معرفی و دانلود رایگان نمایش صوتی پلیکان

عکس جلد نمایش صوتی پلیکان
قیمت:
رایگان - 0€
۴۰٪ تخفیف اولین خرید با کد welcome

برای دانلود قانونی نمایش صوتی پلیکان و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.

برای دانلود قانونی نمایش صوتی پلیکان و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.

معرفی نمایش صوتی پلیکان

نمایش صوتی پلیکان نوشته آگوست استریندبرگ، جزء 110 نمایشنامه‌ی برتر جهان است که به جدال میان افراد یک خانواده می‌پردازد و در نهایت این ستیز به یک فاجعه ختم می‌شود.

پلیکان (Pelican) به روایت زندگی خانواده‌ای می‌پردازد که پدرشان را به تازگی از دست داده‌اند. در واقع پلیکان نمادی از این پدر فداکار است که از غصه‌ی همسرش که به تازگی با داماد خانواده روابط پنهانی دارد، در ناامیدی کامل می‌میرد. مادر فقط ادعای مادری می‌کند و حتی غذا را نیز از فرزندانش دریغ کرده است، او دخترش را طعمه‌ای برای رسیدن به خواسته‌های نفسانی خودش کرده، همین‌طور پسرش که به تازگی تحصیلاتش را در رشته‌ی وکالت به اتمام رسانده، بازیچه خود قرار داده است. پسری که پیوسته مریض احوال است و برای تسکین خود به الکل پناه می‌برد، شخصیت دیگر این اثر داماد نابکار خانواده به نام اکسل است که برای رسیدن به ارث و میراث خانوادگی نقشه‌های فراوانی کشیده اما...

برخی منتقدین اروپایی عقیده دارند که پلیکان یک نمایش‌نامه رئالیستی (واقعیت گرانه) است. برخی دیگر می‌گویند که این نمایش‌نامه نمادی از اروپای زمان جنگ جهانی اول است که کشورهای اروپایی به جای متحد بودن به جان هم افتادند و اروپا که همانند خانه‌ی خودشان است را به آتش کشیدند.

نمایشنامه پلیکان به دفعات و در کشورهای گوناگون بر روی صحنه اجرا شده است. هم‌چنین چندین بار در رادیو ضبط شده و میلیون‌ها نفر در سطح جهان با فرهنگ‌های مختلف آن را شنیده‌اند. نام این نمایشنامه با توجه به موضوع و مفهوم داستان از کتاب مقدس برگرفته شده است. در این کتاب درج شده که پرنده پلیکان زمانی که آذوقه‌ای برای بچه‌هایش پیدا نکند، منقار خود را به سینه‌اش فرو می‌برد و با جگر و قلبش جوجه‌هایش را سیر می‌کند.

آگوست استریندبرگ (August Strindberg) یکی از درخشان‌ترین و برجسته‌ترین نویسندگان اسکاندیناوی است. او از موسسان تئاتر مدرن به حساب می‌آید و در وطنش به شکسپیرِ سوئد مشهور بود. از دیگر نمایشنامه‌های او، می‌توان به «نمایش یک رویا»، «دوشیزه ژولی»، «یاغی»، «به سوی دمشق»، «پدر»، «پاریا و قوی‌تر»، «طلبکاران»، «سونات اشباح» و... اشاره کرد.

در قسمتی از نمایش صوتی پلیکان می‌شنویم:

مارگریت: این را می‌دانستم و به همین علت گفتم می‌بایستی جنازه‌ی آقا را همان موقع به سردابه‌ی مردگان ببرند.
الیزه: اما بچه‌ها می‌خواستند مراسم یادبود همین‌جا در خانه برگزار شود.
الیزه: وضعیت حاضر این اجازه را به ما نمی‌دهد و بنابراین ما هم کاری نمی‌توانیم بکنیم... (مکث) چرا روکش این نیمکت قرمز را از رویش جمع کرده‌ای؟
مارگریت: برای شستن جمع کرده‌ام... (مکث)... شما می‌دانید آقا آخرین دقایق حیات خود را روی نیمکت گذراند. پس اجازه بدهید نیمکت بیرون برده شود.
الیزه: قبل از این‌که دادگاه موجودی را صورت مجلس نکرده، من اجازه ندارم هیچ تغییری در وضع این‌جا بدهم... به همین دلیل من این‌جا زندانی شده‌ام و ضمنا در اتاق‌های دیگر هم دوست ندارم بمانم.

فهرست مطالب کتاب صوتی

۵۰ دقیقه
پلیکان

مشخصات کتاب صوتی

نام کتابنمایش صوتی پلیکان
نویسنده
مترجمجواد عاطفه
گویندهنازی دشتکیان، حجت نصاری، فرناز حیدری، محسن زحمتکش، شکیبا علی قنبری
ناشر صوتی تاپ آرت
سال انتشار۱۳۹۸
فرمت کتابMP3
مدت۵۰ دقیقه
زبانفارسی
موضوع کتابکتاب صوتی داستان و رمان خارجی، نمایشنامه
قیمت نسخه صوتی
رایگان - 0 یورو
افزودن به کتابخانه

نقد، بررسی و نظرات نمایش صوتی پلیکان

بصیری
۱۴۰۱/۶/۲۹
این داستان پر مغز وزیبا بود. وهرچه بیشتر در موردش فکر کنی مطالبی برایت روشن میشود. ۱_ زمانی که در خانواده بین مرد وزن کدورت ایجاد میشود واگر رفع نشودوتبدیل به میدان جنگ میشود وزن مرد شروع به یارکشی میکنند مردپسر را بر میدارد وزن دختر را این خانواده دیگر نابود شده. ۲- این زن خوی حیوانی انسانی را که نشان میدهد حتی برای تمایلات مادی (زود گذر) خود فرزندانش راقربانی میکند. ۳-در چند جای داستان دیدیم که پسر در ابتدا وقتی سردش بود پیش مادر آمد وپس از شکایت از سرما به مادرگفت بزار اینجا بشینم وکتاب بخوانم ویاوقتی باخواهر بود وسردشان بود خواهر گفت بخاری را رها کن بیا بشین صحبت کنیم ودوباره در ابتدا پسر درزمانهایی برای گرم شدن حتی به بیرون میرفت به نظر من نویسنده گرمای مهر ومحبت را نیم نگاهی داشته که دراین خانه متاسفانه وجود نداشته.
۴-در آخر میتوانیم از طراح روی جلد کتاب تشکر کرد که با تصویر سازی یک زن که داخل کالبد این زن بجای خون وقلب یک خانه ومادیت را به تصویر کشیده. مادران (قدیم) ماباآنکه خود ممکن بود گرسنه بودن اما غذای خود رابه فرزندانشان میدادن وهمه دور ور خود چند نمونه دیدن اما امیدوارم با پیشرفت جامعه وبالا رفتن تحصیلات انسجام خانواده‌ها بیشتر شده وتخریب کانون آن کمتر صورت بگیرد.
واقعا داستان زیبایی بود وزیبا اجرا شده بود. باتشکر از کتابراه
الناز محمدی
۱۴۰۱/۶/۹
🍁‌ کتاب خوب و عجیبی بود! من که از گوش دادنش لذت بردم. اگر محشر نبود، لایق کامنت‌های بد هم نبود! این نویسنده لقب شکسپیر سوئد رو داره! پس نمیتونه یه داستان آبکی و خاله زنکی بگه!
اسم داستان اولین جذابیت برای من بود. چرا پلیکان!؟ (پلیکان هیچ‌ وقت خون قلبشو به کسی نداده!)
بعدی دیوصفت بودن مادر خیلی
داستان! تلخه ولی می‌تونه واقعی باشه! مگر توی داستان ‘برادران کارامازوف’ بی رحم‌ترین پدر رو فئودور داستایوفسکی به ما نشون نداده بود!؟ پس مادر پست فطرت غیر ممکن نیست!
اتفاقا همین که همه میکن مادر بهترینه، مادر فرشته ست… این‌ها کلیشه‌هایی هست که عکس‌اش کم اتفاق می‌افته! اما وجود داره، خوب بودن مادر قانون شده، اما عکس‌اش هم می‌تونه وجود داشته باشه! خسیس بودن مادر، رابطه‌ی نامشروع اون با دامادش، زن دیو صفت بودن برای همسر و … اینها همه تابوشکنی‌هستش و همین ما رو به تفکر وادارمیکنه! البته ریشه این رفتارها رو توی کودکی مادر میشد دید که بهش اشاره شده بود.
اینکه پدر خانواده مظلوم و تو دار بوده هم عجیب هستش ولی شدنی ا. بابت روابط نامشروع هم باز کم ندیدیم توی ایران و کشورهای دیگه!
اگر با ذهن باز داستان رو بشنویم، می‌تونیم حتی ازش یاد هم‌ بگیریم. مثل داریم که میگه؛ ادب از که آموختی، از بی ادبان! پس میشه از شخصیت‌های بد این داستان درس گرفت!
و پایانش؟
آتش افروزی عمدی توسط فردریک پسر اون مادر و به جنون‌ رسیدن مادر و خودکشی او!!!!
آخرین دیالوگ داستان؛ پدرم واقعا پلیکان بود ‌اون خودشو برای ما قربانی کرد!!!!
ممنون دوست عزیزم کتابراه ☘️
مهدیه قائمی
۱۴۰۱/۹/۲۷
متاسفانه یک داستان با تناقض‌های بسیار که اصلا قابل باور نیست... اصلا هیچ جای همزاد پنداری نداره چون به هیچ عنوان با باور انسان جور در نمیاد.. مثل اینکه نویسنده بگه، ساعت دوازده ظهر هست و ماه وسط آسمان می‌درخشد... خیلی خوبه که دوستان به یه نتیجه کاملا برعکس اشاره کردند، ولی من نظر خودمو گفتم... قبل البته از شنیدنش، با خوندن نظر دوستان اونقدر به وجد اومدم که برای شنیدنش اصلا مکث نکردم ولی یه داستان کاملا پیش پا افتاده و کاملا کلیشه‌ای و حالا همین داستان با کلی جزئیات باور نکردنی که درجه تعجبتان را به هزار در صد می‌رساند.. یک مورد اشاره می‌کنم، در یه خونه آدمای با فهم شعور بالغ و در حد خودشون با شخصیت و سالمی زندگی می‌کنند که دارن از شدت سرما میلرزن و یخ میزنن چون هیزم ندارن برای بخاری... اینکه نویسنده میخواد اثر صحبت کردن دو نفر را به گرم کردن خونه و گرمای وجود آدم‌ها ربط بده فک نکنم تا این حد درست باشه که داستانشو دستمایه تمسخر و انکار کنه... برای من قابل هضم نبود... تازه این مورد خیلی کوچیک بود.. کل داستان پر است از این موارد... با تشکر از کتابراه که اینطوری یک ساعت وقتمو گرفت😊
Mahla Lotfinejad
۱۴۰۱/۶/۱۴
کتاب خوبی بود ولی خب جای بهتر شدن داشت... این کتاب در کل نیاز ب تفکر داره و برای درکش باید خوب فک کنید و درباره‌ی دوبله اینکه من ب شخصه صدا‌ها رو دوست داشتم ولی خب می‌تونست یک مقدار بهتر احساسات رو انتقال بده...
اما در مورد مطالبش... این کتاب میتواند دو نوع برخورد متفاوت در مقابل یک عمل نادرست و
را به شما نشان دهد. پدر خانواده، تحمل، صبر رازداری را در برابر رفتار زشت همسرش انتخاب میکند؛ فرزندان برعکس پدر، با مادرشان مقابله به مثل کرده و در مقابلش مثل خودش عمل میکنند....
نکته‌ی جالب این نمایشنامه برای من بازی با تقدس مادر و به زیر سوال کشیدنش بود...
اینکه تمام چیزهایی که یه عمر توی ذهن ما فرو میکنند که مادر بهترین است، مادر از دهن خودش درمیاره و میذاره دهن بچه اش، بچه هاش رو مثل پلیکان از خون و قلب خودش غذا میده و... رو خراب کرد.
Amir Abbas Shamsi
۱۴۰۰/۱۱/۱۱
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت عزیزانی که در گردآوری این کتاب زیبا زحمت کشیدند
داستان در مورد یک مادر (همسر) است که با خباثتی عجیب با فرزندانش و همسرش رفتار میکرده و حتی این خباثت را از لحاظ مادی هم تخلیه میکرده و برای توجیه کردن آن از جمله من مانند پلیکان خون قلب خودم را به فرزندانم داده‌ام و طی
استفاده می‌کرده یک اتفاقی دلدادهء همسر دخترش (دامادش) در روز عروسی دخترش میشود.....
نکته‌ی جالب این نمایشنامه برای من بازی با تقدس مادر و به زیر سوال کشیدنش بود. اینکه تمام چیزهایی که یه عمر توی ذهن ما فرو میکنند که مادر بهترین است، مادر از دهن خودش درمیاره و میذاره دهن بچه اش، بچه هاش رو مثل پلیکان از خون و قلب خودش غذا میده و... خراب کرد
A.asgari
۱۴۰۱/۱۰/۱
داستان‌ درباره‌ی یه زن مغرور و خود خواهی بود که همه‌ چیزو برایه خودش میخواست خودشو زیبا و جوون و فرشته میدونست
و میگفت که از بچگی اینجوری بزرگ شده و تقصیر پدر مادرشه و پدر و مادر پدر مادراشون و به همین ترتیب تا اخر
به بچه هاش و همسرش ظلم میکرد
و به بچه هاش غذایه کافی نمیداد و بچه هاش رشدی یه شد
نمیکردن
عاشق مرده جون و بینه خودش و شوهرش اختلافاتی بود و حل نشد پس برایه همین یار کشی کردن و دختر با مادر و پسر با پدر موند
و بچه هاش واقعیت و میدونستن که مادرشون بهشون درست غذا نمیداده و همیشه اونارا تویه سرما نگه میداشته اما باور نمیکردن و مادر و مقدس میدونستن بعدا متوجه میشن
واقعا باورم نمیشه همچین مادری‌های وجود دارن
مادر پلیکانی
مصطفی شریفی
۱۳۹۸/۹/۵
ارزش وقت تلف کردن نداره، هیچ پیام خاصی نداشت. هیچ داستان منظمی هم نداشت. فکر کنم نویسندش در بچگیش اینو نوشته بوده. صداگذاری‌ها خیلی سطحی بود، و اصلا در حد یک نمایشنامه نبود؛ فکر کنم تجربه اول نفرات بود. البته صداهاشون قشنگ بود. ولی نخونین الکی گول تعاریف رو نخورین..
تی بانو ص دق
۱۴۰۰/۱۲/۶
آگوست استریندبرگ یکی از نمایشنامه نویسانی است که آثار برجسته‌ای از او مثل بسوی دمشق، پدر و... در تاریخ نمایشنامه نویسی به جا مانده است. ولی نباید انتظار داشت تمام آثارش به همان خوبی و با همان کیفیت باشد. این اثر از جمله آثاری است که تاریخ انقضاء‌اش رسیده و نمیشه به عنوان یک اثر ماندگار به آن نگاه و کرد. صدا پیشه مادر بسیار خوش صداست، ولی طنازی کلامش ذهنم را بیشتر به شخصیت نامادری سوق میداد، نه مادر. جا داشت راجع به گذشته مادر دوران کودکیش اشارات بیشتری شود. جای تعلیق بیشتری در نمایش وجود داشت که نویسنده صرفاً جهت پیشبرد داستان آن را نادیده گرفته یا در داستان ترجمه حذف شده است.
بهمنیار
۱۴۰۱/۴/۲۲
به نظر من این کتاب بسیار آشفته و پر از علامت سوال حالا اشکال از نویسنده بوده یا ترجمه نمیدونم اما دلیلی نمیبینم که مترجم خلاصه سازی کنه، داستان طوری پیش میره انگار یک تئاتر مدرسه‌ای ضعیف با کلی ابهامات و علامتای سوال که خود نویسنده با اشارات کوتاه به هر موضوعی فورا بی جواب رهاشون میکنه، اگر داستان کوتاهه در چهارچوب داستان کوتاه نوشته نشده انگار تبلیغ یک فیلم بلند رو ببینی و بگن فیلم همین بود، گویندگان نه بد نه خوب بودن.
به امید اینکه هر روز کتابها پربار تر و آموزنده تر بشن.
صدیقه فتحی
۱۴۰۰/۱۲/۱۴
داستانی بود که خیلی مسائل را مطرح کرده بود از جمله اینکه مادر می‌تونه خارج از چارچوب‌های تعریف شده توسط جامعه رفتار بکنه
ولی اینکه مردی چنین شرایطی رو تحمل بکنه و فرزندان هم به این موضوع آگاه باشند و دم بر نیاورند کمی دور از ذهن می‌باشد کاری که فرد کرد می‌توانست چندین سال قبل اتفاق بیوفتد و در با
ضمن زنی چنین ویژگی‌ها اصلا چطور می‌تواند عاشق شود و وجود خدمتکار هم که در اول داستان با خانم جر و بحث می‌کردند هم با اوصافی که از خانواده رفت چندان تطابقی نداشت.
طاها ‌
۱۴۰۰/۱/۱
به نظرم ارزش یک ساعت وقت گذاشتن رو نداره
از لحاظ داستان
داستانش ضعیف بود و یه سری نامنظمی‌هایی داخلش وجود داشت که اصلا به جنس و حالات اون زمان داستان نمی‌خورد
و باید هر لحظهتصویر سازی ذهنی کنید چون ارتباط با این متن خیلی سخته
کلا متنش فانتزی بود و فرق داشت و به سبک غرب بود
از لحاظ گویندگی
هم که واقعا قابل قبول نبود
احساسی وجود نداشت
گویندگی بسیار خشک بود
گوینده‌ها انگار تازه کار بودن چون اصلا حسی رو القا نمی‌کردند
ولی به هر حال از ۱۰ بهش ۴ میدم
ریحانه صادقی
۱۴۰۱/۸/۲۲
وقتی مادرازتربیت شرایط بده کودکیش میگه باید فهمید که هیچکس مقصرنیست، حتی تقدیرهم بی تقصیره،
زمان صحبت کردن پسر بامادرش وبرملاشدن رازها به این نتیجه رسیدم همه ما ازدید وسیعتری مانند این خانواده هستیم جایی بنام جامعه وسرکردگانی مانند مادراین خانواده، وخواب رفتگانی همچون انسانها که سکوتو ترجیح میدن،
چون گفتن حقیقت بقول دختر هم تلخه هم ترسناک وهم باعث تنفردیگران ازخودت، به قولی، خانه ایی که اهالی آن باهم دشمنند آن خانه فرومیریزد، باتشکرازکتابراه🙏
دلارام کیمیایی
۱۴۰۰/۱/۴
اول از همه هم ب دوبلور‌ها و هم ب نویسنده خسته نباشید میگم دوم اینکه کتاب خوبی بود ولی خب جای بهتر شدن داشت این کتاب در کل نیاز ب تفکر داره و برای درکش باید خوب فک کنید و درباره‌ی دوبله اینکه من ب شخصه صدا‌ها رو دوست داشتم ولی خب می‌تونست یک مقدار بهتر احساسات رو انتقال بده و یکی دیه از ایرادات صدای پا بود بین صدای پای زن و مرد هیچ تفاوتی وجود نداشت و خب اینها همه روی تصویر سازی و درک مطلب ب شنونده کمک می‌کنه ولی در کل خوب بود
Sadra Tofighi
۱۳۹۹/۲/۲۰
در ابتدا بگم که اجرای دوبلور‌ها از نظر من خوب بود و بهشون خسته نباشید میگم‌. در ادامه نظر شخصی من درباره داستان این نمایشنامه این هستش که خیلی فضای فانتزی و غیر واقعی داره که سبب میشه سخت با داستان ارتباط بگیری و یا یه جاهایی از نمایشنامه رو از پیش حدس بزنی و همینطور تصویر سازی ذهنی رو بسیار مشکل و میکنه، چیزی که جذابیت داستان به اون بستگی داره... البته شاید نسخه نوشته شده بهتر از این باشه سرعت اجرای صوتیه که سبب این امر شده. به هر حال لذت بخش بود‌. ⁦
Parvane Saki
۱۳۹۸/۷/۱۶
انتهای داستان عجیب سرهم بندی شده به نظر می‌اومد، و در صدای مادر به جذابیت صدا بیشتر توجه شده بود تا القای حس نمایشنامه
مشاهده همه نظرات ۶۸۷

راهنمای مطالعه نمایش صوتی پلیکان

برای دریافت نمایش صوتی پلیکان و دسترسی به هزاران کتاب الکترونیک و کتاب صوتی دیگر و همچنین مطالعه معرفی کتاب‌ها و نظرات کاربران درباره کتاب‌ها لازم است اپلیکیشن کتابراه را نصب کنید.

کتاب‌ها در اپلیکیشن کتابراه با فرمت‌های epub یا pdf و یا mp3 عرضه می‌شوند.