دانلود کتاب پنج قدم فاصله

عکس جلد کتاب پنج قدم فاصله
قیمت:
۱۰۰۰۰ تومان - 3.49€
۵۰٪ تخفیف اولین خرید با کد welcome50

برای دانلود قانونی کتاب پنج قدم فاصله و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.

معرفی کتاب پنج قدم فاصله

کتاب پنج قدم فاصله به قلم ریچل لیپینکت و میکی داتری و توبیاس ایاکونیس، قصۀ عاشقانه‌ی دو جوان بیمار را به تصویر می‌کشد که هنگام معالجه بیماری‌شان، دلباخته‌ی هم می‌شوند.

پنج قدم فاصله (Five feet apart) رمان عاشقانه‌ای است که هر شخصی را می‌تواند شیفته‌ی خود کند. داستان در آن واحد که موضوعی عاشقانه را نقل می‌کند به بحث ناخوشایند و غمناک بیماری خاص نیز می‌پردازد که ممکن است تعداد زیادی از افراد بطور حقیقی از آن رنج ببرند و این موضوع هنگامی سبب آزردگی خاطر بیشتری می‌شود که که افراد دچار عارضه‌ای به نام عشق شوند. عشقی که هیچگاه نتوانند به آن برسند.

استلا و ویل، هر دو با بیماری فیبروز کیستیک دست و پنجه نرم می‌کنند که یک بیماری دستگاه تنفسی است که زمینه عفونت‌های مختلف باکتریایی را در بدن ایجاد می‌کند. این زوج با یک مشکل مواجهند و آن این است که آن‌ها نباید یکدیگر را لمس کنند زیرا یکی از آن‌ها بیماری دیگری علاوه بر فیبروز کیستیک دارد که منتقل می‌شود.

ریچل لیپینکت (Rachael Lippincott) در این کتاب داستان آشنایی استلا و ویل در بیمارستان را به رشته تحریر درآورده است. آن دو هر چند مدت یکبار باید برای بررسی وضعیت ریه‌هایشان در بیمارستان بستری شوند. ویل که اتاقش کمی آن‌طرف‌تر از استلا است، توجهش به رفتار گرم استلا با بیماران و مسئولان بیمارستان جلب می‌شود و تا طبقه پنجم به دنبال استلا می‌رود تا بتواند چند کلمه‌ای با او صحبت کند.

پس از پایان صحبتشان پرستار به استلا می‌گوید که ویل، علاوه بر داشتن فیبروز کیستیک یک بیماری خطرناک دیگر نیز دارد که تا چند سال دیگر خواهد مرد و به او تذکر می‌دهد که از ویل دوری کند زیرا بیماری ویل واگیردار بوده و اگر استلا آن بیماری را بگیرد سرنوشتی جز سرنوشت ویل نخواهد داشت.

نکوداشت‌های کتاب پنج قدم فاصله:

- کاراکترهای جانبی پیچیده و پر تحرک هستند و غیر قابل پیش‌بینی بودن این بیماری قلب خوانندگان را می‌شکند. (Booklist)
- ویل نیومن، کاسی وست زیبا و دل‌انگیز را ملاقات می‌کند. نویسندگان، شخصیت‌های نوجوان با ایمان را به همراه بلوغ عاطفی بزرگسالان و بدون از دست دادن ویژگی‌های نوجوانی خود به تصویر می‌کشند. (School Library Journal)

در بخشی از کتاب پنج قدم فاصله می‌خوانیم:

لباسم را عوض می‌کنم، آهسته و بااحتیاط راه می‌روم، یک جفت ساق می‌پوشم، تی‌شرت رنگی‌ای که اَبی از گرند کنیون برایم آورده بود را به تن می‌کنم. خودم را در ‌آینه نگاه می‌کنم، حلقه‌های سیاه دور چشمم در این چند ماه گذشته از همیشه تیره‌تر شده‌اند. موهایم را سریع شانه می‌کنم و دم‌اسبی می‌بندم؛ ولی اخم می‌کنم، آن‌قدرها هم که انتظارش را داشتم خوب نشد.

دوباره موهایم را باز می‌کنم و با رضایت به تصویر خودم در آینه با موهایم که دور شانه‌هایم ریخته نگاه می‌کنم. کیف آرایشم را از انتهای کشو درمی‌آورم و کمی ریمل و برق لب می‌زنم، تصور اینکه ویل نه تنها مرا زنده ببیند، بلکه با کمی‌ آرایش هم ببیند و به چشمانم و به لبان رژدار من نگاه ‌کند، لبخند بر لبانم می‌نشاند. آیا دلش می‌خواهد مرا ببوسد؟

می‌دانم هیچ‌وقت این کار را نخواهیم کرد؛ ولی آیا در دلش چنین چیزی می‌خواهد؟

گونه‌هایم گل می‌اندازد و سرَم را تکان می‌دهم و به او پیام می‌دهم. به او می‌گویم که ده دقیقه‌ی دیگر مرا در تالار اصلی ببیند.

بند شانه‌ای اکسیژن سیارم را کوتاه‌تر می‌کنم، راه سریع‌تر را انتخاب می‌کنم، از آسانسور بالا می‌روم، ‌از روی پل رد می‌شوم و وارد ساختمان شماره‌ی 2 می‌شوم، از پله‌ها پایین می‌روم و وارد تالار اصلی می‌شوم که یعنی حدوداً کل نیمه‌ی پشتیِ ساختمان را رد می‌کنم. روی نیمکتی می‌نشینم، گیاهان و درختان را تماشا می‌کنم، صدای جریان آب از فواره‌ی‌ سنگی پشت‌سرم آرام شنیده می‌شود.

قلبم از این فکر که چند دقیقه‌ی دیگر او را می‌بینم به تپش افتاده.

هیجان‌زده و با استرس، گوشی‌ام را درمی‌آورم و زمان را چک می‌کنم. ده دقیقه از زمان پیامم به ویل می‌گذرد و هنوز نیامده.

مشخصات کتاب الکترونیک

نام کتابکتاب پنج قدم فاصله
نویسنده، ،
مترجمفاطمه صبحی
ناشر چاپینشر میلکان
سال انتشار۱۳۹۸
فرمت کتابEPUB
تعداد صفحات۲۱۶
زبانفارسی
شابک978-600-8812-51-7
قیمت نسخه الکترونیک
۱۰۰۰۰ تومان - 3.49€
خرید کتاب الکترونیک
موضوع کتابکتاب‌های داستان و رمان خارجی، کتاب‌های داستان برای نوجوانان

نظرات کتاب پنج قدم فاصله

Fatemeh Farokhi
۱۳۹۹/۳/۹
من هم فیلمشو دیدم وهم کتابشو خوندم. فیلمشم مثل کتابش معرکه بود و توصیه میکنم هر کی حوصله خوندن کتاب نداره حتمااا فیلمشو ببینه و اما کسانی که کتابخونن حتما کتابشو در کنار دیدن فیلمش بخونن چون همونجوری که خودتون خوب میدونید هرچی فیلمش عالی باشه بازم رمانش یه چیز دیگه اس. و اما درمورد فیلمش، بازی مثل بازیگرانی کول اسپراوس عالی بود و بازی بازیگران کاملا طبیعی، زیبا و دلنشین‌ ودرضمن احساسی بود و در اخر بگم که فرقی نمیکنه کتاب و یا فیلمشو ببینین حتماا خوشتون میاد. به کسایی که بیشتر با فیلم حال میکنن توصیه میکنم پس فیلمشو ببینن پشیمون نمیشن 😍😁😉
فاطمه کمالی
۱۴۰۰/۳/۱۶
پیشنهاد میکنم بخونیدش چون محشر بود
من لحظه به لحظه‌ی این رمانو دوست داشتم
از اولین دیدار ویل و استلا تا لحظه جداییشون
من فهمیدم که برای عشق باید فداکاری کرد
نباید همیشه برای به دست آوردنش جنگید
بلکه باید قید عشقو زد باید توی دلت نگهش داری ولی از خودت دورش کنی
تمام لحظه‌های این رمان حال خیلی
خوبی داشت همشون
طراحی‌های ویل. دزدیدن یک قدم از فییروز کیستیک. فرار کردن ویل واستلا از بیمارستان. مرگ پو. آشتی مادر وپدر استلا. گرفتن ریه جدید برای استلا وجدایی ویل واستلا ازهم تمام اینها لحظه‌هایی بودن که من با تمام وجودم درکشون کردم
امیدوارم این رمانو بخونید ولذت ببرید
محدثه دختر متفکر
۱۳۹۹/۷/۱۸
من اول فیلمشو دیدم، بخصوص که بازیگر نقش اولش کول بود با ذوق و شوق نگاهش کردم، داستانش درباره بیماری ایه که باید از بیمار مشابه خودت ۶ قدم فاصله داشته باشی و هیچ دارو و درمان قطعی متاسفانه هنوز براش مهیا نشده... بعد دیدم کتابشم هست.. یکی از قشنگ‌ترین و رمانتیک‌ترین داستانهایی بود که دیدم و حال و منو روزشون دقیقا یاد کرونای خودمون انداخت که باید از هم فاصله داشته باشیم، منتها برای اونها تا آخر عمره و این خیلی سخته... ‌بخونید، واقعا ارزش خوندن داره. 😍😍
الهام. ت
۱۳۹۹/۱/۱۹
زیبا بود. وقتی کلمه به کلمه جلو میرید قدر هر نفس رو بیشتر و بیشتر میدونید. این رومان ذهنتون رو به خودش جذب میکنه با قهرمانهاش شاد و غمگین میشید و با اونها امیدوار و دلزده میشید و وقتی تمومش کردید همچنان دل و ذهنتون درگیرشون می‌مونه. شاید ماجرا تینیجری به نظر برسه اما واقعیت این نیست واقعیت سر "زندگی" و ارزش واقعی اون یعنی "دوست داشتن و دوست داشته شدن"
Helma H
۱۳۹۹/۶/۳
هم فیلمش و هم کتابش عالیه، عشقی که روایت میشه، داستانیه که هرگز فراموش نمیشه، عشق ینی از خود گذشتگی و دقیقا کاریه که ویل برای استلا انجام داد♡امیدواری، کاریه که هر دوی اونها انجام دادن بی توجه به وقت کمی که برای زندگی داشتن جوری عاشق شدن که انگار قراره هزار سال کنار هم زندگی کنن و از طرفی جوری که انگار آخرین روزیه که همدیگه رو دارن
مشاهده همه نظرات ۱۳۰