دانلود کتاب قند تلخ

  • از: مریم حاتمی
  • ناشر: انتشارات پر
  • ۷۸ رای
  • برای دانلود قانونی کتاب قند تلخ و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان دانلود کنید.


افزودن به کتابخانه

برای دانلود قانونی کتاب قند تلخ و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان دانلود کنید.

معرفی کتاب قند تلخ

کتاب قند تلخ نوشته‌ی مریم حاتمی، مجموعه‌ای از درد و دل‌ها و تجربیات ده‌ها زن و مردی است که در چند شخصیت محوری داستان خلاصه شده و به نگارش درآمده، با این هدف که شاید حتی یک خواننده‌ی این رمان بتواند تصمیم بهتری در مسیر زندگی خود بگیرد.

نویسنده‌‌ی کتاب از روزی که اولین جمله‌ی این رمان را نوشته تصمیم گرفته بود به دنبال خیال‌پردازی‌های افراطی و رویایی کردن موضوع نباشد و تا آن‌جا که بتواند با نگاهی واقع‌بینانه کلمه به کلمه پیش رود تا جایی که از اتفاقات زندگی و تجربه‌های تلخ و شیرین دیگران وام گرفته و داستان را به صورت واقعی و قابل درک و باور پیش برده است.

در بخشی از کتاب قند تلخ می‌خوانیم:

دفتر روبه‌روی رستوران بود و منم کاملاً بهش مشرف! از لای در که نیمه‌باز بود صدرا رو تو اتاقش دیدم، نمی‌دونم چرا بی‌دلیل نگران شدم! همیشه احساس نگرانی و مسئولیت در قبال صدرا داشتم شاید چون ذاتاً دختر دلسوزی بودم، این حس در من ایجاد می‌شد. صدرا پسر خیلی سالم و درستی بود و با اینکه موقعیت‌های زیادی برای خوش‌گذرونی‌های ناسالم داشت هیچ‌وقت دست از پا خطا نمی‌کرد، خود این موضوع من رو تشویق می‌کرد تا بیشتر هواشو داشته باشم.

اینکه هیچ‌وقت به خاطر وجود سمیه، کانون توجه نبوده و کودکی نکرده باعث شده بود که همیشه تو زندگی احساس خلأ و کمبود داشته باشه. تنها دلخوشی صدرا این بود که بعضی‌اوقات با من درد و دل کنه و من بشم سنگ صبورش! منم حس خوبی داشتم وقتی می‌تونستم شنونده‌ی غصه‌هاش باشم و شاهد سبک شدنش! بالاخره بابا اومد و از دیدنم هم کلی ذوق کرد، کمی کنارش نشستم، دیگه وقت ناهار شده بود و سالن پر از مشتری! بابا عاشق آشپزی و رستوران‌هاش بود، البته فقط در مجموعه رفت‌وآمد داشت و به‌ ندرت به چند رستوران دیگش سر می‌زد.

پشت صندوق نشسته بودم و هر وقت سرم خلوت می‌شد کمی هم نگاه به کتاب‌هام می‌ا‌نداختم. صدای صدرا که با بابا داشت احوالپرسی می‌کرد غافلگیرم کرد، بلند شدم و رفتم کنارشون.

تا سفارش و خوردن غذا فرصتی داشتم که برای خرید بوم نقاشی واسه سمیه برم و برگردم. عاشق سمیه بودم، عالم و حال و هوای بچگی همیشه تو وجودش موج می‌زد و از سروکله زدن باهاش لذت می‌بردم.

مثل هر وقت دیگه که می‌رفتم رستوران، با بابا ناهار خوردم و به خونه برگشتم. خونه‌ی ما تو یه آپارتمان پنج طبقه‌ای بود که ما ساکن طبقه‌ی سومش بودیم. هر وقت آسانسور خراب می‌شد تنها غصه‌ی من این بود که بابا خسته و کوفته، شب چه جوری می‌خواد این پله‌ها رو بیاد بالا!

فهرست مطالب

مقدمه‌ی نویسنده
فصل اول: ستاره
فصل دوم: صدرا
فصل سوم: شهرزاد
فصل چهارم: مؤلف

 ۲۰۰ صفحه، ۵۴۳ کیلوبایت، زبان فارسی، EPUB، 
شابک: 978-622-6041-13-3 

چاپ ۱۳۹۷: ۲۸۵۰۰ ت قیمت الکترونیکی: رایگان
۵۰٪ تخفیف اولین خرید با کد welcome50
افزودن به کتابخانه

راهنمای دانلود کتاب قند تلخ

برای دانلود کتاب قند تلخ و دسترسی قانونی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را نصب کنید.

دانلود کتاب  قند تلخ
نیلوفر کرمی
۱۳۹۷/۹/۲۰
شخصیت صدرا واقعا ی شخصیت بی ثبات بود ک حتی بعد از گندی ک زد عکس سنگ قبر ستاره رو هم نگه داشته
مریم حاتمی
۱۳۹۷/۹/۲۹
با سلام. ممنون از دقت و نکته سنجی شما خواننده محترم. همه انسانها میتوانند دچار بی ثباتی شوند اگر هشدارهای پیرامونشان را جدی نگیرند.
پریسا حسینی
۱۳۹۷/۱۱/۷
کتاب فوق العاده قشنگی بود واقعا پسرهایی که قبل از ازدواج در خانواده مخصوصا مادر تامین محبت نمیشن خیلی راحت بعداز ازدواج جذب هر نوع محبت و عشق کذایی میشن و تنها قربانی این کمبودها زنهایی چون شهرزاد بیشتر...
Samira Rad
۱۳۹۷/۱۰/۱۹
مختصر و مفید، مردی که محتاج محبت از طرف پدر و مادرشه هیچ زنی نمیتونه سیرابش کنه، به نظر من خیلی آموزنده بود، چند بار باید خوند این کتابو
مشاهد همه دیدگاه‌ها (۵۹)