دانلود کتاب نگارانامه: غزلیات چهل و یکم تا هشتاد

  • از: ارسطو خوش حساب
  • ناشر: انتشارات نسل روشن
  • ۰ رای
  • برای دانلود قانونی کتاب نگارانامه: غزلیات چهل و یکم تا هشتاد و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان دانلود کنید.


خرید کتاب الکترونیکنسخه نمونه رایگان

برای دانلود قانونی کتاب نگارانامه: غزلیات چهل و یکم تا هشتاد و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان دانلود کنید.

معرفی کتاب نگارانامه: غزلیات چهل و یکم تا هشتاد

کتاب نگارانامه: غزلیات چهل و یکم تا هشتاد مجموعه‌ای است از سروده‌های ارسطو خوش حساب که با بیانی زیبا و دل‌نشین احساسات درونی خود را در قالب غزل به تصویر کشیده است.

در بخشی از کتاب نگارانامه: غزلیات چهل و یکم تا هشتاد (الف.خ) می‌خوانیم:

از باده‌ی دوست راه مستی شده‌ایم
غافل ز همه جهان و هستی شده‌ایم
ساقی چو که اندر دل ما پای نهاد
اندر شمنی و پا پرستی شده‌ایم
ما از سبب عشق به خاک افتادیم
این‌گونه ببین اگر به پستی شده‌ایم
صد در بگشودی و یکی بسته ولیک
ما در خم آن‌ یکی که بستی شده‌ایم
ای یا صنما که مست دل بر تو ببست
از هست تو در خداپرستی شده‌ایم

 ۹۵ صفحه، ۴۲۰ کیلوبایت، زبان فارسی، EPUB، 
شابک: 978-622-6413-10-7 

چاپ ۱۳۹۷: ۱۵۰۰۰ ت قیمت الکترونیکی: ۵۰۰۰ ت - 1.99€
۵۰٪ تخفیف اولین خرید با کد welcome50
خرید کتاب الکترونیکنسخه نمونه رایگان

فهرست مطالب

سخن ناشر
سخن شاعر
آن‌که زندان گشته سر هم دل به انگشتان او
راه تا کوی تو پیدا کنم از خنده‌ی یار
جان به لب ز آن سیم در مابینِ گیسوت آمدم
از باده‌ی دوست راه مستی شده‌ایم
گنجایشِ یک چون تو، پر لیک نه مستانه
چه کنم جان من از لعبت دندان شکرت؟
یک بپرسد تا بگویم ازچه‌رو دیوانه‌ام!
کاش دیروز چو هرروز و دگر روز آید
می‌کش مرا می‌کش مرا هر سو که جانان می‌رود
حرف بسیار به کنج دل من انبارست
وصفِ او گوییم و زو لاکن جوابی نی چرا؟
سوزنده شدم ز جان‌ودل تا سر و پوست
محلول کن مرا ای، حلّال چیستانی
درگاه حق را می‌ستایم حق ستایانی تویی
همه عالم ز تب عشق تو بیمارانند
موی افشان می‌کند گیسو پریشان می‌کند
مگر از عشقِ تو می‌توان گریزان بودن
ناوک از زیور بر قوزک دلدار گریخت
آدمی تا که رهِ عقل ز ایمان جوید
مخلوق که تا خونِ جگر خورده نباشد
زان مردمک چشمِ تو احوال مرا نیست
او به بستان خو کند ما خوی با نیزارها
همه اسپید و سیاه است سرشتی که بزاد
در کوچه‌ی او بی‌دل و آواره کنیدم
ای که تابِ قدمت از سر ما هوش گرفت
جان از تو در بدنم گویا سرشته به خشت
چون ذره در اندام صدف گوی بیا
خاطرم با خاطرش نوشِ نهانی می‌کند
ما سهو نوشتیم و تو از عمد بخوان
توبه هرگز مکنم از سبب ذات سبوش
زین حال فرقت گشته‌ام دیوانه و آواره‌ام
کاهل و دیوانه منم کو دل و تن پخته کند
هم صفت طبع تو، نیست کس آموزگار
کاش تا منزل دوستان رهی باز کند
یک به دل صدها به سر سودا کنم
حجرالاسمر در چشمِ تو بتخانه‌ی ماست
او دیدم و بند آمده شد حرف و زبانم
عاقلم در سر ولی در سینه دیوانم چرا؟
کاش آن دوست ز ما گهی بگیرد خبری
شوریده چون نظر در سوی یار کرد

راهنمای دانلود کتاب نگارانامه: غزلیات چهل و یکم تا هشتاد

برای دانلود کتاب نگارانامه: غزلیات چهل و یکم تا هشتاد و دسترسی قانونی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را نصب کنید.

دانلود کتاب  نگارانامه: غزلیات چهل و یکم تا هشتاد