معرفی و دانلود کتاب مردی از ناکجا: فانتزیهای پرونک
برای دانلود قانونی کتاب مردی از ناکجا و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
معرفی کتاب مردی از ناکجا: فانتزیهای پرونک
بدشانسی اگر آدم باشد، آن فرد قطعاً یوزف است. او دقیقاً وقتی به اوکراین آمده که علیه گورباچف کودتا شده. یوزف نیز بهعنوان فردی که ویزای آمریکایی دارد، ممکن است بهعنوان مظنون دستگیر شود. کتاب مردی از ناکجا نوشتهی الکساندر همن ما را به اروپای شرقی میبرد؛ جایی که از سال 1991 به بعد، در آشوب و جنگهای داخلی فرو رفته است. داستان تاریخی مردی از ناکجا روایتگر یکی از همین جنگهاست که سه سال و چند ماه سرزمین بوسنی را به خاک و خون کشید.
دربارهی کتاب مردی از ناکجا
او در میان شهری غریبه ایستاده است و به دنبال خود میگردد. همه چیز سر جای خود است. مردم به همان زبانی که باید، صحبت میکنند. ساختمانها همانطور که باید، سر به فلک کشیدهاند. موسیقی نوازندههای خیابانی باب میل رهگذران است. در این شهر هیچچیزی وجود ندارد که سر جای خود نباشد بهجز یک چیز: یوزف پرونک. تنها اوست که در جای اشتباه قرار دارد و در این کشور وصلهی ناجور محسوب میشود. یوزف شبیه روغنی است که اگر آن را در دریا هم بریزند، ترکیب نخواهد شد.
هر قدر هم بگذرد و ماه و خورشید جای خود را تغییر دهند، یوزف یکی از اعضای این کشور نخواهد شد. او بیگانه است. ذات «مهاجرت» همین است؛ حتی اگر زبان آنها را بیاموزد و شبیهشان لباس بپوشد و همچون آنها برای محیطزیست و حقوق بشر و اینجور دغدغههای جهان اولی نگران شود، در نهایت یک مهاجر است که از کشوری جنگزده به سمت غرب نهچندان اهلی مهاجرت کرده و باید در این سرزمین جدید، هرطور شده برای خود جایی پیدا کند. کتاب مردی از ناکجا (Nowhere Man) نوشتهی الکساندر همن (Aleksandar Hemon) تمام وقایع را از روز اولی که این بیگانگی آغاز شد، یعنی از اواسط سال 1992، روایت میکند.
پیش بهسوی سفر بیبازگشت
سالهاست که تیتو مرده است؛ کسی که یوزف تمام دوران کودکی و نوجوانی خود را تحت ریاستجمهوری او گذرانده؛ دورانی که مثل هر نوجوانی، روح و ذهنش مملو از آرزوهای دستنیافتنی است. عشق به دختران، عشق به موسیقی، عشق به مادربزرگ، تمام وجود یوزف مملو از عشق و هیجان است. تصور میکند در آینده خود و دوستانش همچون اعضای گروه بیتلز به شهرت خواهند رسید و رؤیاهایشان را به حقیقت میرسانند، اما کائنات برای آنها سرنوشت دیگری را رقم زده است. کتاب تاریخی مردی از ناکجا بهسرعت از سنین کودکی و نوجوانی این شخصیت میگذرد تا هر چه سریعتر به زمانی برسد که از مرکز فرهنگی سفارت آمریکا با یوزف پرونک تماس میگیرند و او را دعوت میکنند که به کشورشان سفر کند؛ زیرا کار او نمایانگر آزادی است و میتواند توانایی خود را در آمریکا به نمایش بگذارد. او نیز بهسرعت این دعوت را قبول میکند. نمیدانیم اگر خبر داشت که این سفر، تا اطلاع ثانوی بدون بازگشت است، باز هم قبول میکرد به آمریکا برود یا نه، اما بههرحال یوزف پیشنهاد آمریکاییها را پذیرفت و راهی دیار غربت شد. الکساندر همن از حس شوکه شدن و ذوقی که در آن موقعیت وجود یوزف را پر کرده است میگوید و در عین حال بابت وقایع تلخی که در غیاب این جوان، بوسنی را غرق میکنند نیز هشدار میدهد.
هزار و چهارصد و سی روز محاصره
بوسنی تحت محاصره است. جنگ داخلی این سرزمین را به مرز نابودی رسانده. صربها، بوسنیاییها و کرواتها نژاد و دین را بهانه و جنگی خونین بر پا کردهاند. از طرف دیگر اوکراین که بهتازگی مستقل شده نیز در تنشهای بیپایان غرق است. یوگسلاوی از سوی دیگر درگیر آشوب است و کلاً اروپای شرقی اوضاع خوبی ندارد؛ اما آنچه برای یوزف و الکساندر همن مهم است بوسنی، وطن این دو نفر، است. باوجوداینکه شخصیت اصلی داستان مردی از ناکجا هنگام جنگ بوسنی در این سرزمین حضور ندارد و در شیکاگو زندگی میکند، اما نسبت به وقایع کشور خود بیتوجه نیست و میکوشد تا فعالیتهای ضدجنگ و حقوق بشری را از دوردستها نیز انجام دهد. رمان تاریخی مردی از ناکجا وضعیت یوزف را که میداند تا پایان این جنگ نمیتواند به سرزمین خود بازگردد و حس بیگانگی رهایش نمیکند، شرح میدهد.
کتاب مردی از ناکجا اثری تاریخی است که به کوشش محمدرضا ترکتتاری ترجمه شده و در انتشارات نشر چشمه به چاپ رسیده است.
جوایز و افتخارات کتاب مردی از ناکجا
- برندهی جایزهی مکآرتور در سال 2004
- دریافتکنندهی بورسیهی گوگنهایم در سال 2003
- برندهی جایزهی حلقهی ملی منتقدان کتاب سال 2002
- برندهی جایزهی دوس پاوس سال 2020
نکوداشتهای کتاب مردی از ناکجا
- این داستان شگفتانگیز روایت شده؛ غمانگیز است و در عین حال شیرین و رگههایی از طنز را در درون خود دارد. (تایم اوت)
- زبان او مثل آواز یک پرنده است. اگر برندهی جایزهی نوبل شود متعجب نخواهم شد. (جایلز فودن)
- الکساندر همن زبان انگلیسی را غنیتر کرده است. او نمیتواند حتی یک جملهی خستهکننده بنویسید. (نیویورکتایمز)
کتاب مردی از ناکجا برای شما مناسب است اگر
- تاریخ کشورهای شوروی، اوکراین، بوسنی و یوگوسلاوی را خواندهاید و حالا تمایل دارید با وقایع رخ داده در این کشورها از نگاه فردی ساکن آمریکا، آشنا شوید.
- به داستانهای تاریخی (تاریخ کشورهای اروپای شرقی) که رگههایی از طنز را در خود جای دادهاند، علاقه دارید.
- دوست دارید حس و حال یک مهاجر را که هیچگاه نمیتواند با غربت و سرزمینی بیگانه انس بگیرد، جویا شوید.
- از خواندن نثر شاعرانه و صحنههایی که همچون یک تابلوی نقاشی توصیف شدهاند، لذت میبرید.
در بخشی از کتاب مردی از ناکجا: فانتزیهای پرونک میخوانیم
خانهشان روبهروی خانهی ما بود، آنسوی خیابان و در ساختمانی که قبلاً مخروبهای بود با چند خانه و باغهای انبوه. پرسه زدن در آن باغها برای من و رفقایم حکم قدم برداشتن در قارههای کشفنشده را داشت. کلمپیچ را طوری میخوردیم که انگار میوهای آسمانی است، حلزونهای توی کلمها را در آتش مقدسی که افراشته بودیم میسوزاندیم و از قلمرومان در برابر هجوم بیگانگان، بچههای دیگر، محافظت میکردیم. سگ ولگرد گری هم پیدا کرده بودیم که شده بود سگ نگهبانمان و با آن در باغها گشت میزدیم. این بود که وقتی دور باغها را حصار کشیدند و شروع کردند به کندن درختها، دنیا به کاممان تلخ شد. آنهمه باغ شد یک ساختمان دراز بدقواره که از آن، و بعدتر از ساکنانش، کینه به دل گرفتیم. به شیشههاشان سنگ میپراندیم و آشغالهاشان را آتش میزدیم. بچههای ساختمان را جداجدا گیر میانداختیم و یک شکم سیر کتکشان میزدیم. پِرونِک هم در آن ساختمان زندگی میکرد. اهل دعوا نبود و هر وقت گیرش میانداختیم و کتکش میزدیم، خونینومالین با غیظی آتشین نگاهمان میکرد و بیآنکه کاری کند راهش را میگرفت و میرفت.
رفتهرفته آتش جنگ با مجتمع مسکونی و ساکنینش کمسو و بالاخره خاموش شد و بچههای آن ساختمان را داخل بازیهامان راه دادیم. دیگر دشمن نبودند، هر چند دوست هم به حساب نمیآمدند. محله مال ما بود و آنها هنوز تازهوارد محسوب میشدند، حتی بعضیهاشان با لهجههای عجیب شهرستانی حرف میزدند. درست است که با هم کنار آمده بودیم، اما این ما بودیم که اجازه داده بودیم آنها زیر سایهی ما بیایند و هیچوقت نمیگذاشتیم لحظهای این نکته را فراموش کنند.
و حالا او اینجا بود و بیآنکه سر بلند کند متنی را با لهجهی غلیظ میخواند:
هنگامی که رانی و دانی بچه بودند، همه میدانستند توانایی بینظیری در بالا رفتن از درخت دارند. آنجا، بالای درخت، میتوانستند از بچههای دیگر… پَن… پِنهان شوند و بازی کردن آنها را تماشا کنند. ویل سِنسون، یکی از دوستان کودکیشان، میگوید «خیلی عجیب بود. سرت را که بالا میآوردی چهار چشم را میدیدی که از بالا به تو… خیر… خیره شده بودند.»
مشخصات کتاب الکترونیک
نام کتاب | کتاب مردی از ناکجا: فانتزیهای پرونک |
نویسنده | الکساندر همن |
مترجم | محمدرضا ترک تتاری |
ناشر چاپی | نشر چشمه |
سال انتشار | ۱۴۰۴ |
فرمت کتاب | EPUB |
تعداد صفحات | 283 |
زبان | فارسی |
شابک | 978-622-01-1373-7 |
موضوع کتاب | کتابهای داستان و رمان تاریخی خارجی، کتابهای داستان و رمان سیاسی خارجی، کتابهای داستان و رمان اجتماعی خارجی |