دانلود کتاب آخرین خون آشام

  • از: علی پاینده
  • ۲۸ رای
  • برای دانلود قانونی کتاب آخرین خون آشام و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان دانلود کنید.


خرید کتاب الکترونیکنسخه نمونه رایگان

برای دانلود قانونی کتاب آخرین خون آشام و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان دانلود کنید.

معرفی کتاب آخرین خون آشام

کتاب آخرین خون آشام نوشته‌ی علی پاینده به ماجرای ورود جوانی هنرمند به دنیای خون آشام‌ها می‌پردازد. جان که دیگر عضوی از دنیای موجودات تاریک شده، باید با برادرش که یک شکارچی خون آشام است مبارزه کند و این موضوع باعث ایجاد وقایعی عجیب می‌شود.

جان اسمیت به تازگی دانشگاه هنر را به پایان رسانده و برای گذراندن تعطیلات به خانه‌ی برادر بزرگترش می‌رود. روزی در جنگل نزدیک خانه‌ی برادرش با مردی اسرارآمیز برخورد می‌کند که بعدها متوجه می‌شود که او یک خون آشام بوده، چرا که از آن زمان اتفاقات بسیار عجیبی برای شخصیت اصلی داستان رخ می‌دهد و او به تدریج متوجه می‌شود که در حال تبدیل شدن به یک خون آشام است.

خون آشام شدن جان اتفاق ساده‌ای به شمار نمی‌رود، چون او عضو یک خانواده‌ی معمولی نیست؛ خانواده‌ی او نسل‌ها مشغول مبارزه با خون آشام‌ها بوده‌اند و این موضوع مشکلات پیش روی جان را چند برابر می‌کند. در این میان جان وادار به یک مبارزه‌ی سخت و دراماتیک با بردار بزرگترش بیل می‌شود؛ چون برادرش مجبور است او را از روی وظیفه‌شناسی از بین ببرد.

کتاب آخرین خون آشام مناسب چه کسانی است؟

اگر شما نوجوان یا جوان هستید و به کتاب‌های هیجان‌انگیز و داستان‌های مربوط به خون آشام‌ها علاقه‌مندید، این رمان را حتماً بخوانید. البته حتی افرادی که سن بیشتری هم دارند به این کتاب اشتیاق نشان می‌دهند.

با شخصیت‌های کتاب آخرین خون آشام آشنا شوید:

جان اسمیت: دانشجویی که بی‌خبر از همه جا صرفاً برای تعطیلات نزد برادرش می‌رود و در آنجا با مردی فراری روبرو شده و به خاطر گاز او به تدریج تبدیل به یک خون آشام می‌شود.

بیل اسمیت: برادر بزرگتر جان که نسل‌ها خانواده‌اش مسئول مبارزه با خون آشام‌ها بوده‌اند و حالا برادر کوچکترش خود تبدیل به یک خون آشام شده و مجبور است او را نابود کند.

ماریا جانسون: دختر روانپزشکی که با بیماری عجیب به نام جان روبرو می‌شود و به تدریج عاشق او شده و در راه دفاع از جان کشته می شود.

پروفسور اندرسون: یکی از سران سازمان جهانی مبارزه با خون آشام‌ها است و برای رسیدن به جاودانگی، آزمایش‌های عجیبی بر روی خود با استفاده از خون خون آشام‌ها انجام داده است.

در بخشی از متن کتاب آخرین خون آشام می‌خوانید:

ماریا به طبقه‌ی بالا رفت. جان از جایش بلند شده بود و تلو تلوخوران جلو می‌آمد. ماریا او را گرفت.
_ فکرمی کنی کجا داری می‌ری؟
جان با صدای ضعیفی گفت:
_ از کمکت متشکرم... ولی حضور من اینجا خطرناکه. دیگه باید برم.
_ البته وقتی که واقعاً بتونی بری.
ماریا با زحمت جان را به تختش برگرداند. خواست برگردد ولی جان دست او را گرفت.
_ ماریا خواهش می‌کنم به حرفام گوش کن. من خیلی ازت ممنونم. اما موضوعی هست که تو ازش سر در نمی‌یاری.
_ چرا امتحانم نمی‌کنی؟
_ خب... تو یه روانپزشکی. علوم جدید رو خوندی. فکر نمی‌کنم حتی یه کلمه از حرفامو باور کنی.
ماریا با حالت خاصی ابروهایش را بالا برد.
_ خب... خب... من دارم به یه...
جان مدتی مکث کرد و بعد به سرعت اضافه نمود:
_ به یه خون آشام تبدیل میشم.
ماریا یک حرفه‌ای بود. عکس العمل خاصی نشان نداد. با خود اندیشید: «درچنین شرایطی بدون داروهای خاص، چه کار می‌شود کرد.» ناگهان فکری به ذهنش رسید.
_ می‌دونی جان، برای هر دردی درمانی هست.
ماریا دست جان را با دو دستش محکم فشرد. سپس آرام و موقر اتاق را ترک کرد. وقتی به پاگرد رسید، به سرعتش افزود. به طبقه‌ی پایین برگشت. شروع به جستجوی کشوی کمد اتاق‌ها کرد. تمام کشوها را به هم ریخت تا اینکه سرانجام گمشده‌اش را یافت. زنجیر نقره‌ای را در جلوی چشمانش تکان داد. درته زنجیر یک صلیب نقره‌ای بسیار زیبا به چشم می‌خورد که انتهای آن به گونه‌ای استثنایی تیز بود. جواهر قرمز زیبایی بر روی دسته‌ی آن خودنمایی می‌کرد. صلیب را برداشت و به طبقه‌ی بالا برگشت. در پشت در اتاق جان ایستاد. موهایش را مرتب کرد. سعی کرد قیافه‌ی متینی به خود بگیرد. آن گاه در اتاق را گشود.
_ جان، نگاه کن. راه حل مشکلت اینجاست.
ماریا صلیب را جلوی روی جان گرفت. رنگ از رخسار جان پرید.
_ خواهش می‌کنم اونو از من دور کن.
جان سعی کرد جلوی ماریا را بگیرد ولی خیلی ضعیف بود. ماریا زنجیر نقره‌ای را به دور گردن جان انداخت و صلیب را درون پیراهن او قرار داد.
فریاد جان به آسمان بلند شد. ماریا کاملاً دستپاچه شده بود. بوی سوختگی شدیدی به مشامش رسید. صلیب را به سرعت با دو دستش گرفت. کاملاً سرد بود. اما درست در جای تماس صلیب با پوست بدن جان، یک سوختگی بسیار شدید به چشم می‌خورد. رنگ ماریا مثل گچ سفید شد. تاکنون چنین چیزی ندیده بود. صلیب را به روی پیراهن جان انداخت. صلیب بر روی پیراهن نازک کوچک‌ترین تأثیری نداشت، درحالی که جان از درد بیهوش شده بود.

 ۱۱۰ صفحه، ۳۷۹ کیلوبایت، زبان فارسی، EPUB، 
چاپ ۱۳۹۸، قیمت الکترونیکی: ۶۹۰۰ ت - 2.49€
۵۰٪ تخفیف اولین خرید با کد welcome50
خرید کتاب الکترونیکنسخه نمونه رایگان

فهرست مطالب

بخش اول
داستان اول: دگردیسی
خانواده‌ی اسمیت
غریبه‌ای در مهتاب
خواب یا بیداری
مصاحبه
بیمار اتاق شماره‌ی بیست و دو
شب کریسمس
عمارت دور افتاده
سوگواری گرگ
جان و اَلِکس
راز پروفسور اندرسون
سرانجام
بخش دوم
خلاصه‌ی داستان دگردیسی
داستان دوم: مرد دو چهره

راهنمای دانلود کتاب آخرین خون آشام

برای دانلود کتاب آخرین خون آشام و دسترسی قانونی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را نصب کنید.

دانلود کتاب  آخرین خون آشام
میلاد حلمی
۱۳۹۸/۱۱/۹
چون ایرانی جماعت خون آشام نمیشه از اسم های خارجی استفاه کرده. 😂
زهره کرمی
۱۳۹۸/۱۱/۹
😂😂😂😂😂😂👍
Mohamad Milani
۱۳۹۸/۱۱/۱۵
آنچنان که باید به نظرم قوی نبود نویسنده از هر منبعی الهام گرفته و بعضی از کاراکترهای داستان های دیگر را عیناً کپی کرده و متاسفانه این دیدگاهها در جاهایی تناقض ایجاد میکنه. البته ایشون زیاد هم روی یک بیشتر...
سعید مرتضایی
۱۳۹۸/۱۱/۱۰
سلام این مدل کتاب ها و کتاب های ژانر ترسناک رو صوتی بزارید .با تشکر
مشاهد همه دیدگاه‌ها (۲۱)