دانلود کتاب دلی که نداشتی


خرید کتاب الکترونیکنسخه نمونه رایگان

برای دانلود قانونی کتاب دلی که نداشتی و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان دانلود کنید.

معرفی کتاب دلی که نداشتی

فاطمه سلیمانی ازندریانی در کتاب دلی که نداشتی، در قالب داستانی اجتماعی و عاشقانه زندگی دختر جوانی را به تصویر می‌کشد که پدر و مادرش را از دست داده است و روزگارش را به تنهایی و با سختی سپری می‌کند و رخدادهای ناگوار، روزگارش را تلخ‌تر می‌سازد.

درباره کتاب دلی که نداشتی:

فاطمه سلیمانی در جدیدترین طبع‌آزمایی خود به سراغ روایت زندگی یک دختر دهه هفتادی رفته و داستانی با درون‌مایه اجتماعی را بازگو می‌کند. ارغوان شخصیت اصلی داستان دختری مستقل با ویژگی‌های عمومی و باورهای عرفی دختران جوان جامعه خود است. پدر و مادر او در کودکیِ قهرمان رمان از دنیا رفته‌اند و بعد از این حادثه ارغوان توسط یکی از دوستان نزدیک پدرش به سرپرستی گرفته می‌شود. طلاق ارغوان از همسرش که پسرعمویش نیز بوده و مدت زیادی از عقدشان نمی‌گذشت، شرایط حساس‌تر و پیچیده‌تری را برایش رقم می‌زند.

قهرمان داستان پس از این اتفاق تلخ زندگی‌اش تلاش می‌کند تا با استفاده از روابط، احساسات و صحبت با اطرافیانش تعریف تازه‌ای از زندگی بیابد. او از احساساتش می‌گوید و می‌کوشد خود را از حال و هوای بد و ناخوشایندش رها کند و... . این روایت اصلی و خرده‌داستان‌های دیگر رمان حکایت افرادی است که با این دختر در ارتباط هستند.

رمان دلی که نداشتی نثری ساده و خوش‌خوان دارد. نویسنده سعی کرده در قالب داستان دغدغه خود را با نشان دادن سیر تحول درونی یک دختر جوان به نمایش بگذارد و در بند طبع‌آزمایی فرمی یک اثر داستانی گرفتار نشود.

این رمان دیالوگ‌هایی جذاب و به‌یادماندنی دارد و استفاده از زبانی ساده به همراه شخصیت‌پردازی عالی و موفق، ماندگاری اثر را دوچندان کرده است. گفت‌وگوهای کوتاه و مختصر و در عین حال اثرگذار شخصیت‌ها در جای‌جای رمان موجب شده زندگی و ماجراهای در لحظه و مسیر پیش روی شخصیت اصلی داستان به خوبی در ذهن شما باقی بماند.

یکی دیگر از ویژگی‌های این کتاب بهره‌گیری هوشمندانه نویسنده از اِلِمان‌های اسارت و زیارت در داستان برای نشان دادن تأثیر این گونه مفاهیم بر زندگی شخصی افراد است. در این خصوص رمان به کمک تصویرسازی از زیارت امام رضا (ع) در قسمت آغازین و همچنین سفر معنوی پیاده‌روی اربعین در قسمت پایانی و همین طور نمادهای دیگری چون جاده مرزی به سوی کربلا و طلوع خورشید در این مسیر، اثری جذاب و تأثیرگذار خلق کرده است، به گونه‌ای که بدون بیان مستقیم باورهای مذهبی، شما درون‌مایه‌های معنوی و دینی را نیز در پیرنگ رمان درک می‌کنید.

کتاب دلی که نداشتی به چه کسانی پیشنهاد می‌شود؟

اگر به داستان‌های اجتماعی علاقه‌مند هستید، این رمان خواندنی را از دست ندهید.

با فاطمه سلیمانی ازندریانی بیشتر آشنا شویم:

یکی از نویسندگان جوان سال‌های اخیر که توانسته با قلم قدرتمند و زیبای خود کتاب‌های مختلفی در حوزه ادبیات دینی بنویسد، فاطمه سلیمانی ازندریانی است. او در سال 1362 متولد شد و مدرک کارشناسی خود را در رشته اقلیم‌شناسی کسب کرد اما به خاطر علاقه زیاد به داستان‌نویسی، به حوزه نویسندگی وارد شد.

فاطمه سلیمانی تاکنون کتاب‌هایی همچون «خاکستری یک کابوس، به سپیدی یک رویا، یک خوشه انگور سرخ و طلوع روز چهارم» را نوشته و آثارش برگزیده همایش‌های‌ سوختگان وصل، جلوه سوگ و گنج پنهان بوده است. همچنین این نویسنده جوان یک بار به عنوان داور جشنواره نسیم کلمات انتخاب شد و توانست نامزد جایزه ادبی پروین اعتصامی شود.

در بخشی از کتاب دلی که نداشتی می‌خوانیم:

طاها هم پست گذاشت. همه رو به یک سو داشتند و طاها پشت به مسیر وسط ازدحام جمعیت ایستاده بود. یک چفیۀ‌ سیاه عربی به سر بسته بود و دستش را بلند کرده بود. انگار که به کسی یا کسانی خودش را نشان می‌داد. بی‌هیچ کپشنی. عکس را بی‌هوا و از دور انداخته بودند و روی تصویر زوم کرده بودند. عکس را قبلاً هم دیده بودم. توی گوشی امین. اربعین دو سال قبل... چطور از پیاده‌روی اربعین دل کنده بود؟ جای دوری نبود که. همچنان هم‌مرز بود با عراق. دیگر قصر شیرین هم نبود که چرخاندن لقمه باشد. وعده‌شان می‌شد فرودگاه نجف. شاید هم با هم همین قرار را داشتند. عمود یک. عکس را دوباره باز کردم. شاید می‌خواسته در توضیح عکس بنویسد من اینجا منتظرم. شاید زودتر از بقیۀ دالتون‌ها رسیده بود و به‌جای عکس جدید همین عکس قدیمی بی‌کیفیت را گذاشته بود. شاید هم قرار بوده بنویسد منتظرم باشید. طاها به همان یک پست بسنده کرد. استوری‌هایش همه عکس‌های سال‌ها قبل بود با یک توضیح یک یا دوخطی، خاطره‌طور.

نرفتن و نبودن طاها همراه دالتون‌ها غیرقابل‌باور بود. یک‌جورهایی عذاب‌وجدان داشتم. انگار من باعث این جدایی شده بودم. شاید هم من سرِ کار بودم. همۀ این پنهان‌کاری‌ها توطئه بود برای اذیت و آزار من. مگر این صحنه‌سازی‌ها برای طاها کاری داشت؟ با همین فرض روی لحظه‌به‌لحظۀ سفرشان دقیق شدم. دنبال یک ردِپا از طاها. روی هر آدم قدبلندی زوم می‌کردم. عکس و فیلم‌ها را رصد می‌کردم ببینم چقدر حرفه‌ای ثبت شده‌اند. داشتم به نتایج خوبی می‌رسیدم که یک مرتبه اواسط روز دوم هیچ عکس و فیلم و نوشتۀ جدیدی توسط دالتون‌ها آپلود نشد. یکی دو ساعت هم صبر کردم اما خبری نشد. به دلشوره افتادم. شمارۀ امین را گرفتم؛ هم شمارۀ عربی هم شمارۀ ایرانی. هر دو شماره خاموش بود. شمارۀ مهدی را گرفتم؛ بوق می‌خورد، جواب نمی‌داد. شمارۀ هادی را گرفتم در دسترس نبود. دوباره شمارۀ مهدی را گرفتم. با بوق سوم جواب داد: «الو ارغوان تویی؟ صدات نمی‌آد. ببین اینجا خیلی بد آنتن می‌ده. می‌شنوی صدام رو... برسیم یه جای خلوت زنگ می‌زنم بهت... »

 ۳۴۸ صفحه، ۴۹۲ کیلوبایت، زبان فارسی، EPUB، 
شابک: 978-622-208-788-3 

چاپ ۱۳۹۹: ۷۵۰۰۰ ت قیمت الکترونیکی: ۴۴۴۰۰ ت - 13.49€
۵۰٪ تخفیف اولین خرید با کد welcome50
خرید کتاب الکترونیکنسخه نمونه رایگان

راهنمای دانلود کتاب دلی که نداشتی

برای دانلود کتاب دلی که نداشتی و دسترسی قانونی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را نصب کنید.

دانلود کتاب  دلی که نداشتی

نظرات کتاب دلی که نداشتی

Panah Babaie
۱۴۰۰/۱/۳۰
تهش چی شد؟؟!! اصلا معلوم نشد چی به چیه! چرا اسمشو گذاشتن آیرین؟ اینکه پدر بزرگش زودتر از زمان مقرر مرد، تعویض اسم چی بود؟ صالح چی شد؟ طاها؟؟
مشاهد همه نظرات (۱)