معرفی و دانلود رایگان کتاب یک روز و نیم...

عکس جلد کتاب یک روز و نیم...
قیمت:
رایگان - 0€
۵۰٪ تخفیف اولین خرید با کد welcome50

برای دانلود قانونی کتاب یک روز و نیم... و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.

برای دانلود قانونی کتاب یک روز و نیم... و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.

معرفی کتاب یک روز و نیم...

منصور حیدری در کتاب یک روز و نیم... سعی دارد تا با بیانی ساده، خلاصه‌ای از اتفاقات و پیشامدهای زندگی خود را در قالب داستانی جذاب به تصویر بکشد.

درباره کتاب یک روز و نیم...:

این داستان روایت واقعی منصور حیدری از سرنوشت خود است. در کتاب یک روز و نیم (a day and a half)، شما با کسی آشنا می‌شوید که در طول زندگی پر فراز و نشیب خود می‌کوشد تا تمام چالش‌های زندگی‌اش را به فرصت تبدیل کند. او از قوانین مشخصی استفاده نمی‌کند که دیگران در گذشته نوشته‌اند، بلکه قوانین خودش را دارد و مسیر موفقیت‌هایش را به تنهایی ترسیم می‌کند.

کتاب یک روز و نیم... مناسب چه کسانی است:

خواندن این کتاب الهام بخش به تمامی علاقمندان کتاب‌های انگیزشی و دوستداران مطالعه سرگذشت‌نامه‌ها و داستان‌های واقعی توصیه می‌شود.

در بخشی از کتاب یک روز و نیم... می‌خوانیم:

صدای قصاب محل که بانگ گوشت تازه گوشت تازه سر می‌داد خواب رو از چشمانم پراند، از نسیم خنک صبح و بانگ آشنا و همیشگی قصاب محله مان فهمیدم که الان حوالی ساعت 6:30 صبح است، امروز جمعه است و من قصد داشتم تا پاسی از روز بخوابم ولی برعکس همه روزهای مدرسه زودتر از خواب بیدار شدم، با صدایی مادرم از جایم برخواستم آبی به صورتم زدم و صبحانه مختصری که البته اصلی‌ترین و پای ثابت سفره صبحانه خیلی از اهالی روستا تخم مرغ بود صبحانه‌ای خوردم، پدرم در انتهای حیاط به امورات نخل می‌رسید، آروم با خودش زمزمه می‌کرد، زمزمه که نه غرولوند. خجالت نمی‌کشی تا لنگ ظهر خوابی، همه مشغول کارند و تو همش خواب بی‌توجه به حرف‌های پدر به خوردن صبحانه‌ام پرداختم.

امروز عصر مسابقه فوتبال داشتیم. و در تمرین دیروز لنگه کفشم پاره بود، اینقدر که این کفش رو دوخته بودم که دیگر جای دوختن نداشت، از یک طرف فکر فوتبال امروز و از سمتی وضعیت نامناسب مالی خانواده کلافه‌ام کرده بود، نمی‌توانستم تو این شرایط بد بار مالی بیشتری به پدرم که بیمار نیز بود تحمیل کنم. به هر سختی که بود یکبار دیگر کفش‌های پاره‌ام رو دوختم و مسابقه فوتبالم انجام شد. سر شب در فکر اتفاق امروز و صحبت‌ها و اعتراض‌های پدرم بودم درست می‌گفت. وضعیت جسمانی من شبیه یک نوجوان 15 ساله نبود بازوان قوی هیکل درشت، پس باید فکری می‌کردم.

مشخصات کتاب الکترونیک

نام کتابکتاب یک روز و نیم...
نویسنده
ناشر چاپیانتشارات آقائی
سال انتشار۱۳۹۹
فرمت کتابEPUB
تعداد صفحات۴۵
زبانفارسی
شابک978-622-9752-10-4
موضوع کتابکتاب‌های زندگی نامه، کتاب‌های داستان و رمان ایرانی
قیمت نسخه الکترونیک
رایگان - 0 یورو
افزودن به کتابخانه

نقد، بررسی و نظرات کتاب یک روز و نیم...

علی رحیمی
۱۳۹۹/۱۱/۲۳
با سلام من فک میکنم آقای حیدری عزیز تمام جملات انگیزشی را سعی کردن در این داستان بکار بگیرن هرچی دقت کردم ایشون سختی ندیدن فقط یه نصفه روز کارگری کردن بعدش رفتن بیمارستان و پورسانت گرفتن از کارگرهای هم روستایش و...... ونکته بعدی اگه دقت کرده باشین بیشترین پیشرفتشون از سن 23تا 24 همون قرارداد و وتا 120تومنی گرفتن 15درصد قرارداد سن 32سالگی
بنظر این حقیر خیلی از واقعیت به دوره مثلا زمانی که قرارداد پیاده رو را بستن کارگر روزی 3هزار بوده قرار داد ایشون 120میلیون بوده امکان عقلی وجود نداره مگه تخیلی
و مورد دیگه قرارداد مسکن تعاونیش که داستانش تخیلی تره
خلاصه این نظر من بود ببخشین چون نویسنده داستان فقط درمورد عمران و تجارت تحقیق کرده حتی نه کامل
با تشکر از کتابراه عزیز
محمد حسینی
۱۳۹۹/۱۲/۲۹
ممنون از نویسنده که این کتاب را به رایگان در اختیار ما گذاشته و ممنون از کتابراه. داستان داستانی کلاسیک بود و در حال حاضر کلاسیک نوشتن برای الان مناسب نیست. نویسنده خیلی سطح پیشرفت یکنواختی داشت و کمی غیر طبیعی جلوه میکرد، و موضوع بزرگی که در اینجور داستان‌ها است اینه که انتهای داستان پیام داستان و رو میگن این باعث میشه خود خواننده نخواد راجبش فکر بکنه. یک بحث دیگه‌ای هم که هست اینه که راوی داستان بایستی یا لحن عامیانه داشته باشه یا لحن کتابه ولی در این کتاب یک جا نوشته بود اروم یک جای دیگر نوشته بود ارام و این چیزه زیبایی نیست.
نکته انتهایی هم اینه که این نوشته بیشتر به بیوگرافی نزدیک بود تا داستانی که تعلیق داشته باشه
به امید اینکه همه از خرافات دوری و به سایه علم پناه بیاریم
خسته نباشین
fatemeh Kiayi
۱۳۹۹/۱۱/۲۵
داستان جالبی بود... به نظرم بیشتر تخیلی بود و همش منتظر بودم که جمله بعدیش سقوط باشه که طبیعی تر جلوه بده!!!!
اما موضوع جالب این بود که مدیران قدیم به جوان بی تجربه اعتماد میکردن اما حتی خود این آقا برای استخدام کلی فیلتر داشت...
جوان بی تجربه امروز فقط دنبال کار در رشته‌اش نیست، دنبال پست یک و
شبه مدیریت هم نیست، دنبال کار بدون حاشیه عادلانه و با حقوق مکفی است اما کارفرمایان و دولت، علاوه بر مدرک گرایی، دو میلیون تخصص از جوون میخوان و در نهایت فامیلشون رو میبرن سرکار!!!!:)))))
پیشرفتا همه‌اش شد برای دهه شصت و ماقبل و به دهه هفتاد که رسید شرایط سنی و هزارتا کوفت و زهرمار دیگه چاشنی استخدام شد!
fari jafari
۱۴۰۰/۹/۲۹
سلام وقت بخیر... آقای حیدری عزیز ذهن و قلم شما خیلی زیباست.. به دل میشینه... اراده، پشتکار، جسارت، بلند پروازی شما چه واقعی.. چه خیالی قابل تحسینه.. گفتین با خدا معامله کردین.. دقیقا اشاره نداشتین که. چطوری!... با توجه به اینکه خودتون طعم فقر و نداری رو چشیدین.. سعی داشتین که بدون هیچ توقعی اگه و شعاری ریاش نکنیم.. بیاین برای دل خودتون به قول شخص شما معامله با خدا دست یه نیازمندی رو بگیرین.. یا نه خّیر باشین.. جدای از انسانی بودن کار.. اگه شعاری نباشه.. به اون آرامش‌ی که میخواین می‌رسین.. عزیزدل امید داریم... همه به قله‌ی آرزوهاشون برسن.. کتابر اه نازنین تشکر رایگان ارائه میدین....
Kimia Omidvar
۱۴۰۱/۹/۴
به نظر من کتاب خوبی بود وارزش داره یه بار بخونیش 🌹نقدهایی که من به این اثر دارم:۱- اینکه همه‌اش میگه من سختی کشیدم بنظرم اصلا سختی در کار نبوده، یه نصف روز رفته کارگری و شانس بهش رو کرده و با بیمارستان قرار داد بسته۲- سنشو بیشتر میگه بعدا که مدارک میاره هیشکی نمیفهمه سنشو دروغ گفته۳-چطوری در نهادی مثل بیمارستان با یه بچه‌ی ۱۵ ساله قرارداد میبندن۴-مقدار پولی که از طرف تعاونی مسکن ارتش بهش دادن اصلا با عقل جور در نمیاد۵-مبلغ قراردادهایی که می‌بسته خیلی تخیلی و رویاییه۶- زمانی که پروژه هاشو تحویل میده غیر قابل باورهوچندین وچند نقد دیگهممنون از کتابراه🌻🌻🌻🌻
منصور حیدری
۱۴۰۱/۳/۱۸
بنام خالق زیبایی ها. روزی دهنده بی منت. آنان که علم را در سایه خرد خویش صیقل میدهند. و دستهای پر مهرشان همواره التیام بخش دلهای خسته است. باری جهان در گستره مال آندوزان و انسانها بازیچه سیاستمداران دنیا در بازی کثیف باخت باخت بسر میبرند. باشد روزی جهانی پدیدار آید پر از عشق دوستی و مهربانی.. سپاس و از سخاوت بی پایان شما همراهان همیشگی کتابراه. از اینکه بر این حقیر منت نهادین با نظرات ارزنده خویش مسیر بهتر بودن را به من آموختید بسیار سپاسگزارم. ارادتمند شما منصور حیدری.
Fariba kashani
۱۴۰۱/۸/۱۶
در مورد کتاب اینجوری نوشته شده که سرگذشت واقعی خود نویسنده اس
ضمن تبریک به نویسنده کتاب به خاطر کسب خیلی از موفقیتها
ولی واقعیت زندگی فراز و فرود داره چیزی که تو این کتاب بود همش فراز بود یعنی ایشون هیچ شکستی نداشته اینجور نوشتن توقع یک نوجوان یا جوان خیلی بابا میبره و فکر میکنه همه چیز خیلی در
راحته شاید بهتر باشه کنار موفقیت‌ها از فرود‌ها نشیب‌ها هم گفته بشه که اینقد داستان غیر واقعی جلوه نکنه
Seyed Amir Asad Fatemi
۱۳۹۹/۱۲/۱۵
در شرح کتاب خواندم روایت واقعی زندگی آقای منصور حیدری. بعد از خواندن کتاب کنجکاو شدم و اسم نویسنده را در گوگل جستجو کردم. نتایج اول یک خواننده به اسم منصور حیدری آورد (البته الان هر اسمی جستجو کنید خواننده به همان اسم پیدا می‌شود)، منصور حیدری کارآفرین جستجو کردم هم به نتیجه‌ای نرسیدم.
این موضوع باعث شد که نظرم در خصوص اینکه این داستان کمی غیر واقعی است پر رنگتر شد.
محبوبه علمداری
۱۴۰۰/۸/۳
نمیشه از نظر نگارشی و داستانی ایرادی نگرفت، داستان خیلی سریع پیش میرفت، میتونست جذاب تر نوشته بشه.
اما از نظر انگیزشی شاید بتونه تاثیر گذار باشه..
تبریک میگم به آقای حیدری و امیدوارم همه‌ی جوان‌ها از جمله خودم، بتونن آنچه در ذهنشان هست رو عملی کنند و در زندگی به پیشرفت‌های بزرگ دست پیدا کنند.
ممنون از نویسنده و کتابراه.
Parisa Hozouri
۱۳۹۹/۱۲/۱۳
کتاب بدی نبود
از نظر انگیزشی و اینکه بخشی از تجربیات رو به دیگران منتقل کردن
کاملا مشخصه که ایشون نویسنده نبودن
چون یک نویسنده به خوبی میدونه که داستان رو به چه صورت پیش ببره که هم خواننده از خوندن اون کتاب خسته نشه و هم اینکه اون رو علاقه مند به خوندن ادامه داستان کنه
در کل از این کتاب خوشم نیومد
راستش اولین کتابی بود که از خوندن اون خسته شدم
علی احمدی
۱۴۰۰/۴/۵
بنظر من کتاب خیلی با اغراق و در کمترین زمان، قهرمان داستان را به اوج پیشرفت و ترقی رسانده ست که در عالم خیال و رویا نیز زمان بیشتری را می‌طلبد
منکر اتکال به خداوند و تلاش بنده نیستم، خیلی از مردم ما با این دو گزینه در زمان بازنشستگی نیز به آمال و خواسته هاشون نرسیده‌اند چه برسه به سنینی که نویسنده لحاظ کرده است.
نیل آ
۱۴۰۰/۳/۹
باسلام و احترام. بهترین کتابی بود که در باره‌ی موفقیت یک روستا زاده خواندم، اینکه با دستهای خالی و با انگیزه و پشتکار میتوان از هیچ به همه چیز رسید، بسیار عالی بود، به امید روزی که جوانان سرزمینم چنین افراد با اراده‌ای را الگوی خود قرار دهند، کار هست فقط همت بلند میخواهد، در پناه خدا سلامت و موفق باشید.
Fatemeh
۱۴۰۱/۸/۱۳
بهتر هست قبل نوشت رمان یا داستان تحقیق بشه شما میگید واقعی هست اما در واقعیت وقتی به ارتش میری باید حتما 5 سال رو بمونی وگرنه سربازی تمام نمیشه و دوباره باید بری سربازی
حتما باید خسارت بپردازی نه پول بگیری
البته ارتش نیروی دریایی الان اینجوری هست قبلا نمیدونم
جواد جمشیدی
۱۴۰۰/۱/۲۷
دوستان منم کنجکاو شدم که داستان چیه و دنبال مطلب رفتم، ایشون صاحب هتل ارامیس کنگان هست و همچنین یه شعبه هم در تفلیس دارند، در کل داستان درسته فقط نگارشش ضعیف بود به اقای حیدری تبریک میگم بابت موفقیتشون و همچنین میگم که خیلی افراد از شما بیشتر سختی کشیدن
Sepid Mmm
۱۴۰۱/۶/۲۰
کتاب خوبی بود به نظرم نباید در آخر پیام داستان را می‌نوشت و باید برای مخاطب فرصت تامل میداد برای کسانی که به کتاب‌های انگیزشی و زندگی نامه‌ها علاقه دارند مناسب است البته که به نظرم آنچنان سختی ثابت تعریفی در این کتاب نبود که بتوان گفت زندگی مشقت باری داشته
مشاهده همه نظرات ۱۱۷

راهنمای مطالعه کتاب یک روز و نیم...

برای دریافت کتاب یک روز و نیم... و دسترسی به هزاران کتاب الکترونیک و کتاب صوتی دیگر و همچنین مطالعه معرفی کتاب‌ها و نظرات کاربران درباره کتاب‌ها لازم است اپلیکیشن کتابراه را نصب کنید.

کتاب‌ها در اپلیکیشن کتابراه با فرمت‌های epub یا pdf و یا mp3 عرضه می‌شوند.