دانلود کتاب قهرمان عصر ما


خرید نسخه الکترونیکنسخه نمونه رایگان

برای دانلود قانونی کتاب قهرمان عصر ما و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان دانلود کنید.

خرید نسخه الکترونیکنسخه نمونه رایگان
 ۴۰۸ صفحه، ۹۴۲ کیلوبایت، زبان فارسی، EPUB، 
شابک: 978-600-253-211-4 

چاپ ۱۳۹۴: ۲۹۰۰۰ تومان قیمت الکترونیکی: ۱۳۰۰۰ تومان
۵۰٪ تخفیف اولین خرید با کد welcome50

معرفی کتاب قهرمان عصر ما

ماریو بارگاس یوسا در کتاب قهرمان عصر ما، دو روایت موازی را پیش می‌برد که اگرچه در پایان به هم می‌رسند، اما هرکدام دنبال کننده موضوع اجتماعی خاصی است.

حوادث رمان قهرمان عصر ما (the discreet hero) در جامعۀ معاصر پرو رخ می‌دهد و همه‌چیز با نامه‌های افرادی مشکوک شروع می‌شود که قصد باج‌خواهی از صاحب یک شرکت ترابری را دارند... به نظر می‌رسد یوسا در این رمان بیش از همیشه در صدد ساده‌گویی و واقع‌نمایی بوده است.

با وجودی که برخی شخصیت‌های پیشین رمان‌های یوسا در این اثر نیز حاضر شده‌اند، اما باید گفت که حال و هوای این رمان با دیگر آثار او متفاوت است و نویسنده درصدد دست زدن به تجربه‌ای تازه بوده و بیش از هر چیز به مسائل گریبانگیر انسان جوامع امروزی نظر داشته است.

ماریو بارگاس یوسا (Mario Vargas Llosa)، داستان‌نویس، مقاله‌نویس، سیاست‌مدار و روزنامه‌نگار پرو است. یوسا یکی از مهمترین رمان‌نویسان و مقاله‌نویسان معاصر آمریکای جنوبی و از معتبرترین نویسندگان نسل خود است. یوسا در سال ۲۰۱۰ موفق به دریافت جایزه نوبل ادبیات شد.

در بخشی از کتاب قهرمان عصر ما می‌خوانیم:

در تمام هفت روزی که اسیر بود، کلمه‌ای با ربایند‌ه‌ها رد و بدل نکرد. هرگز او را از اتاق بیرون نبردند. هرگز نوری ندید چون چشم‌بندش را برنمی‌داشتند. سطلی گوشۀ اتاق بود که در آن ادرار می‌کرد در تاریکی، روزی دو بار. کسی آن را می‌برد، خالی می‌کرد و برمی‌گرداند، بی‌آنکه کلامی به او بگوید. روزی دوبار، همان شخص یا فردی دیگر برایش یک بشقاب برنج و سبزیجات و کمی سوپ، یک سودای ولرم یا یک بطری کوچک آب معدنی می‌آورد. کیسه را از روی سرش برمی‌داشتند و دست‌هایش را باز می‌کردند تا بتواند غذا بخورد، اما هرگز چشم‌بند را باز نکردند. هر بار میبل التماس می‌کرد بگویند با او چه خواهند کرد و چرا او را ربوده‌اند، و همیشه همان صدای خشن و سلطه‌جو پاسخ می‌داد: «ساکت باش! با این سوال‌ها جانت را به خطر می‌اندازی.» اجازه نداشت حمام بگیرد یا خودش را بشوید. به همین خاطر بود که بلافاصله پس از آزادی، رفت زیر دوش و آن‌قدر خود را با لیف شست که پوستش تاول زد. و بعد همۀ لباس‌ها و حتی کفش‌هایی را که در آن هفت روز هولناک پوشیده بود، بسته‌بندی کرد تا آن‌ها را به خیریۀ کلیسای سان‌خوان دودئوس بسپارد.

امروز صبح چند نفر از آن‌ها، آن‌طور که از صدای پاهاشان پیدا بود، به محبس او آمدند. بی‌آنکه چیزی بگویند وادارش کردند راه برود، از چند پله بالا برود و کف اتومبیلی که حتما همان وانت یا کامیون قبلی بود دراز بکشد. مدتی طولانی می‌راندند و لرزش اتومبیل همۀ استخوان‌های بدنش را به درد می‌آورد، تا اینکه سرانجام توقف کردند. دست‌هایش را باز کردند و دستور دادند: «قبل از اینکه چشم‌بند را برداری تا صد بشمار. اگر قبل از آن برش داری بهت شلیک می‌کنیم.» وقتی چشم‌بند را برداشت، دید که او را در کوره‌ راه ماسه‌ای نزدیک لالگوا رها کرده‌اند. بیش‌تر از یک ساعت راه رفته بود تا به اولین خانه‌های کاستیا رسید و برای رفتن به خانه سوار تاکسی شد.

راهنمای دانلود کتاب قهرمان عصر ما

برای دانلود کتاب قهرمان عصر ما و دسترسی قانونی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را نصب کنید.

دانلود کتاب قهرمان عصر ما