دانلود کتاب دسیسه عاشقانه (جلد دوم)


خرید کتاب الکترونیکنسخه نمونه رایگان

برای دانلود قانونی کتاب دسیسه عاشقانه (جلد دوم) و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان دانلود کنید.

معرفی کتاب دسیسه عاشقانه (جلد دوم)

کتاب دسیسه عاشقانه (جلد دوم) شاهکاری در ادبیات داستانی، اثر احمدرضا صالحی، رمانی جذاب، ماجرایی مهیج و پرمخاطره و یک عشق سوزان است که شما را وادار به سکوت و احترام و در جاهایی وادار به فریاد زدن می‌کند.

اگر به دنبال شادی و احساس شعف، لطافت احساس، و هیجان‌های تکان دهنده هستید و یا به عبارت دیگر تمایل دارید از این دنیا و دغدغه‌های آن کاملاً دور شوید، دسیسه عاشقانه (A Romantic Plot) از معدود کتاب‌هایی است که قادر به تأمین تمام نیازهای شماست. دسیسه عاشقانه نیز همانند تمامی آثار دیگر احمدرضا صالحی اعتیاد شما را به خواندن رسمیت بخشیده و سبب می‌شود تا آخرین کلمه‌ی کتاب، آن را زمین نگذارید.

در یک جمله می‌توان گفت این داستان روایت یک عشق سوزان و لطیف را در کنار چند داستان اکشن به گونه‌ای تلفیق نموده که شما در عین خواندن یک عاشقانه‌ی سنگین، عملاً چندین داستان پرحادثه را نیز هم زمان شاهد خواهید بود که چنین همخوانی و در عین حال روایت شیوا، تنها از عهده قلم توانمندی چون احمدرضا صالحی برمی‌آید.

این اثر در کنار شیوایی داستان و جذابیت ماجرایی آن، گاهاً شامل محتوای تند و بی‌پروا است که عموماً درخور بزرگسالان است و مطالعه آن به افراد زیر پانزده سال توصیه نمی‌گردد.

احمدرضا صالحی، نویسنده نام آشنای این روزها، کسی است که با توانمندی قلم شیوای خود، توانسته پنجره جدیدی از هنر نویسندگی ایرانی را به نمایش بگذارد که تاکنون برای جهانیان ناشناخته بوده. صالحی آثار پرفروشی همچون مجموعه میدگارد و زناهره را در کارنامه خود دارد.

جلد اول کتاب دسیسه عاشقانه در این بخش به پایان رسید:

«ستوان پایش را محکم به زمین کوبید و گفت:
- بله قربان!
و فوراً از آن‌جا رفت، با رفتن او چهره ترمه نیز در هم رفت.
دکتر دیبا گفت:
- پس چرا قیافه‌ات اینجوری شد؟!
ترمه سرش را به طرفین تکان داد و مستقیم به اتاق خسرو که همچنان درش باز بود رفت و با حالت ناامید کننده‌ای خودش را روی یک صندلی انداخت.
احمد فوراً دنبال او رفت و گفت:
- مشکل چیه ترمه؟
ترمه دستش را روی پیشانی‌اش گذاشت و مشت محکمی به دیوار کناری کوبید..
- فایده نداره... اونا از مرز رد شدن...»

در بخشی از کتاب دسیسه عاشقانه (جلد دوم) می‌خوانیم:

احمد برای مرتبه آخر چند لگد به درب فلزی کوبید؛ با عصبانیت روی زمین نشست و به دیوار تکیه زد.
چند دقیقه بعد صدای به زمین نشستن یک هلیکوپتر پهن پیکر فضای آن پاسگاه مرزی را کاملاً متشنج کرد و لحظاتی بعد، ترمه به همراه طاهر از آن پیاده شدند و در حالی که دست‌هایشان را برای حفاظت از باد حاصل از گردش پروانه هلیکوپتر مقابل صورت‌ها نگه داشته بودند، به سرعت از آن دور شدند و وارد دفتر فرمانده پاسگاه شدند.
فرمانده پاسگاه بلافاصله پس از یک احترام سنگین نظامی گفت:
- قربان دستور می‌دادین خودمون کت‌بسته میاوردیم تحویلش می‌دادیم!
طاهر با لحن تندی گفت:
- لازم نکرده خود‌شیرینی کنی! شما فقط کاری رو بکن که ازت خواسته شده!
ترمه دستش را به علامت آرام کردن طاهر بالا آورد و خودش رشته کلام را به دست گرفت:
- کجا پیداش کردین؟
فرمانده که از عصبانیت طاهر جا خورده بود با لحن محتاطانه‌ای پاسخ داد:
- پنج کیلومتری اینجا قربان. سعی داشت تنهایی و با دست خالی از سیم خاردارا رد بشه!
طاهر گفت:
- اذیتش که نکردین؟
- نه قربان! طبق دستوری که دادین نگهش داشتیم تا خودتون تشریف بیارین.

 ۳۸۵ صفحه، ۱ مگابایت، زبان فارسی، EPUB، 
شابک: 987-622-95994-3-3 

چاپ ۱۳۹۸: ۵۳۰۰۰ ت قیمت الکترونیکی: ۱۰۰۰۰ ت - 3.49€
۵۰٪ تخفیف اولین خرید با کد welcome50
خرید کتاب الکترونیکنسخه نمونه رایگان

راهنمای دانلود کتاب دسیسه عاشقانه (جلد دوم)

برای دانلود کتاب دسیسه عاشقانه (جلد دوم) و دسترسی قانونی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را نصب کنید.

دانلود کتاب  دسیسه عاشقانه (جلد دوم)

نظرات کتاب دسیسه عاشقانه (جلد دوم)

احمدرضا صالحی
۱۳۹۹/۹/۹
من که تناقضی نمی‌بینم
تحلیل‌های شما اشتباهه..
اینطوری که شما میگی پر از تناقض‌های آشکاره..!!
بهتر اینه که چندتا مثال آشکار هم بیاری.
اما ظاهراً رمان سرگرم کننده رو با کلاس فیزیک هسته‌ای اشتباه گرفتین شما
اگر این آن مقدار سن را داشته باشد و دیگری کلاس فلان باشد در نتیجه خواهر برادر سمس داداش
تبریزی میشود
زن باباکرم.. 😂😂
چقدر از وقتتو گذاشتی نشستی این فرمولا رو محاسبه و این نتایجو بدست آوردی شما؟
به نظر میاد اونقدرام نگران هدر رفتن وقتتون نبودین...
لازمه بگم متغیرها رو حساب نکردین
دکتر دیبا مدتی ترک تحصیل داشت..
و در مورد قفل زیستی هم قدری مطالعه بفرمایید. برای شما که کتابخونی زشته یه مقدار..
Hanyeh H
۱۳۹۸/۸/۱۹
رمان خیلی جالبی بود و واقعا از خوندنش لذت بردم
اما آقای صالحی توی رمان میدگارد هم شما تمام قدرت‌ها رو مختص یک نفر گذاشته بودید دقیقا مثل اینجا که تمام قدرت‌ها و جنبه‌های خوب رو مختص خسرو گذاشتید البته واقعا داستان جالبی بود اما اگر روی شخصیت‌های دیگه هم مانور میداد داستان یکم واقعی تر میشد چون در
واقعیت هیچ کس کامل نیست و خوب اینجا در مورد خسرو کمی اغراق کردید و اونو خیلی با شرافت و باهوش و همچنین خیلی هم عاشقه پیشه معرفی کردید و تمام داستان روی محور قهرمانی اون بود اما در کل داستان جالبی بود بهتون خسته نباشید میگم و موفق و پیروز باشید
مریم میرزایی
۱۳۹۹/۸/۳
اول از همه خدمت آقای صالحی خسته نباشید و خدا قوت میگم بابت خلاقیت و قلم روانشون
اما در مورد این داستان باید بگم که واقعا برام جذاب نبود. با توجه به تجربه‌ای که از خوندن میدگارد داشتم توقعم از این کتاب خیلی بالاتر بود ولی صحنه‌ها و اتفاقات به شدت خشن و اعصاب خورد کن و ماجراهایی که نام عاشقانه داشتن
ولی حس عاشقانه نمیدادن باعث شد تو ذوقم بخوره
در واقع برخلاف اسمی که برای این کتاب انتخاب شده ماجراهای عاشقانش انگار تو حاشیه بودن
مشاهد همه نظرات (۷۹)