دانلود کتاب قصه نوش آفرین گوهرتاج

  • از: اولریش مارزلف
  • ناشر: نشر چشمه
  • ۰ رای
  • برای دانلود قانونی کتاب قصه نوش آفرین گوهرتاج و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان دانلود کنید.


خرید کتاب الکترونیکنسخه نمونه رایگان

برای دانلود قانونی کتاب قصه نوش آفرین گوهرتاج و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان دانلود کنید.

معرفی کتاب قصه نوش آفرین گوهرتاج

کتاب قصه نوش آفرین گوهرتاج اثر پروفسور آلمانی اولریش مارزلف، داستان یگانه دختر پادشاه دمشق را به تصویر می‌کشد که شاهزادگان سرزمین‌های مختلف خواستگار او هستند اما او تنها به شاهزاده‌ی چین که سلطان ابراهیم نام دارد، دل می‌بندد.

نوش‌آفرین و سلطان ابراهیم برای ازدواج با یکدیگر اتفاقات عجیبی را پشت سر می‌گذارند و با مشقت‌های زیادی رو به رو می‌شوند. در این داستان از جادو و دیو بسیار سخن به میان آمده که باورها و تخیلات مردمان عامی ایران در گذشته را نشان می‌دهد.

این داستان از قصه‌های مردم‌پسند فارسی محسوب می‌شود که پیشینه‌ی آن به قرن‌های یازدهم یا دوازدهم هجری، یعنی دوران صفویان می‌رسد. چاپ‌های سنگی آن سال‌ها در ایران خواننده و طرفداران بسیاری داشته است.

با اینکه در بسیاری از قسمت‌های داستان شادی دیده می‌شود، اما شادی و خوشحالی موضوع اصلی این داستان نیست. برعکس، داستان پر است از حس غم، اندوه و نگرانی که بارها شخصیت‌های داستان را به گریه و زاری وا می‌دارد. پادشاه می‌گرید چرا که وارثی ندارد و باز هنگامی که آینده‌ای پرخطر برای فرزندش پیش‌بینی می‌شود، می‌گرید چرا که می‌ترسد او را از دست بدهد. گویا افسوس خوردن، آه کشیدن و گریه و زاری کردن یک رفتار احساسی متعارف نزد قهرمانان داستان است تا با هر موقعیت غیر معمولی که با آن مواجه می‌شوند، کنار بیایند. گاه ممکن است این گریه و زاری آن‌قدر شدید شود که تبدیل به «طوفان» گردد، گاهی زاری کنندگان از هوش می‌روند و یا اشکشان به خونابه بدل می‌گردد.

پروفسور اولریش مارزلف (Ulrich Marzolph) در برخی قسمت‌های داستان جملات مبالغه‌آمیزی مانند «چنان گریست که دل سنگ را آب کردی»، «گریه می‌کردند و نوحه چنان می‌نمودند که دل نه فلک آب گردید» و... استفاده نموده است.

کتاب قصه نوش آفرین گوهرتاج برای چه کسانی مناسب است؟

کتاب قصه نوش‌آفرین گوهرتاج برای تمام کسانی که به حوزه‌ی ادبیات عامیانه و عاشقانه‌ی ایران و داستان‌های قدیمی فارسی علاقه‌مند هستند بسیار جذاب خواهد بود. این کتاب برای دانشجویان رشته زبان و ادبیات فارسی نیز، از آثار خواندنی و جذاب به شمار می‌رود.

نسخه‌ی حاضر از این کتاب بر اساس قدیمی‌ترین نسخه در دسترس از این داستان به تاریخ 1199 ھ‌.ق برابر با 1163 ھ.ش گردآوری شده است.

با اولریش مارزلف بیشتر آشنا شویم:

اولریش مارزلف استاد ایرانی‌شناس، اسلام‌شناس، چینی‌شناس و رومی‌شناسِ آلمانی در دانشگاه گوتیگن آلمان است. پروفسور مارزلف کارشناسی زبان و ادبیات فارسی خود را در دانشگاه فردوسی مشهد سپری کرده و پایان نامه‌ی دکترایش در سال 1981 گونه‌شناسی فولکلور ایرانی بوده است.

در بخشی از کتاب قصه‌ی نوش آفرین گوهرتاج می‌خوانیم:

خان محمد گفت بیدماغ مباش که رخ می‌رود و از هر کجا باشد خبری از برای شما می‌آورد.

پس شاهزاده رخ را پیش خود طلب کرد و رویش را بوسه داد و گفت می‌خواهم بروی و خبری از نوش‌آفرین بیاوری.

رخ قبول نمود و پرواز کرد و به در رفت. اما شاهزاده و باران برخاستند و در کنار دریا روان شدند و همه جا سیرکنان می‌رفتند و شکار می‌کردند تا شب بر سر دست درآمد، شاهزاده در همان کنار دریا قرار گرفت و فرمود تا آتش افروختند و آن مرغان [را] که صید کرده بودند کباب کردند و تناول نمودند و در روی خاک خوابیدند چون روز روشن شد متوجه راه شدند. در آن وقت رخ فرخ‌بال بازآمد و شاهزاده را دعا و ثنا گفت و گفت‌ای شاهزاده دانسته و آگاه باش که دختر را در مرغ‌زار دلگشا دیدم که نشسته بود و برادران علقمه دیو دور آن دختر بودند و نمی‌گذاردند که مرغ در حوالی آن دختر پرواز کند.

شاهزاده شکر خدا کرد و گفت‌ ای رخ مرا بدان مرغ‌زار رسان که کار از دست رفت. پس شاهزاده سفارشی چند به خان محمد وزیر کرد و بر بال رخ سوار گردید و روان شدند و بعد از دو روز [رخ] از دریای محیط گذشت و شاهزاده را در بالای کوهی به زمین نهاد و اشاره نمود که نظر کن.

شاهزاده بر زمین نظر افکند دید که نوش‌آفرین در میان سبزه و گل و لاله نشسته، شاهزاده متوجه به جانب او شد که خود را بدو رساند. ناگاه در آن وقت ضیغم دپو در رسید و نعره‌ای برآورد و گفت‌ ای آدمیزاد برادر مرا کشتی و باز دست بر نمی‌داری، خدا تو را به مرگ آن مرغ نشاند. این بگفت و دار شمشاد حواله شاهزاده نمود. شاهزاده خود را به عقب کشید و آن دار شمشاد بر زمین آمد که بر دل خاک نهان گردید.

شاهزاده در همان گرمی جستن نمود و خود را بدان دیر رسانیده و طوق گردن او را گرفت و چنان مشتی بر گردنش زد که به رو افتاد. شاهزاده خود را در بالای او افکند و خواست که سرش از تن جدا سازد.

فهرست مطالب

یادداشت
پیشگفتاری بر چاپ جدید قصه‌ی نوش‌آفرین گوهرتاج
معرفی شخصیت‌های نوش‌آفرین
متن نوش‌آفرین
فهرست‌ها
فهرست اشعار
فهرست نام کسان
فهرست نام جای‌ها
فهرست لغات و ترکیبات

 ۲۰۸ صفحه، ۱ مگابایت، زبان فارسی، PDF، 
شابک: 978-600-229-226-1 

چاپ ۱۳۹۳: ۱۰۵۰۰ ت قیمت الکترونیکی: ۶۳۰۰ ت - 2.49€
۵۰٪ تخفیف اولین خرید با کد welcome50
خرید کتاب الکترونیکنسخه نمونه رایگان

راهنمای دانلود کتاب قصه نوش آفرین گوهرتاج

برای دانلود کتاب قصه نوش آفرین گوهرتاج و دسترسی قانونی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را نصب کنید.

دانلود کتاب  قصه نوش آفرین گوهرتاج