دانلود کتاب حبیب و محبوب شرح یحبهم و یحبونه

  • از: صادق نیک پور
  • ناشر: انتشارات ارباب قلم
  • ۰ رای
  • برای دانلود قانونی کتاب حبیب و محبوب شرح یحبهم و یحبونه و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان دانلود کنید.


خرید کتاب الکترونیکنسخه نمونه رایگان

برای دانلود قانونی کتاب حبیب و محبوب شرح یحبهم و یحبونه و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان دانلود کنید.

معرفی کتاب حبیب و محبوب شرح یحبهم و یحبونه

کتاب حبیب و محبوب شرح یحبهم و یحبونه اثر صادق نیک پور، تحقیقی جهت نمایاندن پیوند محبت با استناد به یحبهم و یحبونه و نشان دادن سریان جاودانه عشق در ذات وجود موجودات است و این‌که همه موجودات را سویی جز لقاءالله نیست.

تبیین این جهان‌بینی و تفکر یحبهم و یحبونه مبتنی بر یک پارچه دانستن تمام هستی و چگونگی تفسیر نفسانیات انسانی و شناخت سیر تحول و تکامل و معراج و تغییر و رشد و توسعه آدمی در این دو کلمه محبت و نشان دادن ارتباط و پیوند بین آن دو در موضوع مذهب محبت است.

لازم آمد گفته شود نام این کتاب درباره «حب الهی» و «حب الله» به استناد آیه 54 سوره مائده و سابقه آن در عرفان اسلامی در مفهوم حب و عشق خدایی ابتدا «یحبهم و یحبونه» انتخاب شده بود، اما پس از اعلام نظر اصلاحی، از بین نام‌های پیشنهادی نام «حبیب و محبوب» به استناد دعای جوشن کبیر و برگرفته از نام‌های باری تعالی و اسماءالله در جوشن کبیر «یا خیر حبیب و محبوب» در شرح «یحبهم و یحبونه» برگزیده شد.

قرآن کریم می‌فرماید «تمامی اسمایی که بهترین اسماء است برای خدا است» و اسماء خداوند را «الأسماء الحسنى» می‌خواند. برای خداوند اسماء و صفات فراوانی است، تعداد زیادی از این اسماء و صفات همچون «حبیب و محبوب» برگرفته از ریشه «حب» در دعای جوشن کبیر آمده است.

همه اسماء خداوند، بر یک معنای کمالی دلالت می‌کند، آن هم کمالی که مخلوط با نقص و یا عدم نباشد و اگر هم هست، باید تفکیک معنای کمالی از آن معنای نقصی و عدمی ممکن باشد و در این صورت است که می‌توان به خدا اسناد داد.

«الأسماء الحسنى» از دو واژه «الأسماء» و «الحسنى» تشکیل شده است، اسماء جمع اسم یعنی چیزی که با آن شی شناخته می‌شود و چیزی که ذات یا صفت شی را نشان دهد و گفته‌اند اسم لفظی است که از خود ذات گرفته شده بدون این که چیز دیگری لحاظ شود یا وصفی از اوصاف لحاظ شده باشد.

«حسنی» مؤنث «أحسن» اسم تفضیل از ماده‌ی «حسن» به مفهوم زیبایی و به معنای زیباتر بودن است. بنابراین هر اسم از «الأسماء الحسنى» به معنی اسمی است که بهترین و زیباترین اسم‌ها است، یعنی بر ذاتی دلالت می‌کند که به همراه صفتی از صفات کمال آن بوده، به نحوی که بالاترین و برترین است، به تعبیر دیگر اسمی که از ذاتی خبر دهد که متصف به کمالات وجودی، به صورت ذاتی و نامحدود است.

دو تعبیر اسماء الهی و صفات الهی تفاوت چندانی با هم ندارند و تنها فرق‌شان این است که صفت دلالت می‌کند بر معنایی از معانی و اسم بر ذاتی دلالت می‌کند که با صفتی لحاظ شده باشد، پس اسم در واقع بیان‌گر کمالات و صفاتی است که جزو ذات خداوند است.

در اصطلاح مشهور اسماء الهی از سنخ الفاظ است که دارای معانی بوده، ولی برای اهل معرفت اصطلاح خاصی است که طبق این اصطلاح، اسماء از مقوله لفظ نیست، بلکه از سنخ وجود خارجی و عینی بوده که در واقع صفت کمال وجودی است که اسم با آن صفت، تعین پیدا می‌کند.

در دیدگاه اهل معرفت ذات خداوند احدیت چون وجود نامتناهی بوده، خالی از هر نوع تجلی و ظهوری است که به آن «غیب الغیب» گویند، اما زمانی که در رتبه‌ی متأخری بوسیله‌ی کمالی از کمالات متعین شود، به این ذات متعین، اسم گویند، به هر حال اگر اسم را از سنخ الفاظ بدانیم، اتحاد اسم با مسما درست نخواهد بود، زیرا اسم لفظی است که بر معنای مسما دلالت می‌کند، اما مسما مدلول اسم بوده که از سنخ مفاهیم است.

به عبارت دیگر اسم از سنخ الفاظ است، ولی مسما از سنخ معانی و مفاهیم بوده و این دو هیچ نوع اتحادی با هم ندارند، بلکه دو چیز هستند، برخلاف ادعای اشاعره که اسم را عین مسمی می‌دانند، اما اگر آن را از سنخ وجود خارجی بدانیم، در این صورت اتحاد صحیح خواهد بود، طبق این مبنا، اسم لفظی، در واقع اسم الاسم خواهد بود اسم اولی از سنخ لفظ و اسم دوم از سنخ وجود خارجی است، صفات در اسماء پخش هستند و هر حکمی که بر صفات بار شود بر اسماء نیز بار می‌شود، لذا اسماء خدا بیان‌گر صفات او هستند.

قرآن کریم به طور صریح خداوند را هم «محب» و هم «محبوب» معرفی فرموده است «فَسَوْفَ یَأْتِی اللّهُ بِقَوْمٍ یُحِبُّهُمْ وَ یُحِبُّونَهُ» و تاکید می‌فرماید به زودی خداوند گروهی را می‌آورد که آنان را دوست می‌دارد و آنان نیز خداوند را دوست می‌دارند و در بند 95 دعای جوشن کبیر می‌خوانیم «یَا خَیْرَ حَبِیبٍ وَ مَحْبُوبٍ». اسماء و صفات خدا واسطه بین او و مخلوقاتش هستند، پس همه‌ی صفات موجود در وجود انسان‌ها در سایه‌ی اسماء خدا تجلی یافته‌اند و در این‌جا بحث در شرح اسم «حَبِیبٍ وَ مَحْبُوبٍ» از «الأَسْمَاء الْحُسْنَى»، و توصیف «یُحِبُّهُمْ وَ یُحِبُّونَهُ» است، در رابطه بین اسم و «الأَسْمَاء الْحُسْنَى» و هستی استاد جوادی آملی می‌فرمایند «سر این که در پایان سوره‌ی الرحمان پس از بیان نعمت‌های مادی و معنوی به اسم و صفات الهی اشاره شده، این است که اسماء و صفات الهی در نزول نعمت‌ها دخیلند و بدون تردید این اثر تنها از اسماء لفظی نیست، بلکه مسما و حقایق اسماست که مؤثرند».

علامه طباطبایی می‌فرمایند آثار مربوط به اسم اعظم نیز از همین باب است، یعنی تاثیر حقیقی که در روایات برای اسم اعظم ذکر شده مربوط به الفاظ و لفظ اسم نیست، زیرا محال است وجود تمام اشیاء تحت سیطره‌ی الفاظی باشند که ما از طریق حنجره ایجاد می‌کنیم، بلکه تاثیر اسم اعظم در عالم به خاطر حقایق هستی است، این بدان معناست که مؤثر حقیقی، خداى تعالى است که هر چیزى را به یکى از صفات کریمه‌اش که در قالب اسمى مناسب با آن چیز است، ایجاد مى‌کند، نه این‌که لفظ خالى یا معناى ذهنی آن اسم و یا حقیقت دیگرى غیر ذات متعالى چنین تاثیرى را داشته باشد.

بنابراین بندگان به واسطه‌ی اسماء حسنی با ذات خدا ارتباط پیدا می‌کنند و بر این اساس محبت انسان نسبت به خدا، میل و کشش قلبی و معنوی انسان به سوی خداوند است و متعلق محبت خداوند قرار داده شده است و محبت انسان به خداوند یک محبت حقیقی است، ملاصدرا در اسفار اثبات می‌کند «لا یَعْرِفُ شَیْءٌ شَیْئًا إلاّ بِما هُوَ فیهِ مِنْهُ» و محبت‌ دلالت‌ بر نحوی از اتحاد می‌کند، در این صورت‌ حتی مقداری از محبت‌ و متابعت‌ که‌ موجود است‌ ربطی از جنس حکم‌ نور را دارد، در هر جا وارد شود ظلمت‌ را دفع‌ می‌کند.

نور گرچه‌ کوچک‌ و حقیر باشد، قدرت‌ دفع‌ تاریکی را دارد، به خلاف‌ ظلمت‌ که‌ نمی‌تواند نور را بیرون‌ کند. و نور بالاخره‌ متصل‌ به‌ کانون‌ نور احدیت است‌ و شعاع‌ خورشید از آن‌ جدایی ندارد، نور جزیی‌ به‌ کلی‌تر و نور ضعیف‌ به‌ قوی‌تر متصل‌ شده‌ و بالاخره‌ به‌ کانون‌ نور کلی‌ و قوی ربط‌ و ارتباط‌ دارد.

حب الله و عشق به خدا عالی‌ترین احساسى است که دل انسانى با آن آشنایى دارد. و از واژه «أَشَدُّ حُبًّا لِّلّهِ» به معنی کمال محبت و دوستی در آیه معروف «وَالَّذِینَ آمَنُواْ أَشَدُّ حُبًّا لِّلّهِ» استفاده شده است. کمال دوستى در انسان فطرى است و هر انسان به فطرت اولیه خود کمال دوست است و آنان که خداى خود را شناخته‌اند او را از همه‌چیز دوست‌تر دارند و آنان که به خدا ایمان دارند محبت و دلدادگى آن‌ها به خدا بیشتر است اولیاء الله و آن‌ها که به مقام یقین رسیده‌اند دل‌باخته ذات ربوبى هستند و دل‌هاى آن‌ها انباشته از حب الله و محبت خدا است و جز محبت او چیزى در دل ندارند.

این حب برتر از محبت و دوستی پدران و فرزندان و برادران و همسران و فامیل و اموال و مسکن و ماوا است. بنابراین می‌توان خداوند را دوست داشت و دوستی خدا بر همه‌ی دوستی‌ها غلبه دارد و مؤمنان محبت‌شان به خدا از همه‌ی محبت‌ها شدیدتر است. پیامبر بزرگوار چنان به خدا مهر مى ورزید که نماز در محضر الهى قرۀ العین او بود. در آیات گوناگون، پیدایش محبت میان محب و محبوب به خدا نسبت داده شده است.

همه موجودات آفریده خدا و بالذات، با قطع نظر از صفات اکتسابی، محبوب خدا هستند، با این تفاوت که برخی با پیمودن راه کمال، این محبوبیت را افزایش می‌دهند و مورد عنایت و محبت ویژه خداوند قرار می‌گیرند. خداوند سبحان یگانه موجودى است که کمال مطلق است و همه نیکویى‌ها و کمالات در ذات او گرد آمده و از همه بدی‌ها و از هر آن چه نکوهیده مبرى است.

از دید عرفانی و فلسفه عاشقانه و محبانه اسلامی هر انسانی به دو دلیل، اول این که موجود است و دوم این که انسان است شرافت دارد و هر موجودی به دلیل موجود بودن آیتی از خدا است و به قول سعدی که این جهان «... هر ورقش معرفت کردگار... » است و یا به قول بهاءالولد در فیه مافیه به تقریر مولانا « آخر همه آسمان‌ها و زمین خود سخن است... » همه موجودات را سویی جز لقاءالله نیست و هر که در هر جایگاهی آگاهانه و یا بی‌خبر جز الی الله و کمال در سیر حرکت جوهری خود طی نمی‌کند و هر وقت که به این سیر و حرکت واقف شد آن وقت است که با رب خود عشق می‌ورزد که آن هم نمودی از همین سیر و حرکت است.

باز در همین رابطه است که مولانا از زبان موسی کلیم الله خطاب به شبان می‌گوید که «هیچ ترتیبی و آدابی مجوی» و در پی آن در سخن با رب خود «هرچه می‌خواهد دل تنگت بگوی» و این عشق بازی عابدانه و عارفانه بسته به شعور سالک در طی مدارج گذشتن از طورهاست و در هر طوری در صورت لیاقت و صلاحیت خود هشیار می‌گردد که چه بگوید تا به معشوق و معبود بی کرانه و جاودانه برسد. و در واقع با درک نعمت عشق، انسان به جاودانگی می‌رسد که هم آن آب حیوان خضر است که اسکندر جهانی را به دنبال آن گشت و نیافت.

فهرست مطالب

بحث اول: از خلت تا حب
بحث دوم: از مجازی تا حقیقی
بحث سوم: آیات حب
بحث چهارم: احادیث حب
بحث پنجم: حب لطف حق
بحث ششم: رابطه یُحِبُّهُمْ با یُحِبُّونَهُ
بحث هفتم: فلسفه عرفانی حب
بحث هشتم: مذهب محبانه
بحث نهم:سریان حب

 ۳۷۶ صفحه، ۱ مگابایت، زبان فارسی، EPUB، 
شابک: 978-600-94339-5-7 

چاپ ۱۳۹۴: ۳۷۶۰۰ ت قیمت الکترونیکی: ۱۰۹۰۰ ت - 3.99€
۵۰٪ تخفیف اولین خرید با کد welcome50
خرید کتاب الکترونیکنسخه نمونه رایگان

راهنمای دانلود کتاب حبیب و محبوب شرح یحبهم و یحبونه

برای دانلود کتاب حبیب و محبوب شرح یحبهم و یحبونه و دسترسی قانونی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را نصب کنید.

دانلود کتاب حبیب و محبوب شرح یحبهم و یحبونه