دانلود رمان دلم نمی‌آید که در اندیشه‌ی جنازه‌ها رهایت کنم

  • از: محمدکریم مبشری نیا
  • ناشر: انتشارات پرسمان
  • ۰ رای
  • برای دانلود قانونی رمان دلم نمی‌آید که در اندیشه‌ی جنازه‌ها رهایت کنم و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان دانلود کنید.


خرید کتاب الکترونیکنسخه نمونه رایگان

برای دانلود قانونی رمان دلم نمی‌آید که در اندیشه‌ی جنازه‌ها رهایت کنم و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان دانلود کنید.

معرفی رمان دلم نمی‌آید که در اندیشه‌ی جنازه‌ها رهایت کنم

کتاب رمان دلم نمی‌آید که در اندیشه‌ی جنازه‌ها رهایت کنم، به تالیف محمد کریم مبشری نیا، مجموعه‌ای از 31 شعر کوتاه عاشقانه است.

در یکی از اشعار کتاب رمان دلم نمی‌آید که در اندیشه‌ی جنازه‌ها رهایت کنم می‌خوانید:
من حرفی بیش از کالبد این کلمات مستعمل
در سینه‌ام به انفجار رسیده است
چقدر ما در اقلیم حقیر کلمات تهی
هنوز از زیادتی خویش می‌لافیم
سر بندی‌های سیاه که سیاهی را سیاه‌تر می‌کنند
چه خواب‌های مضرسی این شیشه‌ی شکسته می‌بیند
هنوز بوی پنجره از رنگ سربی خیابان گوگردی است
اسم شیشه را به یاد هیچ پرده‌ای نیاویز
پرده‌ها همیشه مستوره نیستند
باور کن هیچ فریادی رساتر از سکوت دندان‌های تو نیست
صدایت را با چه خطی نوشته‌اند که در گنگی آن درمانده‌ام
چقدر به قلب بادی که به ریشه‌ی پوسیده‌ات
خاصیت روییدن را آموخت نزدیک شده‌ام
همه به فردای خود بدهکارند
ولی کسی به ضمانت امروز بر نمی‌خیزد
ما را به حواشی مندرس جمع کثیری وصله کرده‌اند
که بوی تند پوسیدگی از پود تجزیه شده‌شان
تلخی آسمان را نعره می‌کشد
آیا هنوز کسی مانده که در این مدار خوف...

فهرست مطالب

هزار سال دیگر تازه ابلیست خواهم شد
اگر در کنارم جان می‌سپردی بهتر نبود
نه نشد بیشتر از این زنده بمانی
هیچ قانونی نمی‌تواند عشق را بازدارد
آن واژه‌ی نخست را پیدا کرده‌ام
به جای کسی نمی‌شود که بمیری
شما که سردرگمی را می شناسید
مرا هجی کنید ای باران‌ها
زمان به صدا واکنش نشان می دهد
درهای بسته از لذت حرف بی خبرند
می بارم تا نفرتم در شمایلت تبخیر شود
دستان شما همیشه به انکار من روئیده اند
در قاعده‌های مرسوم تو حل می‌شوم
مرگ که لج بازی ندارد مثل زندگی
حالا تو کلمات را به من بسپار تا رستگارت کنم
برای تماشایم بیا
دستم را به ارتقایت می کشم
تو همان قدر آسمانی که من پروازم
دستانم را چگونه در حجم تو معنا کنم
من آموخته‌ی صدا بودم تو فریادم کردی
رفتنم را به پایت بپوش
دلم نمی‌آید که در اندیشه‌ی جنازه‌ها رهایت کنم
واژه‌ها را خالی از صدا ساخته‌اند
من با معجزه‌ی زندگی، زندگی خواهم بخشید
آشکارترین لغت بر لب‌های توست
کسی از میان هیچ کسی ها می رسد
دست‌هایم برای تو دارشان بزن
چه نت‌های بلندی دارد سکوت تو
حسرت تو به دل این شعر ماند
این زبانی نیست که با هر نگاهی بنالد
در تو شاعری زندانی‌ست و در من شعری

 ۸۳ صفحه، ۶۹۶ کیلوبایت، زبان فارسی، EPUB، 
شابک: 978-600-187-142-9 

چاپ ۱۳۹۳، قیمت الکترونیکی: ۲۲۰۰ ت - 0.99€
۵۰٪ تخفیف اولین خرید با کد welcome50
خرید کتاب الکترونیکنسخه نمونه رایگان

راهنمای دانلود رمان دلم نمی‌آید که در اندیشه‌ی جنازه‌ها رهایت کنم

برای دانلود رمان دلم نمی‌آید که در اندیشه‌ی جنازه‌ها رهایت کنم و دسترسی قانونی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را نصب کنید.

دانلود  رمان دلم نمی‌آید که در اندیشه‌ی جنازه‌ها رهایت کنم