دانلود کتاب نفرین صندلی


افزودن به کتابخانه

برای دانلود قانونی کتاب نفرین صندلی و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان دانلود کنید.

معرفی کتاب نفرین صندلی

کتاب نفرین صندلی (مبل جادویی)، داستانی‌ست ترسناک که توسط شروین وکیلی به نگارش درآمده است. شاید نفرین صندلی ترسناک‌ترین داستانی باشد که تا به حال شنیده‌اید. این کتاب چیزی شبیه به جن گیر و کلبۀ وحشت نیست که فیلم‌هایش را حتماً دیده‌اید و احتمالاً در دلتان به ساده لوحی کسانی که با دیدنشان وحشت زده می‌شوند، خندیده‌اید. حق هم دارید چون این‌ها داستان‌هایی واقعی نیستند. اما این داستان واقعیت دارد. این ماجرا هیچ ربطی به قصه‌­های جن و پری و یا ماجراها­ی خانه­‌ی ارواح ندارد. هیچ نشانه‌­ای از خرافات هم در آن دیده نمی‌­شود. این در واقع شرح وقایعی کاملا مستند و واقعی است که در دی ماه سال 1384 در تهران رخ داد. وقایعی که ماهیت­شان با قصه­‌های هیجان­‌انگیز و تخیلی­‌ای که حرفشان را زدیم، تفاوت می­‌کند و با این وجود هیچ توجیه معقولی برایشان پیدا نمی­‌شود.

ماجرا از وقتی شروع می‌شود که دکتر طهمورثِ ایرانیان، بزرگ خاندان ایرانیان، عمرش را به شما می‌دهد. گروهی از افراد که به ظاهر ارتباطی با هم ندارند، به عنوان وارثان این پیرمرد ثروتمند برگزیده می‌شوند و خانه‌ی زیبا و قدیمی‌اش را به ارث می‌برند. با این شرط که به زیرزمین خانه وارد نشوند و به خصوص به مبل‌های سیاهی که در آنجا وجود دارد نزدیک نشوند. اما وارثان این وصیت را نادیده گرفته و ...

 ۱۸۸ صفحه، ۵۰۲ کیلوبایت، زبان فارسی، EPUB، 
شابک: 978-964-7920-25-3 

چاپ ۱۳۸۶، قیمت الکترونیکی: رایگان
۵۰٪ تخفیف اولین خرید با کد welcome50
افزودن به کتابخانه

راهنمای دانلود کتاب نفرین صندلی

برای دانلود کتاب نفرین صندلی و دسترسی قانونی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را نصب کنید.

دانلود کتاب  نفرین صندلی

نظرات کتاب نفرین صندلی

رضا شهبازی
۱۳۹۶/۶/۲۵
آفرین، دست مریزاد و هزاران هزار درود و تبریک به شما جناب وکیلی بابت خلق اثری چنین زیبا و جذاب که بعد از شروعش، تا کتاب به انتها نرسیه اجازه و مجال هیچ وقفه‌ای رو به خواننده نمی‌ده. و این فقط و فقط بخاطر جذابیت موضوع داستان و قدرت و مهارت نویسندگی و داستان‌سرایی جناب شروین وکیلی هست و بس. در بین و و کتابها خصوصا نویسندگان ایرانی، کمتر کتابی میتونه اینچنین ارتباطی با خواننده برقرار کنه باعث بشه تا انتها کتاب رو زمین نگذاره و خوشبختانه جناب وکیلی با این کتاب به حق تونستند چنین کاری بکنند و از این حیث منو یاد کتاب راز داوینچی (کد داوینچی) و همینطور تنها شاهکار خانم جی کی رولینگ (هری‌پاتر) انداخت. بقدری عالی بود که نقدری ندارم جز پیشنهاد و تقاضای ادامه کار و خلق شاهکارهایی دیگر. هرچند با شکل فعلی داستان کاملا تونستید و موفق شدید خواننده را در مورد مفاهیمی نظیر رابطه تنگاتنگ بین ذات طماع انسان‌ها با میزان تزویر و ریا کاریشان، تمایل و گرایش به تن‌آسایی، پذیرش شکست و تسلیم شدن یا سرسختی و تلاش، توجیه وسیله توسط هدف و... به فکر وادارید، اما برای جذابیت و طولانی‌تر شدن داستان میتونستید کاراکتر دکتر ایرانیان رو مرموزتر و نابغه‌ای با روح و خصوصیات مثبت و انسانی به درازا بکشید و نیز به مراحل انتخاب و گزینش ۱۰ نفر فامیل ایرانیان توسط دکتر بیشتر بپردازید و دلیل انتخاب هر نفر رو تبدیل به شبهه داستانی جداگانه و مرموز و مهیج بکنید. (ببخشید اینها فقط یه پیشنهاد ساده بودند. ) بارم از اینکه موجب لذت بردنم شدید صمیمانه سپاسگزارم. ارادتمند
Sepideh Jadali
۱۳۹۸/۴/۱۰
در کل بد نبود. ولی از اینکه اول کتاب اونطور خواننده رو گول میزنه که داستان واقعیه، خوشم نیومد.
ولی قلمش خوب بود در کل یه داستان تخیلی محضه.
از اشکالات کتاب اینه که یک اسم میترا رو اول داستان آورده
دوم اینکه آخرش بلاتکلیف تموم میشه.
حتی نویسنده به سر کاری بودن داستان اشاره‌ای هم نمیکنه و با شعور
خواننده بازی می‌کنه.
از همه مهمتر اینکه میترا خیلی از جاها همراه بقیه نبوده ولی تو دفترچه یادداشتی که به نویسنده میده، در تک تک مکالمه‌های افراد در طبقات مختلف حضور داشته و تمام حرکات و گفتار اونها رو مو به مو یادداشت کرده و به نویسنده داده!!!!پس از همون اوایل کتاب آدم می‌فهمه داستان ساختگیه نه واقعی.
نکته آخر اینکه با این مشخصات دقیقی که نویسنده از ملک داده، کسانی که خونشون اون دور و اطرافه اگه از خوانندگان کتاب باشن به دروغ بودن داستان از همون اول پی میبرن!!!!
Asal 1919
۱۳۹۹/۵/۲۵
نکته: این نظر محتوا را لو می‌دهد. اگر می‌خواهید با بیخبری داستان را بخوانید، این نظر را رویت نکنید:))
چیزی که مشهوده پختگی قلم هست! روایت داستان جذابه حال چه داستان واقعیت داشته باشه چه نداشته باشه...! هرچند خود من نمی‌تونم باور کنم این داستان واقعی باشه و این عدم باور به بخش دوم داستان برمیگرده!
وقتی مبل‌ها راه می‌رن و مغز متفکر دارن!
این بخش دوم هر از ترسناکی ماجرا زد هم‌ی حالت بچگونه‌ای به داستان داد.
*شاید شما بگید من فقط واقعیت رو نوشتم...
توصیفات به حد مناسب بود و تنها نکته‌، عدم توصیف دوباره برای کاراکترها بود.
یعنی چی!؟ ببینید، ما ده تا کاراکتر داشتیم. 10 حجم زیادی برای ذهن هست و شاید اسامی هم یاد ما نمونه... پس بهتر بود این مشخصاتی ک برای کاراکترها استفاده شد، دوباره تکرار می‌شدند!
مثلا فلوور (اگه درست بگم اسمشو) دوباره تکرار شد که میانسالی هست بدنبال ارایش و پز دادن و...
در کل داستان کنجکاو کننده و جذابی بود!
خسته نباشید.
مشاهد همه نظرات (۴۸۷)