دانلود رمان پنج بامداد پایان پیام


خرید کتاب الکترونیکنسخه نمونه رایگان

برای دانلود قانونی رمان پنج بامداد پایان پیام و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان دانلود کنید.

معرفی رمان پنج بامداد پایان پیام

کارولین همه خبرها را بی‌درنگ به برون از خانه منتقل می‌کرد وی به جای خبرآوردن به خانه خبر از خانه به بیرون می‌برد. حتی خواهرش هم نمی‌دانست کارولین چگونه با این سرعت و دقت به سری‌ترین خبرها دست می‌یابد. از این رو خواهرش سعی می‌کرد کمتر با وی در مواردی که می‌خواهد راست و دروغ را به هم ببافد و از آن خبر داغی بسازد، صحبت کند و بیشتر طفره می‌رفت.

راستش ما در روستا زندگی می‌کردیم و بی‌پرده باید بگویم که دهاتی محسوب می‌شدیم، و خوب می‌دانید در دهات هم به علت فقدان سرگرمی های خاص، بهترین، ارزان‌ترین سرگرمی آن‌ها گپ زدن است که در نهایت به غیبت می‌انجامد.

ده ما یعنی کینگزآبوت هم از این زندگی مستثنی نبود زیرا که کینگز روستایی کوچک با جمعیتی محدود بود. در کینگز آبوت دو خانه خیلی انگشت‌نما بودند، یکی از آنها خانه‌ی آقای راجر بود که به دلایل مختلف از تمام خانه‌ها شناخته شده‌تر بود، معلوم است که با این وضعیت چقدر شایعه و حرفهای راست و دروغ پیرامون این بنا و ساکنین آن بود و خوراک خوبی برای غیبت‌کنندگان محسوب می‌شد. به هر حال هر چه را که در مورد آن خانه می‌گفتند می‌شد، بدان شک کرد، مگر در مورد پسری که در آن خانه می‌زیست: رالف فرزند خوانده‌ی آقای راجر به تأیید و تصدیق تمام اهالی خوشگلترین چهره‌ی کینگز آبوت بود، ولی این زیبایی ظاهری بود...

خانه‌ی دوم خانه‌ی بزرگ خانم فرارز بود موضوع جالب این بود که، هم خانه فرارز و هم آقای راجر همسرانشان را به علت افراط در مشروب از دست داده بودند. سن زیاد، تملک، همدردی و تنهایی وجوه مشترکی بود که این دو خانه‌ی سرشناسان را مانند پلی به هم متصل می‌کرد. شایع شده بود که آقای راجر و خانم فرارز مرتباً یکدیگر را ملاقات می‌کنند...

 ۲۵۶ صفحه، ۱,۰۰۴ کیلوبایت، زبان فارسی، EPUB، 
شابک: 978-964-9915-24-1 

چاپ ۱۳۸۹، قیمت الکترونیکی: ۶۰۰۰ ت - 2.49€
۵۰٪ تخفیف اولین خرید با کد welcome50
خرید کتاب الکترونیکنسخه نمونه رایگان

راهنمای دانلود رمان پنج بامداد پایان پیام

برای دانلود رمان پنج بامداد پایان پیام و دسترسی قانونی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را نصب کنید.

دانلود  رمان پنج بامداد پایان پیام
سید جواد
۱۳۹۷/۸/۲۰
یکی از بهترین آثار آگاتاکریستی، جذاب و پرکشش
الناز رحیم زاده
۱۳۹۶/۶/۱۹
وای عالی بود من عاشق کتابای آگاتا کریستی ام
مهشاد مرتضوی
۱۳۹۶/۶/۱۴
وای اصن روانی شدم رمانو خوندم کی فکرشو میکرد اینجوری تموم شه 😔😔😔
مشاهد همه دیدگاه‌ها (۱۲)