دانلود کتاب نمایشنامه رفیق خوب یه نعمته

دانلود کتاب نمایشنامه رفیق خوب یه نعمته
بزرگنمایی
  • از:
  • (۰)
  • چاپ ۱۳۹۲: ۱۵۹۰۰ تومان
  • قیمت: ۷۰۰۰ تومان
  • ۵۰٪ تخفیف اولین خرید با کد welcome50
راهنمای مطالعه کتاب‌ها
برای مطالعه کتاب‌ها، لازم است اپلیکیشن کتابراه را در موبایل، تبلت یا رایانه خود نصب کنید.
جزییات کتاب

معرفی کتاب نمایشنامه رفیق خوب یه نعمته

تئاتر آموزش و پرورش شرایط ویژۀ خود را دارد. مدرسه، که دومین اجتماع خاص بعد از خانه است، حساس ترین محل برای  فراگیری رفتارهای اجتماعی و کاربردی کردن علوم با هدف بهبود کیفیت زندگی است. به همین علت، توجه به این تلاش فرهنگی و هنری خاص، به موازات آنچه مدرسان و مربیان محترم در کلاس ها آموزش می دهند، اهمیت ویژه ای دارد. واقعیت این است که حجم و اهمیت دروس فرصت پرداختن به رفتارهای اجتماعی دانش آموزان را کاهش می دهد.

به دلیل نا آشنایی اکثر مربیان و معلمان عزیز با کارگردانی، «طرح کارگردانی و بازیگری عروسکی» و «کارگردانی و بازیگری غیرعروسکی» هر نمایش پیشنهاد شده است. علاوه بر این، در بخش «تحلیل اشخاص نمایش»، شخصیت های هر اثر به اختصار تحلیل شده است و در بخش مستقل «گفت وگوی پیش از اجرا»، متناسب با تمِ هر اثر، جملاتی از متفکران جهان انتخاب و ارائه شده است.

در بخشی از متن کتاب در مورد طرح پیشنهادی برای کارگردانی و بازیگری غیرعروسک نمایشنامه فرار از مزرعه می خوانید:

صحنۀ نخستین مزرعه‌ای است. حنایی بر بلندی نشسته است و شعر می‌خواند. می‌توان از میز کلاس یا یکی از میز‌ها یا صندلی‌های دانش‌آموزان برای جایگاه حنایی استفاده کرد. کلاغ از در کلاس وارد می‌شود و حنایی را غمگین می‌بیند. قارقار می‌کند، کنارش می‌نشیند، و با او گفت‌وگو می‌کند. سپس از حنایی جدا می‌شود و از همان راهی که آمده است خارج می‌شود. بعد از رفتن کلاغ حنایی با خود سخن می‌گوید. به زیر می‌آید و در پی کلاغ به بیرون سرک می‌کشد. او، در حالی که صحنه را دور می‌زند، دوباره شعر می‌خواند و از صحنه خارج می‌شود. پسر آسیابان می‌آید، کیسۀ گندم را کنار در ورودی کلاس قرار می‌دهد و خارج می‌شود. حنایی وارد می‌شود، در صحنه راه می‌رود، و وانمود می‌کند از گندم‌ها می‌خورد. پسر آسیابان با ترکه‌ای می‌آید. حنایی متوجه حضور او نمی‌شود. پسر آسیابان به سوی حنایی می‌رود و با ترکه او را می‌زند. وانمود می‌کند حنایی را تنبیه می‌کند. حنایی می‌گریزد و از پسر آسیابان و کیسه فاصله می‌گیرد. اما وسوسۀ خوردن گندم دوباره او را به سوی گندم‌ها می‌کشاند. پسر آسیابان تهدیدکنان به سوی حنایی قدم برمی‌دارد و ترکه‌اش را تکان می‌دهد. حنایی می‌ترسد و می‌ماند. پسر آسیابان کیسه را برمی‌دارد و خارج می‌شود. حنایی، که از درد می‌نالد، در صحنه می‌گردد و شعر می‌خواند و بیرون می‌رود

ادامه
فهرست مطالب

نمایشنامۀ «نام نیک یا لانۀ کلاغ»
طرح پیشنهادی برای کارگردانی و بازیگری غیرعروسکی
طرح پیشنهادی برای کارگردانی و بازیگری عروسکی
شیوۀ عروسکی
تحلیل اشخاص نمایش
گفت‌وگوی پیش از اجرا
نمایشنامۀ «رفیق خوب یه نعمته»
طرح پیشنهادی برای کارگردانی و بازیگری غیرعروسکی
طرح پیشنهادی برای کارگردانی و بازیگری عروسکی
تحلیل اشخاص نمایش
گفت‌وگوی پیش از اجرا
نمایشنامۀ «فرار از مزرعه»
اشخاص نمایش
طرح پیشنهادی برای کارگردانی و بازیگری غیرعروسکی
طرح پیشنهادی برای کارگردانی و بازیگری عروسکی
تحلیل اشخاص نمایش
گفت‌وگوی پیش از اجرا
نمایشنامۀ «آن شب ستاره بارید»
طرح پیشنهادی برای کارگردانی و بازیگری غیرعروسکی
طرح پیشنهادی برای کارگردانی و بازیگری عروسکی
تحلیل اشخاص نمایش
نمایشنامۀ «پشیمانی»
طرح پیشنهادی برای کارگردانی و بازیگری غیرعروسکی
طرح پیشنهادی برای کارگردانی و بازیگری عروسکی
تحلیل اشخاص نمایش
گفت‌وگوی پیش از اجرا

ادامه
کاربر مهمان

کاربر گرامی، برای ثبت نظر ابتدا ثبت نام کنید یا وارد شوید.

هزاران کتاب، رمان و مجله همیشه همراه شما
نصب رایگان کتابراه