معرفی و دانلود کتاب هر دو در نهایت می‌میرند

عکس جلد کتاب هر دو در نهایت می‌میرند
قیمت:
۳۷۵۰۰ تومان - 6.99€
۵۰٪ تخفیف اولین خرید با کد welcome

برای دانلود قانونی کتاب هر دو در نهایت می‌میرند و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.

برای دانلود قانونی کتاب هر دو در نهایت می‌میرند و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.

معرفی کتاب هر دو در نهایت می‌میرند

قاصد مرگ پیغامی برای دو پسر نوجوان دارد: آن‌ها فقط یک روز دیگر زنده هستند. آدام سیلورا در کتاب هر دو در نهایت می‌میرند از آخرین روز زندگی دو پسری می‌گوید که همدیگر را نمی‌شناسند اما سرنوشت مشترکی دارند. این کتاب از پرفروش‌ترین کتاب‌های نیویورک تایمز بوده و به انتخاب بسیاری از مجلات و وب‌سایت‌ها، بهترین کتاب سال لقب گرفته است.

درباره‌ی کتاب هر دو در نهایت می‌میرند:

یک دقیقۀ پیش داشت مطلبی را در وب‌سایتی می‌خواند و حالا می‌داند که یک روز بیشتر به پایان زندگی‌اش نمانده است. این نحوۀ آشنایی ما با متیو است. برای روفئوس نیز اتفاق مشابهی می‌افتد، او در حال دعوا کردن است که قاصد مرگ غافل‌گیرش می‌کند. هر دو در نهایت می‌میرند (They Both Die at the End) داستان دو پسر غریبه‌ای است که سرنوشت آن‌ها را با هم پیوند می‌دهد.

آدام سیلورا (Adam Silvera) این‌طور ما را در ابتدای داستان غافل‌گیر می‌کند. متیو و روفئوس حالا فقط باید یک تصمیم بگیرند: می‌خواهند روز آخر زندگی‌شان را چطور سپری کنند؟ هر یک به دلیلی دلشان می‌خواهد دوستی تازه پیدا کنند و خوشبختانه، شرایط نیز برای این کار فراهم است؛ برنامه‌ای وجود دارد به نام «آخرین دوست».

هر دو در نهایت می‌میرند کتابی جذاب و پرکشش و درعین‌حال عمیق است که به ما خاطرنشان می‌کند زندگی بدون مرگ و عشق بدون فقدان مفهومی ندارد. با خواندن این کتاب، خواهیم گریست و هم‌زمان قدرت زندگی را خواهیم ستود و شور زندگی را احساس خواهیم کرد.

افتخارات کتاب هر دو در نهایت می‌میرند:

- پرفروش‌ترین کتاب نیویورک تایمز
- برندۀ جایزۀ لینکلن
- بهترین کتاب سال به انتخاب اسکول لایبرری جورنال
- بهترین کتاب سال به انتخاب کِرکس
- بهترین رمان جوان به انتخاب باستل بست
- بهترین رمان جوان به انتخاب مجلۀ پیست
- بهترین رمان جوان به انتخاب بازفید
- از منتخبان بهترین رمان جوان به انتخاب گودریدز در سال 2017

نکوداشت‌های کتاب هر دو در نهایت می‌میرند:

- داستانی جسورانه، دوست‌داشتنی و دلهره‌آور دربارۀ فقدان، امید و قدرت رستگارکنندۀ دوستی. (لورن الیور)

- آدام سیلورا از مهارت‌های خود استفاده می‌کند که خوانندگان را وادار کند تا به این بیندیشند که درحال‌حاضر چطور زندگی می‌کنند و دوست دارند چگونه زندگی کنند. هر دو در نهایت می‌میرند نمونۀ بارز مهارت سیلورا در مطرح کردن پرسش‌های متداول همۀ ماست. (ووگ نوجوانان)

- مضامین دوستی، عشق، فقدان و سرنوشت در این رمان ترکیب شده‌اند. این رمان را باید زمانی خواند که یک جعبه دستمال‌کاغذی دوروبر آدم باشد. (برایتلی)

کتاب هر دو در نهایت می‌میرند برای چه کسانی مناسب است؟

چه نوجوان باشید و چه بزرگ‌سال، اگر به مرگ، عشق و زندگی می‌اندیشید، این کتاب مناسب شماست.

با آدام سیلورا بیشتر آشنا شویم:

این نویسندۀ جوان ازجمله رمان‌نویسان نوظهور و خوش‌آتیه‌ای است که توانسته از نویسندگان پرفروش نیویوک تایمز شود. آدام سیلورا، پیش از نویسندگی، به فروش کتاب اشتغال داشته است و یک وب‌سایت نویسندگی خلاقانه را برای نوجوانان مدیریت می‌کند.

سیلورا پیش از این چندین کتاب منتشر کرده و این نخستین اثر اوست که به فارسی برگردانده شده است.

جملات برگزیده‌ی کتاب هر دو در نهایت می‌میرند:

- زندگی کردن نادرترین اتفاق جهان هستی است. بیشتر مردم فقط وجود دارند، همین.

- جای کشتی در بندرگاه امن است، اما این آن چیزی نیست که کشتی‌ها برای آن ساخته شده باشند.

- این مرگ نیست که انسان باید از آن بترسد، ترس واقعی از هرگز زندگی نکردن است.

- هیچ کس نمی‌خواهد بمیرد. حتی کسانی که می‌خواهند به بهشت بروند هم حاضر نیستند بمیرند. با این حال، مرگ مقصد مشترک همۀ ماست. هیچ کس تاکنون نتوانسته از چنگ آن فرار کند و باید هم این‌گونه باشد، چون مرگ به احتمال خیلی زیاد، بهترین ابداع زندگی بشر است. مرگ سفیر تغییر و تحول است. کهنگی را از میان می‌برد و تازگی را جایگزین می‌کند.

در بخشی از کتاب هر دو در نهایت می‌میرند می‌خوانیم:

قاصد مرگ در حال زنگ زدن است و می‌خواهد اخطار مرگم را بدهد امروز، قرار است بمیرم. چیزی که گفتم را فراموش کنید، چون «اخطار» کلمۀ خاصی است، کلمه‌ای که معمولاً وقتی بتوان از چیزی دوری کرد، از آن استفاده می‌شود؛ مثل ماشینی که برای کسی، موقع گذشتن از چراغ‌قرمز، بوق می‌زند تا به او اخطار دهد خودش را کنار بکشد. اما این تماس فقط برای اطلاع‌رسانی است. صدای زنگ مخصوصشان شبیه ناقوسی است که تمامی ندارد، مثل زنگ کلیسا که از یک چهارراه آن‌طرف‌تر به گوش می‌رسد و بلندگوی گوشی‌ام از آن سمت اتاق، مدام پخشش می‌کند. هنوز هیچی نشده، حسابی ترسیده بودم، صدها فکر داشتند در خودشان غرقم می‌کردند. شرط می‌بندم این همان بحرانی است که اولین بار وقتی چترباز می‌خواهد از هواپیما به بیرون بپرد، تجربه می‌کند، یا حسی که پیانیست در اولین کنسرتش، پیدا می‌کند. هر چند، دیگر هیچ وقت، فرصتش را ندارم که بفهمم واقعاً این‌گونه است یا نه.

فهرست مطالب کتاب

بخش اول: قاصد مرگ
بخش دوم: آخرین دوست
بخش سوم: آغاز
بخش چهارم: پایان

مشخصات کتاب الکترونیک

نام کتابکتاب هر دو در نهایت می‌میرند
نویسنده
مترجممیلاد بابانژاد، الهه مرادی
ناشر چاپینشر نون
سال انتشار۱۴۰۰
فرمت کتابEPUB
تعداد صفحات۳۳۶
زبانفارسی
شابک978-600-8740-25-4
موضوع کتابکتاب‌های داستان و رمان خارجی، کتاب داستان و رمان نوجوان
قیمت نسخه الکترونیک
۳۷۵۰۰ ت - 6.99 یورو
خرید کتاب الکترونیک

نقد، بررسی و نظرات کتاب هر دو در نهایت می‌میرند

Mahi Yellow
۱۴۰۱/۴/۱۲
سلام به همگی. کتاب هر دو در نهایت میمیرند...
کتابی که احساسات مختلفی رو در خواننده ایجاد میکنه. میگه نترس، شجاع باش. از تجربه کردن چیز‌های جدید هراس نداشته باش. به خاطر دیگران و حرف‌هایی که ممکنه پشت سرت بزنن خوشی هاتو خراب نکن. از تغییر کردن نترس، از مخفی گاهت بیا بیرون،
برای شروع روابط جدید
منفی بافی نکن و از همه مهمتر قدر لحظه هاتو بدون، و به معنای واقعی زندگی کن!
اما به نظرم تکان دهنده‌ترین بخش داستان پایانِ متیو بود. از زمانی که قاصد مرگ با متیو تماس گرفت متیو از بیرون رفتن وحشت داشت که مبادا از مخفی گاهِ امن خود بیرون برود و خیلی زود برایش اتفاقی بیفتد. و فکر میکرد اگر در خانه بماند شاید معجزه‌ای رخ دهد؛ اما چه شد؟ پایانش در چه مکانی بود؟:)
امّا میخوام یه نکته‌ای بگم. من فکر میکنم اکثر نویسنده‌هایی که چنین داستان‌هایی و با اینگونه موضوعات مینویسن، یک مسئله رو در نظر نمیگیرن نمیدونم شایدم در نظر بگیرن. این مسئله که تمام این حرف ها (شجاعت، تجربه‌های جدید، روابط،
ساختن مسیر زندگی آنطور که میخواهی و...) یک چیز میطلبد و آن "آزادی" است. اگر کمی بیشتر توجه کنیم میبینیم که همه چنین آزادی عملی ندارند.
البته تفکرات یک نویسنده ممکن است با محیطی که در آن زندگی میکند تطبیق بیشتری داشته باشد.
(با تشکر از تیم خوب کتابراه♡_♡)
شایان عبدی بسطامی
۱۴۰۱/۶/۱۱
کتاب قشنگیه که درباره دوستی و محبت بین انسان‌ها صحبت میکنه و در واقع حرفش اینه ما اگه باور کنیم که یه روزی میمیریم از عمرمون بهترین استفاده رو میکنیم
ترجمه روان و مناسب بود و از مترجمین تشکر میکنم
اما خود کتاب ایراداتی هم داشت که باعث میشه نشه بهش گفت عالی
(حاوی اسپویل)
1) پایان بندی داستان و
بنظرم جالب نبود خیلی قابل پیشبینی بود، اونقدری که من حدس زدم هر دو با انفجار گاز میمیرن اما حداقل برای متیو اینطوری بود و بنظرم نویسنده باید هیجان انگیز ترش میکرد
2) یکسری سوالات در طول داستان برای مخاطب پیش میاد که نویسنده از جواب دادنشون طفره رفته، مثلا اینکه تاریخ مرگ رو از کجا میفهمیدن، یا اصلا عاملین این کار کیا بودن
3) در طول داستان هم مثل انتهای داستان هیجان خاصی مشاهده نمیشه بجز قسمتی که با تفنگ سراغ روفوس میرن و بنظرم کشش داستان خیلی میتونست بیشتر بشه
4) یه سری شخصیت‌های فرعی توی داستان بود که باعث میشد حواسمون از داستان اصلی پرت بشه و به داستان اونا توجه کنیم اما ایرادی که داشت این بود که از هر کدوم از داستان‌های فرعی یک قسمت کوتاهی توضیح میداد و دوباره بر میگشت سر داستان اصلی که این اصلا جالب نبود بنظرم
(پایان اسپویل)
در کل کتاب خوبی بود ولی عالی نبود اما توصیه میکنم بخونید.
نرگس سیف
۱۴۰۱/۱۰/۲۵
چیزی که آینده این کتاب رو خیلی زود مشخص میکنه اسم کتاب است:)
این کمی مایوس کننده است ولی با خواندن کتاب میفهمید که معنای واقعی، پایان کتاب (اسم کتاب) چیه.
تاحالا رمان‌های ماحراجویی زیادی رو دیدم که بیشتر افراد حاضران فداکاری کنن اما داخل این کتاب، شخصیت‌ها به لحظاتی که تجربه کردن فکر میکنن و که
همچنین چیز‌هایی تجربه نکردن.
این داستان با شخصیت‌هایی که داره، یادگیری از گذشته و افسوس نخوردنه آینده رو پیشنهاد میکنه، که بنظرم نویسنده خیلی تلاش کرد تا این منظور را داخل کتاب بنشونه.
اینکه من توانستم بفهمم این دنیا چقدر مارو با وهم‌های خیال انگیزش بازی میده به من کمک کرد تا قدر لحظات زندگی‌ام رو بیشتر بدونم.
باوجود انگیزشی نبودن کتاب نویسنده خیلی عالی منظور وجود ما در این دنیای فانی رو برسونه، از کتابراه تشکر میکنم که همچین کتاب با ارزشی رو برای همه قابل دسترس گذاشته:)
پری پارسا
۱۴۰۱/۵/۱۱
این کتاب با تمام غمی که توش بود، با تمام حسهای متفاوتی که در وجود آدمی ایجاد میکرد، پر از درس بود.
اولش فکر میکنی چقدر میتونه وحشتناک باشه که بدونی امروز، آخرین روز زندگیته.
اما واقعا اگه همه مرگو اینقدر به خودمون نزدیک میدیدیم، خیلی از تصمیمهای اشتباهو نمیگرفتیم، از خودخواهی هامون دست لحظات رو
برمیداشتیم، زندگی میکردیم، به همه کسایی که دوسشون داریم با همه وجود عشق میورزیدیم، قضاوت و قساوت به خرج نمیدادیم.
این کتاب دریچه تازه‌ای به زندگی باز میکنه، اینکه بدونی کی میمیری، واقعا وحشتناکه اما اینکه بتونی در لحظه زندگی کنی و عشق بورزی، یک مهارته.
ممنون از کتابراه
خادم الشهدا
۱۴۰۱/۶/۶
داستان خوبی بود. اولش خیلی خسته کننده بود ولی هر چه به اخرش اضافه میشد جالب و جالب تر میشد. من بعضی از صفحاتش اسکرین گرفتم. بعضی جملاتش واقعا تحسین برانگیز بود. ارزش یه بار خوندن رو داره. به ادم میگه تو ممکنه روز اخری باشی، هیچ کس بابت مرگ خبرت نمیکنه پس فکر کن روز اخرته و خودت باش، شجاع باش، از که انجام دادن کارهایی دوست داری نترس، به حرفای مردم اهمیت نده. به معنای واقعی زندگی کن. متاسفانه خیلی از ماها زنده ابم ولی زندگی نمیکنیم. همش میگیم فردا روز خوبیه و بعد ارزو هامو براورده میکنم. ولی هیچ تضمینی نیست بعدا وجود داشته باشه. پس همین الان رو زندگی کن تا وقتت تموم نشده
اعظم قرابیگلو
۱۴۰۱/۲/۲
ای کاش این کتاب صوتی میبود، عالی و لذت بردم، و اینکه دراصل چنان از مرگ میترسیم که اگر زمانش برسد دیگر زندگی برایمان معنی و مفهومی نداره و این کتاب به ما همین را میگوید که به عرض زندگی توجه کنیم نه طول آن، چون درنهایت مرگ در سرنوشت یکایکمان هست پس آنطور زندگی کنیم که دلمان میخواهد که حسرتی برای آنها نباشه، پس دوست بداریم آنهائی را که کنارمان هستند
Kimia Naji
۱۴۰۱/۸/۲۱
همه چیز همونجا که شروع میشه تموم میشه و حدفاصل بین این دو زمان در واقع مفهموم زندگی هست... دراین کتاب به روایت روز آخری پرداخته شد که به اندازه یک زندگی ارزشمنده و این نشون دهنده اینکه که ثانیه به ثانیه زندگی باشکوه چون مانمیدونیم ثانیه اخر کی و چه چجوری فرا میرسه پس تک تک لحظه‌های زندگی رو باید و زندگی کرد به جایی نرسیم که قبل از مردن واقعی، مرگ رو تجربه کنیم. توصیه میکنم حتما بخونید بسیار داستان جذاب و متفاوتی داره....
مهیار مسعودراد
۱۴۰۱/۱۰/۳۰
یکی از قشنگترین داستان‌های کوتاه که هم باهاش می‌خندید و هم گریه میکنید، فضاها خیلی خوب تصویر شده، به راحتی میشه همذات پنداری کرد، احساسات به بهترین نحوی به شما انتقال داده میشه، حتی یک کلمه از این کتاب رو نمیشه کم یا زیاد کرد و پایانی شوک آور که توی ذهنتون خطوطش برای همیشه حک میشه.
Ftw
۱۴۰۱/۹/۸
قلم زیبایی داشت و خوب روایت شده بود و درکنارش خوب هم ترجمه شده بود و این باعث می‌شد که داستان جذابیت بیشتری به خودش بگیره
کتابی هست که نکات خوبی داره و به این اشاره میکنه که یه دوست چقدر میتونه تو زندگیت تاثیر بذاره و باعث انتقال یه ویژگی خوب یا بد بهت بشه
و اینکه باعث میشه این سوال رو از خودت که
بپرسی واقعا اگه چند روز مونده باشه به مرگمون چه روشی رو برای زندگی انتخاب میکنیم و چه چیزایی رو انجام میدیم؟
صحرا رجبی
۱۴۰۱/۷/۱۸
خیلی کتاب خوب و قابل تاملی بود، بعضی دوستان نوشتن کسل کننده بوده اصلا اینطور نبود ومن چند روزه تمومش کردم چون برام جذاب بود با اینکه ناراحت کننده است حتی یه جورایی دیوانه کننده که امروز روز آخر زندگیت باشه اما این واقعیت زندگی هر کسی هست که یک روزی بی‌خبر می‌میرد پس چه بهتر بدونه تا حداقل یه روز رو بتونیم درست زندگی کنیم. چون اکثر ماها با خیال اینکه حالا حالاها هستیم زندگی رو زندگی نمی‌کنیم فقط میگذرونیم 😔
یاسمن ایزدی خواه
۱۴۰۱/۴/۲۹
محوریت اصلی داستان، مرگ است و نحوه برخورد آن‌ها با مرگ متفاوت با سایر داستان هاست. داستان به مرگ به عنوان موضوع غم انگیز نگاه نمیکند، بلکه آن را فرصتی معرفی میکند که باید به بهترین نحو از آن استفاده شود، چرا که مرگ به هر حال سر میرسد. مهم نیست آدم کی میمیرد، مهم این است که وقتی میمیرد در حال چه کاری بوده است... (نقل از کتاب ظرافت جوجه تیغی-موریل باربری)
Herbluesky
۱۴۰۱/۳/۲۵
لذت بخش بود واسم این کتاب
کاراکترهای این کتاب شخصیت پردازی بسیار خوبی داشتن و هرکدوم به نوع خودش شجاع و جذاب بودن
پایان بندی خوبی داشت و قسمت آموزنده‌اش در این بود که ممکنه هر روزی که توش قرار داریم اخرین روز زندگی ما باشه پس بهتره از لحظه لحظه‌اش لذت ببریم و اون رو جوری که میخوایم سپری کنیم
حانیه چاوشی
۱۴۰۱/۹/۲۹
کلا موضوع غم انگیزی داشت و آدمو واقعا متاثر میکرد. اما بنظرم خیلی خوب تونست بهمون یادآوری کنه که از فرصت با هم بودنمون در کنار عزیزانمون نهایت استفاده رو بکنیم و جوری زندگی کنیم که امروز انگار آخرین روز زندگیمونه... چقدر فرصت‌های خوب تو زندگی هست که خیلی راحت از دست می‌دهیم علی رغم اینکه از یک دقیقه بعد خودمون هم خبر نداریم... در کل کتاب جالبی بود
Masumeh jrb
۱۴۰۱/۷/۲۷
این کتاب خیلی عالی بود و در آخر غم انگیز
حس‌های مختلف شادی، غم، حسرت، امید رو خیلی خوب به تصویر کشیده بود.
یه دوستی دو طرفه کوتاه
یه روز زندگی که به اندازه چندین سال ارزشمند بود
بعد از خوندن این کتاب میفهمید که وقتتون، عزیزانتون، ادمایی که دوسشون دارین و حتی ادمایی که نمیشناسینشون
....
ارژشمند‌ترین دارایی زندگیتون هستن...
حسین قاسم زاده
۱۴۰۱/۱/۱۴
محشر بود حسابی لذت بردم
از تغییراتی که هرفرد روی زندگی دیگری میذاره
از شخصیت پردازی عالی
داستان بی نقص
بسیار لذت بردم
همه‌اش درس زندگی بود، مرگ هر لحظه بیخ گوش ادم هست از لحظه‌ها لذت ببر نترس شجاع باش کاری که میخوای انجام بده
خلاصه که زندگی کن.
مشاهده همه نظرات ۸۱

راهنمای مطالعه کتاب هر دو در نهایت می‌میرند

برای دریافت کتاب هر دو در نهایت می‌میرند و دسترسی به هزاران کتاب الکترونیک و کتاب صوتی دیگر و همچنین مطالعه معرفی کتاب‌ها و نظرات کاربران درباره کتاب‌ها لازم است اپلیکیشن کتابراه را نصب کنید.

کتاب‌ها در اپلیکیشن کتابراه با فرمت‌های epub یا pdf و یا mp3 عرضه می‌شوند.