دانلود کتاب زندانی فاو: خاطرات گروهبان دوم عراقی عماد جبار زعلان الکنعانی


خرید کتاب الکترونیکنسخه نمونه رایگان

برای دانلود قانونی کتاب زندانی فاو: خاطرات گروهبان دوم عراقی عماد جبار زعلان الکنعانی و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان دانلود کنید.

معرفی کتاب زندانی فاو: خاطرات گروهبان دوم عراقی عماد جبار زعلان الکنعانی

کتاب زندانی فاو: خاطرات گروهبان دوم عراقی عماد جبار زعلان الکنعانی، چهار ماه آوارگی، سرگردانی و پنهان ‌شدن این گروهبان در فاو و سختی‌هایی که متحمل شده است را به تصویر می‌کشد.

گروهبان دوم وظیفه عماد جبار زعلان الکنعانی از افراد نظامی کشور عراق به شمار می‌رود که به مدت چند سال در ایران زندگی کرده است. او قد بلندی دارد و جوان است اما چون موهای سرش ریخته بیشتر از سن واقعی‌اش به نظر می‌آید.

وی که در سمت دیده‌بانی یکی از واحدهای تیپ 111 عراق به منطقه فاو می‌رود، بعد از اینکه رزمندگان ایرانی به آنجا حمله می‌کنند برای این‌ که اسیر نشود، چهار ماه در همان مکان مخفیانه زندگی می‌کند. همین موضوع باعث می‌شود تا زندگی تازه‌ای برای او رقم بخورد و مسیر زندگی‌اش به کلی تغییر کند.

در این کتاب خاطرات گروهبانی به تصویر کشیده شده که تنها از روی حس ناسیونالیستی‌اش به جبهه‌های جنگ آمده است. او جبهه ایرانی‌ها را زیر نظر دارد و آتش توپخانه را بر سر دشمن هدایت می‌کند و معتقد است که باید بجنگد تا انتقامش را از مجوس‌ها که ایرانیان هستند، بگیرد.

سرانجام وقتی اسیر می‌شود و به دست ایرانی‌ها می‌افتد، با برخورد خوبی رو به رو می‌شود. همین موضوع باعث می‌شود تا پشیمان شده و به اشتباهات خود در دوران جنگ پی ببرد. این اثر اولین کتاب از خاطرات اسیران عراقی است که بعد از سقوط صدام به چاپ رسید.

در بخشی از کتاب زندانی فاو می‌خوانیم:

با تاریک شدن هوا، به سمت خاکریزی که قبلاً عراقی‌ها کنار اروندرود زده بودند حرکت کردم. به موازات نهر کوچک و از میان نیزارهای اطراف به سمت خاکریز راهم را ادامه دادم. به خاکریز رسیدم. پشت خاکریز، اجساد عده‌ای از نیروهای عراقی روی زمین افتاده بود و بوی تعفن به مشام می‌رسید. اجساد نزدیک خاکریز و پست دید‌بانی‌ای که قبلاً آنجا خدمت می‌کردم افتاده بودند. به احتمال قوی از افراد گروهان خودمان بودند. چون هوا تاریک بود نتوانستم آن‌ها را بشناسم.

از روی خاکریز پلی که نیروهای ایرانی روی اروندرود زده بودند به راحتی دیده می‌شد. ایرانی‌ها، ابتدای پل، این طرف رودخانه، یک پست ایست بازرسی مستقر کرده و یکی از خانه‌های نزدیک پل را سنگر استراحت خود قرار داده بودند. تاریکی هوا مانع از آن می‌شد که اطراف پل را دقیق شناسایی کنم. فقط نور ضعیفی که از چراغ‌ قوۀ نگهبانان پل می‌تابید به من امکان می‌داد که اوضاع منطقه را تا حد امکان بررسی کنم.

عدۀ نگهبانان پل زیاد نبود و من می‌توانستم شناکنان از کنارۀ پل خودم را به آن طرف اروندرود برسانم و از آنجا، با استفاده از پوشش گیاهی منطقه، که استتار خوبی بود، مسافتی در حدود بیست کیلومتر را به سمت آبادان طی کنم و خود را به منطقۀ المعاصر برسانم و سپس از آن جا به منطقۀ سیبه بروم و با عبور از عرض رودخانۀ اروند، که در آن جا در حدود چهارصد متر بود، خودم را به نیروهای عراقی برسانم.

آن مسیر طولانی را باید در سه چهار روز یا حداکثر یک هفته طی می‌کردم. خوبی آن مسیر این بود که از منطقۀ عملیاتی فاو خارج می‌شدم که، ضمن کم شدن آتش توپخانه و ادوات بر منطقه، از حساسیت منطقه تا اندازۀ زیادی کاسته می‌شد و امکان اینکه بتوانم خودم را به نیروهای عراقی برسانم به مراتب بیشتر می‌شد. بعد از طرح این نقشه، به مخفیگاهم برگشتم و استراحت کردم تا شب بعد نقشه‌ام را اجرا کنم.

 ۱۰۴ صفحه، ۳۶۹ کیلوبایت، زبان فارسی، EPUB، 
شابک: 978-964-471-888-5 

چاپ ۱۳۹۲: ۱۰۰۰۰ ت قیمت الکترونیکی: ۵۰۰۰ ت - 1.99€
۵۰٪ تخفیف اولین خرید با کد welcome50
خرید کتاب الکترونیکنسخه نمونه رایگان

فهرست مطالب

اشاره
روزهای نوجوانی
انتقال به فاو
خوابی که تعبیر شد
تلاش برای زنده ماندن
تلاشی دیگر
پاکسازی منطقه
دوستان جدید
عبور از اروندرود
هنوز زنده‌ام
حادثه‌ای نفس‌گیر
جست و جو در مقر جیش الشعبی
سقوط هواپیمای عراقی
آغاز ماه چهارم سرگردانی
صحنۀ تکان دهنده
دستبرد به مواضع نیروهای ایرانی
حادثه‌ای تأسف‌بار
مهمان

راهنمای دانلود کتاب زندانی فاو: خاطرات گروهبان دوم عراقی عماد جبار زعلان الکنعانی

برای دانلود کتاب زندانی فاو: خاطرات گروهبان دوم عراقی عماد جبار زعلان الکنعانی و دسترسی قانونی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را نصب کنید.

دانلود کتاب  زندانی فاو: خاطرات گروهبان دوم عراقی عماد جبار زعلان الکنعانی

نظرات کتاب زندانی فاو: خاطرات گروهبان دوم عراقی عماد جبار زعلان الکنعانی

محمدصادق غلامی
۱۳۹۹/۸/۲۹
این کتاب به قلم دشمنی که یک هموطن را با اعتراف خودش به شهادت رسانده نوشته شد، چرا؟!!.
هدفش چندان مشخص نیست و همواره درصدد نشان دادن تلاش یک سربازی است که در منطقه‌ی تصرف شده توسط لشگر ایرانی گرفتار شده و برای نجات جانش چگونه تقلا می‌کند.
سزاوار چاپ در جمهوری اسلامی و توسط ارگانهای مدعی دفاع از
ارزشهای آن نبود. نه تنها برای دفاع مقدس آورده‌ای نداشت، بلکه در قسمت‌هایی رزمندگان ایرانی را زیرکانه تخریب و توهین کرد.
محمد زمانی
۱۳۹۸/۷/۵
من این کتاب را نتوانستم بخوانم چون آنقدر واقعی و با جزییات نوشته شده که خاطره اواخر اسفند66 و فروردین و اردیبهشت67 در فاو و اروند کنار را در من زنده کرد، یاد دوستانی که شهید شدند، دوستان مجروح، و بخصوص عزیزانی که در فاو جا ماندند، اخلاص و یکرنگی بچه‌ها کرم سنگر، مسجد فاو، ایستگاه صلواتی، شیمیایی فراوان از طرف صدام ملعون، موشک باران توسط ناوهای آمریکایی، مسجد فاو، یادش بخیر
فرهاد عیدی
۱۳۹۹/۷/۹
خوندن این کتاب چون از قلم سرباز دشمن بود و اطلاعات جالبی میداد منو جذب کرد جزییات خوبی از حال و هوای زمان داستان در اختیار میزاره، ولی حدس میزنم بخش زیادی از ماجرا توسط نویسنده و... سانسور شده تا قابل نشر باشه، در هر صورت همین مقدار جزییات برای نسل و نسلهای پس از جنگ غنیمته
مشاهد همه نظرات (۱۴)