، تحلیل روان‌شناسانه‌ای نیز از عناصر داستانی ارائه می‌نماید. داستان‌های دوم و سوم به‌صورت مستقیم به حاشیه‌های جنگ می‌پردازد؛ حاشیه‌هایی که تاثیرات جنگ را در خود می‌پرورند و تاثیری شگرف بر مردمی دارد که نمی‌خواهند و نمی‌توانند باور کنند که داشته‌های‌شان را از دست داده‌اند.

داستان «آن‌ها» ماجرای جوانی است که با خودرو خود از منطقۀ ییلاقی به تپه‌ای وارد می‌شود. منظره‌های قدیمی و زیبا او را به خود فرا می‌خواند و مرد از این همه زیبایی و شکوه متعجب می‌شود. او ناگهان، کودکی شاداب را می‌بیند که بعد از بازی لذت‌بخش، به سوی دیگر کودکان می‌رود.

به دنبال آن، بانوی زیبا و نابینایی به دیدار وی آمده و شرح مختصری از عشق خود نسبت به کودکان را بازگو می‌کند. جوان بعد از دیدن زیبایی‌هایی وصف نشدنی، آن‌جا را ترک می‌کند. اسم آن مکان، مزرعۀ قدیمی «هاولهینز» بود که فرهنگ جغرافیایی قدیمی اشاره‌ای به آن نکرده بود. خانه بزرگ به سبک عصر جورجیانی و اوایل عصر ویکتوریا تزیین شده بود. جوان بعد از ترک خانۀ بزرگ، بعد از مدتی دوباره عزم رفتن به آن‌جا می‌کند که این‌بار اتفاقاتی رخ می‌دهد که او را بیش از پیش به دنیای درون فرا می‌خواند...

رودیارد کیپلینگ (Rudyard Kipling) با نام کامل ژوزف رودیارد کیپلینگ، نویسنده و شاعر انگلیسی، متولد بمبئی هندوستان است. در 1866 نخستین مجموعه‌ شعرش «ترانه‌های اداری» را منتشر کرد و یک سال بعد نخستین مجموعه‌ داستان‌اش را، «داستان‌هایی بی‌پرده از تپه‌ها» - منتشر کرد. در مدت اقامت‌اش در هندوستان، کیپلینگ چند مجموعه ‌داستان و رمان دیگر نیز منتشر کرد. در سال 1889 دوباره به انگلستان بازگشت. دو سال بعد از بازگشت به انگلیس، رمان «نوری که روشنی نبخشید» را منتشر کرد و سپس یک سال بعد مجموعه‌ شعر «بلادهای سربازخانه» را. انتشار این دو کتاب، نام او را به عنوان شاعر و داستان‌نویس بر سر زبان‌ها انداخت.

در بخشی از کتاب صوتی آنها می‌شنویم:

بازگشت سریع در ابتدا مرا به منطقه‌ی سرسبز غوطه‌ور در نور خورشید فرو برد، سپس به یک تونل تاریک، جایی‌که برگ‌های فروریخته‌ی سال گذشته زیر لاستیک‌های من زمزمه می‌کردند و کشمکشی داشتند، رسیدم. درختان تنومند فندق که در بالای سر دیده می‌شد، دست‌کم دو دهه‌یی بود که بریده نشده بودند و همین‌طور هیچ تبری به درختان بلوط خزه‌بسته و راش‌هایی که بالاتر از آن‌ها رشد کرده بودند، کمک نکرده بود. وقتی به سرازیری رسیدم، ماشین را خاموش کردم و روی برگ‌ها راندم و انتظار داشتم تا جنگل‌بان را ببینم، اما فقط صدای هیاهویی را می‌شنیدم که از دوردست‌ها با سکوتی که بر گرگ و میش درختان حاکم بود، مبارزه می‌کرد.

وقتی نشانه‌ها از بین رفت، به نقطه‌ی بازگشت رسیدم، و به همین دلیل در حال دنده‌عقب‌رفتن بودم که قبل از رسیدن به باتلاق‌، نور خورشید را از میان شاخه‌های درهم‌تنیده‌شده‌ی مقابل‌ام دیدم و پایم را روی ترمز گذاشتم.

یک‌بار دیگر زمین مسطح بود. در همان حال که نور پهنای صورت‌ام را روشن می‌کرد، چرخ‌های اتومبیل‌ام روی چمن‌های چمنزار بزرگی که در آن اسب‌سوارانی به ارتفاع ده‌پا با نیزه‌های بلند، طاووس‌های غول‌پیکر و کنیزکان خوش‌روی آبی، سیاه و درخشان با سرخدارهای کوتاهی احاطه شده بودند، به حرکت درآمد. در عرض چمنزار جایی‌که هر سه طرف‌اش با درختان منظمی پوشیده شده بود خانه‌یی قدیمی پوشیده از گل‌سنگ و سنگ‌های ساییده‌شده بر اثر رطوبت با پنجره‌های عمودی و سقفی با سفال‌های قرمز گل سرخ و دیوارهایی با آجرهایی به همین رنگ که تا مرز علفزار پیش می‌رفتند، واقع شده بود. پرچین‌هایی به اندازه‌ی قد یک انسان نیز در مقابل خانه رشد کرده بودند. فاخته‌هایی روی آجرهای نازک دودکش پشت‌بام نشسته بودند. در یک لحظه توانستم خانه‌ی هشت‌ضلعی فاخته‌ها را در پشت حفاظ دیوارها ببینم.

این‌جا که ایستاده‌ام، نیزه‌ی سبز یکی از سوارکاران به سمت سینه‌ام نشانه رفته است؛ با آن زیبایی مفرط، مانند جواهری در چنان محیطی. با خودم اندیشیدم «اگر یک متجاوز قلمداد نشوم یا اگر این شوالیه‌ شلاقی بر من فرود نیاورد، دست‌کم شکسپیر و ملکه الیزابت می‌باید از در نیمه‌باز باغ بیرون بیایند و از من برای صرف چای دعوت کنند.»

فهرست مطالب

۲۶ دقیقه
بخش اول
۲۳ دقیقه
بخش دوم
۲۶ دقیقه
بخش سوم
۲۳ دقیقه
بخش چهارم
۲۸ دقیقه
بخش پنجم
۳۶ دقیقه
بخش ششم

راهنمای دانلود کتاب صوتی آنها

برای دانلود کتاب صوتی آنها و دسترسی قانونی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را نصب کنید.

دانلود کتاب صوتی آنها
BM KIA
۱۳۹۷/۶/۱۲
من دارم الان به کتاب گوش میدم عالیه بیخود نیست نویسندش جایزه نوبل برده.
mubed spitman
۱۳۹۷/۶/۹
عاووولیع
کاوه عزیزی
۱۳۹۷/۶/۱۳
عالیه. ممنون.
مشاهد همه دیدگاه‌ها (۳)