زندگینامه و دانلود کتاب‌های آنا گاوالدا

۹ دسامبر ۱۹۷۰ - فرانسوی

آنا گاوالدا (Anna Gavalda)، رمان‌نویس قرن بیستم میلادی است. از او تا کنون چندین رمان کوتاه به فارسی برگردانده شده است. طرفداران گاوالدا معتقدند شخصیت‌های کتاب‌های او بسیار به انسان‌های واقعی در زندگی نزدیک هستند.

عکس آنا گاوالدا

زندگی نامه آنا گاوالدا

آنا گاوالدا (Anna Gavalda)، از معروف‌ترین چهره‌های امروز رمان‌نویسی در فرانسه است. او در یک خانواده از طبقه بالا و در حومه‌ی پاریس متولد شده است. در مدتی که به عنوان معلم دبیرستان مشغول به کار بود اولین مجموعه داستان کوتاه خود را به چاپ رساند که با استقبال منتقدان روبرو شد و همچنین یک موفقیت تجاری به شمار می‌رود. این مجموعه داستان با عنوان دوست داشتم کسی جایی منتظرم باشد، پس از فروش چشمگیر در فرانسه، به زبان‌های زیادی ترجمه شد و شهرت جهانی را برای این نویسنده جوان به ارمغان آورد.

رمان کوتاه من او را دوست داشتم، با الهام از زندگی شخصی او و شکست در زندگی مشترکش نوشته شده است. این کتاب نیز همانند اثر قبلی به فروش قابل توجهی دست پیدا کرد، به زبان‌های مختلفی ترجمه شد و زنان بسیار زیادی در سراسر دنیا با این کتاب گریستند. رمان کوتاه ۹۵ پوند امید به‌ فاصله کمی بعد از کتاب قبلی منتشر شد و گاوالدا این کتاب را برای آن دسته از دانش‌آموزانش نوشته است که قوه‌ِ یادگیری کمتری در مدرسه داشتند ولی در واقع انسان‌های فوق‌العاده‌ای بودند. موفقیت بزرگ بعدی این نویسنده با انتشار کتاب گریز دلپذیر رقم خورد. همانند کتب قبلی آمار فروش این کتاب در دنیا بسیار بالا گزارش شده است.

موفقیت آنا گاوالدا در زمینه‌ی رمان‌نویسی سیر صعودی متناوبی داشته است و مخاطب اصلی او عموماً بانوان از طبقه‌های مختلف اجتماعی هستند. طرفداران گاوالدا معتقدند شخصیت‌های کتاب‌های او بسیار به انسان‌های واقعی در زندگی نزدیک هستند و درگیر موضوعاتی مشابه با دغدغه‌های روزانه، احساسی و اجتماعی خودشان هستند. این موضوع باعث انتقال حس هم‌ذات پنداری قوی به مخاطب می‌شود.

وی هم‌اکنون با دو فرزند خود در نزدیکی پاریس زندگی می‌کند و علاوه بر رمان نوشتن، در تحریریه مجله ال (Elle) نیز مشارکت دارد. کتاب‌های دوست داشتم کسی جایی منتظرم باشد، من او را دوست داشتم و گریز دلپذیر توسط انتشارات مختلفی در ایران به انتشار رسیده‌اند و مخاطبان زیادی هم پیدا کرده‌اند.

جملات برگزیده آنا گاوالدا:

- آموخته‌ام که وابسته نباید شد، نه به هیچ‌کس، نه به هیچ رابطه‌اى و این لعنتى نشدنى‌ترین کارى بود که آموخته‌ام!
- چه قدر باید بگذر تا آدمی بوی تنِ کسی را که دوست داشته از یاد ببرد؟ و چه قدر باید بگذرد تا بتواند دیگر او را دوست نداشته باشد؟
- هر بار که می‌خواهم به سمتت بیایم یادم می‌افتد "دلتنگی" هرگز بهانۀ خوبی برای تکرار یک "اشتباه" نیست!

کتاب‌های برگزیده آنا گاوالدا:

دوست داشتم کسی جایی منتظرم باشد
گریز دلپذیر
من او را دوست داشتم

۱