معرفی و دانلود رایگان کتاب صوتی کلاف سردرگم

عکس جلد کتاب صوتی کلاف سردرگم
قیمت:
رایگان - 0€
۵۰٪ تخفیف اولین خرید با کد welcome50

برای دانلود قانونی کتاب صوتی کلاف سردرگم و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.

برای دانلود قانونی کتاب صوتی کلاف سردرگم و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.

معرفی کتاب صوتی کلاف سردرگم

داستان کتاب صوتی کلاف سردرگم نوشته بهرام صادقی درباره‌ی اتفاقاتی است که در یک عکاس‌خانه قدیمی رخ می‌دهد. ماجرای جالب پیدا شدن سه عکس شبیه به مرد که هیچ کدام عکس آن مرد نیست...

در قسمتی از کتاب صوتی کلاف سردرگم می‌شنویم:

او از روی صندلی بلند شد و آمد جلو میز؛ دو دستش را گذاشت به لبه‌ی آن. عکاس از کارگاهش عکس‌ها را آورد:
ببینم همینه؟ بعله، خودشه.
او دستش را دراز کرد و عکس‌ها را گرفت، کمی نگاه کرد و بعد:
این‌ها نیست. اشتباه کرده‌اید.
چطور؟ فرمودید…
اشتباه کرده‌اید. من سبیل ندارم، این عکس‌ها سبیل داره… از آن گذشته من کلاه سرم نمی‌گذارم.
عکاس به تندی عکس‌ها را گرفت و با دقت به آن‌ها و بعد به قیافه‌ی او نگاه کرد:
عجیبه… اما خیلی به شما شباهت داره.

فهرست مطالب کتاب صوتی

۱۱ دقیقه
کلاف سردرگم

مشخصات کتاب صوتی

نام کتابکتاب صوتی کلاف سردرگم
نویسنده
گویندهمهدی رضایی، علی شمسی، زیبا حاجیان
ناشر صوتی کانون فرهنگی چوک
سال انتشار۱۳۹۶
فرمت کتابMP3
مدت۱۰ دقیقه
زبانفارسی
موضوع کتابکتاب صوتی داستان و رمان ایرانی، کتاب‌های داستان و رمان ایرانی
قیمت نسخه صوتی
رایگان - 0 یورو
افزودن به کتابخانه

نقد، بررسی و نظرات کتاب صوتی کلاف سردرگم

Amir Abbas Shamsi
۱۴۰۰/۱۱/۱۱
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت عزیزانی که در گردآوری این کتاب زیبا زحمت کشیدند
داستان در مورد یک فرد است که به عکاسی میرود
عکس میگیرد و روز آینده برای دریافت عکس هایش می‌آید اما به دلیل بی نظمی شاگرد عکاس
نظم عکس به هم میریزد و تعدادی عکس با سه شکل متفاوت برای ان فرد حاضر شد اما ان فرد چهره‌اش و
را به خاطر نیاورد میگوید این عکس‌ها متعلق به من نیست و مقداری مشاجره میان او
عکاس صورت میگیرد و ان فرد از عکاسی خارج میشود.
گاهی اوقات افرادی که در زندگی ما هستند یا در اطراف ما به تصویری از ما به خودمان نشان می‌دهند اما به دلیل آنکه از خودمان شناخت کافی نداریم آن‌ها را نقض میکنیم.
حسین پناهی:
یادمان باشد کسی مسئول دلتنگی‌ها و مشکلات ما نیست! اگر رد پای دزد آرامش و سعادت را دنبال کنیم، سرانجام به خودمان خواهیم رسید که در انتهای هر مفهومی نشسته‌ایم و همهٔ چیزهای تلنبارِ مربوط و نامربوط را زیر و رو می‌کنی
سمیرا ابراهیم پور
۱۴۰۱/۳/۱۶
داستان در مورد مردیست که به عکاسخانه میرود و عکس میگیرد و وقتی برای تحویل عکسهای خود مراجعه میکنید سه عکس شبیه به خودش اما باتفاوتهایی نشانش میدهند که مرد هیچ کدام را عکس خود نمیداند وحتی تصویر خود در اینه هم اورا سردرگم میکنید. اسم داستان نشان دهندگی احوالات شخصیت داستان است. فردی که در شناخت خود سردرگم شده. این سردرگمی بخاطر فیدبک‌هایی است که از محیط اطراف و انسان‌هایی که با انها سروکار داریم به ما القا میشود. و ما را در شناخت خودمان سردرگم میکند. شاید به این دلیل که نتوانسته ایم خود واقعیمان را به درستی به انها نشان دهیم و انها با برداشت‌های متفاوتی که از شخصیت ما داشته‌اند باعث میشوند تا ما تلاش کنیم به دنبال کسی باشیم که بتواند شخصیت واقعی ما را نشان دهد و مارا از این سردرگمی رها سازد. عکاس باشی و عکس‌ها و رفتن مرد به عکاسخانه‌ای دیگر تمثیلی از موارد گفته شده است. داستان کوتاه نیاز به تامل و تفکر دارد چرا که سخن به تفصیل بیان نشده و شما باید در دل داستان به دنبال معنی‌ها و مفهوم‌ها باشید. مفهوم داستان زیبا بود و اما بنظرم اگر نویسنده در قالبی جذاب تر به این مفهوم میپرداخت خواننده بیشتر مجذوب داستان میشد. صدا گذاری مورد پسند نبود چرا که به خوبی حس و حال داستان را منتقل نمیکرد. به هر حال بخاطر مفهوم زیبای داستان ارزش یکبار شنیده شدن رو داره.
mrym kvs
۱۳۹۷/۱۲/۱۵
ذهن ما دائما بر اساس برداشت و توصیفات مردم و جامعه شخصیت‌هایی را برای ما میسازد ک این شخصیت‌ها هیچکدوم خود واقعی ما نیستند (مثلا فردی میگوید تو دست و پا چلفتی هستی و سر کار هم همین را میگویند و در خانه هم این جمله را میشنویم و سپس ذهن ما ویژگی دست و پا چلفتی بودن را به شخصیت ما تبدیل میکند) و ما به برای ساختن شخصیت تایید و شخصیت گزاری جامعه نیاز داریم، همانطور ک در داستان برای شناخت خودش به عکاسی رفت و با چهار شخصیت متفاوت آشنا شد ک باور نداشت هیچکدوم خودش هستن و بعد هم باز به عکاسخانه‌ی دیگر رفت....
اما زمانی ک خود را در آیینه دید با خود واقعی روبه رو شد، آنکه حقیقتا خودش است و تنها شباهت اندکی به عکسها دارد... اینگونه شد ک سردرگم شد در شناختن حقیقت خودش.... او حتی خود را هم نمیشناخت و بین شخصیت‌های ک از دیگران دریافت کرده بود گم و سردرگم شده بود...
منا صالح
۱۳۹۷/۸/۱۲
من بزداشتم این بود که از ادمایی حکایت میکرد که دنبال اینن که خودشونو بشناسن و یه نفر یه تصویر از خصوصیاتشون بهشون نشون بده ولی نمیتونن خودی که به بقیه نشون دادن و تصویری که ازشون تو ذهن دیگران به وجود اومده رو قبول کنن... و حتی خود واقعی شونم نارا حتشون میکنه (اونجا که آیینه بهش دهد و زیر لب به که تلخی زمزمه میکرد) بعدم میرن سراغ ادمای دیگه یه تصویر از اونچه که درباره‌ی خودشون میپسندن نشونشون بده... در کل خوب بود
محبوبه حسینی
۱۳۹۸/۸/۲۴
نتیجه‌ی داستان رو میشه دو جور برداشت کرد، یکی اینکه خود مرد اتلیه اشتباهی اومده بود و یکی هم اینکه اتلیه رو درست اومده، ولی اون چیزی که بهش نشون میدادن و میگفتن تویی رو قبول نداره، مثل همه ماها که اون چیزی که خیلی‌ها میگن رو قبول نداریم، ممکنه فردی در نظر خودش شخصیتی خونسرد داشته باشه ولی اطرافیان اونو ادم پرخاشگزی ببینن....
یاشار ح.
۱۳۹۸/۸/۴
بهترین نظرات مربوطه به خانمها «سما پاکدل» و «منا صالح»
بطور خلاصه، آیا خودمونو میشناسیم؟ آیا منتظریم چهرهٔ دلخواهمونو از اطرافیانمون ببینیم؟
اجرای صوتی: نامناسب
خانوم گوینده حرف «ه» رو در انتهای کلمات و در عبارات «داده بود»، «نشسته بود»، «زده بودند» درست مثل دانش‌آموزان کلاس دوم دبستان با تأکید تلفظ میکردن!😂😂
Pooya Parsa
۱۳۹۸/۴/۲۱
راستش من اول اصلا نفهمیدم حرفش چیه و ممنونم که قسمت نظرات رو گذاشتید، چون با خوندن نظرات دوستان هدف نویسنده رو فهمیدم و برام باز شد، کتاب بود و خیلی دوست داشتم که اولش موضوع رو نفهمیدم، گویندگان نسبت به کارهای قبلی خیلی بهتر بودند.
صدیقه فتحی
۱۴۰۰/۱۲/۱۷
چقدر عجیب بود
بعضا چنان گرفتار و از خود بی خود میشیم که خودمون رو هم فراموش می‌کنیم و در این بی خبری نه تنها غریبه‌ها که خود را نیز نمی‌شناسیم و اینکه شناختی که حتی از چهره خود داریم با آنچه دیگران می‌بینند کاملا متفاوت هست
صبا صحرایی
۱۳۹۷/۱/۴
با سلام و تشکر از تلاشتون
نمیدونم من ب خوبی متوجه نشدم یا واقعا این داستان آخرش مشخص نبود!!
چون اکثر داستان آغاز خیلی جالبی دارن و واقعا جذبم میکنن و هنوز منتظر ادامش هستم ک میبینم ب پایان رسیده!!
شراره تاجمیرریاحی
۱۴۰۰/۲/۵
عالی هست. بهرام صادقی از جمله نویسندگانی ست که نامش آن طور که باید جاودانه نشد. قدرت قلم این نویسنده و تعلیق کارهایش ستودنی ست. این داستان نمونه‌ای از داستان‌های کوتاه اوست که بی نظیر است
Hamed Afzali
۱۳۹۸/۱۱/۴
نمایشنامه‌های رادیویی با وجود این که متون فوق‌العاده‌ای دارند و راوی‌های مناسبی دارند اما اجرا کنندگانش حیرت آور ضعیف و آزاردهنده هستند چطور می‌توانند تا این اندازه بد باشند
سما پاکدل
۱۳۹۶/۱۰/۱۱
سوالی که آن مرد از خودش نکرد و به آتلیه‌ای دیگر مراجعه کرد را من از خودم میپرسم.
من خودم را میشناسم؟
معصومه فرجی
۱۴۰۱/۱/۱۳
چرا من خودشناسی و... برداشت نکردم😂 بیشتر فکر کردم انگار چون قبلا میرفته عکاسی دیگه، شاگرد شیطنت کرده عکساشو فوتوشاپ کرده برای اذیت کردن یارو😑😐
رها زند
۱۴۰۰/۱۱/۱۷
مورد جالبی در این داستان وجود نداشت و فردی بدنبال عکس خود بود که عکاسی را به اشتباه آمده بود.
سوژه‌های بهتری هم در زندگی هستند که میتوان به آن پرداخت
مبین کریمی
۱۳۹۹/۸/۱۳
گاهی اوقات انسان برای خویش سابق دل تنگ میشود، با آن خصوصیاتی که داشت
پیشنهاد می‌کنم که آن را بخوانید و لذت ببرید 🌹
مشاهده همه نظرات ۶۶

راهنمای مطالعه کتاب صوتی کلاف سردرگم

برای دریافت کتاب صوتی کلاف سردرگم و دسترسی به هزاران کتاب الکترونیک و کتاب صوتی دیگر و همچنین مطالعه معرفی کتاب‌ها و نظرات کاربران درباره کتاب‌ها لازم است اپلیکیشن کتابراه را نصب کنید.

کتاب‌ها در اپلیکیشن کتابراه با فرمت‌های epub یا pdf و یا mp3 عرضه می‌شوند.