دانلود کتاب کوبه‌ها


افزودن به کتابخانه

برای دانلود قانونی کتاب کوبه‌ها و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان دانلود کنید.

معرفی کتاب کوبه‌ها

کتاب کوبه‌ها به قلم آنیتا زهراوی، روایتگر داستان دختری به نام غزل است که علی‌رغم همه‌ی محدودیت‌ها و ناعدالتی‌ها دست از رویاهایش نمی‌کشد و برای ساختن دنیایی بهتر برای خود و نسل بعد تلاش می‌کند.

داستان کوبه‌ها، داستانی نمادین است که علاوه بر سرگرم کردن شما، سعی در تغییر ارزش‌ها و اصلاح نگرش‌های نادرست موجود در جامعه، بیان حقایق و واقعیت‌ها و گهگاهی انتقاد در مورد آن‌ها را دارد.

این داستان شاید در نگاه اول مربوط به دوران گذشته باشد اما باید توجه داشت که زنان در تمامی عصرها چه در اعصار گذشته و چه اکنون، همواره با مشکلاتی مواجه بوده‌اند. نکته مهم این است که در تمامی این دوران‌ زنان به اقتضای آن زمان و متناسب با جو حاکم، برای به رسمیت شناخته شدن حقوقشان و رسیدن به برابری اجتماعی جنگیده‌اند و خواهند جنگید.

کتاب کوبه‌ها به قصه زنانی می‌پردازد که که با سلاح زنانگی به جنگ با نابرابری جنسیتی می‌روند. دخترانی که خمیر شخصیت خود را پیچ و تاب می‌دهند، ورز می‌دهند تا نرم شود و قابل انعطاف، آنگاه آن را با عشق به بهترین حالت ممکن شکل می‌دهند تا مادری باشند لایق که الگوی فرزندانش است.

محوریت اصلی این داستان بر پایه تلاش برای رسیدن به آزادی، عدالت و برابری بنا شده است.

برخی از شخصیت‌ها و نمادها در کتاب کوبه‌ها:

- برادرزاده‌ی غزل نماد نسلی نو با تفکراتی نو است.
- راحله خانم داستان، نماد افرادیست که بدون داشتن علم به چیزی آن را مورد قضاوت قرار می‌دهند.
- مادر غزل نماد زنانی است که با سکوتشان خود را از حق برخوردار بودن آزادی در جامعه محروم کرده‌اند.
- هما نماد دختران آزاده‌ای است که بدون توجه به قضاوت‌های سایرین راه خود را شجاعانه ادامه می‌دهند.
- پدر غزل نماد مردانی است که عشق را احساس می‌کنند اما از ابراز آن امتناع می‌کنند؛ چون باور به مردانگی و غرور مانند چشم بندی مانع آن‌ها برای دیدن حقایق شده است.

در بخشی از کتاب کوبه‌ها می‌خوانیم:

حیاط خانه‌مان پر از هیاهو بود. زنان همسایه برای کمک به مادرم آمده بودند. یک عده مشغول خواندن قرآن بودند، یک عده دیگر مشغول پاک کردن سبزی‌ها، یک عده مشغول سرخ کردن پیازها و عده‌ای هم صرفاً آمده بودند که اخبار داغ محله را به اطلاع بقیه برسانند. در این بحبوحه من هم مشغول فکر کردن به آن صحنه چند روز پیش بودم. آش نذری که آماده شد، نوبت رسید به پخش کردن آن. مانند فنر از جا پریدم و کاسه و سینی را برداشتم که آش ببرم برای همسایه تازه‌مان. فرصتی مناسب بود تا به بهانه بردن آش نذری بتوانم وارد آن خانه شوم و آن‌ها را از نزدیک ببینم. دلم پر می‌زد برای شنیدن دوباره‌ی آن نوای دلنشین.

در خانه‌ی آن‌ها را زدم. در باز شد و من چشم در چشم شدم با پسر خوش سیمایی که از بام خانه دیده بودم. لبخند گرمی زد و گفت: آه... فکر کنم به اشتباه کوبه‌ی مردانه را زدید!

بچه که بودم می‌دیدم که وقتی صدای کوبه‌ی مردانه می‌آمد، پدرم با لبخند خاصی که زیر سبیل‌های چخماقی‌اش پنهان می‌کرد به سمت در خانه می‌رفت. اما وقتی صدای کوبه‌ی زنانه می‌آمد، با اخم به مادرم می‌گفت: "لابد زن همسایه است؛ برو و در را باز کن. " برای دیدن لبخند پدرم که به وفور نصیب برادرانم می‌شد و ته مانده‌ی آن به من می‌رسید، تصمیم گرفتم همیشه کوبه‌ی مردانه را بزنم تا برای یک بار هم که شده پدرم در را با لبخند به رویم باز کند. از همان دوران این عادت بد در من نهادینه شد اما در آن لحظه قادر به توضیح دادن آن نبودم، تنها کاری که توانستم انجام دهم این بود که سکوت کنم و سر به زیر اندازم.

او که دستپاچگی مرا می‌دید لبخند نصفه نیمه‌ای زد و مرا به داخل خانه راهنمایی کرد.

 ۳۹ صفحه، ۵۶۳ کیلوبایت، زبان فارسی، EPUB، 
شابک: 978-622-95763-4-2 

چاپ ۱۳۹۸: ۹۰۰۰ ت قیمت الکترونیکی: رایگان
۵۰٪ تخفیف اولین خرید با کد welcome50
افزودن به کتابخانه

راهنمای دانلود کتاب کوبه‌ها

برای دانلود کتاب کوبه‌ها و دسترسی قانونی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را نصب کنید.

دانلود کتاب  کوبه‌ها
Amir Arabloo
۱۳۹۸/۵/۱۰
کتاب ساده و روان و خوب بود. قصه ای که از قصه گویی خارج نمی شود.
هادی روانشاد
۱۳۹۸/۵/۱۱
خانم زهراوی، بهتون تبریک میگم موضوعی رو انتخاب کردید که لازمه تو جامعه بارها و بارها مطرح بشه تا باورهای غلط و بسیار زیان‌بار رو کمرنگ کنه. با سن نسبتا کمی که دارید خوب داستان رو پرورانده‌اید. آرزومند پیشرفتتون در نویسندگی و شادکامی و پرباری زندگیتون هستم.
Azin Kari
۱۳۹۸/۵/۱۰
من خوشم اومد،خسته نباشید نویسنده
مشاهد همه دیدگاه‌ها (۳۴)