دانلود کتاب به تو محتاج دلم


خرید کتاب الکترونیکنسخه نمونه رایگان

برای دانلود قانونی کتاب به تو محتاج دلم و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان دانلود کنید.

معرفی کتاب به تو محتاج دلم

کتاب به تو محتاج دلم نوشته‌ی نسترن باقری گلزار، روایتگر زندگی دختری به نام نفس است که به عشق اعتقادی ندارد و هدف‌های مهم‌تری برای زندگی‌اش دارد، اما بر خلاف عقیده‌اش در دام عشق گرفتار می‌شود و نمی‌داند راه پیش رویش راه نجات است یا راه عذاب!

ملاقات‌هایی که تقدیر جلوی راه آدم می‌گذارد بسیار محدود است عشق خودش خواهد آمد و سرانجام می‌فهمی که تو قبل از داشتنش اصلاً زندگی نکرده‌ای!

در بخشی از کتاب به تو محتاج دلم (My Heart Need You) می‌خوانیم:

اشکام مجال حرف زدن ندادند و هق هقم اوج گرفت.. سیاوش بلند شد و اومد نشست کنارم... و گفت_هر دوتامونم قربانی این بازی شدیم اما بازم خوب تونستیم کنار بیابیم ،تو دختر عاقلی هستی مطمئنم بعد من خوشبخت میشی!

بی سیاوش برای من مرگ بود.. او دنیای من بود دنیایی که هنوز نتونسته بودم کشفش کنم... دنیایی که نمی‌تونستم به راحتی دل بکنم ازش نمی‌تونستم هم مالکش بشم!

با حرفش قلبم از درد بی‌امانی فشرده شد.. گذشتن از سیاوش.. گذشتن از این زندگی از این عشق از این دوست داشتن خیلی سخت بود! اشکهام پی هم می‌ریختن همه تنم یخ بسته بود.. متوجه حال خرابم شد.. با دستش بازوهامو گرفت نگاه پرا از ترسشو به چشمام دوخت _چت شد؟؟ برا چی میلرزی... چرا یخ زدی؟؟

_ سیاوش... من.. یعنی نمیخوام

بغضم اجازه نمیداد حرفمو کامل کنم... تا به خودم بیام منو تو آغوشش کشید... تو بغلش بودم... جایی قشنگتر از بهشت... عطر تلخ همیشگیش رو با تموم وجودم حس می‌کردم ... همین لحظه زیباترین لحظه ای بود که آرزو می‌کردم دنیا درست همین لحظه تموم بشه و من تو آغوش مرد دوست داشتنیم چشم به ابدیت ببندم!

اشکهام هنوز بند نیومده بود... در حالیکه با دستش موهامو نوازش می‌کرد.. تو گوشم گفت_گریه نکن نفس... اینا حرف‌هایی بود که باید می‌شنیدی و امشب وقتش بود...

می‌بینی ترس نبودنت چه به روزم آورده است؟!
و وحشت گم کردن دستی گرم
چگونه تا مغز استخونم نفوذ کرده است؟
دیگر چگونه‌ بگویم چقدر دلتنگ توام
وقتی دندان هایم از ترس واژه هایم را تکه تکه می‌کنند
و ناچارم بریده بریده
د و س ت ت د ا ش ت ه ب ا ش م
تو بگو تا چند شب دیگه باید بگذره تا راحت بخوابم
چند شب دیگه باید بگذره
تا خیالم راحت بشه
چند شب دیگه باید بگذره
تا ترس نبودنت از بین بره
چند شب؟
راستی تو شب‌ها راحت می‌خوابی؟ یا نه با فکر اون آروم می‌گیری ؟!
ولی من هیچ آرام و قراری ندارم...

 ۴۸۶ صفحه، ۱ مگابایت، زبان فارسی، EPUB، 
شابک: 978-964-6531-86-4 

چاپ ۱۳۹۶: ۴۰۰۰۰ ت قیمت الکترونیکی: ۲۰۰۰۰ ت - 6.99€
۵۰٪ تخفیف اولین خرید با کد welcome50
خرید کتاب الکترونیکنسخه نمونه رایگان

راهنمای دانلود کتاب به تو محتاج دلم

برای دانلود کتاب به تو محتاج دلم و دسترسی قانونی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را نصب کنید.

دانلود کتاب  به تو محتاج دلم

نظرات کتاب به تو محتاج دلم

omid hekmat
۱۳۹۸/۴/۷
داستان جالبی بود. نقد و انتقاد کوچولویی میکنم تا بلکه نگارنده کتاب در داستانهای بعدی اگر صلاح دونست ازش استفاده کنه
1. در داستان بعضی جاها برای خواننده گیج کننده میشد که قصه در چه زمانی رخ داده است از یک طرف بحث پارتی و جشن و مشروب و.... هست که برای دهه نود است از طرفی ازدواج زوری سیاوش و نفس که از
برای اوایل انقلاب این ازدواج‌ها داشتیم الان دیگه هیچ دختر و پسری را زوری با مهر دست و پا به عقد هم در نمیارن....
2. تعصب خانواده نفس را خیلی افراطی جلوه داده بودند.
3. همه مادر شوهرها خوب بودند
4. همه دنبال نقشه و دسیسه برای نفس بودند چرا؟؟؟
5. دیبا را خیلی بد به تصویر کشیده بودند در حالیکه دختر عمویی که نسبت خونی داره به احترام فامیل بودن اینقدر هم بد جنس نمیشه...
6. به نظر میاد داستان را خیلی جاها الکی کش داده بودن و نتونسته بودن جمع کنن مثلا یاشار چی شد؟ امیر چی شد؟ نفس بعد آشتی با عموش رضایت داد شاهین بیاد بیرون؟ زن داداش نفس قضیه دنیا را فهمیده بود اما معلوم نشد آخرش چی شد..
مدیا یوسفی
۱۳۹۸/۶/۲۳
واقعاً شوخیتون گرفته؟ چطور این همه ادم برای این کتاب نظر مثبت دادن؟!!!! حتماً از اشناهای نویسندشن یا نخوندن چون اگه میخوندن اینجوری نمیگفتن، به داستانش کاری ندارم واقعاً افتضاخ نوشته شده، اسم طرفو اول زده ارمان بعد چنجا کامرانه یه جا زده ساعت ٦ صبحه رفتن تو کافه بعد شب شده اومدن بیرون، رفتن مهمونی طرف نشناخته رفته یهو عاشقانه بوسش کرده بعد این ادمو یجا دیگه میگه ادم حسابیه، اصلاً فکر نکنم نویسندش حالش خوب باشه خودشم نمیدونسته چی داره مینویسه انگار این کتابو یه ادمی نوشته که تاحالا کتاب ننوشته انقدر که ابتدایی و بچگونه نوشته شده بود داستان نه، خود نوشتنش بچه گانه بود حیف ٢٠ تومن پول که برای این نوشته دادم
لیلا سرگو
۱۳۹۹/۹/۱۶
داستان فوق العاده غیر واقعی بود، هیچ خانواده‌ای کشککی بچه‌اش رو ترد نمیکنه، هیچ کس جان فشانی نمیکنه با دختری که علاقه بهش نداره ازدواج کنه ووووو
در کل خیلی تخیلی بود و خیلی هم نقش اولش که دختره هست خنگ تشریف داشت و مدام در ماتم و عذا بود
خیلی معمولی بود
مشاهد همه نظرات (۲۰)