دانلود کتاب شنیده‌ام خانه‌ها را رنگ می‌کنی!

عکس جلد کتاب شنیده‌ام خانه‌ها را رنگ می‌کنی!
قیمت:
۱۴۰۰۰ تومان - 4.99€
۵۰٪ تخفیف اولین خرید با کد welcome50

برای دانلود قانونی کتاب شنیده‌ام خانه‌ها را رنگ می‌کنی! و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.

معرفی کتاب شنیده‌ام خانه‌ها را رنگ می‌کنی!

با خاطرات یک مافیا در کتاب شنیده‌ام خانه‌ها را رنگ می‌کنی! نوشتۀ چارلز برنت همراه شوید. در این اثر خواندنی و جذاب شاهد اعترافات یکی از سران مافیا هستیم که صحت همۀ وقایع تایید شده است. این کتاب پرفروش، الهام‌بخش ساختن فیلمی به کارگردانی مارتین اسکوسیزی و با بازی رابرت دنیرو و آل‌ پاچینو است.

دربارۀ کتاب شنیده‌ام خانه‌ها را رنگ می‌کنی:

این کتاب خارق‌العاده که بر اساس آن فیلم‌نامۀ فیلم The Irishman در سال 2019 ساخته شده است، روایت زندگی یکی از سران مافیای آمریکا به نام فرانک شیرن می‌باشد که به مرد ایرلندی شهرت دارد. داستان در نقطه‌ای که او برای انجام مأموریت راسل بوفالینو (سر دسته مافیا) مجبور به قتل جیمی هوفا، دوست و همکارش می‌شود به اوج هیجان و جذابیت خود می‌رسد. در همین حین جیمی هوفا جمله‌ای تاریخی و نمادین به فرانک می‌گوید که نام کتاب نیز از آن الهام گرفته شده است؛ شنیده‌ام خانه‌ها را رنگ می‌کنی (I Heard You Paint Houses) این جمله استعاره از پاشیدن خون به دیوار و سقف خانه و به نوع خشونت‌باری کشتن افراد است. تمامی آنچه که شیرن در بیان نوع و چگونگی قتل هوفا اعتراف کرده است، مورد تأیید پزشکی قانونی قرار گرفته است؛ در حقیقت چارلز برنت در این اثر خود از رازها و ابهاماتی که در مورد کشته شدن هوفا وجود داشت، پرده‌برداری می‌کند.

چارلز برنت (Charles Brandt) از زبان فرانک شیرن، از چگونگی تبدیل شدنش به یکی از اعضای قدرتمند مافیا سخن می‌گوید. او که در دوران جنگ جهانی دوم 411 روز در ارتش آمریکا و در خاک ایتالیا دوره دیده است، کشتن افراد را به خوبی آموخته. تأثیر این خشونت بر زندگی‌اش پس از بازگشت به آمریکا کاملا مشهود است. فرانک به یک قاچاقچی اهل ضرب و شتم تبدیل شد و با آشنا شدنش با راسل بوفالینو، زندگی‌اش برای همیشه دگرگون گشت. سال‌ها بعد او به چنان جایگاهی دست یافت که رئیس جمهور وقت آمریکا وی را جزو 26 چهرۀ اصلی مافیا معرفی کرد.

کتاب شنیده‌ام خانه‌ها را رنگ می‌کنی: مرد ایرلندی و مختومه شدن پرونده‌ی جیمی هافا، علاوه بر بیان خاطرات خواندنی فرانک شیرن و تجربۀ زندگی خطرناک و خشن یک مافیای رده‌بالا، بیانگر وضعیت سیاسی و اجتماعی آمریکا در دوران ریاست جمهوری جان اف کندی و پس از جنگ جهانی دوم است. این اثر داستانی مستند، حاوی اطلاعات ارزشمند و موثقی می‌باشد که در طی پنج سال مصاحبه چارلز برنت با فرانک شیرن، گردآوری شده است.

کتاب شنیده‌ام خانه‌ها را رنگ می‌کنی مناسب چه افرادی است؟

خواندن این کتاب هیجان‌انگیز به تمام علاقمندان رمان‌های سیاسی مافیایی و دوستداران داستان‌هایی به سبک خاطره‌نویسی پیشنهاد می‌شود.

نکوداشت‌های کتاب شنیده‌ام خانه‌ها را رنگ می‌کنی:

- من کاملاً متقاعد شده ام، اکنون من تحت تأثیر خوانایی کتاب و دقت واقعی آن (مستند) در همه زمینه‌هایی که مجاز به قضاوت در آن‌ها هستم، قرار گرفته ام. چارلز برانت رمز و راز هوفا را حل کرده است. (Professor Arthur Sloane)

- منبع من برای جستجو در خانواده بوفالینو... توصیه می‌کنم این کتاب را بخوانید. پسر بزرگ بوفالینو به من گفت که شوکه شده است. او نمی‌توانست باور کند که شیران همه چیز را به برانت اعتراف کرده است. همۀ آن حقیقت دارد. (اداره پلیس نیویورک، کارآگاه جوزف کوفی)

- گاهی اوقات می‌توانید هر آنچه را می‌خوانید باور کنید. این کتاب از همان انواع است. (ویلیام بیگ بیلی، جانشین راسل بوفالینو به عنوان پدرخوانده)

- این اثر، بهترین کتاب مافیایی است که من تاکنون خوانده‌ام و باور کنید همه آن‌ها را می‌خوانم. خیلی معتبر است. (Steven Van Zandt)

در بخشی از کتاب شنیده‌ام خانه‌ها را رنگ می‌کنی می‌خوانیم:

روزی که راسل بوفالینو را دیدم، زندگی‌ام عوض شد. و بعدها، فقط به این دلیل که عده‌ای خاص من را با او دیده بودند، در قضیه‌ای که جانم به‌شدت در خطر بود، نجات پیدا کردم. بد یا خوب، دیدنِ راسل بوفالینو و دیده‌شدن در کنار او باعث شد بیش‌تر از هر آن‌چه خودم به‌تنهایی می‌توانستم، در فرهنگ مرکز شهر فرو بروم. بعد از جنگ، بعد از ازدواجم، و بعد از به‌دنیا‌آمدنِ دخترهایم، ملاقات با راسل بزرگ‌ترین اتفاقِ زندگی‌ام بود.

اواسط دهه‌ی پنجاه، شاید سال 1955، برای شرکت فود فِر در کامیونِ یخچال‌داری گوشت جابه‌جا می‌کردم. مقصدم سیراکیوس ایالت نیویورک بود که نزدیک اندیکوت موتورِ کامیون بازی درآورد. کامیون را در توقفگاهی نگه داشتم و کاپوت را بالا زدم که پیرمردِ ایتالیاییِ کوتاه‌قدی آمد سمتم و گفت: «کمک می‌خوای بچه‌جون؟» گفتم البته. کمی چیزی را دستکاری کرد، گمانم کاربراتور بود. با خودش ابزار داشت. وقتی داشت کار می‌کرد کمی با‌هم ایتالیایی حرف زدیم. هر‌چه بود، موفق شد موتور کامیون را راه بیندازد. وقتی کامیون روشن شد، پایین آمدم و با او دست دادم و تشکر کردم. خیلی قدرتمند دست داد. از طرز دست‌دادنِ گرم‌مان مشخص بود که هر دو از یکدیگر خوش‌مان آمده.

بعدها وقتی بیش‌تر با‌هم آشنا شدیم، گفت اولین‌باری که من را دیده از طرز رفتار و حرکاتم خوشش آمده. گفتم او هم حس ویژه‌ای به من القا ‌کرده، انگار که صاحب آن توقفگاه باشد، یا شاید حتی صاحب کل جاده. اما راستش را بخواهید بیش‌تر از این حرف‌ها بود. راسل اعتماد‌به‌نفسِ قهرمان‌ها را داشت ولی با‌این‌حال متواضع بود و به همه احترام می‌گذاشت. وقتی به کلیسا می‌رفتید، می‌دانستید می‌خواهید پیش کدام کشیش اعتراف کنید. می‌خواستید پیش منصف‌ترین‌شان بروید که به‌تان سخت نگیرد. راسل درست شبیه همان کشیشی بود که دنبالش می‌گشتید. وقتی برای اولین‌بار دیدمش و با او دست دادم، روحم هم خبر نداشت او چه کسی‌ست یا این‌که اصلاً دوباره می‌بینمش یا نه. با‌این‌وجود او زندگی‌ام را تغییر داد.

فهرست مطالب

پیش‌نویس: راس و فرانک
فصل اول: جرأتش را ندارند!
فصل دوم: قصه از این قرار است
فصل سوم: یک کیسه‌بوکسِ دیگر برای خودت پیدا کن!
فصل چهارم: دانشگاه لیتل ایجِپت
فصل پنجم: 411 روز
فصل ششم: کاری را می‌کردم که مجبور بودم
فصل هفتم: بیدار‌شدن در امریکا
فصل هشتم: راسل بوفالینو
فصل نهم: نانِ پروشوتو و شرابِ خانگی
فصل دهم: کاملاً مرکز‌شهری
فصل یازدهم: جیمی
فصل دوازدهم: شنیده‌ام خانه‌ها را رنگ می‌کنی!
فصل سیزدهم: چتر نجاتی که ساخته‌اند، آن‌قدرها بزرگ نیست!
فصل چهاردهم: مردِ مسلح نقاب نداشت
فصل پانزدهم: احترام همراه با یک پاکت
فصل شانزدهم: یک پیغام کوچک به‌شان بده!
فصل هفدهم: مضحکه
فصل هجدهم: فقط یک وکیل، مثل همه‌ی وکیل‌ها
فصل نوزدهم: دست‌درازی به روحِ ملت
فصل بیستم: دار‌و‌دسته‌ی هافا
فصل بیست‌و‌یکم: تنها لطفی که در حقم کرد، قطع‌کردنِ تلفن بود!
فصل بیست‌ودوم: قدم‌زدن در قفسِ او
فصل بیست‌وسوم: هیچ‌چیز ارزان نیست
فصل بیست‌و‌چهارم: می‌خواست لطفی در حقش کنم، فقط همین
فصل بیست‌و‌پنجم: روشِ جیمی این‌طور نبود
فصل بیست‌و‌ششم: جهنم به پا می‌شود!
فصل بیست‌و‌هفتم: 30 جولای1975
فصل بیست‌و‌هشتم: رنگ‌کردنِ یک خانه
فصل بیست‌ونهم: همه زخم برمی‌دارند!
فصل سی‌ام: مسئولانِ این واقعه قِسِر درنرفته‌اند!
فصل سی‌ویکم: تحتِ سوگندِ رازداری
مؤخره
سخن پایانی
منابع

مشخصات کتاب الکترونیک

نام کتابکتاب شنیده‌ام خانه‌ها را رنگ می‌کنی!
نویسنده
مترجمسمانه پرهیزکاری
ناشر چاپینشر میلکان
سال انتشار۱۳۹۹
فرمت کتابEPUB
تعداد صفحات۳۸۴
زبانفارسی
شابک978-622-254-000-5
قیمت نسخه الکترونیک
۱۴۰۰۰ تومان - 4.99€
خرید کتاب الکترونیک
موضوع کتابکتاب‌های زندگی نامه، کتاب‌های داستان و رمان خارجی

نظرات کتاب شنیده‌ام خانه‌ها را رنگ می‌کنی!

heidar dorrani
۱۴۰۰/۱/۲۱
نباید خیلی انتظار یه رمان داستانی داشته باشید
بیشتر تاریخه تا داستان
مشاهده همه نظرات ۱