معرفی و دانلود رایگان ماهنامه ادبیات داستانی چوک - شماره 181
برای دانلود قانونی ماهنامه ادبیات داستانی چوک - شماره 181 و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
معرفی ماهنامه ادبیات داستانی چوک - شماره 181
ماهنامه ادبیات داستانی چوک - شماره 181 منتشر شد. مثل و تمثیلهای ایرانی، بررسی رمان «رودین» از ایوان تورگینف، مصاحبه با امین افضلپور، طراح «طراشعر»، معرفی مفاخر ایرانی شماره پنجم، ماجراهای بازگشت، معرفی رمان «ایستاده بمیر ای گل سرخ» از مهدی بیرانوند، معرفی رمان «میوه درخت سرمستی» از اینگرید روخاس کونترراس و... از جمله عناوینی هستند که در این شماره از مجله میخوانید.
چوک نخستین ماهنامهی الکترونیک (پیدیاف) ادبیات داستانی ایران است که به سردبیری مهدی رضایی، اولین شمارهی آن در شهریور سال 1388 منتشر شد و انتشار آن همچنان ادامه دارد. کانون فرهنگی چوک، متعلق به هیچ سازمان و نهاد خاصی نیست و برخاسته از همت عدهای جوان دوستدار ادبیات است که قصد دارند در جهت ارتقای فرهنگ و ادبیات فارسی در حوزهی داستان تلاش کنند.
در بخشی از ماهنامه ادبیات داستانی چوک - شماره 181 میخوانیم
پیرمرد، جوان را بار دیگر از آستانۀ دروازۀ شهر میگذراند (اینبار برای بیرون رفتن از اصفهان) و مدام به او گوشزد میکند که باید چیزی برای گفتن به شیخبهایی داشته باشد. جوان در پاسخ به این پرسش که فرض کن شیخبهایی را دیدی، به او چه میگویی، میگوید نمیدانم. «فقط میخواهم او را ببینم». پیرمرد میگوید که شیخبهایی همیشه تنهاست «از دست حماقتها و دشمنیهای همشهریهایش.» مدعی میشود که او نیز شیخبهایی را نمیشناسد و «قبل از تو من باید به او جواب بدهم. چه میخواهیم به او بگوییم؟ چه میخواهیم برایمان بگوید؟ هر کدام از هم چه انتظاری داریم؟» تقریباً از میانۀ داستان به سادگی حدس میزنیم که این پیرمرد همان شیخبهایی است. نشانههای نیرومندی نیز همچون، رفتار و گفتوگوی عجیب نگهبانِ دروازۀ شهر با پیرمرد و نوع سخن گفتن و پرسشهای پیرمرد، وجود دارد. وقتی دست نویسنده اینگونه پیش از پایان داستان رو میشود باید منتظر بود که برگ برنده را برای انتهای داستان نگه داشته باشد.
پیرمرد، جوان را بر خری مینشاند و او را به صحرا میبرد و دربارۀ وحشت دیدار شیخ بهایی و اینکه اگر همین حالا جلویشان سبز شد چه دارند که به او بگویند سخن میگوید و سپس از یک آستانۀ دیگر نیز جوان را عبور میدهد و آن کاروانسرای «مادرشاه» است؛ یعنی جایی که شهر به پایان میرسد و آخرین نشانههای آبادی نیز محو میشود و آنها پا به صحرای تاریک میگذارند. سپس در یک حرکت ناگهانی، زاویۀ دید راوی تغییر میکند و همچون دوربینی که تاکنون نمای نزدیک را ضبط میکرده و ناگهان به نمای دور میرود، از چشم کاروانسرادار که در برابر دروازۀ کاروانسرایش نشسته است این دو مرد را در دل صحرا مینگرد که به شاگردش میگوید: «ببین شیخ بهایی جلوتر پیاده میرود و یک مرد غریبه سوار خر به دنبالش.» آستانۀ بعدی اما دیگر نه وابسته به مکان که وابسته به زمان است: اذان مغرب فرامیرسد و هوا تاریک میشود. اینجا جاییست که نوبت مخاطب میرسد تا از آستانۀ دانایی بگذرد و معنایی برای این داستان بیابد.
فهرست مطالب
مثل و تمثیلهای ایرانی: «بو»؛ «سیما میرهادیزاده»
بررسی رمان: «رودین»؛ «ایوان تورگینف»؛ «آریانا سلطانی»
مصاحبه با: «امین افضل پور طراح طراشعر»؛ «سریا داودی حموله»
معرفی مفاخر ایرانی شماره پنجم: «ابراهیم ادهم»؛ «نازیلا خوشنود»
ماجراهای بازگشت: «بازگشت اودوسئوس- بخش چهارم»؛ «مرتضی غیاثی»
معرفی رمان: «ایستاده بمیر ای گل سرخ»؛ «مهدی بیرانوند»؛ «مانیا میرزایی»
معرفی رمان: «میوه درخت سرمستی»؛ «اینگرید روخاس کونترراس»؛ «آرزو معظمی»
بررسی داستان: «جشن تولد»؛ «اسلاومیر میروژک»؛ «حسین یعقوبی»؛ «ریتا محمدی»
نقد رمان: «نقشههایی برای گم شدن»؛ «ربکا سولنیت»؛ «نیما م. اشرفی»؛ «مریم یزادنمهر»
مقاله: «بازآرایی آرای ملاصدرا در داستان کوتاه اذان مغرب نوشتۀ بهرام صادقی»؛ «سپیده نوری جمالویی»
مشخصات کتاب الکترونیک
نام کتاب | ماهنامه ادبیات داستانی چوک - شماره 181 |
ناشر چاپی | خانه داستان چوک |
سال انتشار | ۱۴۰۴ |
فرمت کتاب | |
تعداد صفحات | 135 |
زبان | فارسی |
موضوع کتاب | کتابهای مجله ادبی |