دانلود کتاب حسادت

  • از: محمدعلی قجه
  • ۲۴۱ رای
  • برای دانلود قانونی کتاب حسادت و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان دانلود کنید.


افزودن به کتابخانه

برای دانلود قانونی کتاب حسادت و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان دانلود کنید.

معرفی کتاب حسادت

محمدعلی قجه در کتاب حسادت، اتفاق دلخراش و دردناکی را شرح می‌دهد که باعث دگرگونی یک زندگی عاشقانه و شیرین می‌شود.

در میان تلخی‌ها و طوفان عشق و حسادت، مردی حضور دارد تا در امتحانی سخت آزموده شود. از یک سو همسرش با چهره‌ای خسته و درمانده و از سویی دیگر زنی فریبنده که به عشق بی‌پایان او حسادت می‌کند. در این میان انتخاب سختی است تا: وفادار باشد یا ...

در بخشی از کتاب حسادت می‌خوانیم:

آروم از کنار پرستار رد شدم و رفتم کنار تخت مهسا نشستم.

تموم صورتش باند پیچی‌ شده بود و نمی‌تونستم بشناسمش.

واقعاً این مهسای من بود؟ همسر عزیزی که کنارش بهترین لحظات زندگی‌مو تجربه کرده بودم؟

حالا اون با بدنی در هم‌ شکسته و صورتی باندپیچی شده توی تخت بیمارستان بود، با نفسایی که می‌شد ازش بوی ناامیدی رو حس کرد.

حس ناامیدی‌ای که به‌ محض دیدنم توی چشمای پر از خونش موج زد و قطره‌ قطره فرو ریخت.

من آروم دستش رو گرفتم و زمزمه کردم: مهسا ... خوبی؟

و اون با بغضی که توی گلوش گیر کرده بود و صداش رو می‌لرزوند با افسردگی گفت: نه... امیر.

- خدا رو شکر که زنده‌ای.

و اون هیچی نگفت.

ولی می‌دونستم که چی می‌خواد بگه و ... همه این‌ها برام مهم نبود.

اون هنوزم مهسای من بود، همونقدر عزیز و دوست داشتنی.

و دوباره دست سرد و بی‌رمقش رو میون دست‌هام گرفتم و نوازش کردم.

 ۵۳ صفحه، ۳۲۸ کیلوبایت، زبان فارسی، EPUB، 
چاپ ۱۳۹۸، قیمت الکترونیکی: رایگان
۵۰٪ تخفیف اولین خرید با کد welcome50
افزودن به کتابخانه

راهنمای دانلود کتاب حسادت

برای دانلود کتاب حسادت و دسترسی قانونی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را نصب کنید.

دانلود کتاب  حسادت

نظرات کتاب حسادت

حمید رضا اشرفیان
۱۳۹۸/۱۲/۹
با سلام خدمت نویسنده محترم در مورد متن داستان غلط‌های تایپی زیاد نسبت به صفحات کم داستان وجود داشت مثل سرش که شرس تایپ شده بود یا ک که گ تایپ شده بود و... از نظر جمله بندی به نظر من واژه تمام همه نا زیباست یا جمله همه سرمها چون معمولا چند سرم به یک بیمار تصادفی وصل نمی‌کنند چون یک نویسنده وقتی از و یک ماجرا پزشکی می‌نویسد باید کمی در مورد آن تحقیق یا مطالعه کند یا از یک پزشک بپرسد همین طور در داستان‌های پلیسی جنایی و... اما در مورد خود داستان باید بگویم داستان حسادت یک داستان کوتاه است عشق یک مرد به همسرش و وفاداری افسانه‌ای به او چون عشق در دوریست و محبت در نزدیکی و... در داستان‌های بلند معمولا چند داستان فرعی در موازات داستان اصلی پیش می‌رود ولی در داستان حسادت فراز فرود خاصی نداشت و داستان در یک ریتم خاص تا آخر ماجرا پیش رفت شما اصلا از خصوصیات اخلاقی پدر و مادر شخصیت داستان که نام برید ننوشتید یا مثلا شیما دوست مهسا از کجا آمده بود وچرا تنها زندگی می‌کرد یا شخصی که با مهسای داستان دریک تاکسی بود و او هم فوت شد وحتی علت تصادف و... در مورد مرد در واقعیت زیبایی بعد از ازدواج در درجه دوم قرار می‌گیرد و برای یک مرد وفای داری زن به مهم است نه زیبایی ظاهری شما جمله زخم‌های عمیق بر صورت مهسا را چندین بار در داستان تکرار کردید که از مهم بودن صورت زیبا بر سیرت زیباست زن هر چه قدر زیبا باشد وقتی میتواند زن زندگی باشد که بساز باشد و درک متقابلی از مرد داشته باشدو... شما حتی در مورد شغل مهسا و شوهرش ننوشتیدو... اگر خواستید باز هم ادامه نظرم برایتان می‌نویسم با تشکر
MAYA ....
۱۳۹۹/۱۱/۲۷
آقای قجه کتاباتون عالیه و اینکه وقتی هر نظری رو می‌خونم میبینم شما به هر نظری پاسخ دادید و اگرچه برخی از نظر‌ها واقعا بی احترامی به شما و کتاب هست بازم تشکر کردید این رو نشون میده ک خیلی و بیشتر از هر نویسنده‌ای ب نظرات و خواننده‌های آثارتون اهمیت میدید و این واقعا من رو شاد می‌کنه ک انقدر بفکر ما هستید هر کتابتون یجور زیبایی و خوبی داره ک من عاشق سبک نوشتن شما هستم و احترام خاصی براتون قائلم❤❤❤❤🙏🙏 بی صبرانه منتظر بقیه اثر هاتونم بخاطر ما ادامه بدید❤
مریم میرشفیعی
۱۳۹۸/۱۲/۱۸
ممنون از نویسنده اما داستان کوتاه و از واقعیت دوری بود بخوبی نتونسته بود احوالات واقعی رو بیان کنه برای همین حرفها و عشقهایی که ازش صحبت میکرد به دل نمی‌نشست بخوبی به مشکلات نپرداخته بود حداقل برای باور پذیری بهتر بود بهمون قطع نخاع بسنده میکرد نه اینکه همزمان زن تبدیل بشه به یک چهره کریه و پاهای لمس ولی عشقی که هیچی توش تغییر نکرده
مشاهد همه نظرات (۱۵۳)