معرفی و دانلود کتاب بک تو بلک
برای دانلود قانونی کتاب بک تو بلک و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
معرفی کتاب بک تو بلک
فردا صبح دادگاه برگزار میشود. اگر تمام کائنات هم بیایند و دست به دعا بردارند، قاضی حکم آزادی علی را امضا نمیکند. قرار نیست تاریکی دست از سرش بردارد و حق زندگی آزاد و در کنار سرمه، به او داده شود. کتاب بک تو بلک نوشتهی سجاد افشاریان نمایشنامهای است که نمیدانیم بیشتر عاشقانه محسوب میشود یا غمنامهای است دربارهی عمر از دسترفتهی یک شاعر که محکوم است تا کنج انفرادی زندان زنده بماند. این نمایشنامه به سبک مینیمال و رئالیسم خلق شده است.
دربارهی کتاب بک تو بلک
اینجا زندان است، یا بهطور دقیقتر «انفرادی»؛ بههمین دلیل همیشه تاریک است و فقط با نور یک لامپ سفید روشن شده است. مردی که در میان صحنهی نمایش ایستاده و اغلب اوقات متکلم وحده است، علی نام دارد. از حق زندگی و انتخاب و فرصت عمر و اینجور چیزها حرف میزند، اما در سلول انفرادی که انسان از ابتداییترین حقوق خود هم محروم است، این حرفها بیش از حد احساسی و دور از حقیقت هستند. خود علی نیز این موضوع را میداند و برای رفع این مشکل، سریع بحث را بهسمت دلیل حضورش در زندان میکشاند. او شاعر است. اینطور که خود میگوید سرودن یک شعر انتقادی که هر چه کرده نتوانسته برایش مجوز چاپ بگیرد، موجب حبس شدنش در این سلول شده. در پسزمینه، صدای نالان زنی خوزستانی (احتمالاً با لهجهی عربی) به گوش میرسد که التماس میکند «نور را نگیر» اما صحنه هر لحظه کم نورتر میشود. نمایشنامهی بک تو بلک ما را روی صندلی تماشاچی مینشاند و قرار است مدتی کوتاه واگویههای سجاد افشاریان را بشنویم و از رنجی که شخصیت علی روایتگر آن است، باخبر شویم.
خاک قدمش چو «سرمه» در دیده کنند
امروز هم صدای او را ضبط کرده است. بعد از کلاس آواز بارها و بارها به نوای فرشتهگون این زن گوش میدهد. نام او سرمه است و موفق شده در جلسهی نخست کلاس آواز - آن هم کلاسی که تلفنی تشکیل میشود - دل علی را برباید. علی نمیتواند حتی یک لحظه به سرمه فکر نکند. ذهن شاعرپیشهاش مدام عاشقانه میسازد و در هر جلسهی آواز، این عاشقانهها را برای معلمش میخواند.
سرمه نیز علی را دوست دارد و نمیخواهد عشقی که بینشان شکل گرفته کمرنگ شود. نمایشنامهی بک تو بلک در این میان ما را با شخصیت علی، گذشتهی او، دوران کودکیاش و رنجی که اکنون به دوش میکشد، آشنا میکند. علی هنگامی که با سرمه حرف میزد، تمام زیر و بم وجودش را عیان و به حقیقت اعتراف میکند. او می گوید که خانوادهای ندارد و تنهاست. از وضعیت زندانیان بیکس و کاری میگوید که تمام سهم ماهیانهی تلفن کردنشان را با یک باکس کوچک سیگار بهمن معاوضه میکنند. سجاد افشاریان حس اندوهی را که یک زندانی در انفرادی تجربه میکند، با ما در میان میگذارد.
اینجا چیزی وجود ندارد؛ حتی حیدر
حیدر میگوید علی باید قدر مدت کوتاه مرخصیاش را بداند. باید تئاتری، پرفومنسی چیزی برگزار کند تا سرمه بیاید و این دو عاشق تلفنی، بالاخره همدیگر را حضوری ببینند. علی میترسد. نگران است. هیجان دارد؛ خودش هم نمیداند در فصل بعدی نمایشنامهی بک تو بلک چه چیزی انتظارش را میکشد. بزرگترین رؤیایش این است که محکومیتش بخشیده شود و دیگر به آن سلول انفرادی برنگردد، اما معجزهای عظیمتر او را به سوی خود میکشد. حیدر فقط یک صداست. ما او را نمیبینیم. اصلاً نمیدانیم واقعاً وجود خارجی دارد یا نه؛ البته مهم هم نیست. چیزی که اهمیت دارد این است که بدون او که تنها رفیق علی است و این شاعر را از منجلابها نجات میدهد، کتاب بک تو بلک ناقص میماند.
سجاد افشاریان ما را از سلول انفرادی به مراسم عروسی میبرد؛ جایی که از شما نیز دعوت شده تا در آن حضور یابید و با چشمان خود عروس و داماد این نمایشنامهی درام - عاشقانه را ببینید. شاید از تعجب چشمانتان گرد شود و حیرت کنید، اما باید بدانید که هنوز برای شگفتزده شدن زود است. تحیر و تعجب خود را برای زمانی که شخصیت «بوسه» به این نمایشنامه اضافه میشود، حفظ کنید.
نجاتدهنده موجود نیست
نمایشنامهی عاشقانهی بک تو بلک نمیخواهد روایتی دقیق و واقعگرایانه از فضای زندان را به ما ارائه دهد. بدیهی است که فضای زندان هیچ شباهتی به فضای ترسیم شده توسط سجاد افشاریان ندارد؛ نکتهای که کتاب بک تو بلک بر آن تمرکز کرده است رنجی است که انسانها بر اثر پایبندی بر عقاید و باورهای خود متحمل میشوند و حتی عشق که نجاتدهندهی تمام هستی است، نمیتواند یک زندانی محکوم به حضور در انفرادی را از اعماق چاه پوچی و مشقت نجات دهد. علی نیز همچون هر فرد دیگری، طناب اتصال خود به این دنیا را آرام آرام گم میکند و سیاهی بر تمام وجودش خیمه میزند.
کتاب بک تو بلک در انتشارات نشر چشمه منتشر شده است.
کتاب بک تو بلک برای شما مناسب است اگر
- به ماجرای رمانتیک و شاعرانهای که در کنار روایت عاشقانه، میکوشد نگاه منتقدانهای نیز به اجتماع و سیاست داشته باشد علاقهمند هستید.
- از نمایشنامههایی که دارای رگههایی از اپیزودیک هستند، لذت میبرید.
- میخواهید در جریان نمایشی قرار بگیرید که از پیچیدگی و معانی دشوار فلسفی مبراست و میتوان آن را به سادگی درک کرد.
در بخشی از کتاب بک تو بلک میخوانیم
علی: اللّهُمَّ انّا نسْئَلُکَ وَ نَدْعُوکَ بِاسْمِکَ الْعَظیمِ الْاعْظَمِ، الْاعَزِّ الْاجَلِّ الْأکْرَمِ، بک یا اللهُ یا اللهُ یا الله، و یه وقتهایی احساس میکنم فراموش شدهم و اون بیرون ممکنه حتی اسمم رو هم یادشون نیاد، یا اللهُ یا رَحمٰنُ یا رَحیم، یَا مُقَلِّبَ القُلُوب ثَبِّتْ قَلبی عَلی دینِک، مثل وقتهایی که میخندن و زندگی بدون من هم جریان داره، وَ اکْفِنَا یا قَاضِیَ الحَاجَات وَ یا کافِیَ المُهِمّات اِنَّک عَلی کُلِّ شَیءٍ قَدیر، بِرَحْمَتِکَ یا اَرْحَمَ الرَّاحِمینَ، یا اَرْحَمَ الرَّاحِمینَ. دعا کردن من رو یادته؟ انقدر با هم ندار بودیم که به جای نذرونیاز، کافی بود چهار کلمه زیرلب با هم حرف بزنیم، آنی هم رو میفهمیدیم. محمد رفته بود تو کما یادته؟ مگه میشه یادت بره! تا بخواد یادت بره، خودم یادت میندازم، یک کلمه زیرلب گفتم این نه، جوونه، اگه قرار به فهمیدن و اشکوآهِ ما بود که چهقدر دوستش داشتیم و حالیمون نبوده، حالیمون شد، دهنمون هم سرویس شد، دم شما هم گرم حال دادی. فهمیدم نیمساعت بعد به هوش اومد، انقدر با هم ندار بودیم.
2: اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَبا عَبْدِاللّه وَ عَلَی الاَرْواح الَّتی حَلَّتْ بِفِنَائِکَ عَلَیْکَ مِنّی جَمیعاً سَلامُ اللّهِ اَبَداً ما بَقیتُ وَ بَقِیَ اَللَّیْلُ وَ النَّهارُ وَ لاجَعَلَهُ اللّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّی لِزِیارَتِکُمْ. اَلسَّلامُ عَلَی الْحُسَیْنِ وَ عَلی عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلی اَوْلادِ الحُسَیْنِ وَ عَلی اَصْحابِ الْحُسَیْنِ. اَلّذِینَ بَذَلُوا مُهَجَهُمْ دُونَ الْحُسَیْنِ. بذل بخشیدنیست بدون چشمداشت که برگشتن برای آن وجود ندارد و یاران واقعی شما کسانی بودند که خون قلبشان را برای شما بذل کردند و قبل از شما شهید شدند… همانها که جز زیبایی نبودند؛ مَا رَأَیْتُ إِلَّا جَمِیلاً.
من اینجا زیاد فکر میکنم، بعد فکر میکنم بعضی جملهها میتونن معناهای متفاوتی داشته باشن، هَل مِن ناصر یَنْصُرُنی؟ کیست که مرا یاری کند؟ تا اینجا رو همه ترجمه کردهن اما من فکر میکنم ادامه داره، کیست که مرا یاری کند وقتی که از همه بینیازم؟ بینیازی، کرم، بزرگی، اگر دیندار نیستین لااقل آزاده باشید، آزادگی پیشنهاد مرتبتی بالاتر، بحارالانوار، جلد چهل و پنج… من کیام؟ چیام؟ اینجا چی میخوام؟ چرا به دنیا اومدهم؟ اومدهم که چیکار کنم؟ که اگه به دنیا نمیاومدم جای چه چیزی در این جهان کم بود؟
مشخصات کتاب الکترونیک
نام کتاب | کتاب بک تو بلک |
نویسنده | سجاد افشاریان |
سال انتشار | ۱۴۰۴ |
فرمت کتاب | EPUB |
تعداد صفحات | 76 |
زبان | فارسی |
شابک | 978-622-01-1317-1 |
موضوع کتاب | کتابهای نمایشنامه درام ایرانی، کتابهای نمایشنامه اجتماعی ایرانی، کتابهای نمایشنامه عاشقانه ایرانی |