دانلود کتاب دانشجویان کهکشان نیو: دستگاه زمان - جلد اول

  • از: آتوسا حسینی
  • ناشر: انتشارات آرنا
  • ۳ رای
  • برای دانلود قانونی کتاب دانشجویان کهکشان نیو: دستگاه زمان - جلد اول و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان دانلود کنید.


خرید کتاب الکترونیکنسخه نمونه رایگان

برای دانلود قانونی کتاب دانشجویان کهکشان نیو: دستگاه زمان - جلد اول و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان دانلود کنید.

معرفی کتاب دانشجویان کهکشان نیو: دستگاه زمان - جلد اول

کتاب دانشجویان کهکشان نیو: دستگاه زمان - جلد اول نوشته‌ی آتوسا حسینی، شما را با خود به دنیای هیجان‌انگیز و تخیلی سیاره‌ها می‌برد و در پی آن داستان دختری 18 ساله به نام آنیتا را به تصویر می‌کشد که توسط انسان‌های آزاد از اسارات موجودات فضایی نجات داده می‌شود.

آنیتا از کودکی تا به الان منتظر شرکت در جشن آتش بود. شب جشن همگی در میدان زیبای شهر جمع می‌شدند، مشعل‌های میدان را روشن می‌کردند و در مقابل شعله‌های آتش، بر روی صندلی‌هایی که به‌ صورت دایره‌های متحدالمرکز دور میدان چیده شده بود، می‌نشستند و شاهد مراسم انتخاب بالغین می‌شدند.

در وسط میدان سکویی قرار داشت که اتاق نسبتاً بزرگی، میان آن به چشم می‌خورد؛ کسانی که قرار بود در آن جشن بالغ شوند، همگی با آرایش و لباس‌های زیبا به درون اتاق می‌رفتند و به تماشای برنامه‌های هیجان انگیزشان می‌نشستند. در این فاصله سارسارها با سفینه‌های زیبایشان می‌آمدند و به اتاق وسط میدان، می‌رفتند؛ پس از مدتی، افراد داخل اتاق به‌ نوبت به بلوغ رسیده، صاحب شغل شده و به روی سکو می‌آمدند و معرفی می‌شدند.

آنیتا از یک ماه قبل در فکر این بود که چه سرنوشتی در انتظارش است و چه شغلی برایش انتخاب خواهد شد؛ پدرش متخصص قلب، مادرش مهندس سازه و تنها برادرش سه سال پیش به‌ عنوان متخصص برتر به سرزمین سارسارها رفته بود، احتمال می‌داد او هم به‌ عنوان فرد برتر انتخاب شود... امّا نمی‌دانست که در این صورت، خوشحال خواهد شد یا نه؟! دچار دوگانگی احساسی بود، اگر فرد برتر می‌شد در این صورت، باید پدر، مادر و دوستانش را رها می‌کرد. این کار را اصلاً دوست نداشت ولی از طرفی ظاهر افراد برتر، آن‌ چنان شاد و راضی بود که نمی‌توانست از این خوشبختی دل بکند.

روز موعود فرار رسید. در این روز سارسارها بسیار بی‌رحمانه در داخل سر انسان‌های زمین ایمپلنت یا دگمه‌های هدایتی کار می‌گذاشتند که منجر به فرمانبرداری کاملشان می‌شد. آنیتا در همین روز توسط انسان‌های آزاد، نجات داده شده و او را به سیاره‌ی خودشان می‌برند. اما علت نجات آنیتا چیست؟ چه چیزی او را خاص می‌کند؟ سرنوشت او چه خواهد شد؟

در بخشی از کتاب دانشجویان کهکشان نیو: دستگاه زمان - جلد اول می‌خوانیم:

زمانی که به هوش آمد در اتاق‌خواب خودش بود! تا جایی که یادش می‌آمد، آخرین بار در یکی از اتاق‌های زیرزمین بود؛ پس چطور به اینجا آورده شده بود؟

از پنجره به بیرون نگاه کرد، آنچه از شکوه و زیبایی می‌دید، باورکردنی نبود!

آسمانی به رنگ آبی روشن و شفّاف با ابرهای سفید، جنگلی سبز با درختانی زیبا و بلند و گل‌هایی رنگارنگ ... تمام وسایل اتاق سر جایش بود. نمی‌دانست که خانه‌شان چطور به آنجا منتقل‌ شده است؟ از اتاق بیرون آمد. در خانه به دنبال مادر و پدرش گشت ولی اثری از آن‌ها و حتّی از اتاقشان نبود.

خیلی عجیب بود! انگار خانه‌شان بدون اتاق پدر و مادر و برادرش به اینجا آورده شده بود؛ اما اینجا کجا بود؟ خودش را در آیینه نگاه کرد؛ همان لباس روز انتخاب تنش بود امّا اثری از مهر بر روی پیشانی‌اش نبود! تا جایی که یادش می‌آمد یکی از آدم فضایی‌ها، مهر را بر پیشانی‌اش زده بود، حتی درد شدید آن را هم به خاطر داشت، پس چه اتّفاقی افتاده بود؟ احساس گرسنگی شدیدی کرد. به سمت آشپزخانه رفت، غذا روی میز حاضر بود ولی در آشپزخانه کسی نبود. صدا کرد آیا کسی اینجاست؟ اما جوابی نیامد.

پشت میز نشست و شروع به خوردن کرد، غذا خوشمزه بود؛ تا به‌ حال چنین غذایی نخورده بود! بعد از خوردن غذا دوباره احساس خستگی شدیدی کرد؛ از کمد لباس‌هایش یک لباس راحت انتخاب کرده و پوشید؛ سپس روی تخت دراز کشید و خیلی سریع به خواب‌ سنگینی فرو رفت.

وقتی بیدار شد نمی‌دانست که چقدر خوابیده امّا حالش بهتر شده بود؛ ساعت اتاقش عدد هفت را نشان می‌داد و هوا روشن بود، حدس زد باید صبح باشد. بلند شد و به آشپزخانه رفت، میز صبحانه آماده بود، صبحانه خورد و به اتاق برگشت. یک بلوز و شلوار آبی پوشید و آماده شد؛ اگرچه که نمی‌دانست حالا باید چه‌ کار کند و کجا برود؛ کتابی از کتاب‌های مورد علاقه‌اش برداشت و شروع به خواندن کرد؛ او همیشه هر وقت نمی‌دانست که چه‌ کار کند، به کتاب‌هایش پناه می‌برد. حوالی ساعت یازده صبح، زنگ در خانه به صدا درآمد. ضربان قلبش بالا رفت، نمی‌دانست چه در پیش رویش است!

با ترس و نگرانی به سمت در رفت و آن را باز کرد؛ مردی بیست‌ و چند ساله قد بلند بدون مهر بر پیشانی!؟

بسیار خوش‌تیپ با ظاهری آراسته که بلوز شلواری سفید کتانی و بسیار خوش‌ دوخت پوشیده بود، وارد خانه شد.

 ۳۴۸ صفحه، ۷۷۸ کیلوبایت، زبان فارسی، EPUB، 
شابک: 978-600-356-854-9 

چاپ ۱۳۹۸: ۴۲۰۰۰ ت قیمت الکترونیکی: ۸۰۰۰ ت - 2.99€
۵۰٪ تخفیف اولین خرید با کد welcome50
خرید کتاب الکترونیکنسخه نمونه رایگان

فهرست مطالب

فصل اول: روز انتخاب
فصل دوم: کهکشان نیو منظومه‌ بست
فصل سوم: شهر یوردریم
فصل چهارم: استادان و کلاس‌ها
فصل پنجم: امنیت کلبه
فصل ششم: گروه پنج نفره
فصل هفتم: امتحانات
فصل هشتم: روز جشن
فصل نهم: سیاه چاله
فصل دهم: خطر در سیاره
فصل یازدهم: گوی شیشه‌ای
فصل دوازدهم: جیسان‌ها
فصل سیزدهم: سفر به سیاره ریتال
فصل چهاردهم: گل ریسیتالابولا
فصل پانزدهم: غار هراسناک
فصل شانزدهم: پایان سفر
فصل هفدهم: زاگ‌ها
فصل هیجدهم: دعوت به سیاره اوپاکس

راهنمای دانلود کتاب دانشجویان کهکشان نیو: دستگاه زمان - جلد اول

برای دانلود کتاب دانشجویان کهکشان نیو: دستگاه زمان - جلد اول و دسترسی قانونی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را نصب کنید.

دانلود کتاب  دانشجویان کهکشان نیو: دستگاه زمان - جلد اول

نظرات کتاب دانشجویان کهکشان نیو: دستگاه زمان - جلد اول

Diana Hosseini
۱۳۹۹/۱۱/۱۹
کناب عالی و روونی بود که بشدت لذت بردم ازش ❤️
ĐàŔkツ CÀMPER
۱۳۹۹/۶/۲۷
من کتابو دوست داشتم تا اینجایی که خوندم. خیلی خوب بود
مشاهد همه نظرات (۲)