دانلود کتاب در محضر طبیب (در سفری به خراسان)

در محضر طبیب (در سفری به خراسان)
بزرگنمایی
  • از:
  • (۱)
  • چاپ تیر ۱۳۹۳: ۳۰۰۰ تومان
  • قیمت: ۱۰۰۰ تومان
  • ۵۰٪ تخفیف اولین خرید با کد welcome50
راهنمای مطالعه کتاب‌ها
برای مطالعه کتاب‌ها، لازم است اپلیکیشن کتابراه را در موبایل، تبلت یا رایانه خود نصب کنید.
جزییات کتاب
معرفی کتاب

این کتاب سفرنامه زیارت هشتمین امام معصوم حضرت امام رضا علیه السلام  مشتمل بر اتفاقات و گذر تاریخ می باشد.

به کجا و با کی برویم؟

4 صبح همه‌مان بیداریم و آن‌ها همه در خواب؛ و او بدون خواب! لااِلهَ اِلا هُوَ الحیّ القَیّوم. (آخر زمستان1379)

«چهار قُل و حمد و آیه‌الکرسی و تسبیح و صلوات» توی دهانمان است و تُربت هم‌از دست مادرم با دعای‌سفر امیرالمؤمنین، اضافه می‌شود: اللهم إنّی اعوذُ بِکَ مِن وَعثاء السَّفَر و کابَةِ المُنقَلَب و سُوءِ المَنظَر فِی الاَهل و المالِ و الوَلَد...

سُفرة نان و کیف بدست و محمدساعد در آغوش، در خُنکی صبح به‌مصداق کردار امیر المومنین(علیه‌السلام) که صدقه داده آخـر شب ابتدای سفر می‌فرمود، سوار همان پژوی زرد قِبراقمان می‌شوم؛ و بقیه نیز هم!

مثل بعضی سالهای قبل که گاهی ماشین -درست همین وقتِ بخصوص بطور حیرت‌آوری- ناز می‌کرد و باید دنبالش می‌دویدیم تا روشن شود، این‌بار، هُل نمی‌خواهد! (شاید هم می‌خواستند همسایگان را نیازاریم و یا بیشتر متوسّل باشیم؛ نمی‌دانم!)

معمولاً نیم ساعت، سه ربعی وقت می‌خواهد تا به وداع کرجِ سوسوکنان و برف‌دیدة پاکیزه و اتوبان نیمه‌بیدار، و پس از تلاوت سوره حمد –با صوت اَخوی کوچک‌تر آقاراشد- و چاووشی پدر، توی تهران و اینطرفِ نیرو هوایی، زیر سقف مسجدی تمیز و غرق در چراغانیِ عیدغدیرِ روزهای قبل، نزدیک پیرمردانی که همین اوّل صبح، به‌شدت مشغول قرآن و نماز و قربون صدقه و ماچ و بوسه و خوشمزگی‌اند، دو رکعتی صبح بجا بیاوریم.

آب زنید راه را هین که به‌دیدار نگار می‌رویم!

  • که خدا گفته بر همه آیات که بر حبیب‌خدا ختم انبیاء صلوات!

سوار که می‌شویم مادر می‌فرمایند: «آرزو دارم پولی می‌بود تا مسجد یا مدرسه یا بیمارستانی می‌ساختم». که می‌گویم: شما الحمدلله آدم‌های مسجدی درست و تربیت کرده‌اید، چه غم؟!

پشت فرمان هستم و تا دلم بخواهد روی پدال گاز می‌فشارم و فعلاً مِچ‌مِچ‌های کودکانه اخوی کوچک‌ترین –محمدساعد- را کسی به روی مبارک خودش نمی‌آورد. طفلک گرسنه است و «چه خوش گفت که درد دلم گفت!!»

از پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله به امیرالمؤمنین علیه‌السلام وصیت است که: «...یا علی! شخص تنها در سفر گمراهست و دو نفر دو گمراه‌اند و سه‌کس مسافرانند» و چه بهتر از این‌که همراهانم به‌تعبیر امام‌رضاعلیه‌السلام: نه دوست نادان‌اند و نه دشمن دانا، بلکه دوست دانای پرهیزگار. و اللهُ هو خَیرُ الرَّفیق.

امام‌صادق(ع) نیز فرمودند:«هرکس سورةعبس‌را در کاغذ بنویسد و همراه خود ببرد، در سفر به‌غیر نیکی نبیند و از مفاسد محفوظ باشد» و البته 2شنبه‌و 4شنبه‌و جمعه قبل‌ازظهر، بدون‌صدقه سفر نرود(حلیه‌المتقین).

سردرگمی و شلوغیِ قبل از روشنی صبح میدان افسریه که بالاخره بخیر می‌گذرد، اول جاده آمده‌ایم. جاده تقریباً خلوت است اما براستی به کجا می‌رویم؟!

اللهمَّ اهدِنا فیمَن هَدیت  و قِنا شرّاً ما قَضَیت انّک تَقضی و لایُقضی علیک.

ادامه
فهرست مطالب

به کجا و با کی برویم؟
طبیب میجویند!
آن همه جدّیت، این همه چشم پوشی!
طبیب کیست؟!
طبیب حاذق و مطب شلوغ و مسیری طولانی!!
«اذن دخول»خواهان یا «وقتِ قبلی و رزرو و پارتی» جستن؟!
خانه طبیب اینجاست!
واسطه ای میجوییم!
ستارهای بدرخشید و ماه مجلس شد!
هدف از زیارت چیست؟
بازهم اذن دخول و باز هم واسطه ای...!
گداها تکبّر نمی‌کنند، پس‌ چرا ما تکبّر بکنیم‌؟
گلچین راهنمای دعا
آیا ما از کوه کمتریم؟!
آیا آنها میدانند چه کسی را زیارت میکنند؟
آیا جسد امام در قبر است؟
بازهم در راه ولی امیدوار!
نوروز و مسائلش!
...اگرچه طبیب و گمشدة خود را یافته ایم!
...امان دهید تا بخود بازگردم!
لعنتی هم برای مُبدعان و مخالفان اهلبیت (ع)
شب جمعه و دعای کمیل و ...!
چیزی مثل کباب.... اما دل و دماغ میخواهد!!
ای کاش بتوانم!
بازگشت!

ادامه
کاربر مهمان

کاربر گرامی، برای ثبت نظر ابتدا ثبت نام کنید یا وارد شوید.

هزاران کتاب، رمان و مجله همیشه همراه شما
نصب رایگان کتابراه