دانلود کتاب پدر عزرائیل

  • از: فرهاد بابایی
  • ۱۶ رای
  • برای دانلود قانونی کتاب پدر عزرائیل و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان دانلود کنید.


افزودن به کتابخانه

برای دانلود قانونی کتاب پدر عزرائیل و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان دانلود کنید.

معرفی کتاب پدر عزرائیل

مجموعه داستان "پدر عزراییل" حاصل یک کار کارگاهیست که بین سال‌های ۸۰ تا ۸۴ در محل کارگاه ادبیات خلاقه مجله کارنامه و زیر نظر آقای محمد محمد علی (رمان نویس) شکل گرفته است. تعدادی از داستان ها قبل از رفتنم به کارگاه نوشته شده اند و سپس آنجا با خواندن در جمع دوستان نویسنده تصحیح و ویرایش شده اند. تجربه اولیه است و من از حیث تکنیک  و فرم سعی کردم تا همه چیز را تجربه کنم. تلاش کردم به موازات این دو مضمون و محتوا را نیز در موضوعات مختلف تجربه کنم. روابط آدم‌ها و پستی و بلندی‌های روابط را. دیالوگ و حرف و سخن بسیار برایم مهم بوده و همچنان نیز معتقدم هر آدم یک جمله دارد و آن جمله زندگی اوست. عمر آن جمله مهم است و تاثیر آن بر اطرافیان و آدم‌هایی که با او در ارتباط هستند.

هیچ خواننده حرفه ای از کتاب اول یک نویسنده انتظار شاهکار ادبی ندارد. اما هر خواننده حرفه ای می تواند لابه لای نوشته های نه چندان پخته کتاب اولی ها رگه های استعداد نهفته را ببیند. به نظر می رسد فرهاد بابایی می تواند نویسنده خوش آتیه ای باشد. داستان های او واقع گرایانه است و برشی از زندگی ایرانیان دهه هشتاد را به نمایش می گذارد. فرهاد در دیدن لحظه های به شدت انسانی موفق است و اگر چه داستان هایش الزاما گیرا نیستند اما لحظه های انسانی داستان هایش به قدر کافی جذاب و تاثیرگذار است.

 ۲۳۶ صفحه، ۱۰۲ کیلوبایت، زبان فارسی، EPUB، 
شابک: 9781901641006 

چاپ ۱۳۹۳، قیمت الکترونیکی: رایگان
۵۰٪ تخفیف اولین خرید با کد welcome50
افزودن به کتابخانه

راهنمای دانلود کتاب پدر عزرائیل

برای دانلود کتاب پدر عزرائیل و دسترسی قانونی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را نصب کنید.

دانلود کتاب  پدر عزرائیل
رحیم عظیمی
۱۳۹۶/۷/۲۴
توی داستانها همش شخصیتها بهم می گن خری، خیلی خری،دیوونه ای مخصوصا زن وشوهرها؟؟ از این کلمات زیاد استفاده شده!!؟ درضمن داستانها همش از زبان سوم شخص بود توگفتی اون گفت، که باعث گنگی داستانها شده بود بهتر بود نویسنده خودشو جای یکی ازشخصیتهای داستان قرار میداد!
مرتضی ‌
۱۳۹۵/۴/۱۵
اقا من‌ اخرش نفهمیدم‌چی شد یبارنوشته که‌تو خونه ایم یبار‌میگه تو رستورانیمکلا‌قاطی کردم
فرح حاتمی
۱۳۹۵/۱/۱۷
داستان اول خوب بود با موضوعی تازه وپرداخت خوب داستان دوم وسوم نیز خوب بودند نه به اندازه اولی با آرزوی کارهای بهتر نویسنده عزیز
مشاهد همه دیدگاه‌ها (۱۳)