دانلود کتاب گلدان، بهار و عروسک

  • از: بهمن فرسی
  • ناشر: انتشارات بیدگل
  • ۰ رای
  • برای دانلود قانونی کتاب گلدان، بهار و عروسک و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان دانلود کنید.


خرید کتاب الکترونیکنسخه نمونه رایگان

برای دانلود قانونی کتاب گلدان، بهار و عروسک و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان دانلود کنید.

معرفی کتاب گلدان، بهار و عروسک

کتاب گلدان، بهار و عروسک در بردارنده‌ی دو نمایشنامه‌ به قلم بهمن فرسی است که هر دوی آن‌ها عشقی نافرجام را روایت می‌کنند که سنت‌ یا ترس‌های آدمی مانع آن شده‌اند.

بهمن فرسی از نویسندگان آوانگارد ایران شناخته شده و به اعتقاد بسیاری از منتقدان با نمایشنامه گلدان نخستین درام‌نویس ابسورد ایرانی محسوب می‌شود. جهان‌بینی خاص و ناامید او بعد از کودتای مرداد 1332 در فضایی که اغلب بزرگان ادب ایران به بیان نومیدی‌های خویش مشغول بودند، شکل گرفت. نگاه یأس‌آلود فرسی، ویژگی منحصر به فردی و خاصی به نوشته‌هایش بخشیده که آثار او را از آثار نویسنده‌های هم عصر خود متمایز می‌کند. او به خوبی با فضای ابسورد و آثار بزرگانی چون بکت یونسکو آشنا بوده و در آثارش نوع خاصی از خلاقیت دیده می‌شود. نمایشنامه گلدان در ادبیات دراماتیک عصر امروز، جایگاه ویژه‌ای دارد که همیشه بحث آن جاری ‌است. فرسی نگاه عمیقی به جریان مدرنیته داشته، می‌توان نشانه‌ها را در لابه‌لای خطوط نمایش او دنبال کرد و پیش‌بینی فضای امروز را در آن دید.

او در نمایشنامه‌ی بهار و عروسک بر علایقی که از غرب تقلید شده و فساد که در روابط روشنفکرانه وجود داشته، می‌تازد. این نمایش فقط دو شب، بار اول در بیست و هفتم اردیبهشت ماه 1344 در سالن نمایش دانشکده هنرهاى زیباى دانشگاه تهران و بار دوم در یازدهم خرداد ماه همان سال در تالار فرهنگ (بنا به دعوت انجمن فیلار مونیک تهران) به کارگردانى نویسنده و بازیگرى خجسته‌کیا، ایرج گرگین و بهمن فرسى روى صحنه رفت. با احتساب تعداد بلیت‌ها و ظرفیت سالن‌هایى که این تئاتر در آن‌ها اجرا شد، در حدود هزار و چهار صد نفر این اجرا را تماشا کردند.

بهمن فرسی را بیشتر بشناسیم:

او متولد 1312 در تبریز نویسنده، شاعر، نمایشنامه‌نویس، ترانه‌سرا، کارگردان و بازیگر صاحب‌نام ایرانی است. فرسی پس از اینکه تحصیل را رها کرد و مشاغل مختلفی را تجربه نمود، به استخدام دولت درآمد. او در دوران جوانی داستان‌نویسى، نویسندگی نمایشنامه و نقد را آغاز و به آن‌‌ها مشغول شد. در آن دوره کتاب‌ و نمایشنامه‌های متفاوتی به قلم فرسی منتشر شد که از جمله‌ی آن‌ها می‌توان به رمان به یادماندنی «شب یک، شب دو» در سال 1353 اشاره کرد. او به نوشتن برای نشریات مختلف و کارگردانی تئاتر نیز مشغول بود و نمایشنامه‌های متعددی را در تهران به روی صحنه برد. فرسی هم اکنون در لندن زندگی می‌کند و به ادامه‌ی فعالیت‌هایش در زمینه ادبیات، نمایشنامه‌نویسی و تئاتر مشغول است.

در بخشی از کتاب گلدان، بهار و عروسک می‌خوانیم:

مرد مى‌دونى یه دقه پیش چى مى‌خواستم بگم که نگفتم؟ مى‌خواستم بگم اینجا، توى این صورت، توى این مغز، توى این چشما، یه چیزاى تازه‌اى سبز شده. مى‌دونى چى؟ چرتکه انداختن واسه برگزار کردن لحظه‌هاى همین زندگى گند. مى‌دونى چى سبز شده؟ (لحظه‌اى با چشم‌هاى دریده و خیره صورت زن را نگاه مى‌کند.) پیرى! پیرى! پیر و بدترکیب شده‌اى. (مکث) ولى من، به هرحال فقط تو رو می تونم بپسندم. (سر زن را به سینه‌اش مى‌چسباند.) نه، نه، دیگه دوستت ندارم. (سر زن را از سینه‌اش جدا مى‌کند. به صورت زن) می شنوى؟ (با غیظ فریاد مى‌زند.) دیگه دوستت ندارم. ولى من تو رو خیلى مى‌شناسم، خیلى بیشتر. (زن را به خود مى‌فشارد.) بیچارۀ پیر ورشکسته، اون وقت هى می شینه صفحۀ آمریکایى یکشنبه غمگین گوش مى‌کنه. آشنایى ما روز یکشنبه شروع شد، هیچ یادت هست؟ و روزى که من از تو خونۀ تو بلند شدم رفتم و دیگه به سراغت نیومدم یکشنبه نبود، اینم یادت نیست؟ و امروز یکشنبه‌س، هیچ به فکرش بودى؟ امروز یکشنبه‌س! برا یه امریکایى ممکنه دلتنگ‌کننده هم باشه ولى براى من نیس. من شاید روز جمعه این طور باشم.

اما امروز صبح تا حالا دوازده ساعت تو قفس شیشه‌اى اون کتابفروشى لعنتى با همه‌جور آدمى کلنجار رفته‌م و اصلاً هم فرصت نداشته‌م به دلتنگى روز فکر کنم. ولى حالا بعد از همۀ این مصیبت‌ها مى‌خوام یه کار شروع کنم، و روز روز یکشنبه‌س. یه کار! یه کار که تمام میل و اراده و شعور من تو شکمش تل‌انبار شده. پس یکشنبه هیچ هم غمگین نیست. اگه بود من دست و دلم نمى‌رفت تو رو با این همه وسوسه و زحمت پیدا کنم و کارم رو باهات در میون بذارم. مى‌فهمى؟ (با بغض و غیظ) جداشدنى، جدانشدنى، تو اصلاً معنى این چیزا رو مى‌دونى؟ تو همۀ عمرت حتى یه لحظه به طور خالص تو هر کدوم از این دوتا عالم زندگى کرده‌اى؟ نه، من اصلاً نمى‌خوام دادگاه تشکیل بدم، مى‌فهمى؟ من نمى‌خوام دادگاه تشکیل بدم، من از دادگاه بیزارم! بیزار! (زن را از سینۀ خودش جدا مى‌کند.) بیدارى؟

(زن مانند گربه‌اى خمار و خواب‌آلود از مرد کنده مى‌شود. لحظه‌اى طولانى بى‌آن که حرفى بزند به مرد خیره مى‌ماند و بعد به او پشت مى‌کند. )

 ۱۴۸ صفحه، ۲۹۷ کیلوبایت، زبان فارسی، EPUB، 
شابک: 978-600-7806-06-7 

چاپ ۱۳۹۵: ۱۴۰۰۰ ت قیمت الکترونیکی: ۶۰۰۰ ت - 2.49€
۵۰٪ تخفیف اولین خرید با کد welcome50
خرید کتاب الکترونیکنسخه نمونه رایگان

فهرست مطالب

یادداشت دبیر مجموعه
گلدان: بازی در یک پرده
سن اول
سن دوم
سن سوم
بهار و عروسک: بازی در یک پرده

راهنمای دانلود کتاب گلدان، بهار و عروسک

برای دانلود کتاب گلدان، بهار و عروسک و دسترسی قانونی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را نصب کنید.

دانلود کتاب  گلدان، بهار و عروسک

نظرات کتاب گلدان، بهار و عروسک

هیچ نظری برای این کتاب ثبت نشده است.