زندگینامه و دانلود کتاب‌های ویلیام سامرست موآم

۲۵ ژانویهٔ ۱۸۷۴ تا ۱۶ دسامبر ۱۹۶۵ - انگلیسی

ویلیام سامرست موآم (William Somerset Maugham) در دهه ۳۰ قرن بیستم همان محبوبیتی را داشت که امروزه جی. کی. رولینگ یا استیفن کینگ دارند. او جز اولین نویسندگانی است که توانست تنها با حق‌التالیف آثارش ثروتی کلان به دست آورد.

عکس ویلیام سامرست موآم

زندگی نامه ویلیام سامرست موآم

ویلیام سامرست موآم (William Somerset Maugham) در سال ۱۸۷۴ در کنسولگری انگلستان به دنیا آمد و از همان اول انتظار می‌رفت که یک روز تبدیل به وکیل ماهری شود، چون این شغل آبا و اجدادیش بود. هرچند که موآم لکنت زبان داشت و این باعث شد تا از حرف زدن بترسد و از سنت خانوادگی پیروی نکند. در سن ۱۰ سالگی به خانه عمویش در انگلستان فرستاده شد تا ادامه تحصیل دهد و این اتفاق هم مزید بر علت شد که ویلیام فردی خجالتی شود اما به هر حال توانست که این نقطه ضعفش را تبدیل به یک مزیت کند و بیشتر بنویسد.

امروزه موآم را بیشتر به دلیل داستان‌های کوتاه و رمان‌هایش می‌شناسند اما خیلی‌ها نمی‌دانند که اولین موفقیت او در دنیای نویسندگی برای نوشتن نمایشنامه بوده است. در واقع بعد از رمان لیزا لمبث، موآم به مدت ۱۰ سال رمان‌ها و داستان‌های ناموفقی را نوشت. در نهایت با راهنمایی ایبسن، موآم شروع کرد به نوشتن درام‌هایی کرد که برگرفته از موضوعات اجتماعی روز بودند. اولین اثر وی در این زمینه نمایشنامه مرد باعزت بود. یک درام واقع گرایانه در رابطه با عواقب گمراهی که موفقیت چندانی را دربر نداشت، اما برای خود موآم به نسبت کتاب‌های قبلیش این یک موفقیت هرچند کوچک محسوب می‌شد، بعدها او این نمایشنامه را یک اثر ناپخته شمرد و میشود گفت که محبوب‌ترین اثر او در این دوره از نویسندگی رمان بانو کراداک بود.

سرانجام موآم در اواخر دهه ۱۹۱۰ به هدف خود که تبدیل شدن به نویسنده‌ای محبوب بود رسید. و با نوشتن کتاب اسارت بشری، موفقیت او دو چندان شد. سپس او تصمیم گرفت تا ماجراجویی‌های جدیدی را شروع کند که کتاب‌های زیبای ماه و شش پشیز، بر پرده‌ای چینی، سفرنامه دن فرناندو، مجموعه داستان لرزش برگ و نمایشنامه نامه که قالب آن برگرفته از فرهنگ چینی است حاصل سفرهای او می‌باشد. داستان باران به عنوان شناخته شده‌ترین داستان سامرست شناخته می‌شود که در سال‌های حضورش در امریکا سه فیلم از روی آن ساخته شد.

بعد از دستیابی به شهرت، موآم برای تشکیل زندگی به فرانسه رفت و به نویسندگی به طور جدی ادامه داد و از آنجایی که خیلی سفر کردن را دوست داشت به نقاط زیادی از دنیا رفت، که نشان از علاقه این نویسنده به شهر داشت طوری که برخی از داستان‌هایش در این شهر جریان دارند مثل رمان لبه تیغ. در طول جنگ جهانی دوم به امریکا رفت و تبدیل به یک چهره محبوب برای امریکایی‌ها شد و خیلی از کارهایش توسط هالیود و تأترهای مختلف تبدیل به نمایش و فیلم شدند. ویلیام بعد از جنگ به فرانسه برگشت و باقی زندگیش را به نوشتن گذراند تا در سال ۱۹۶۵ در سن ۹۱ سالگی از دنیا رفت و کتاب‌های زیبایش را برای ما به یادگار گذاشت.

جملات برگزیده کتاب ویلیام سامرست موآم:

- سنت یک راهنماست نه یک نگهبان.
- اگر ملتی چیزی را بر آزادی ترجیح دهند. همه‌چیز را از دست خواهند داد.
- درد پیری. انحطاط روحی و جسمانی آن نیست. بلکه بار خاطرات آن است.
- فاجعه بزرگ زندگی در مرگ انسان نیست. در دست شستن از عشق ورزیدن است.
- مردم حتی زمانی هم که از شما می‌خواهند معایب‌شان را آشکارا به آن‌ها بگویید. انتظار ستایش و تحسین دارند.
- یک چیز جالب در مورد زندگی این است که بیشتر زمان‌ها، چیزهایی را که از آن‌ها دوری می‌کنید. به اندازه فراوان به شما می‌دهد.

کتاب‌های ویلیام سامرست موآم:

لیزای لمبث (۱۸۹۷) (Liza of Lambeth)
بانو کراداک (۱۹۰۲) (Mrs Craddock)
پیرامون اسارت بشری یا پایبندی‌های انسانی (۱۹۱۵)
ماه و شش پشیز
مرد با عزت (نمایشنامه)
شپی (نمایشنامه) (۱۹۳۳)
لرزش برگ (داستان کوتاه) (۱۹۲۱)
بر پرده‌ای چینی (سفر نامه)
دن فرناندو (سفرنامه)
حاصل عمر
یادداشت‌های نویسنده
شادی‌های زندگی
بادبادک
لبه تیغ
گنج
هفتمین گناه
کاتالینا
پرواز در تنهایی (۱۹۳۰) (Cakes and Ale)

۱