معرفی و دانلود رایگان کتاب صوتی آینه

عکس جلد کتاب صوتی آینه
قیمت:
رایگان - 0€
۴۰٪ تخفیف اولین خرید با کد welcome

برای دانلود قانونی کتاب صوتی آینه و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.

برای دانلود قانونی کتاب صوتی آینه و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.

معرفی کتاب صوتی آینه

کتاب صوتی آینه اثر محمود دولت آبادی، درباره‌ی مردی است که به دلیل گم کردن شناسنامه‌اش هویت خود را از دست داده و در تلاش برای بازگرداندن هویت خود است. 

شناسنامه هویت انسان است هر فردی با وجود آن شناخته می‌شود و اجازه ورود به هر کاری را پیدا می‌کند اما اگر این سند به هر دلیلی از بین برود قسمتی از تاریخ زندگی فرد اعم از اسم، فامیل، محل تولد، تاریخ تولد و... نیز از بین خواهد رفت اما وجود این سند دال بر زنده بودن و حیات فرد در اجتماع است چرا که با مردن شناسنامه نیز باطل می‌شود و این نشانگر عدم حیات فرد است.

محمود دولت آبادی از مهره‌های کلیدی رمان‌نویسی در ادبیات فارسی به شمار می‌رود. فضای اکثر کتاب‌های دولت‌آبادی در روستاهای خراسان رخ می‌دهد و رنج و مشقت روستاییان شرق ایران را به تصویر می‌کشد. رمان کلیدر مشهورترین اثر وی است که او را به کسب جایزهٔ نوبل ادبیات نزدیک کرد.

در قسمتی از کتاب صوتی آینه می‌شنویم:

اما... این استشهاد را چجور باید نوشت؟ نشست روی صندلی و مداد و کاغذ را گذاشت دم دستش، روی میز. خوب... باید نوشته شود، ما امضا کنندگان ذیل گواهی می‌کنیم که شناسنامه‌ی آقای... مفقودالاثر شده است. آنچه را که نوشته بود با قلم فرانسه پاک‌نویس کرد و از خانه بیرون آمد و یک راست رفت به دکان بقالی که هفته‌ای یکبار از آن جا خرید می‌کرد. اما دکان‌دار که از دردسر خوشش نمی‌آمد، گفت او را نمی شناسد. نه اینکه نشناسدش، بلکه اسم او را نمی‌داند چون تا امروز به صرافت نیافتاده اسم ایشان را بخواهد بداند. به خصوص که خودتان که هم جای اسم را خالی گذاشته‌اید!!! بله درست است.

باید اول می‌رفته به لباسشویی، چون هر سال شب عید کت و شلوار و پیراهنش را یکبار می‌داده به لباسشویی و قبض می‌گرفته. اما لباسشویی با وجود اینکه حافظه‌ی خوبی داشت و مشتری‌هایش را اگر نه به نام اما به چهره می‌شناخت، نتوانست او را به جا بیاورد و گفت که: متاسف است، چون آقا را خیلی کم زیارت کرده است. دست کم یکی از قبض‌های ما را که لابد خدمتتان است بیاورید مشکل حل خواهد شد. آن‌جا روی ورقه‌ی قبض اسم و تاریخ سپردن لباس و حتی اینکه چند تکه لباس تحویل شده را با قید رنگ آن می‌نویسند.

فهرست مطالب کتاب صوتی

۱۵ دقیقه
آیینه

مشخصات کتاب صوتی

نام کتابکتاب صوتی آینه
نویسنده
گویندهمیلاد تمدن
ناشر صوتینشر ماه آوا
سال انتشار۱۳۹۷
فرمت کتابMP3
مدت۱۵ دقیقه
زبانفارسی
موضوع کتابکتاب صوتی داستان و رمان ایرانی، کتاب‌های داستان و رمان ایرانی
قیمت نسخه صوتی
رایگان - 0 یورو
افزودن به کتابخانه

نقد، بررسی و نظرات کتاب صوتی آینه

یاشار ح.
۱۳۹۸/۷/۱۷
هرکدوم از ما میتونیم جای شخصیت اصلی داستان باشیم

اگه زندگی نکنیم، لذت نبریم، سفر نریم، موسیقی گوش نکنیم، نرقصیم، نخندیم و گریه نکنیم و بطور کل عاشق نشیم

حالا عاشق هر چیزی یا هر کسی یا هر کاری و فعالیتی

در اونصورت میشیم یه دل‌مردهٔ فراموش شده ک حتی خودمونم دیگه نمیشناسیمش

مهم نیست پیر باشیم یا و
جوون، مهم اینه گاهی تو آینه نگاه کنیم به خودمون لبخند بزنیم عشق بورزیم
پیر آن نیست که بر سر بزند موی سپید
هر جوانی ک ب دل عشق ندارد پیر است
Mostafa Arshad Ebi
۱۴۰۱/۲/۹
فردی که شناسنامه و برگه‌های هویتی‌اش را گم کرده و به خاطر دارد که 13 سال است که از آن‌ها استفاده ننموده است و برای اقدام به دریافت آن با مشکلی مواجه است که نام خود را در خاطر ندارد. چیزی که در نگاه اول شاید به ذهن خواننده خطور کند، فراموشی یا گونه‌ای آلزهایمر است اما در جلوتر متوجه می‌شویم نه حتی و شاید از حافظه خوبی در جزییات وقایع نیز برخوردار است. به تعبیر من، فراموشی داستان، بی هویتی است. وقتی که شخصیت داستان به دنبال جعل شناسنامه‌ای برای خود به جاعلان مراجعه می‌کند، متوجه می‌شود که می‌تواند هویت شخصیت‌های افراد دیگر نظیر سرمایه داران، سیاستمداران، کسبه مختلف را کسب کند اما به خواسته خود هویت یک فرد مرده را انتخاب می‌کند. پس از دریافت شناسنامه، متوجه فروپاشی فیزیکی خود می‌شود، انگار که هویت فرد مرده را گرفته، او نیز دارد می‌میرد. شاید این داستان، انعکاس داستان آشنای روزگار ما است، که افراد غرق در پروفایل‌های عاریه‌ای هستند و روزی متوجه می‌شوند که خود اصلی خویش را مدت‌ها است که گم کرده‌اند اما دیگر دیر است.
سحر اندیشه
۱۴۰۱/۱۱/۷
این داستان اونقدر حرف برای گفتن داره اونقدر میشه ازش تفسیرهای متفاوت و متنوعی کرد که در یک کامنت نمیگنجه. من فقط برداشت کوچکی از خودم رو بیان میکنم:
داستان با تلاش مرد برای کمک گرفتن از بقیه شروع میشه. مرد تصمیم میگیره از افرادی که در سالهای اخیر بیشتر از هر کس دیگه‌ای با آن‌ها مراوده داشته کمک و
بگیره ازشون بخواد تا شهادت بدن که مرد واقعا شناسنامه شو گم کرده. ولی هیچکدوم ازین افراد نه تنها حاضر به همکاری نمیشن بلکه عده‌ای حتی اینکه مرد رو میشناسند رو هم کتمان میکنند. و این اتفاق پرده از خودخواهی انسانها برمیداره. چیزی که همیشه و در هر جامعه‌ای رایجه.
نهایتا مرد فکر میکنه شاید با رشوه بتونه فردی رو بخره تا بهش کمک کنه. و این فرد، با وجود اینکه کاملا برای مرد غریبه بوده، قبول میکنه کمک کنه. و درمیانه‌ی راه وقتی متوجه میشه که مرد حتی اسم خودش رو هم به یاد نمیاره نه تنها تعجب نمیکنه بلکه [وانمود میکنه که] درک هم میکنه. و به مرد پیشنهاد میده تا خودش شناسنامه‌ای جعلی برای خودش انتخاب کنه.
شاید بشه عجیب‌ترین بخش داستان رو آخر داستان دونست. انتخاب عجیب مرد که از بین ده‌ها شناسنامه‌ای که هویتش رو به عنوان شخص ثروتمند یا مهمی جعل میکرد، هویت یک مرده رو انتخاب میکنه. بعد ازین انتخاب بعد از سالها احساس میکنه که حالا میخواد بخنده. و با این تصمیم اندامهاش شروع به ریختن میکنند و قراره وقتی که مرد به خونه رسید تا بلخره در آینه نگاهی به خودش بندازه با تصویر مردی مرده رو به رو بشه که همه‌ی اندامهاش ریختن و دیگه جسمی نداره تا در آینه دیده شه!
خانوم راد
۱۴۰۱/۱۰/۲۹
نکته و رمز مهم این کتاب این جمله است (برای یک چیز بجنگ وگرنه برای هیچ خواهی مرد)
شخصیت داستان آنقدر برای فرار از تنهایی‌اش اقدام نکرده بود.. که سالها پیش حال یا از نظر روحی یا روحی و جسمی مرده بود. کتاب جالبی است و مخاطبین خاص خودش را داره.. اما کسانی که مطالب تامل برانگیز، اونهارو به وجد ممکنه و
نمیاره.. از این کتاب لذت نبرند با یک نقد سرسری از پیام مهم این کتاب رد بشن..
برای آشنایی بیشتر کسانی که قصد دارند این کتاب رو دانلود کنند باید بگم ‌.. مثل فیلم یا داستان اسکروج که یک خواب غیر عادی پیام بزرگی برای شخصیت اصلی داستان ومخاطبین داشت.. کتاب آینه هم بایک امرغیرعادی (شناسنامه وهویت دادن بدون هیچ دردسری)
پیام مهمی رو به خواننده القا میکنه. ‌. برای اینکه در دایره‌ی هستی بمونی باید وجودشو داشته باشی و خودت و ایده‌ها و خواسته هاتو به دنیا اثبات کنی. درکل قلم آقای دولت آبادی ستودنیه..
باتشکر ازتیم کتابراه
ونشریه قوی ماه آوا. ‌.
. یک تشکر ویژه دارم ازآقای تمدن. ‌. ‌که باگویندگی قدرتمند و حرفه‌ای ایشون باعث شدند من ازشنیدن این کتاب بهترین لذت و استفاده رو ببرم
الناز محمدی
۱۴۰۱/۵/۲۸
🍁 قبل از هر چیز بگم که واقعا کتاب‌های نشر ماه آوا بسیار عالی هستن، و به کتاب با صدا سازی افراد جون مضاعف میده و به بچه‌های این نشریه دست مریزاد میگم، و این کتاب کوتاه رو بسیار زیبا و پر معنا دیدم…
این کتاب تصویر کننده‌ی یه مردی هست که سیزده سال، شناسنامه ‌خود و بهتر بگم هویت خودش رو گم کرده، ‌و و
اون به دنبال هویت خودش هست، می‌خواد اون رو دوباره پیدا کنه… حالا چه در ثبت احوال، چه در آینه!!!
هویت او به اندازه‌ای غریبه که حتی سوپرمارکت، خشکشویی، و نونوایی هم از اون و اسم فامیلش چیزی نمی‌دونه، پس به همین دلیل نمی‌تونه اشتشهاد محلی رو هم برای اداره ثبت احوال آماده کنه!
این مرد نه تنها اسمش رو‌ به یاد نمی‌یاره! بلکه سالهست که خودش رو هم توی آینه ندیده. و به همین دلیل چهره ش و دندون‌هاش رو هم چک نکرده و آن‌ها رو فراموش کرده.
اون در نهایت تصمیم می‌گیره، صاحب شناسنامه‌ی یک آدم مرده بشه! دریغ از اینکه بدونه…؛ شناسنامه هویت هر آدمی هست که دال بر زنده بودن و حیات اون آدم در اجتماع هستش، و با مردن شناسنامه باطل می‌شه، و این نشون دهنده‌ی عدم حیات آدم هست. ممنون دوست عزیزم کتابراه… ☘️
بهاره اوغانی
۱۴۰۱/۱۰/۹
با سلام و احترام
من بلافاصله آهنگ ستار برام تداعی شد.
منم و یک شناسناسنامه یک شناسنامه کهنه با چن تا ورق پاره با یه اسم بی ستاره
که حکایت از سقوط از اوج داره ولیکن قهرمان داستان ما اونم نداره بقولی هیچ اگر سایه پذیرد ما همان هیچیم ایشون اون هیچ هم نیست. تنها رای ایشون اونم به نفع دیگری مهم بود.

نکته دیگه اینکه انقدر از خودش و جامعه دور شده که گذر زمان رو هم درک نکرده سیزده یا سی وسه سال خیلی فرق دارن با هم.
نکته دیگه که به ذهنم رسید این که مدت نهایت دو قرن باشه که شناسنامه بوجود اومده قبل از اون روزگار چطور میگذشته؟ اینم هم شد موضوع مطالعه بعدی
به هر حال با شناسنامه و بی شناسنامه ما برای انجام وظیفه یا رسالتی به دنیا اومدیم نباید اجازه بدیم فرصت‌ها از دست برن.
البته از نظر روانشناسی هم بعنوان یک شخص جامعه گریز یا انزوا طلب دسته بندی میشه که قطعا این نتایج رو داره.
با تشکر از کتابراه
سمیرا ابراهیم پور
۱۴۰۱/۳/۲۳
داستان در مورد مردیه که ۱۳ ساله خودشو تو اینه ندیده نخندیده با کسی در ارتباط نبوده و انقدر اسم خودش رو به زبون نیاورده و از زبون کسی نشنیده که فراموش کرده کیه و اسمش چیه حالا بعد ۱۳ سال به دنبال شناسنامش هست چون پیداش نمیکنه میخواد یه شناسنامه جعلی داشته باشه. شخصیت داستان سال هاست که از درون مرده و هویت خودشو از دست داده چون معنای واقعی زندگی رو فراموش کرده اما زمانی که شناسنامه یه فرد مرده رو انتخاب میکنه و حس میکنه جسمش در حال فروپاشیه دلش میخواد که برای بار اخر خودش رو در اینه ببینه و این یعنی همه ما وقتی زمان رو از دست دادیم تازه یاد کارهایی میوفتیم که باید انجام میدادیمشون ولی غفلت کردیم.
Kayvan Hossein
۱۴۰۰/۱۱/۱۱
این داستان مثل یک خواب بود درهم و برهم ولی لذت بخش. هر سطر و جمله، سطر قبلی را نقض می‌کند ولی با این حال خواننده را تا پایان به دنبال خودش می‌کشاند. مانند نقاشی که بی هدف رنگ‌ها را روی بوم می‌پاشد ولی طراحی، جالب و اعجاب انگیز از کار در می‌آید و البته هر کس هم تعبیر و تفسیر خودش را دارد. تا اینکه و بالاخره خود نویسنده آخر سر نتیجه اخلاقی داستان را بیان می‌کند. اینکه قهرمان داستان رشوه دادن را راه حل نهایی می‌داند خیلی جالب هست. اما آنچه هیچ حرف حدیثی باقی نمی‌گذارد، صدای گرم و شیوای گوینده داستان هست. ممنون از ماه آوا و ممنون از کتابراه
Ali Aryanejad
۱۳۹۸/۵/۱۰
شاید بشه هنر محمود دولت آبادی رو تو همین داستان کوتاه بصورت مشهود مشاهده کرد، اینکه اهمیت شناسنامه تنها برای منافع دولت هاست که در اینجا بصورت کنایه گون بهش اشاره شد، و یا اینکه در نبود شناسنامه آدمی زندگی عادی خودش رو داره اما به محض دریافت اون، دیدیم که مرد داستان تبدیل به همون چیزی شد که شناسنامه بهش میگفت
سارینا دهدشتی
۱۴۰۱/۶/۹
سلام ودرود
ممنون بابت نشر این کتاب پرمعنی.
دقیقا در این کتاب توجه ویژه‌ای به از بین رفتن هویت افراد میشه. مردی که سالهای سال هست که خودش و هویتش رو گم کرده و حتی اسم و فامیلشو فراموش کرده. این مرد دچار فراموشی نشده، بلکه دچار دلمردگی و بی هویتی شده و شور و شوق زندگی رو از دست داده.
بهمین خاطر
شناسنامه جعلی یک آدم مرده رو انتخاب میکنه. چون شاید زندگیش با مرده بودن هیچ فرقی نداره.
زندگی خیلی از آدما این شکلیه، که خلاصه شده در کار و خوردن و خوابیدن. نه نشاطی، نه عشقی، نه مسافرت و رقص و شادی و...
فقط انجام روتین یکسری از کارها.
ممنون از شما
🌸Zahra Habibi🌸
۱۴۰۱/۶/۱۲
اول از همه صدای آقای تمدن عالی بود به داستان روح داده بود دوم اینکه داستان، داستانِ یک شناسنامه‌ی گمشده نبود من فکر میکنم منظور نویسنده این بود که آدم اگه تنها باشه به مرور کمرنگ میشه و حتی تنهایی میتونی هویت فرد رو زیر سوال ببره چون این خانواده و اطرافیانمون هستند که شخصیت مارو شکل میدن به آدم یا روحیه میدن احساس‌های مختلفی رو در مازنده میکنند داستان خوبی بود ولی خب نمیشه گفت عالی بود آدمو شگفت زده نمیکرد مثلاهمین که مردِتنها اومد استشهاد بنویسه من حدس زدم که چی میشه و حتی اون قسمت فراموشی مرد رو هم متوجه شدم!!!
ساناز س
۱۳۹۷/۵/۷
خیلی وقت بود مرده بود... و الان نوبت مرگ جسمش بود... کاش زندگی کنیم!کاش هر روز در اینه لبخند بزنیم!
Zahra Zafar
۱۴۰۱/۱/۲۴
داستان آینه دولت آبادی انزوا و تنهایی افرادی را نشان میده که در ظاهر زنده‌اند ولی سالهاست که روحشان مرده و هویت خودشون رو از دست دادند. به نظر من این داستان میتونه نشون دهنده این موضوع باشه که همه آدمها میتونن به این حالت دچار بشن اگر نحوه زندگی و تفکر خود را تغییر ندن. در این داستان مردی که نداره شناسنامه میتونست با انتخاب شناسنامه یه آدم موفق مسیر زندگیشو عوض کن ولی او باز هم اینکار رو نکرد و نشان داد قصدی برای عوض کردن مسیر زندگی خود و خارج شدن از اون انزوا و بی هویتی نداره.
ژیلا شجاعی
۱۴۰۱/۹/۹
پیام این داستان یک هشدار است. اینکه آدم‌ها دارند به جایی می‌رسند که دیگر هویت و نامشان را یدک نمی‌کشند. انسان‌ها اکنون به انزوا و تنهایی روی آورده‌اند. انزوایی که حتی لبخند را از لبان آن‌ها ربوده است. شناسنامه هویت هر انسان است و در این کتاب هویت انسان‌ها چه آسان جا به جا می‌شود و می‌خواهد بگوید که هیچ آدمی سر جای خودش نیست و تمام هویت‌ها مصنوعی و ساختگی است. هویت هاییکه در قبال مقداری پول به دست می‌آید. هویت‌هایی که در یک بقالی در بین آدم‌ها معامله می‌شود.
محمد جوادی
۱۳۹۸/۱۲/۲۳
من کتابهای متعددی رو خوندم یا در سالهای اخیر شنیدم، قبل از مطالعه اولبه نویسنده کتاب توجه میکنم، مثلن درین مورد، آقای محمود دولت آبادی، کسیکه مردم رو به اصلاحات و افکار مرتجعین سوق میداد و تشویق میکرد و برای جمع کردن رای برای اصلاحاتی‌ها، از هیچ کوششی فروگذار نبود چراکه قطعن منافعشان ازون جهت . . . ساپورت میشده.... بنابراین نوشته‌های ایشون حتا اگر در جاهایی در ظاهر زیبا هم باشن، یا کذبه یا تظاهر یا کم ارزش.... . . . این نظر شخص منه و اینکه برداشت آزاده.... . . .
مشاهده همه نظرات ۳۱۵

راهنمای مطالعه کتاب صوتی آینه

برای دریافت کتاب صوتی آینه و دسترسی به هزاران کتاب الکترونیک و کتاب صوتی دیگر و همچنین مطالعه معرفی کتاب‌ها و نظرات کاربران درباره کتاب‌ها لازم است اپلیکیشن کتابراه را نصب کنید.

کتاب‌ها در اپلیکیشن کتابراه با فرمت‌های epub یا pdf و یا mp3 عرضه می‌شوند.