دانلود کتاب سرزمین داستان


خرید کتاب الکترونیکنسخه نمونه رایگان

برای دانلود قانونی کتاب سرزمین داستان و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان دانلود کنید.

معرفی کتاب سرزمین داستان

کتاب سرزمین داستان نوشته‌ی فرشید خیرآبادی، مجموعه‌ای از داستان‌های «فلش فیکشن» یا همان داستان‌های کوتاهِ کوتاهِ پست مدرن است. این گونه داستان‌ها از نظر اندازه از داستان‌های کوتاه نیز کوتاه‌تر هستند.

اشکال عمده‌ای که منتقدان از این سبک نوشتاری می‌گیرند این است که در آن رکن اصلی و جادویی «شخصیت» یا همان کاراکتر وجود ندارد و فقط تیپ‌ها در آن حضور دارند که صد البته منتقدان تیپ‌ها را بسیار ناکارا می‌شمارند. اما داستان‌ سرایان این تکنیک داستانی می‌گویند: چه باک اگر می‌توان داستانی بدون حضور شخصیت پرداخت!

وقتی قرار است همه‌ی داستان بلند در یک داستان کوتاه کوتاه گفته شود، نویسنده مجبور به تیپ‌سازی می‌شود. در چنین سبکی او از تصویر‌سازی‌هایی بهره می‌برد که در نهایت شما را در حال و هوای مورد نظر اثر هنری قرار می‌دهد بی‌آنکه اشاره مستقیم به احوالات باشد.

در فارسی، شعر «سبک هندی» چنین پرداختی از تصویر‌سازی دارد. برای نمونه: در چنین آثاری که با زندگی مدرن بشری در می‌آمیزد داستان‌نویس از پرده‌ی اتاق می‌گوید بی‌آنکه اشاره مستقیم به میدان جنگ بیرون خانه کند. شمای مخاطب از شرح مختصر اتاق با میدانی خون بار در بیرون آشنا می‌شوید و در جان و ذهن خود تمام آن میدان نبرد را بازسازی می‌کنید بی‌آنکه نویسنده دقیقاً به خون و آتش و درد اشاره کند.

داستان‌نویس توانایی پرداخت شخصیت را از دست می‌دهد چرا که مجالی برای گفتن از روزمرگی و روزگاران شخصیت ندارد. شما حتی با سلایق و علایق شخصیت آشنا هم نمی‌شوید. یک راست به سراغ عمق اثر می‌روید و با انفجار کنش و واکنش رو به رو می‌شوید. شمای مخاطب را در میانه‌ی رخداد‌ها می‌گذارند و می‌روند.

حال اگر آفریننده‌ی اثر دارای چیره دستی واقعی نباشد مخاطب اثر هرگز درگیر اثر نمی‌شود. اینجا به یکی از بنیادی‌ترین مشخصه‌ی این سبک اشاره شده که همانا درگیر کردن مخاطب با آن اثر هنری است؛ همین درگیر شدن است که خلق ادامه‌دار اثر و پایان باز اثر را ممکن می‌کند وگرنه اثر در جا پس از پایان خواندنش تمام می‌شود. تمام شدن اثر هنری در مکاتب پست مدرن معنایی به جز مرگ آن ندارد.

شایان گفتن است که نظریه پردازان پست مدرن باور دارند اگر اثر هنری خوب فهمیده شود پس لایه لایه نیست و می‌توان دلیل خلق اثر را دریافت. هرگاه دلیل خلق اثری مشخص شود، هنرمند باید «خودکشی» کند چرا که شرمندگی مدام دامان او را گرفته است.

در بخشی از کتاب سرزمین داستان (Story land) می‌خوانیم:

خب! احتمالاً که نه، دقیقن دخلمون میاد. نه! اومده.

«ژاگِن» این را با خنده گفت و به دالان سوم برای پرتابه‌ها پیچید؛ بر ارابه‌ای که مجهز به انتقال دهنده در مسیر‌های کوتاه شهری ست سوار بود. نشسته و آرام؛ اما غوغایی درونش موج می‌زد، به نشانه‌ی همان توفان که بیرون در راه بود.

همه در طی سالیان می‌اندیشیدند که کار زمین با حملات تروریستی به پایان می‌رسد و یا با شهاب سنگ و یا آلودگی زیستی و یا چیزی شبیه این. اما این پیش‌بینی‌ها همه اشتباه بود. پایان کار زمین ویژه‌تر پیش رفت. به سادگی: جای بهتری در دسترس بود!

زمین زود متولد شده بود و حالا پیر شده است. منابع رو به پایان و انتقال منابع به زمین هزینه بر است. در دوره‌ای که انسان احمقانه خود را تکثیر کرد تمام منابع را بلعید و پس از آن نتوانست به سرعت جمعیت را کاهش و خود و رفتارش را بهینه کند. زمان زیادی برد تا بشر دوباره جمعیت را به دو و نیم میلیارد کاهش داد و دست به کارهای خلاقه زد و کارهای تکراری را به روبات‌ها سپرد.

بله! ما زمان را کشتیم. عمر خود را کوتاه کردیم و بهره‌وری را پایین نگه‌داشتیم و بجای دانش، خریت را پیشه کردیم و خرافه را. اکنون زمان دیگری‌ست! آدمی به پیش می‌تازد، چابک‌تر با جمعیت کمتر و رفتاری بهینه‌تر. محیط زیست ما آماده است تا آن را ترک کنیم. اکنون جمعیت کمتر از دو میلیارد است و همگی برای آینده تربیت شده‌ایم، نه برای گذشته. آدم بسیار پیر‌تر شده و فرهیخته‌تر.

سنای مرکزی تصمیم گرفت در زمانی معادل پنج سال با استفاده از آسانسور‌های انتقال جرمی زمین را به مقصد سیاره‌های نو متولد شده در کهکشان «گونتازا» ترک کنیم.

من «آلاگزانا» هستم. یک دو رگه‌ی آبی پوست با چشمانی سیاه و جنسیت کازآ. دوران‌های پیشین نمی‌دانستند روزی چنین چیزهایی وجود خواهد داشت. خرافه امروز مُرده است. اگر حتی ششصد سال پیش بوجود می‌آمدم چیزی شبیه آن آدم‌های بی‌خاصیت بودم که نه چیزی می‌دانستند و نه می‌توانستند بفهمند. و امثال من را تکه تکه می‌کردند چرا که می‌اندیشیدند ما را خدایان نفرین کرده‌اند.

به دور از تمام بدی‌ها زمین بستری بود که ما را رشد داد و حفاظت کرد. اکنون اینجا ایستاده‌ام، در طبقه هشتصدم برج مراقبت از پروازهای انتقال مولکولی که قرار است نمونه‌ی همه‌ی گونه‌های زیستی را به سیاره‌ی جدید منتقل کند. به این می‌اندیشم که چقدر خوب است که در این زمان زیسته‌ام و چقدر خوب‌تر که هستم. اما حسی در من خالی می‌شود که نامش دلتنگی و نوستالژی ست. دل کندن از جایی که یک میلیارد و چند صد میلیون سال ما را در آسایش نگه‌ داشت و اکنون در حال پشت سر گذاشتنش هستیم زیرا دیگر کارآمد نیست، آن اندازه که آینده‌ی ما نیاز دارد.

فهرست مطالب

این مقدمه نیست.
سخن نویسنده
اول اکتبر
آبی پوست
پنج سال و نیم می‌گذرد
تجاوز گروهی
چیزهایی که دیده‌ام
درون شب
سنگ
شب شهردار
فقط دو ساعت
کلاغ مرا می‌بیند
کوچه
ویلا‌ی جنگلی
هایکو برای مردگان
همشهری سزان

 ۷۳ صفحه، ۴۹۲ کیلوبایت، زبان فارسی، EPUB، 
شابک: 978-622-6305-15-0 

چاپ ۱۳۹۸: ۱۶۰۰۰ ت قیمت الکترونیکی: ۱۶۰۰۰ ت - 5.49€
۵۰٪ تخفیف اولین خرید با کد welcome50
خرید کتاب الکترونیکنسخه نمونه رایگان

راهنمای دانلود کتاب سرزمین داستان

برای دانلود کتاب سرزمین داستان و دسترسی قانونی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را نصب کنید.

دانلود کتاب  سرزمین داستان