دانلود کتاب تب بشکه


خرید کتاب الکترونیکنسخه نمونه رایگان

برای دانلود قانونی کتاب تب بشکه و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان دانلود کنید.

معرفی کتاب تب بشکه

دیوید سداریس در کتاب تب بشکه، با لحن طنز و منحصر به فرد خود به اتفاقات و داستان‌های مختلف و شگفت‌آور فرهنگ معاصر آمریکا می‌پردازد و آن‌ها را چنان هنرمندانه روایت می‌کند که خواننده را به خنده‌ای از ته دل وامی‌دارد.

کتاب تب بشکه (Barrel fever) شاهکاری دیگر از نویسنده‌ی «بالاخره یه روزی قشنگ حرف می‌زنم»، از کتاب‌های برگزیده‌ی سال به انتخاب ویلج وویس است و به موضوعاتی همچون مشکلات اجتماعی و تأثیرات آن‌ها بر زندگی افراد می‌پردازد.

سداریس در این اثر حیرت‌انگیز خود باز هم موفق می‌شود که از تلخ‌ترین شرایط و اتفاقات، طنزی درخشان را بیرون بکشد و با شوخی‌های غافلگیر کننده خود، اثری را خلق کند که طرفداران این طنزپرداز آمریکایی را ناامید نخواهد کرد.

دیوید سداریس (David Sedaris)، نویسنده و طنزپرداز مشهور رادیو در آمریکا است و بیشتر شهرتش را از داستان‌های کوتاهی که از زندگی شخصی خویش روایت می‌کند، به دست آورده که ماهیتی طنز و طعنه‌آمیز دارند و در آن‌ها به تفسیر مسائل اجتماعی می‌پردازد. او برای خنداندن خواننده خودش را به در و دیوار نمی‌زند و داستانش را در حالتی ساده، به همراه گفت‌وگوها و تناقض‌ها و موقعیت‌هایی که به شکلی هوشمندانه طراحی‌ شده‌اند، پیش می‌برد.

این کتاب مجموعه‌ای از داستان‌ کوتاه است که در سال 1994 نوشته شده. و به دو بخش تقسیم شده است. بخش نخست به داستان کوتاه اختصاص دارد و در بخش دوم اتوبیوگرافی او آمده است.

فرانسین پروز در روزنامه «واشینگتن پست» درباره این کتاب شگفت‌انگیز نوشته:

«این داستان‌های شگفت‌آور، زنده و نفس‌گیر، آن‌قدر سریع جلو چشمتان شکل می‌گیرد که فرصت توضیح یا مرور دوباره آن‌ها را پیدا نمی‌کنید. سال‌ها بود که این‌همه بلندبلند نخندیده بودم.»

در بخشی از کتاب تب بشکه می‌خوانیم:

«هر شب، بعدش همین‌جور که هی سال عوض می‌شد، هاه‌هاه، کارها اضافه می‌شدند. مثلاً از یه موقع من شروع کردم تلویزیون تماشا کردن تا اینکه بالاخره برنامه‌های عادی تموم می‌شد و صفحۀ برفکی می‌اومد. بعدش چند ساعتی می‌نشستم برفک نگاه می‌کردم تا مغزم رو حسابی پاک کنه و بعدش می‌رفتم بالا می‌خوابیدم و دوباره فرداش روز از نو، روزی از نو.»

برندن سیگاری گیراند و دستم داد و بعد همین‌طور که به لیوان خودش نگاه می‌کرد پرسید: «چی شد که از خونه دراومدی؟ چرا؟»

به او گفتم که من یک روز بعد از اینکه پدرم روی یخچال و در همۀ کابینت‌ها قفل گذاشت، از خانه درآمدم. اینجا بود که پول‌های خرد ته جیبم را شمردم، هرچه مبلمان و اثاثیه توی خانه بود را پاره پوره کردم یا خط انداختم و از در بیرون زدم تا به سرنوشتم برسم.

برندن سرش را تکان داد و گفت: «دان، این قصه، همه‌چی توی خودش داره.»
این‌جوری بود که همان شب قراردادش را بستیم. به همین سادگی، همان‌طوری که همیشه خیال می‌کردم.

و باید از برندن بابت اینکه توانایی‌های مرا کشف کرد تشکر کنم و اینکه به من کمک کرد تا همۀ مراحل هنری این کار را به انجام برسانم، از انتخاب بازیگران تا باقی چیزها. می‌خواهم از اوریا هیپ و اوزارک ماونتین دردویلز هم تشکر کنم برای اینکه اجازه دادند موسیقی‌شان در این فیلم استفاده شود. از همۀ اعضای آکادمی تشکر می‌کنم برای اینکه به این فیلم رأی دادند ولی بیشتر از همه، از تمام شهروندان کشورم تشکر می‌کنم که فیلم «قصۀ دان» را به پرفروش‌ترین فیلم سال بدل کردند که بگذارید بگویم، با اسکار یا بی‌اسکار، این وفاداری و حمایت و اقبال شماست که وزن جوایز را دوچندان می‌کند. ممکن است برخی افراد این برنامه را از تلویزیون با خشم یا حسد تماشا کنند- همان‌ها که با من بدرفتاری روا داشتند یا مرا دست کم گرفته بودند که حالا لابد در دلشان آرزو می‌کنند که کاش بخت برگرداندن زمان و جبران کرده‌های خود را می‌داشتند که متأسفانه دیگر دیر شده. دلم نمی‌خواهد این را هم بگویم ولی مجری برنامه را می‌بینم که الان کنار پرده ایستاده و به ساعتش اشاره می‌کند و من این را به نشانۀ ضیق وقت می‌گیرم و شب به‌خیر می‌گویم. متشکرم، دوستتان دارم.

فهرست مطالب

رژه
موسیقی برای عشاق
آخرین حرف‌هایم
نسخۀ دست‌نویس رمانم
آتشزنه
می‌گذرونیم دیگه
قصۀ دان
جمبوری
در جستجوی ملیسون
تب بشکه
یادداشت‌های روزانۀ یک سیگاری
خانم غوله
از اون حلقه‌ای‌ها

 ۱۹۲ صفحه، ۷۹۹ کیلوبایت، زبان فارسی، EPUB، 
شابک: 978-600-253-334-0 

چاپ ۱۳۹۷: ۲۵۰۰۰ ت قیمت الکترونیکی: ۱۱۳۰۰ ت - 3.99€
۵۰٪ تخفیف اولین خرید با کد welcome50
خرید کتاب الکترونیکنسخه نمونه رایگان

راهنمای دانلود کتاب تب بشکه

برای دانلود کتاب تب بشکه و دسترسی قانونی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را نصب کنید.

دانلود کتاب  تب بشکه
آریا جمشیدی
۱۳۹۸/۴/۲۶
قسمت اول کتاب تخیلیه و قسمت دوم اتوبیوگرافی. اولین کارشه و بهترین نیست. کاراکترها بدذات و مشتاق اند
مشاهد همه دیدگاه‌ها (۱)