معرفی و دانلود کتاب فرنگیس: خاطرات فرنگیس حیدرپور

عکس جلد کتاب فرنگیس: خاطرات فرنگیس حیدرپور
قیمت:
۱۲۰۰۰ تومان - 2.49€
۵۰٪ تخفیف اولین خرید با کد welcome50

برای دانلود قانونی کتاب فرنگیس: خاطرات فرنگیس حیدرپور و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.

برای دانلود قانونی کتاب فرنگیس: خاطرات فرنگیس حیدرپور و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.

معرفی کتاب فرنگیس: خاطرات فرنگیس حیدرپور

کتاب فرنگیس: خاطرات فرنگیس حیدرپور اثر برگزیده جایزه کتاب سال دفاع مقدس به قلم مهناز فتاحی است که به روایت خاطرات زنی شجاع که در مقام دفاع توانست سرباز دشمن را اسیر کند و نیروی دشمن را به خاک و خون بکشاند، می‌پردازد. رهبر انقلاب در سفرشان به کرمانشاه به این بانوی بزرگ اشاره کرده بودند و بر ثبت خاطراتش تاکید داشتند.

فرنگیس حیدرپور زنی کرمانشاهی است که از قضا در روستایی نزدیک غرب گیلان زندگی می‌کند، رفتارش پر ابهت‌تر از تندیس تبر به دستش در کرمانشاه و دلی مهربان دارد. فرنگیس برای سالیان سال خسته و کلافه از دوربین و مصاحبه زیر بار تعریف خاطراتش نمی‌رفت تا این که بالاخره در این کتاب حاضر به روایت بخشی از حوادثی شد که در طی سالیان جنگ بر وی گذشته است.

در سال 1359 پس از حمله عراق به روستای اوازین، مردم به دره‌های اطراف فرار می‌کنند. فرنگیس که در آن زمان 18 سال داشت شب هنگام همراه برادر و پدرش جهت تهیه غذا به روستا باز می‌گردند. اما در طول راه پدر و برادر فرنگیس ضمن درگیری با عوامل عراقی کشته می‌شوند و فرنگیس در پی برخورد با دو سرباز عراقی بدون داشتن سلاح گرم، با تبر پدرش با سربازان درگیر شده، یکی را کشته و دیگری را با تمام تجهیزات جنگی اسیر می‌کند و به مقر فرماندهی ارتش ایران تحویل می‌دهد.

کتاب فرنگیس در 12 فصل تنظیم شده که با یک مقدمه شروع می‌شود و پایان‌ بخش آن «کلام آخر» است. فصل اول به دوران کودکی راوی می‌پردازد که در آن از جنگ و پیامدهای آن خبری نیست اما سایه فقر و محرومیت در جایی که فرنگیس و خانواده‌اش زندگی می‌کنند به خوبی مشهود است. او در این فصل ماجرایی را تعریف می‌کند که قرار بوده به‌ رغم مخالف خود به عقد یک مرد عراقی در شهر خانقین درآید که با دخالت گرگین‌خان، از بزرگان فامیل از اتفاق ناخواسته پیشگیری می‌شود.

در فصل دوم، خواستگاری از روستای مجاور، گورسفید برای فرنگیس می‌آید که این بار ازدواج صورت می‌گیرد و او با مردی به نام علیمردان زندگی مشترکی را شروع می‌کند. فصل بعدی نشان می‌دهد این زن و شوهر جوان زندگی نسبتا خوشی را آغاز می‌کنند اما در ادامه که شرح آن در فصل چهارم آمده، اول زندگی مشترک این زوج جوان با آغاز جنگ تحمیلی حکومت بعثی عراق علیه جمهوری اسلامی ایران هم زمان شده و نیروهای متجاوز عراقی خیلی زود از مرزها گذشته و به روستای آن‌ها نزدیک می‌شوند.

گروهی از مردهای روستا برای مقابله با دشمن به خط مقدم می‌روند و گروهی دیگر که برای سراغ گرفتن از آن‌ها راهی می‌شوند همگی به شهادت می‌رسند. زنان و مردان باقی مانده در روستا به کوه‌های اطراف پناه می‌برند و به این صورت صحنه‌های دهشتناک جنگ و مقاومت و حماسه‌ آفرینی زنان و مردان غیور مناطق مرزی از جمله خطه گیلان‌غرب به ویژه فرنگیس و خانواده‌اش یکی پس از دیگری خود را نشان می‌دهد. فرنگیس در یکی از این صحنه‌ها و هنگامی که از پناهگاهی در کوه‌های اطراف روستا به خانه برگشته تا آذوقه بردارد، در بازگشت با 2 سرباز عراقی مواجه می‌شود که یکی از آن‌ها را با تبر می‌کشد و دیگری را اسیر می‌کند.

در فصل‌های بعدی کتاب، دوران آوارگی فرنگیس و خانواده‌اش و دیگر ساکنان روستاهای مناطق مرزی روایت می‌شود که چندین بار محل اسکان خود را تغییر می‌دهند. بارها به روستا باز می‌گردند اما هر بار با بمباران‌های بی‌وقفه دشمن مواجه شده و تعدادی شهید و مجروح می‌شوند. تعدادی از اعضای خانواده فرنگیس هم در این وقایع شهید و مجروح می‌شوند. علاوه بر بمباران‌های دشمن، برخورد کودکان و نوجوانان و اهالی روستاها با مین هم بارها حادثه‌ساز می‌شود. با توجه به موقعیت جغرافیایی محل سکونت فرنگیس و خانواده‌اش، او صحنه‌هایی از دوران دفاع‌ مقدس را روایت می‌کند که جزو وقایع اصلی جنگ در آن دوران محسوب می‌شدند. از جمله بمباران‌های بی‌وقفه روستاهای اطراف گیلان غرب، حمله منافقین به اسلام‌ آباد و عملیات مرصاد و دیگر وقایعی که جزو حوادث فراموش‌ نشدنی آن دوران هستند؛ همچون سفر مقام معظم رهبری به استان کرمانشاه که در آن سفر مقام معظم رهبری به شهر گیلان غرب هم می‌روند و فرنگیس موفق می‌شود با رهبر معظم انقلاب دیدار کند.

تقریظ مقام معظم رهبری:

بخش ناگفته و با اهمیتی از حوادث دوران دفاع را، به مناسبت شرح حال این بانوی شجاع و فداکار، در این کتاب می‌توان دید. بانو فرنگیس دلاور با همان روحیه استوار و پرقدرت و با زبان صادق و صمیمی یک روستایی و با عواطف و احساسات رقیق و لطیف یک زن با ما سخن گفته و منطقه ناشناخته و مهمی از جغرافیای جنگ تحمیلی را، با جزئیاتش، به ما نشان داده است. ما از روستاهای مرزی در دوران جنگ و مصائب فراوان آنان و آوارگی‌ها و گرسنگی‌ها و خسارت‌های مادی و ویرانی‌ها و داغ عزیزان آن‌ها هرگز به این وضوح و تفصیلی که در این روایت صادقانه آمده است خبر نداشتیم و نیز از فداکاری جوانان آنان که در شمار اولین شتابندگان به مقابله با دشمن مهاجم بودند. ماجرای قتل و اسارت دشمن به دست این بانوی دلاور هم که خود یک داستان مستقل و استثنایی است که نظیر آن فقط در سوسنگرد، در همان اوان، اتفاق افتاده بود. بانو فرنگیس را باید بزرگ داشت و از نویسنده کتاب، خانم فتاحی، به خاطر قلم روان و شیوا و هنر مصاحبه‌گیری و خاطره‌نویسی، باید بسیار تشکر کرد.

در بخشی از کتاب فرنگیس می‌خوانیم:

وقتی به کوه برگشتم، هنوز مادرم و لیلا با ناراحتی به من نگاه می‌کردند. با خودم گفتم: «اشکال ندارد. بالاخره می‌فهمند کار من درست بوده.»

آوه‌زین دست عراقی‌ها بود و زن‌ها مرتب از هم می‌پرسیدند چه کنیم؟ برویم عقب یا بمانیم؟ یک بار که حرف و حدیث‌ها بالا گرفت، با تندی گفتم: «عقب نمی‌رویم. همین‌جا می‌مانیم. نیروهای خودی بالاخره روستا را آزاد می‌کنند و به روستا برمی‌گردیم. باید تحمل کنیم. زیاد طول نمی‌کشد، فوقش دو سه روز.»

اما آن دو سه روز، شد دوازده روز! دوازده شب در کوه‌ها بودیم؛ در کوه‌های آوه‌زین و چغالوند. فقط آب داشتیم و گاهی پنهانی به روستا می‌رفتیم و آرد برمی‌داشتیم، می‌آوردیم و با آن نان درست می‌کردیم. در آن روزها که توی کوه بودیم، گاهی وقت‌ها نیروهای خودمان می‌آمدند، بهمان سری می‌زدند و می‌رفتند.

یک بار داشتم روی سنگ صافی نان می‌پختم که چند نظامی ‌از دور نزدیک شدند. تندی از جا بلند شدم. دستم از آرد سفید بود. وقتی رسیدند، سردستۀ نظامی‌ها پرسید: «شماها اینجا چه ‌کار می‌کنید؟ اینجا دیگر خط مقدم است. برگردید بروید گیلان‌غرب، یا روستاهای دورتر. اینجا بمانید، کشته می‌شوید. ما خودمان هم به سختی اینجا می‌مانیم، شما چطور مانده‌اید؟»

باورشان نمی‌شد مردم روستا، با این وضعیت، توی منطقۀ جنگی مانده باشند. نظامی‌ها از شهرهای شمالی و تهران بودند. با خنده به آن‌ها گفتم: «نکند می‌ترسید؟!»

یکی‌شان با تمسخر گفت: «یعنی می‌خواهی بگویی تو نمی‌ترسی؟»
مستقیم نگاهش کردم؛ چشم دوختم توی تخم چشم‌هایش و گفتم: «نه، نمی‌ترسم. آن‌جا را که می‌بینی، خانۀ من است.»

مشخصات کتاب الکترونیک

نام کتابکتاب فرنگیس: خاطرات فرنگیس حیدرپور
نویسنده
ناشر چاپیانتشارات سوره مهر
سال انتشار۱۳۹۶
فرمت کتابEPUB
تعداد صفحات۳۵۶
زبانفارسی
شابک978-600-03-0136-1
موضوع کتابکتاب‌های انقلاب و دفاع مقدس
قیمت نسخه الکترونیک
۱۲۰۰۰ ت - 2.49 یورو
خرید کتاب الکترونیک

نقد، بررسی و نظرات کتاب فرنگیس: خاطرات فرنگیس حیدرپور

mohsen ariyafar
۱۳۹۹/۲/۲۵
ضمن عرض خسته نباشید خدمت خانم فتاحی و عرض خداقوت خدمت خاله فرنگیس قهرمان، واقعا خجالت میکشم از اینهمه رنج و محنتی که بر این مردم قهرمان گذشته و اگر بخوام ذره‌ای نسبت به مملکتم طلبکار باشم، منی که تا حالا خوردم و خوابیدم و هیچ قدمی در راه کشورم برنداشتم... یه نکته هم در مورد نگارش کتاب؛ من چون قبل و از خواندن این کتاب، پایی که جا ماند رو مطالعه کرده بودم، چون کتاب مذکور روز شمار بود قشنگ میفهمیدیم الان در چه مقطع زمانی هستیم و خودمون رو همراه با تاریخ میکردیم، ولی در این کتاب بعضی مواقع شما واقعا سردرگم میشید که الان چه ماه و سالی هست چون ذکر نشده، ضمنا من یادم نمیاد اسمی از عملیات مطلع الفجر در کتاب بوده باشه اما بیشتر تصاویر آخر کتاب از این عملیات هست... و یک حسن خوب این کتاب هم این بود که در انتها هم تصاویر عزیزان رو دیدیم و هم سرنوشت هر کدام رو در زمان حاضر فهمیدیم.. زنده باد خانم فتاحی و خاله فرنگیس قهرمان
Sejafk Kh Kh
۱۳۹۹/۶/۲۶
کتاب خوبی از جهت معرفی فضا و شرایط اجتماعی اقتصادی سالهای جنگ و مردم شهرهای مرزی درگیر، صبوری و مقاومت ب تمام معنای مردم بود و در ادامه شرح مشکلات و درگیری‌های مردم و ب خصوص بچه‌ها با مین‌ها بعد اتمام جنگ و بیان ملموس مشکلات ابادی شهر و روستاها... فرنگیس زنی شجاع قوی و با اراده، اما نظر شخصی خودم در جاهایی از کتاب این بود ک بعضی رفتارها اصرار‌ها و ب اصلاح لجبازی‌های فرنگیس مناسب نبود البته شاید بستگی ب شرایط اون موقع بوده و نمیشده درست تر برخورد کرد
خود فرنگیس هم در ادامه بهش اشاره کرده بود
طاهره نادری
۱۴۰۰/۳/۲۶
داستان کتاب بسیار جالب بود متن روانی هم داشت. تنها اشکال نگارشی که داشت این بود که به صورت فزاینده‌ای کلمه‌ی " با خوشحالی " تکرار شده بود خصوصا در قسمت‌های آخر بین هر سه جمله یک بار این کلمه تکرار شده بود.
اشکال دوم به کتابراه وارده و اون مسئله این هست که در خلاصه داستان گفته شده در سال 59 با ب و
حمله نیروهای عراق روستای آووزین فرنگیس برادر و پدرش شبانه برای برداشتن مایحتاج ب روستا میرن که برادر و پدرش توسط عراقی‌ها کشته میشن در صورتیکه آن‌ها بعد از جنگ فوت میکنن
پیمان مهدی علمدارلو
۱۳۹۹/۵/۱
سلام واقعا کتاب خوبیه بویژه که در مورد زن قهرمان است چرا که ما پیروزی در جنگ را علاوه بر خدا و رهبری مدیون مردان و بویژه زنانی بود که از همسر و فرزندانش دفاع و پشتیبانی کردن فقط در مورد این کتاب با توجه به اینکه نویسنده شناخت خوبی از محل زندگی زبان و رسوم فرنگیس داشته خوب توانسته بیان کند و به که و ایراد ویرایشی داشت این بود که پاورقی یا فوت نوت باید در پایین همان صفحه ذکر شود نه اینکه خواننده چند بار بیاید آخر کتاب آن را مطالعه کند ولی عالی بود خدا خیرتون بده
صدرا س
۱۳۹۷/۸/۲۴
فرنگیس زنی قهرمان که با شجاعت توانست یک سرباز عراقی را به اسارت بگیرد و یکی دیگر را با تبر هلاک کند.
وی با صبوری و اراده‌ای که داشت در مقابل مصیبت‌ها و آوارگی‌ها هرگز تسلیم نشد و حتی دل کوه را شکافت تا خانه‌ای برای خود بنا کند.
فرنگیس سختیهای بسیاری کشید اما تمام کمبودها و بی‌مهری‌هایی که هنوز با آن‌ها دست و پنجه نرم میکند هرگز نتوانست بر اراده وی خللی وارد کند. این کتاب را حتما بخوانید.
بهروز خدری
۱۳۹۸/۱۲/۲۱
خداروشکر که در کشورم شیرزنانی چون فرنگیس بی‌ادعا و پرمحتوا زندگی میکنند تا با دیدن چند انسان ماده که از زن بودن فقط اداهای ماهواره‌ای و ادعاهای پوچ بی‌محتوا را یاد گرفته‌اند ناامید نشوم. ممنونم از نویسنده و تدوینگر محترم که او نیز بانویی است از تیره‌ی فرنگیس و فرنگیس‌هایی چون معصومه‌ی آباد و فاطمه و حلیمه که در اسارت چشمان هرز بعثیها را به اسارت نجابتشان درآوردند.
مارال سالاری
۱۳۹۸/۵/۱۷
برای ما که دوران جنگ رو ندیدیم و نبودیم خوندن این کتاب و این چنین کتابهایی میتونه مارو به ببره به روزهایی که پراز غم، سختی، دلهره، ناامنی بود سختی‌هایی که میتونه یک زن رو از پا بندازه اما شیرزنی چون فرنگیس مثل کوه مقاومت میکنه.. میبالم به کشورم به مردمم به مردان و زنان باغیرت کشورم.. میبالم به تو فرنگیس
محمد کریم زاده
۱۳۹۸/۵/۱۶
بسیار بسیار عالی بود. باید هم به شیرزن کرمانشاهی احسنت وهزاران آفرین گفت هم به نویسنده کتاب که او هم یک قهرمان به تمام معنا می‌باشد همین که توانسته خاطرات خانم فرنگیس را جمع آوری و به رشته تحریر در آورد کار خیلی بزرگی انجام داده آرزوی سلامتی و سعادتمندی برای هردو دارم. محمدکریم زاده
مشاهده همه نظرات ۴۸

راهنمای مطالعه کتاب فرنگیس: خاطرات فرنگیس حیدرپور

برای دریافت کتاب فرنگیس: خاطرات فرنگیس حیدرپور و دسترسی به هزاران کتاب الکترونیک و کتاب صوتی دیگر و همچنین مطالعه معرفی کتاب‌ها و نظرات کاربران درباره کتاب‌ها لازم است اپلیکیشن کتابراه را نصب کنید.

کتاب‌ها در اپلیکیشن کتابراه با فرمت‌های epub یا pdf و یا mp3 عرضه می‌شوند.