دانلود رمان ته کلاس ردیف آخر صندلی آخر

  • از: لوییس سکر، پروین علی پور
  • ۱۴۹۹ رای
  • برای دانلود قانونی رمان ته کلاس ردیف آخر صندلی آخر و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان دانلود کنید.


افزودن به کتابخانه

برای دانلود قانونی رمان ته کلاس ردیف آخر صندلی آخر و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان دانلود کنید.

معرفی رمان ته کلاس ردیف آخر صندلی آخر

رمان ته کلاس ردیف آخر صندلی آخر برنده نوزده جایزه به انتخاب کودکان

برادلی چاکرز بزرگ‌ترین و خشن‌ترین شاگرد کلاس پنجم یک مدرسه بود که همیشه در ته کلاس، ردیف آخر، صندلی آخر می‌نشست. او هیچ‌گاه دوستی نداشت و همیشه رفتارهای ناشایستی داشت و همه را عصبانی می‌کرد. با این وجود که پدر و مادر او دوستش می‌داشتند اما او با آن‌ها نیز مشکل داشت. او از اینکه بدترین نمره را می‌گرفت خوشحال می‌شد و به هیچ چیز اهمیتی نمی‌داد تا اینکه دانش‌آموز جدیدی به نام جف فیشکین از واشنگتن دی سی به این مدرسه منتقل شد و تلاش کرد تا با برادلی رابطهٔ دوستی برقرار کند؛ اما مانند بقیه در این کار موفق نمی‌شود. همچنین مشاور جدیدی به نام کارلا به این مدرسه می‌آید که در انتها روند زندگی برادلی با ورود این دو نفر به مدرسه به کلی دگرگون می‌شود و او روز به روز نمرات بهتری می‌گیرد و همچنین با دیگران به خوبی کنار می‌آید؛ گرچه کارلا در آخر به خاطر اعتراض‌های والدین به روش‌های خاصش در مشاوره با کودکان مجبور می‌شود از مدرسه برود؛ حال آنکه همهٔ دانش‌آموزان با کمک او بر ترس‌ها و مشکلات خود پیروز شده بودند و او را دوست می‌داشتند.
به طور خلاصه، تبدیل برادلی از شخصیتی منفور به فردی دوست‌داشتنی، روند اصلی کتاب است که در این میان، حوادث و شخصیت‌های گوناگون به پویایی نوشتار کمک می‌کنند.

متن پشت کتاب:

گاهی سخت ترین کار دنیا این است که توانایی هایت را باور کنی!
برادلی چاکرز، بزرگترین شاگرد کلاس، تا دلت بخواهد دروغ می بافد؛ آن هم دروغ های شاخدار! او با هم شاگردی هایش توی مدرسه دعوا راه می اندازد و از درس و مشق متنفر است.
در مدرسه هیچ کس جز کارلا ، مشاور جدید مدرسه، برادلی را دوست ندارد. کارلا از شنیدن داستان های عجیب و غریب و او خوشش می آید و فکر می کند او واقعا باهوش است. اما کارلا چه کند تا برادلی خودش را عوض کند؟

برادلی چاکرز، پشت میزش، ته ِکلاس ...، ردیف ِ آخر ...، صندلی آخر نشست. هیچ کس در صندلی کناری، یا جلویی او ننشسته بود. برادلی جزیره بود.

 ۱۲۱ صفحه، ۲ مگابایت، زبان فارسی، PDF، 
چاپ ۱۳۸۶، قیمت الکترونیکی: رایگان
۵۰٪ تخفیف اولین خرید با کد welcome50
افزودن به کتابخانه

راهنمای دانلود رمان ته کلاس ردیف آخر صندلی آخر

برای دانلود رمان ته کلاس ردیف آخر صندلی آخر و دسترسی قانونی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را نصب کنید.

دانلود  رمان ته کلاس ردیف آخر صندلی آخر

نظرات رمان ته کلاس ردیف آخر صندلی آخر

Fateme Mazini
۱۳۹۹/۳/۱۰
میدونین اوایل این کتاب همیشه آدم با خودش فکر میکنه و پیش‌داوری میکنه که این نوع بچه‌ها تغییر نخواهند کرد و راهی رو در پیش گرفتن که امیدی بهشون نیست رو این حساب سعی میکنیم کمتر توجه کنیم بهشون و وقتمون رو در اختیار بچه‌هایی که از نظر ما سر به راه و مطیع ما هستند قرار بدیم.
اما شناختن درون یک فرد؛ و
فرقی نداره کودک یا بزرگسال؛ شناختن دورنش، کنکاش کردن نفوذ کردن بهش و دیدن قلبش خیلی چیزهارو تغییر میده، خیلی چیزهارو روشن میکنه، یه جورایی ریشه یابی علت خرابی میشه.
مثل کارلای داستانمون، باید باهاشون صحبت کنیم. دقت کنید “صحبت کنیم”، امرو نهی و اجبار و دستور برای این بچه‌ها جواب نمیده.
باید همراهشون باشیم. باید بهشون نفوذ کنیم. باید قلبشون رو ببینیم
بعد آروم آروم بدون اینکه متوجه بشن کمکشون کنیم. کمک کنیم که خودشون رو بشناسن. خودشون رو بالا بکشن و بزارن همه به شخصیت مهربونی که پنهانش کردن پی ببرن.
این کتاب نشون داد که چقدر مهمه به بچه‌ها، به حرکاتشون، تک تک حرفاشون توجه کرد.
بچه‌ها به صرف اینکه کوچیک هستند و از نظر ما به اون رشد عقلی که مد نظر “ما بزرگسالان” هستش نرسیدند موجودات خنگی نیستند و حرکات و گفتارشون بی‌اهمیت نیست.
در نهایت به یاد داشته باشیم هر پروسه‌ای هر بهبودی هر تغییری نیاز به صبر داره ره صد ساله یک شبه طی نمیشه پس بعد یک روز و ده روز خسته نشیم نا امید نشیم انتظار تغییر اساسی نداشته باشیم. همچنان همراه باشیم و کمکشون کنیم
چیزی رو بهشون تحمیل نکنیم. اجازه بدیم یاد بگیرن که بتونن درست تصمیم بگیرن. اجازه بدیم و کمکشون کنیم که بتونن حس خوبی نسبت به خودشون داشته باشن.
فروزان ذوالفقاری نیا
۱۳۹۹/۴/۴
خیلی خیلی خیلی فوق العاده بود من برای بار دوم دارم میخونمش واقعا با خوندنش حس کردم یه نفر داره احساس من رو داستان میکنه😚😚😚 خیلی دوس داشتمش اگه در آینده کارگردان شدم فیلم یا انیمیشن این داستان رو میسازم البته یه سوال یعنی چی برادلی یه لبخند تا بناگوش میزنه و معلوم نیست که لبخنده یا اخم من متوجه و نشدم هر کار میکنم نمیتونم تصور کنم دقیقا چجوری اما عالی بود وقتی با عروسکاش بازی میکرد وخواهرش مسخره‌اش میکرد من یاد خودم افتادم😭😢 من خیلی از کارلا خوشم اومد اصلا اون مشاور بی همتا بود آخرشم خیلی خوب تموم شد جمله‌ی آخر هر کتاب برای من خیلی مهمه این کتاب آخرین جمله‌اش عالی بود لو نمیدم که کسایی که هنوز نخوندنش و میخوان بخوننش آخرشو نفهمن🙊🙊
من جمله‌ی مهمی ازش گرفتم:
(هیچ وقت توانایی خودت رو دست کم نگیر، هرگز نگو هرگز، باور کردن تواناییت شاید کار سختی باشه اما وقتی موفق بشی این کارو انجام بدی دیگه هیچ چیز غیر ممکن نیست اصلا غیر ممکن معنی نداره، هرگز به دیگران نگو هیولا چون شاید اون لحظه برایت لذت بخش باشد اما نمیدانی که آن لحظه چقدر برای کسی که گفتی هیولاست دردناک هست)
توصیه میکنم حتما این کتابو بخونید👌🏻👌🏻👌🏻👌🏻محشره👏👏👏👏👏👏👏
ریحانه مهابادی
۱۴۰۰/۱/۱۴
پنج ستاره که نه ۵۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰ ستاره حقش بود
هم داستانش خوب کامل و عالی بود هم ترز نوشتاری و بهتر از همه موضوع کلیش کارلا داستان را خیلی رنگ و لعاب داده بود وجود دختر‌ها جشن تولد داستان‌های انحرافی یا ماجرای دستشویی دختر یا پسر‌ها رفتن مشاور به مهد کودک تولد و... داستان را بسیار جذاب در
کرده بود نویسنده بسیار زحمت کشیده این کتاب برگزیده‌ی بچه‌ها شده
فقط تایپ داستان غلط املایی اجرا نشدن پاراگراف و سخت شدن بند بود اما عالی عالی بود
نتیجه گیری اخلاقی باور داشتن توانایی‌ها نادیده گرفتن بدی‌ها بود و اینکه هر کسی می‌تونه تغیر کنه دوست داشتن آدم‌هایی که باعث موفقیت ما شدند عمل کردن به کار‌هایی که از نظر افراد بالغ درسته فراموش کردن بدی دیگران و نقاط ضعف خودمان و........
فقط کاش برادلی یک دیدار با کارلا داشت
مشاهد همه نظرات (۱۰۰۹)