دانلود کتاب پاییز فصل آخر سال است

  • از: نسیم مرعشی
  • ناشر: نشر چشمه
  • ۳ رای
  • برای دانلود قانونی کتاب پاییز فصل آخر سال است و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان دانلود کنید.


خرید کتاب الکترونیکنسخه نمونه رایگان

برای دانلود قانونی کتاب پاییز فصل آخر سال است و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان دانلود کنید.

معرفی کتاب پاییز فصل آخر سال است

کتاب پاییز فصل آخر سال است نوشته‌ی نسیم مرعشی، روایت‌گر زندگی سه دختر به نام‌های لیلا، شبانه و روجا است که هر کدام درگیر مسائل گوناگونی هستند.

این رمان به عنوان یکی از شاهکارهای ادبی در دو دهه اخیر شناخته شده است، کتابی که توانسته توجه هنرمندان و نویسندگان زیادی را به خود جلب کند. استعداد و توانمندی نسیم مرعشی در موفقیت این کتاب از مهم‌ترین نکات است چرا که او برای به تصویر کشیدن داستان ساده اما متفاوتی که در ذهنش داشته زحمت بسیاری کشیده و ماحصل تمام تلاش نویسنده موجب شد تا سرانجام در سال 1394 جایزه ادبی جلال آل احمد را از آن خود کرد.

نسیم مرعشی در این روایت به بسیاری از دل مشغولی‌های دخترانه پرداخته و به همین دلیل داستان، مجذوب کننده بسیاری از دختران خواهد بود.

در کتاب پاییز فصل آخر سال است (Fall is the Last Season of the Year) هر یک از شخصیت‌های داستان درگیر مسائلی همچون مهاجرت، هویت شغلی و اجتماعی و مسائل عاطفی هستند. به گفته نسیم مرعشی، بعد از بحران‌هایی که در چند سال پیش رخ داد و خیلی‌ها را دچار سردرگمی کرد، دلش می‌خواست تا داستانی بنویسد که شخصیت‌هایش در کنار هم معرف و نماینده‌ی نسلی باشند که خود او جزء آن است. او شخصیت‌ها، داستان‌هایشان و فرم روایت را بر این اساس انتخاب کرده است.

پاییز فصل آخر سال است از دو بخش با عنوان‌های تابستان و پاییز تشکیل شده که هر یک از این دو بخش به سه فصل تقسیم می‌شود. هر یک از فصل‌های کتاب از زبان یکی از شخصیت‌های اصلی داستان روایت شده است که جذابیت خاصی به داستان اضافه کرده است.

از ویژگی‌های مثبت پاییز فصل آخر سال است، می‌توان به شیوه نگارش عالی و روان بودن آن اشاره کرد، ایضاً خود را در شرایط و موقعیت شخصیت‌های مهم داستان دیدن راحت است، به گونه‌ای که می‌توان هر سه شخصیت را در وجود خودتان حس کنید.

در این کتاب هیچ شخصیتی قهرمان و مطلقا خوب یا بد نبوده و همه خودشان هستند، انسان‌هایی عادی و از دلِ جامعه‌ی کشور عزیزمان ایران.

شاید اصلی‌ترین نقطه ضعف رمان حاضر این است که قصه با لحنی یکسان از زبان سه راوی آن نقل می‌شود و هیچ تفاوتی در لحن‌شان وجود ندارد. همچنین ممکن است تلخی و حال‌ و هوای دلگیر و پاییزی و فضای حزن‌آلود داستان برای همه خوشایند نباشد.

در بخشی از کتاب پاییز فصل آخر سال است می‌خوانیم:

دستم توی دست تو بود و بلند‌بلند می‌خندیدم. کنار خیابان تا شده بودم. نفسم از خنده بند آمده بود و دردی را که در دلم پیچیده بود یادم است. دستم را می‌کشیدی. دیرمان شده بود. به چه می‌خندیدم؟ یادم نیست. فقط یادم است انقلاب بودیم. سینما بهمن. فیلم‌ بدی از جشنواره دیده‌ بودیم و برمی‌گشتیم دانشگاه. خیابان کارگر، بین سی‌دی فروش‌ها و سمبوسه فروش‌ها، پرینت ارزان، لباس دست‌دوم و کلوچه‌ی فومن دنبال تاکسی می‌چرخیدیم و از لای دست و کتف و کمر مردم رد می‌شدیم. تو بلوز سفیدی را که سمیرا برایت فرستاده بود پوشیده بودی. مردی از روبه‌رو با سرعت به طرف‌مان آمد. سرش پایین بود. دستم را رها کردی که رد شود. باز خندیدم. مرد نگاهم کرد. یک‌آن مردد شدی و به سمتم آمدی. مرد سرش را که بلند کرد، دیگر دیر شده بود. سرش خورد توی سینه‌ات و لیوان آب انارش لب‌پر زد روی بلوز سفیدت و لکه‌ای شد که تا وقتی کنارم بودی، نه با جوش شیرین رفت، نه با سرکه، نه وایتکس، نه لکه‌بر رافونه که آخرین‌بار بهش زدم و توی چمدانت گذاشتم و گفتم: «فقط در خانه بپوش، وقتی کسی نیست.»

چایِ سرد شده‌ام را یک نفس سر می‌کشم. صدایش تکانم می‌دهد. از سکوت خانه است که صدای قورت دادن این‌قدر بلند در سرم می‌پیچد، یا از گوش‌هایم که دیگر عادت به شنیدن ندارند؟ عادت کرده‌ام به سکوت خالی خانه. به خفگی هوا و زندانی شدن پشت پنجره‌های دوجداره‌ی بی‌صدا. حتا دوست ندارم ساز هم بزنم. چند ماه می‌شود که پشت پیانو ننشسته‌ام؟ چهار ماه؟ هشت ماه؟ یادم نیست. انگشت‌هایم را باز می‌کنم، مشت می‌کنم و دوباره باز می‌کنم. بازِ باز. درد تا مچ‌هایم بالا می‌رود. انگشت‌هایم دیگر نه نرم‌اند نه سبک. کوتاه و زشت شده‌اند. بندهای‌شان ضخیم و سفت شده‌اند و با هر تکان اضافه‌ای درد می‌گیرند. با این درد و این ناخن‌های بلند و بدقواره‌ که لیز می‌خورند روی کلاویه‌ها، دیگر نمی‌توانم پاساژ والس لامینوری را که دوست داشتی بزنم. آمدی نشستی کنارم، روی صندلی پیانو. گفتی: «دوست دارم که ناخن‌هایت همیشه کوتاه‌اند و به‌شان لاک نمی‌زنی.»

فهرست مطالب

تابستان
تکه‌ی اول
تکه‌ی دوم
تکه‌ی سوم
پاییز
تکه‌ی اول
تکه‌ی دوم
تکه‌ی سوم

 ۱۸۹ صفحه، ۵۳۲ کیلوبایت، زبان فارسی، EPUB، 
شابک: 978-600-229-482-1 

چاپ ۱۳۹۳: ۲۴۰۰۰ ت قیمت الکترونیکی: ۱۴۴۰۰ ت - 4.99€
۵۰٪ تخفیف اولین خرید با کد welcome50
خرید کتاب الکترونیکنسخه نمونه رایگان

راهنمای دانلود کتاب پاییز فصل آخر سال است

برای دانلود کتاب پاییز فصل آخر سال است و دسترسی قانونی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را نصب کنید.

دانلود کتاب  پاییز فصل آخر سال است
Zahra Amini
۱۳۹۸/۴/۳
دلم از غم ترکید. دردناکه این موضوع مهاجرت.
مشاهد همه دیدگاه‌ها (۱)