معرفی و دانلود کتاب مقدونیه از تهران دور نیست
برای دانلود قانونی کتاب مقدونیه از تهران دور نیست و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
معرفی کتاب مقدونیه از تهران دور نیست
دست تقدیر، جبر یا هر آنچه که میتوانیم نامش را بگذاریم؛ گاهی سرنوشت برای ما ماجراهایی را رقم میزند که در خواب هم نمیدیدیم. کتاب مقدونیه از تهران دور نیست، به قلم نیره پازوکی نیز سرنوشت یک زن را به تصویر میکشد. ناهید، زنی با گذشتهی پرپیچوخم در دل تحولات سیاسی و اجتماعی ایران، انقلاب، جنگ و عشقی ایدئولوژیزده، ناخواسته وارد مسیری میشود که او را از وطن، خانواده و آرمانهای نوجوانیاش جدا میکند. اما گویی هرجا که قدم میگذارد جنگ به دنبال او است.
دربارهی کتاب مقدونیه از تهران دور نیست
نیره پازوکی از نسل زنانی است که در سنین جوانی حوادث مختلف سیاسی و اجتماعی را به چشم دیدهاند. او از کودکی به هنر علاقهمند بود و به جای پرداختن به درسهای خشک مدرسه، نقاشی میکشید، بافتنی میبافت و در رویاها غرق میشد. کتاب مقدونیه از تهران دور نیست، به نوعی زندگینامه و خاطرات این نویسنده است که با حوادث داستانی ترکیب شده و رمانی اجتماعی سیاسی را پیش روی خواننده میگذارد.
راوی داستان واقعی مقدونیه از تهران دور نیست، زنی به نام ناهید است. زنی که از کودکی رویای جهانی به دور از جنگ، تبعیض و خشونت را در سر داشت. او از درسهای خشک مدرسه به هنر پناه برد و به امید فرداهای بهتر به فعالیتهای سیاسی کشانده شد. اما پس از آن چه شد؟ ارتباط عاطفی آغشته به عقاید سیاسی تند، زندگی دخترک را تغییر داد. انقلاب فرهنگی شد، جنگ شد، دخترک به ناچار چمدان خود را بست و راهی غربت شد. کتاب مقدونیه از تهران دور نیست، یک سرگذشتنامهی پراتفاق است که با مطالعهی آن، بخشی از تاریخ معاصر ایران را نیز ورق میزنیم.
داستان مهاجران بیمقصد، سیاستزده و مغموم
مقصد مهاجرت کجا باشد خوب است؟ مقدونیه برای درس خواندن جای خوبی است؟ در بزنگاههای حساس، این پرسشها اهمیت چندانی ندارند. نیره پازوکی، چه خوب این دغدغهها را در داستان واقعی خود به رشتهی تحریر درآورده است. راوی داستان اجتماعی مقدونیه از تهران دور نیست، فقط به دنبال امنیت بود اما برخلاف دوست چینیاش معنای خانه را هرگز از یاد نبرد. برای او هیچجا جز خانهی پدریاش در تهران، خانه نمیشود اما دوست چینی او، هر سرپناهی را خانه میدید. ناهید در مقدونیه ابتدا هنر و سپس داروسازی خواند. ازدواج کرد، مادر شد و در کشور غریب، جنگ دیگری را به چشم دید. مقدونیه تجزیه شد، از هم پاشید و او با دختر کوچکش تنها ماند.
ناهید به ماجرای عشقی دیگری خاتمه داد و تصمیم گرفت که به ایران برگردد. مدرک تحصیلی او در ایران اعتبار چندانی نداشت و به یک درمانگاه در روستایی دورافتاده فرستاده شد. تعقیب و گریز، مهاجرت، عشق، مادرانگی و پذیرفتن جبر زندگی، درونمایهی رمان نیره پازوکی است. کتاب مقدونیه از تهران دور نیست، یک داستان زندگینامهای است که در آن رنگوبوی حقخواهی زنان ایرانی معاصر دیده میشود. زنانی که در میدان جنگ حضور نداشتند، اما در میدان زندگی جنگیدند. نشر برج، این رمان سیاسی را منتشر کرده و در دسترس شما عزیزان قرار داده است.
کتاب مقدونیه از تهران دور نیست برای شما مناسب است اگر
- مخاطب و پیگیر ادبیات داستانی معاصر ایران هستید.
- میخواهید یک رمان سیاسی و اجتماعی پراتفاق را در دست بگیرید.
- از خواندن داستانهای واقعی و سرگذشتنامه لذت میبرید.
- خواندن آثار نویسندگان زن ایرانی و آشنایی با دغدغههای آنها برای شما لذتبخش است.
در بخشی از کتاب مقدونیه از تهران دور نیست میخوانیم
بچهها روی حلزونها آب میریزند. حلزونها روی آب سُر میخورند. جانانهخانم برای امیرحسین لالایی میخواند. صدای جیرجیرکها تیزتر میشود. یحیی میگوید: «پدرم دلش میخواهد برای همیشه فراموش کند بچهای مثل من دارد. مادرم هر سال روز تولدم میرود پیش پدرم تا به او یادآوری کند من هنوز هستم. بیچاره پیرمرد را به حال خودش نمیگذارد. خوب نیست آدمها را مجبور کنید چیزی را که نمیخواهند ببینند و گذشتهای را که دوست ندارند و میخواهند فراموشش کنند به یادشان بیاورند. من پدرم را دوست دارم. همینکه میدانم، جایی، پدری هست که مال من است برایم کافی است. با اینکه هروقت توی مدرسه میگویند “نام پدر، شغل پدر” یا مثلاً “پدرت بیاید مدرسه” چیزی توی دلم میریزد پایین، ولی عیبی ندارد. وقتی روپوش سفید بپوشم و گوشی معاینه را بیندازم گردنم و روی سینهام اسم دکتر نوشته شود، پدرم دیگر یادش میرود من همان بچهی ناقصم. وقتی دکتر بشوم و بتوانم به بچههای مردم کمک کنم که راه بروند، پدرم حتماً برای دیدنم وقت میگیرد. اینهم از آرزویی که میخواستم برایتان بگویم. پدرم برای دیدنم وقت بگیرد؛ یک انتقام کوچک. میفهمید که؟»
روی صندلی جابهجا میشود. دستهاش را چند بار زیر پتو میبرد و بیرون میآورد. آراموقرار ندارد. میگوید: «حالا نوبت شماست. شما از آرزوهایتان بگویید. راستی شما هیچ آرزویی ندارید؟»
سر جایم جابهجا میشوم. تختههای چوبی زیرم جیرجیر میکنند. میپرسم: «آرزو؟ من؟ چرا دارم. حتماً دارم.»
سانیا با دوقلوها روی تخت بهپشت دراز کشیدهاند و به آسمان نگاه میکنند و ستارهها را با انگشت نشان میدهند. نفس تازه میکنم و میگویم: «آرزو میکنم... آرزو دارم... فکر میکنم بزرگترین آرزویم این است که... اینکه بتوانم مادر خوبی برای سانیا باشم، که بتوانم به او کمک کنم تا به آرزوهاش برسد.»
مشخصات کتاب الکترونیک
نام کتاب | کتاب مقدونیه از تهران دور نیست |
نویسنده | نیره پازوکی |
ناشر چاپی | نشر برج |
سال انتشار | ۱۴۰۰ |
فرمت کتاب | EPUB |
تعداد صفحات | 242 |
زبان | فارسی |
شابک | 978-622-7280-24-1 |
موضوع کتاب | کتابهای داستان و رمان اجتماعی ایرانی، کتابهای داستان و رمان واقعی ایرانی، کتابهای داستان و رمان سیاسی ایرانی |