دانلود کتاب صوتی خاما


خرید کتاب صوتی

برای دانلود قانونی کتاب صوتی خاما و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان دانلود کنید.

معرفی کتاب صوتی خاما

کتاب صوتی خاما اثر یوسف علیخانی، رمانی شاعرانه، سرشار از عشق و نفرت، خواستن و نرسیدن، جنگ و زندگی است. 

خاما روایتگر سال‌های 1310 تا 1350 و براساس ماجرایی شورش کرده است، قهرمان رمان به نام خلیل شاهد مهاجرت و کوچ اجباری‌ست. در این کتاب صوتی زمینه‌های تاریخی و سیاسی از یک سو و از سوی دیگر زمینه‌­ی اجتماعی و روانشناسی در لایه لایه­‌ی اثر طرح می‌­شوند.

شخصیت اصلی رمان انسانی است دور مانده از اصل خویش و بر همین اساس هم هست که درون مایه‌های نوستالژیک و غم غربت را می­‌توان در جای­‌جای مختلف آن مشاهده کرد، نوعی خودسوزی و خودکاهی درونی خودخواسته و ناشی از فراق که تا انتهای رمان همدم شب­‌های تنهایی شخصیت اصلی یعنی خلیل می‌‌شود و روایتی غم­‌آوا را در بطن ماجراهای مختلف به مخاطب خود عرضه می‌­کند.

همیشه نام کتاب‌ها در ذهن مخاطبان سوالاتی به وجود می‌آورد ولی گاه این حس از یک کنجکاوی ساده فراتر رفته و او را به دنبال کردن مسیر مشتاق می­‌کند. خاما یکی از این کتاب­‌هاست. مخاطب با دیدن واژه‌­ی خاما در روی جلد کتاب، معنای این واژه را در هزارتوی ذهن خود جستجو کرده و در پی کشف آن به داستان رجوع می‌کند. علیخانی خود در مورد معنای خاما می‌گوید: «خاما دارای معانی متعددی است که یکی از معناهایش خامه است ولی معنای اصلی خاما در این کتاب نیمه‌­ی گمشده است که به نوعی به مطالب درون رمان بسیار مرتبط بوده و مخاطب را مجذوب خود می­‌کند.»

علیخانی خود در مورد خاما می‌گوید: «خاما، زاد­ه­‌ی یک ظواهر شهودی بود، خاما را من ننوشتم خودش نوشته شد. این کتاب در مدت ۴۵ روز و در فواصل زمانی نیمه شب تا صبحگاه نوشته شده است و به جرات می‌توانم بگویم که در این کتاب عاشقی را تجربه کردم.»

وی اضافه می­‌کند: «خاما نباید نوشته می‌شد. یک­بار یکی خیلی سال قبل او را زندگی کرد و در شبی، این راز مگو را گفت و دیگر به سخن درنیامد. لال شد. و گذشت و گذشت و گذشت تا رسید به یکی که کارش گفتن است. این کلمه‌ها امید دارند راوی و خاما زنده شود. به رقص و به رنگ، رنگ زرد و قرمز این حلقه‌ی آتش، باید که جاری شد.»

علیخانی، نقل کردن داستان زندگی آدم‌ها را مد نظر قرار داده و می‌گوید: «خاما، داستان زندگی یک پدربزرگ است. پدربزرگی که حالا نیست و راوی در پوستین او افتاده تا زندگی‌اش را از نگاه او خیال کند. اینکه چقدر به حقیقت رفته و چقدر خیال بافته، باید این رمان را خواند. خاما، داستان انسان معاصر است که زندگی، هر لحظه برای او نقشه‌ای زیر سر دارد و بدا به حال کسی که سر راهش سبز بشود».

یوسف علیخانی در سال 1354 در یکی از روستاهای الموت قزوین دیده به جهان گشود. وی دوران ابتداییِ تحصیل را در روستای محل تولد گذراند و پس از آن به قزوین مهاجرت کرد و دوران متوسطه را در آن‌جا گذراند. او دستِ آخر برای ادامه‌­ی تحصل به تهران رفت. پس از عزیمت به تهران در رشته‌­ی زبان و ادبیات عرب مشغول به تحصیل شد و در سال 1377 از دانشگاه تهران فارغ التحصل شد. علیخانی دوران کودکی و نوجوانی سختی را پشت سر گذاشت و تمام افتخارات خود را مدیون این دوران می‌داند. وی در حال حاضر به­‌عنوان مدیر نشر آموت فعالیت می‌کند.

علیخانی توانسته با عبور از سنت در نویسندگی‌اش به خلق زبانی تازه دست پیدا کند. وی در نوشته‌هایش اصطلاحات بومی و محلی و کلمات خاص اقلیم مربوطه را به‌ ­کار برده و با ایجاد فضای صمیمی و نزدیک به دنیای واقعی مخاطب، مسیر داستان خود را پیش می‌برد. وی هم‌چنین از حکایت‌های بومی و محلی در داستان خود بهره می‌برد. 

یوسف علیخانی در طول فعالیت حرفه‌ای خود آثاری ماندگار و پر مخاطب را به رشته‌­ی تحریر در آورده که می‌­توان به مجموعه داستان‌هایی مانند «عروس بید»، «اژدهاکشان»، «قدم‌بخیر مادربزرگ من بود» و دو رمان پر مخاطب وی «بیوه‌کشی» و «خاما» اشاره کرد.

در قسمت‌هایی از کتاب صوتی خاما می‌شنویم:

«... پرت‌مان کردند از بهشت‌مان به زمینی که خودشان می‌خواستند. تا آمدیم به زمین‌شان خو بگیریم، تا آمدیم زمین‌‌شان را آباد کنیم، تا آمدیم زمینِ تازه را آباد کنیم، باز هم آواره‌مان کردند.
دایه گفت. باب، چپ‌چپ نگاهش کرد. احمد هم به نفس‌نفس افتاده بود. هراس در چشم‌های همه دیده می‌شد.
تا چشم کار می‌کرد دشت، پر از زن و مرد ایل بود که گرسنه و تشنه رها شده بودند و فقط امنیه‌ها تفنگ به دست، راهِ برگشت مردم را سد کرده بودند و فرمانده‌شان می‌گفت:
- فقط رو به جلو!
صف کشیده شده بود تا بی‌نهایت. چیله گریه می‌کرد. اسماعیل و محمد ماتم‌ زده پیش می‌رفتند و آفتاب از پشت سر می‌کوبید توی گردن­شان. اسماعیل گفت:
مرگ از این زندگی بهتر...» 

«سگ سفیدم با خودش دم دم بازی می‌کرد. نگاهش کردم. خاما را. هیچ‌وقت اینطور سرخوش ندیده بودمش. از اول حواس‌ام پی‌اش بود. داشت نگاهم می‌کرد تا مرغ و خروس‌ها را جا بدهم و سیر نگاهش بکنم. نشست روی تخته سنگی. رفتم نزدیک‌تر. قلبم تند تند می‌زد. پرنده‌ای توی دلم صدا می‌کرد که بروم جلوتر. بروم و باهاش حرف بزنم. بروم و باهاش پرواز بگیرم. بروم و با هم آشیانه بسازیم. حس کردم همه دارند نگاه‌مان می‌کنند؛ سنگ‌ها و خانه‌ها آدم‌ها و نی‌زارها و دریاچه و آغگل.

خاما تلخ خندید. به اطراف نگاه کردم. آغگل رفته بود توی تاریکی و کسی مار ا نمی‌پایید. نزدیک‌تر رفتم...»

فهرست مطالب

۳۶ دقیقه
فصل اول - بخش اول
۳۴ دقیقه
فصل اول - بخش دوم
۳۱ دقیقه
فصل اول - بخش سوم
۱۲ دقیقه
فصل اول - بخش چهارم
۲۷ دقیقه
فصل دوم - بخش اول
۳۴ دقیقه
فصل دوم - بخش دوم
۳۵ دقیقه
فصل دوم - بخش سوم
۱۹ دقیقه
فصل دوم - بخش چهارم
۲۴ دقیقه
فصل سوم - بخش اول
۳۲ دقیقه
فصل سوم - بخش دوم
۲۸ دقیقه
فصل سوم - بخش سوم
۳۶ دقیقه
فصل سوم - بخش چهارم
۲۰ دقیقه
فصل سوم - بخش پنجم
۳۳ دقیقه
فصل چهارم - بخش اول
۲۸ دقیقه
فصل چهارم - بخش دوم
۲۷ دقیقه
فصل چهارم - بخش سوم
۳۳ دقیقه
فصل چهارم - بخش چهارم
۳۳ دقیقه
فصل چهارم - بخش پنجم
۳۳ دقیقه
فصل چهارم - بخش ششم
۴۰ دقیقه
فصل چهارم - بخش هفتم
۳۲ دقیقه
فصل چهارم - بخش هشتم
۲۹ دقیقه
فصل چهارم - بخش نهم
۱۶ دقیقه
فصل چهارم - بخش دهم
۳۵ دقیقه
فصل پنجم - بخش اول
۲۵ دقیقه
فصل پنجم - بخش دوم
۳۲ دقیقه
فصل پنجم - بخش سوم
۳۲ دقیقه
فصل پنجم - بخش چهارم
۱۲ دقیقه
فصل پنجم - بخش پنجم
۲۱ دقیقه
فصل ششم
 ۱۳ ساعت و ۵۱ دقیقه، ۷۶۶ مگابایت، زبان فارسی، MP3، 
چاپ ۱۳۹۷، قیمت الکترونیکی: ۱۵۰۰۰ ت - 5.49€
۵۰٪ تخفیف اولین خرید با کد welcome50
خرید کتاب صوتی

راهنمای دانلود کتاب صوتی خاما

برای دانلود کتاب صوتی خاما و دسترسی قانونی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را نصب کنید.

دانلود کتاب صوتی خاما
زهرا علی بابایی
۱۳۹۷/۸/۱۷
داستان درمورد پسری که درزمان رضاخان باخانوادش تبعید میشن و پسرفرار میکند و تاآخر عمر جدا ازخانوادش زندگی میکنه. خیلی خوب شروع شد و خیلی خیلی قوی ادامه پیدا کرد ولی احساس میکنم خیلی بهتر میتونست تموم بشه مثل اینکه خلیل پیش خانوادش برمیگشت.
مریم صابری بهبهانی
۱۳۹۷/۷/۱۸
زیبا
حسین پیوند
۱۳۹۷/۷/۱۵
بی نظیره . 👌
مشاهد همه دیدگاه‌ها (۳)