دانلود کتاب چشم‌هایت در پاریس گم نمی‌شوند

  • از: فاطمه آقایی
  • ناشر: انتشارات ویهان
  • ۱ رای
  • برای دانلود قانونی کتاب چشم‌هایت در پاریس گم نمی‌شوند و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان دانلود کنید.


خرید کتاب الکترونیکنسخه نمونه رایگان

برای دانلود قانونی کتاب چشم‌هایت در پاریس گم نمی‌شوند و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان دانلود کنید.

معرفی کتاب چشم‌هایت در پاریس گم نمی‌شوند

کتاب چشم‌هایت در پاریس گم نمی‌شوند نوشتۀ فاطمه آقایی، داستان مرد جوانی را روایت می‌کند که در ناراحتی و غم فراق دختری به نام‌ آلیسا به سر می‌برد.

این مرد جوان در یکی از کتابخانه‌های پاریس به دنبال کتابی می‌گردد که ناگهان با صحنه‌ای عجیب رو به‌ رو می‌شود و در پی این اتفاق نگاهش به زندگی تغییر می‌کند.

در بخشی از کتاب چشم‌هایت در پاریس گم نمی‌شوند می‌خوانیم:

چهارمین بار است که سر تا سر خیابان‌های این شهر لعنتی را گشته‌ام. نفس، نفس، نفس... سرعت من حتی از لاستیک‌های جیغ جیغوی پژوهای درب و داغانِ پیرمردهای بی‌حوصله‌ی بعد از ظهرهای پاریس هم بیشتر بود. می‌توانستم هنگام سبز شدن چراغ، از لابه‌لای ماشین‌ها بی‌هوا رد بشوم و می‌توانستم وسط خیابان بلندتر از همیشه فریاد بزنم. می‌توانستم سیگاری آتش بزنم و دودش هیچ‌‌کس را به سرفه نیندازد اما هیچ ‌کاری نکردم و فقط به راه رفتن ادامه دادم.

نمی‌توانستم. همیشه جایی از دست می‌رفت. همیشه تکه‌ای از وجود من را با خودش می‌برد. هر کدام از ما تکه‌هایی داریم که درون انسان‌های دیگری می‌یابیمشان. تکه‌هایی که شب‌ها خواب را از چشم‌هایمان می‌رباید، ما را افسرده می‌کند، خون احساسات عمیقمان را منجمد می‌کند و کسی مثل من را وادار می‌کند به راه رفتن میان خیابان‌ها. احساس خستگی نمی‌کردم ولی چیزی در مغزم من را وادار به نشستن کرد. به درختی که هیچ سایه‌ای برای عابری خسته مثل من نداشت تکیه دادم. کلافه شده بودم.

حتی کلاغ‌ها هم نگاهم نمی‌کردند. بی‌اختیار انگشتان دست راستم را نزدیک گوشم بردم. آرام آن‌ها را از گوشم، داخل سرم فرو کردم. انگشتانم به توده‌ای از چربی برخورد کرد. کنارشان زدم. دنبال چشم‌های آلیسا می‌گشتم. تمام مغزم را بهم ریخته بودم و پیدا نمی‌شد. نبود! باور نمی‌کردم. چشم‌های آلیسا کجا غیبشان زده بود؟ پلک‌هایم از کلافگی محکم بهم چسبیده شد ولی هنوز دنبال چشم‌هایش می‌گشتم.

داشتم ناامید می‌شدم اما بالاخره پیدایشان کردم. میان دو چشمم نشسته بودند و صدایشان در نمی‌آمد. کِز کرده بودند همان جا و انگار که از خستگی خمار شده باشند، به سر انگشتانم زل زدند. میان انگشتانم گرفتمشان. آرام این کار را انجام دادم تا نترسند. دستم را محافظ چشم‌هایش کردم تا ذره‌ای از سلول‌های مغزِ بیچاره‌ام به آن نچسبد. دستم را آهسته به سمت پرده‌ی گوش راستم حرکت دادم.

فهرست مطالب

جمعیت
ژوپ
زمان
چرخ
عذاب
نور
دستگیره
پول
باد
ارکیده
صورتی
نیمکت
بهار

 ۸۴ صفحه، ۶۸۶ کیلوبایت، زبان فارسی، EPUB، 
شابک: 978-600-8809-95-1 

چاپ ۱۳۹۷: ۱۲۰۰۰ ت قیمت الکترونیکی: ۹۰۰۰ ت - 3.49€
۵۰٪ تخفیف اولین خرید با کد welcome50
خرید کتاب الکترونیکنسخه نمونه رایگان

راهنمای دانلود کتاب چشم‌هایت در پاریس گم نمی‌شوند

برای دانلود کتاب چشم‌هایت در پاریس گم نمی‌شوند و دسترسی قانونی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را نصب کنید.

دانلود کتاب  چشم‌هایت در پاریس گم نمی‌شوند