دانلود کتاب فریب ایکاروس: چقدر بلند پرواز هستید؟

  • از: ست گودین، امیر بیرانوند
  • ناشر: نشر نوین
  • ۲ رای
  • برای دانلود قانونی کتاب فریب ایکاروس: چقدر بلند پرواز هستید؟ و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان دانلود کنید.


خرید کتاب الکترونیکنسخه نمونه رایگان

برای دانلود قانونی کتاب فریب ایکاروس: چقدر بلند پرواز هستید؟ و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان دانلود کنید.

معرفی کتاب فریب ایکاروس: چقدر بلند پرواز هستید؟

کتاب فریب ایکاروس: چقدر بلند پرواز هستید؟ نوشته‌ی ست گودین، با مطالب الهام‌بخش خود ذهن و تفکرات شما را به چالش می‌کشد تا به کار خود به عنوان نوعی هنر نگاه کنید و شجاعت لازم برای خلق ایده‌های جدید را داشته باشید.

ست گودین در کتاب فریب ایکاروس (The Icarus deception) بیان می‌کند:

«من تلاش می‌کنم به شما کمک کنم چیزی که در اطراف شماست را متوجه شوید ممکن است متوجه آن‌ نشده باشید، چیزی که شاید عمداً نادیده گرفته باشید.

من تلاش می‌کنم تا افراد بیشتری را وادار به چشیدن چیزی کنم که مایل به چشیدنش نبوده‌اند، تا بدین طریق روش‌ متفاوتی از تلاش کردن و تفکر کردن را در مورد کاری که انجام می‌دهند، تجربه‌ کنند.»

ممکن است افسانه ایکاروس را شنیده باشید. پدر او برایش بال‌هایی از جنس موم و پر ساخت و گفت تا بیش از حد نزدیک به خورشید پرواز نکند؛ اما ایکاروس این هشدار را نادیده گرفت، موم‌ها آب و بال‌ها جدا شدند و ایکاروس به سرنوشت شوم خود دچار شد. درس این افسانه: همیشه احتیاط کن و تجربه افراد متخصص را نادیده نگیر. این یک تبلیغ سیاسی عالی برای اقتصاد صنعتی بود. کدام رئیس نمی‌خواهد تا کارمندان باور کنند که اطاعت و حرف‌شنوی و هماهنگی کلیدهای موفقیت هستند؟

پدر ایکاروس به او گفته بود تا از پرواز در ارتفاع کم نیز خودداری کند، زیرا آب دریا قدرت پرواز بال‌هایش را می‌گرفت. پرواز کردن در ارتفاع کم حتی خطرناک‌تر از پرواز کردن در ارتفاع بالاست، زیرا به طور فریبنده‌ای احساس امنیت می‌دهد.

ما با توقعات کم و رویاهای کوچک قانع می‌شویم و بیشتر اوقات خودمان را دست‌کم می‌گیریم. با پرواز کردن بیش از حد در ارتفاع کم، نه تنها به خودمان، بلکه به کسانی که وابسته به ما هستند یا ممکن است از تلاش ما سود ببرند، ضرر می‌رسانیم. همینطور ما بسیار نگران خطر متفاوت شدن هستیم و به هر شغلی پرداخته‌ایم تا از آن اجتناب کنیم.

راه ما، اشتباه کردن یا انجام کار‌های غیرعاقلانه نیست. بلکه انسان بودن است؛ به این معنی که دست به هنر زدن و پرواز کردن خیلی فراتر از حد‌‌ ممکنی‌ که به ما آموخته شده است. پس خلاق باشید و دست به هنر بزنید. هنرمند بودن یک طبیعت ژنتیکی یا یک استعداد خاص نیست. هنرمند بودن راهی است که همه‌ی ما می‌توانیم آن را به کار گیریم. اشتیاق برای تصاحب یک زمینه جدید، ایجاد ارتباطات، و کار بدون نقشه و... اگر این کارها را انجام می‌دهید یک هنرمند هستید، مهم نیست که چه چیزی روی کارت ویزیت شما نوشته شده است.

فارغ از اینکه معلم، مهندس، دکتر، مدیر میان‌رده یا نماینده خدمات مشتریان باشید، شما می‌توانید با آوردن بهترین خودتان در کار، پیشرفت کنید. همچنین می‌توانید به آنچه امروز انجام می‌دهید و اینکه فردا چگونه پیشرفت کنید، اهمیت دهید. گودین به ما نشان می‌دهد که چگونه این کار ممکن است و ما را متقاعد می‌کند که چرا انجام آن ضرورت دارد.

ست گودین (Seth Godin) نویسنده بیشتر از دوازده کتاب پرفروش است که نحوه‌ی تفکر مردم در مورد بازاریابی، رهبری، و تغییر را دگرگون کرده‌ است. این کتاب‌ها شامل بازاریابی اجازه‌ای، گاو بنفش، تمام بازاریاب‌ها دروغگو هستند، کوچک بودن نوع جدیدی از بزرگ بودن است، دره موفقیت (شیب)، قبایل، مهره‌ی حیاتی و به جعبه دست بزن هستند. همچنین او نویسنده‌ی یکی از تاثیر گذار‌ترین وبلاگ‌های تجاری در جهان است.

جملات برگزیده کتاب فریب ایکاروس:

- مسیری که در دسترس ما قرار دارد این است که اختلال ایجاد کنیم، مستحکم بمانیم و خودمان را انتخاب کنیم.
- عصر صنعتی نیاز زیادی به هنر نداشت زیرا باعث کاهش بهره‌وری کارخانه‌های سازمان‌یافته می‌شد. این عصر در حال پایان یافتن است و ما باید عناصر دست‌ و پاگیری را که پشت سرش برجا می‌گذارد از سر راه برداریم و چیزی ارزشمندتر را به‌ جایش خلق کنیم.
- هنر در حقیقت عمل انسان در خلق چیزی جدید است که برای فرد دیگری اهمیت دارد. تنها پناهگاه باقیمانده و تنها راه امن، دست زدن به هنر است.
- یقیناً این کار سخت و ترسناک است. هنگامیکه دست به هنر می‌زنیم، خودمان را در معرض خطر قرار می‌دهیم، زیرا خطر بخشی از هنر است.
- در برابر تمام مسائلی که در دلتان حل‌نشده باقی مانده است، صبور باشید و سعی کنید تا به خود مشکلات عشق بورزید.
- همه نابغه هستند، اما اگر یک ماهی را به خاطر ناتوانایی‌اش در بالا رفتن از درخت بسنجیم، آن ماهی تمام عمر خود را با این باور زندگی می‌کند که احمق است.
- شجاعت به معنای گفتن حکایتمان است، نه مصون ماندن از انتقاد.
- بیان نکردن عقیده بسیار مشابه با سرقت کردن است.

در بخشی از کتاب فریب ایکاروس می‌خوانیم:

ست گودین (ست گادینرست مجاور میدان هاروارد، در ساختمان شماره 29 خیابان آکسفورد، «آزمایشگاه کرافت» قرار دارد. این آزمایشگاه بخشی از دانشکده فیزیک دانشگاه هاروارد است، جایی که جورج واشنگتن پیرس، نوسان‌ساز کریستال را حدود یک‌صد سال پیش اختراع کرد. بدون اختراع او، ایستگاه‌های رادیویی هرگز به لحاظ تجاری قابل‌اجرا نبودند.

اما «ساختمان کرافت» به خاطر بخشیدن نامش به مفهومی بسیار مهم، اهمیت خیلی بیشتری دارد. «کرافت» اصطلاح مهندسی برای ضایعات باقی‌مانده، کد‌های رایانه‌ای بی‌فایده، دستگاه‌های شکسته شده، جعبه‌های خالی و چیزهای به‌دردنخوری است که باید هم‌زمان با پیشرفت‌ فناوری با آن‌ها سروکله بزنیم.

در طول چندین دهه، اجزای رادارهای رهاشده، تخته‌مدارهای ازکارافتاده و لامپ‌های الکترونیکی از رده خارج شده شروع به انباشته شدن در این آزمایشگاه کردند. با انباشته شدن کرافت، جلوی پنجره‌های این ساختمان کاملاً گرفته شد، وسایلی که زمانی مهم بودند، حالا صرفاً دست‌ و پا گیر بودند.

انقلاب‌ها ایدئال را از بین می‌برند و ناممکن را میسر می‌سازند. آن‌ها همچنین ما را با کرافت گیج می‌کنند.

هنر پیشرفت کردن فهمیدن این موضوع است که باید دست از چه چیزی برداشت.

بی‌دردسر‌ترین راه، حفظ وضع موجود، انجام دادن کاری که قبلاً نتیجه‌بخش بوده و پنهان‌شدن می‌باشد، به‌خصوص پنهان شدن از چشم‌اندازهای آشکار دنیای پس از انقلاب جدید. انجام این کار بسیار بی‌دردسر است و اگر دنیا به‌اندازه کافی آهسته پیش برود، حتی می‌توانید این کار را برای یک مدت با موفقیت انجام دهید.

اما اوضاع دیگر مثل سابق نیست. عصر صنعتی که آموزش ما، ساعات کار اداری ما، اقتصاد ما و انتظارات ما را به وجود آورد، در حال منسوخ شدن است. این عصر سریع‌تر از انتظار اکثر ما در حال منسوخ شدن است و با رفتنش در حال به وجود ‌آوردن نگرانی، بلاتکلیفی و ترس بسیاری است.

ما با کرافت عصر صنعتی احاطه ‌شده‌ایم، توسط انتظارات، عقاید و استانداردهای عصری که حالا دیگر پایان یافته است.

چه فرصت خوبی. ما جزو اولین افراد برای تخلیه و تمیز کردن این کرافت، نادیده گرفتن آن، یا کلاً نقل‌مکان به ساختمانی دیگر هستیم. زندگی بدون کرافتی که می‌تواند باعث کند شدن شما شود، به معنای مسیر زندگی با تمرکز روی چیزی‌ است که می‌توانید خلق کنید تا اینکه تمرکز بر چیزی کنید که مجبور به تکرارش هستید.

فهرست مطالب

در حال حاضر همه‌ی ما هنرمند هستیم
بخش صفر: هنر، منطقه‌ی آسایش و فرصت نادر
هنر در حقیقت عمل انسان در خلق چیزی جدید است که برای فرد دیگری اهمیت دارد. تنها پناهگاه باقیمانده و تنها راه امن، دست زدن به هنر است.
بخش اول: اقتصاد ارتباطی ایجاب می‌کند که دست به هنر بزنیم
عصر صنعتی نیاز زیادی به هنر نداشت زیرا باعث کاهش بهره‌وری کارخانه‌های سازمان‌یافته می‌شد. این عصر در حال پایان یافتن است و ما باید عناصر دست‌وپاگیری را که پشت سرش برجا می‌گذارد از سر راه برداریم و چیزی ارزشمندتر را به‌جایش خلق کنیم
بخش دوم: افسانه‌ها، تبلیغات سیاسی و کمیوازا
الهه‌ها خودِ ما هستیم، بااین‌وجود فریب خورده‌ایم تا فکر کنیم که حق نداریم همانند آن‌ها عمل کنیم.
بخش سوم: سرسختی و هنر و کاری که ارزش انجام دادن دارد
مسیری که در دسترس ما قرار دارد این است که اختلال ایجاد کنیم، مستحکم بمانیم و خودمان را انتخاب کنیم.
بخش چهارم: شرمساری، آسیب‌پذیری و بی‌دفاع بودن
یقیناً این کار سخت و ترسناک است. هنگامی‌که دست به هنر می‌زنیم، خودمان را در معرض خطر قرار می‌دهیم، زیرا خطر بخشی از هنر است.
بخش پنجم: برای خلق هنر، مانند هنرمند فکر کن. برای ایجاد ارتباط، انسان باش
بیش از هشتادوهفت ایده برای اندیشیدن.
ضمیمه اول: داستان‌های واقعی از چهارده هنرمند واقعی
شما می‌توانید یکی از این هنرمندان باشید.
ضمیمه دوم: آ مثل آسیب‌پذیر: حروف الفبای یک هنرمند
یک حروف الفبا برای هنرمندان.

 ۲۸۸ صفحه، ۴۳۰ کیلوبایت، زبان فارسی، EPUB، 
شابک: 978-600-8738-83-1 

چاپ ۱۳۹۸: ۴۹۰۰۰ ت قیمت الکترونیکی: ۱۳۰۰۰ ت - 4.49€
۵۰٪ تخفیف اولین خرید با کد welcome50
خرید کتاب الکترونیکنسخه نمونه رایگان

راهنمای دانلود کتاب فریب ایکاروس: چقدر بلند پرواز هستید؟

برای دانلود کتاب فریب ایکاروس: چقدر بلند پرواز هستید؟ و دسترسی قانونی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را نصب کنید.

دانلود کتاب  فریب ایکاروس: چقدر بلند پرواز هستید؟
آریا جمشیدی
۱۳۹۸/۵/۱
" ما دنبال متد درست نیستیم ما دنبال متد نادرست هستیم" این نقل قول جمع بندی این کتابه. سازنده ها، مخترع ها و هنرمند همه افرادی اند که دنبال رضایت دیگر نمیگن "اگر چی؟" اونا میدونن که کارشون شاید نگیره ولی هیجان فهمیدن اون اونارو به جلو هل میده. براشون مهم نیست چیزی که ساختن لبه های تیزی داره.
مشاهد همه دیدگاه‌ها (۱)