معرفی و دانلود رایگان کتاب صوتی شرط‌بندی

عکس جلد کتاب صوتی شرط‌بندی
قیمت:
رایگان - 0€
۵۰٪ تخفیف اولین خرید با کد welcome50

برای دانلود قانونی کتاب صوتی شرط‌بندی و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.

برای دانلود قانونی کتاب صوتی شرط‌بندی و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.

معرفی کتاب صوتی شرط‌بندی

کتاب صوتی شرط‌بندی اثر آنتون چخوف روایت شرط‌بندی چندین مرد بر سر موضوع اعدام و حبس ابد است که سرانجام به تباهی 15 سال عمر یکی از آن‌ها می‌انجامد.

آنتون چخوف (Anton Chekhov) در زمان حیاتش بیش از ۷۰۰ اثر ادبی آفرید. او را مهم‌ترین داستان کوتاه‌نویس برمی‌شمارند و بعد از شکسپیر بزرگ‌ترین نمایش‌نامه‌نویس جهان است.

در قسمتی از کتاب صوتی شرط‌‌بندی می‌شنویم:

از منظر عده‌ای از آنان، حبس ابد می‌بایست در همه جا جانشین اعدام می‌شد. بانکدار که میزبان آنان نیز بود گفت: من با شما هم رأی نیستم. نه اعدام را تجربه کرده‌ام و نه حبس ابد را اما اگر کسی بخواهد بین آن‌ها اولویت قرار دهد، به شخصه اعدام را اخلاقی و انسانی‌تر از حبس ابد می‌بینم. اعدام فرد را در جا می‌کشد منتها حبس ابد آهسته آهسته. کدام جلاد انسانی‌تر عمل می‌کند: آنکه در عرض یکی دو دقیقه شما را می‌کشد یا آنکه طی سال‌های متمادی جانتان را می‌گیرد؟

یکی از مهمان‌ها گفت: هر دوی این‌ها به یک نسبت غیر اخلاقی هستند چون هر دو هدف یکسانی دارند؛ گرفتن جان. دولت، خدا نیست و حق ندارد چیزی را بگیرد که وقتی آن را بخواهی بازگشتی در آن نیست!

در بین مهمانان، وکیل جوان 25 ساله‌ای حضور داشت. وقتی نظرش را پرسیدند، گفت: مجازات اعدام و حبس ابد به یک نسبت غیر اخلاقی هستند. اما اگر ناچار بودم بین مجازات اعدام و حبس ابد یکی را انتخاب کنم قطعاً حبس ابد را برمی‌گزیدم. زندگی کردن به هر نحوی بهتر از مرگ است.

بحث داغی در گرفت. بانکدار که جوان‌تر بود و آن روزها نگران تر به نظر می‌رسید، ناگهان عنانش را از دست داد و با مشت بر میز کوبید و سر مرد جوان فریاد کشید: درست نیست، من سر دو میلیون شرط می‌بندم که پنج سال در حبس انفرادی نمی‌مانید!

مرد جوان گفت: اگر جدی می‌گویید من شرط را قبول می‌کنم منتها پنج سال نه بلکه پانزده سال می‌مانم!

فهرست مطالب کتاب صوتی

۲۵ دقیقه
شرط بندی

مشخصات کتاب صوتی

نام کتابکتاب صوتی شرط‌بندی
نویسنده
مترجمحسین کارگر بهبهانی
گویندهمیلاد تمدن
ناشر چاپی کانون فرهنگی چوک
ناشر صوتینشر ماه آوا
سال انتشار۱۳۹۷
فرمت کتابMP3
مدت۲۴ دقیقه
زبانفارسی
موضوع کتابکتاب صوتی داستان و رمان خارجی، کتاب‌های داستان و رمان خارجی
قیمت نسخه صوتی
رایگان - 0 یورو
افزودن به کتابخانه

نقد، بررسی و نظرات کتاب صوتی شرط‌بندی

Ali Ghanbari
۱۳۹۸/۴/۴
با اعصابی داغون این کتاب رو دانلود کردم. از کنار خانواده پا شدم و رفتم تو اتاق درو بستم و برقارو خاموش کردم رو جام دراز کشیدم و چشمام رو بستم و گوش دادم.
یه زندگی دیگرو تجربه کردم یه تلنگر بهم خورد. با اعصابی آروم برگشتم و کنار خانوادم شام خوردم
شاید چند بار دیگه هم این کتاب رو گوش بدم
تشکر ویژه دارم از خواننده کتاب بخاطر کار عالیش و عوامل کتابراه که این کتاب رو در دسترسمون قرار دادن
erfan kordkorudi
۱۳۹۷/۴/۸
فوق‌العادست، تنهایی، تعریف ما از خوشبختی و مادیات و... رو خیلی به تصویر کشیده، تشکر از نشر ماه آوا و کانون فرهنگی چوک برای فراهم کردن این فرصت. امیدوارم کتابراه روزی بازاریابی واسط رو راه اندازی کنه تا به افراد انگیزه این کتاب هارو معرفی کنند و هم فروششون رو افزایش بدن هم اینکه این فرصت (کتاب ها) به دست افراد بیشتری برسه با اطلاع رسانی بیشتر
یاشار ح.
۱۳۹۸/۷/۲۰
داستان کاملأ تا انتها شمارو همراه خودش میبره
فضاسازی نویسنده کامله
مفهوم مهمی ب چالش کشیده میشه، اعدام یا حبس ابد!

ب نظرم روند داستان انقدر جذابه که شنونده (خواننده) داستان متوجه نمیشه که شرایط فیزیکی نامناسب وآشفتگی ظاهری وکیل جوان بعد از پانزده سال با امکاناتی ک قراره در اختیارش قرار بگیره جور ک
در نمیاد!
بگذریم...

آیا نتیجه‌گیریهای انتهایی وکیل منطقیه؟
آیا کسی طی اینهمه سال بقول خودش از همه خردمندتر شده، کلی زبان و دانش‌های مختلفو فراگرفته، اونهم ب قیمت گزافی ک تنها باشه، ب همین راحتی قید همه‌چیزو میزنه؟!

ب نظر من علم بیشتر نه تنها باعث‌نمیشه کسی زندگیو نفی کنه بلکه با شوق بیشتر و برای آموختن و بهره‌برداری از علمش شوق بیشتر زندگی کردن خواهد داشت. از طرف دیگه، از بعد معنوی، داشتن علم زیاد و خلوت و تفکر میتونه یه انسان قدرتی بده ک در راه کمال و شناخت بیشتر و نزدیک‌تر شدن ب خدا گام برداره نه اینکه قید همه چیو بزنه و بگه زندگی بدرد نمیخوره!

بطور خلاصه، داستان جذابه، نویسنده چیره‌دسته اما قرار نیست هرچه ک گفته درست باشه
و این سؤال برام بیجواب موند، آیا از علم زیاد به کمال و بهخدا رسید یا دچار پوچی شد؟!
Amir Abbas Shamsi
۱۴۰۰/۱۱/۱۱
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت عزیزانی که در گردآوری این کتاب زیبا زحمت کشیدند
داستان در مورد یک شرط بندی است که میان دو نفر است که یکی از آن‌ها یک بانکدار درجه یک است و دیگری یک فرد عادی است و شرط بندی به این منوال است که اگر فرد عادی بتواند به مدت 15 سال در یک اتاق با شرایط ویژه‌ای بدون هیچ با و
ارتباطی اجتماع فضای بیرون به جز یک پنجرهء کوچک و نامه نویسی برای گفتن درخواست‌های شخصی تحمل کند برنده میشود
وجایزه‌اش دو میلیون دلار است
اما در اخر داستان اتفاق عجیبی رخ میدهد
و نگرش خواننده را به زندگی به کلی دگرگون میکند
چراکه معنای واقعی زندگی از فردی به فرد دیگر، از روزی تا روز دیگر و از ساعتی تا ساعت دیگر تفاوت دارد. در نتیجه، آنچه که اهمیت دارد، معنای واقعی زندگی نیست بلکه معنای خاصی از زندگی فرد در یک لحظه‌ی خاص است – ویکتور فرانکل
زندگی مانند دوچرخه‌سواری است. به منظور حفظ تعادل، باید به حرکت ادامه دهید – آلبرت انیشتن
Leila Sedaghti
۱۴۰۱/۱/۲۰
نقد کتاب شرط بندی
داستان با طرح پرسش «مجازات اعدام بهتر است یا حبس ابد» در یک مهمانی آغاز می‌شود. مرد بانک‌دار که میزبان مجلس است اعتقاد دارد که اعدام بهتر از حبس ابد است چرا که اگر انسان در یک لحظه به زندگی‌اش پایان دهد بهتر از این است که در حبس ذره ذره زجرکش شود. اما وکیل جوانی با این حرف و که
میزبان مخالفت می‌کند می‌گوید حبس ابد بهتر از اعدام است چون زیستن به هر شکلی بهتر از مرگ است. به این ترتیب بین مرد بانکدار ووکیل جوان شرطی بسته می‌شود که اگر وکیل بتواند به مدت 15 سال در یکی از اتاق‌های نزدیک خانه‌ی بانکدار حبس انفرادی را تحمل کند، دو میلیون روبل از بانکدار دریافت کند. وکیل جوان حق خروج از این اتاق و ارتباط با دنیای بیرون را ندارد. او تنها مجاز به خواندن کتاب، نوشتن و خوردن و خوابیدن است اما بعد از 15 سال پایانی غافلگیرکننده برای هر دو شخصیت اتفاق می‌افتد
sepideh ansarinia
۱۳۹۷/۴/۶
عالی بود بنظرم بخصوص قسمت یادداشت مرد زندانی، چه حس عجیبی بود یه تاثیر فوری گذاشت روم👍👏
Belal Muhammadi
۱۴۰۰/۱۱/۸
شاید بشە گفت: داستانش کم و بیش شبیه زندگی من است، چند سال قبل با هدف خواندن بیش از هزار کتاب، شروع بە کتاب خواندن کردم اوایل تنها هدفم تمام کردنشان بدون توجە و تمرکز بر آنان بود تا روزی کە بە کتاب صد سال تنهایی از استاد مارکز رسیدم فک کنم کتاب یکصد و پنجاه و سوم بود، آن چنان من را در خود غرق کرد کە چند ماهی گم شدە بودم، بعد از بیداری دوبارە، انقلابی در من رخ دادە بود، دیگر دنبال رویداد (خواندن هزار کتاب) نبودم بلکە زندگی در رویا را، قدرت لذت لحظەها را، عشق ورزیدن بی دلیل را، سفر در ماورای مکان و زمان را..... یافتە بودم ازآن پس دیگر هیچ چیز مانند گذشتە نشد حال با خواندن این کتابچه دریافتەام آدمها هر روز میتوانند از نو بە دنیا آیند و با کتابهایشان ماورای مکان و زمان حتی اگر شدە در رویا و تخیل ایدەئالهایشان را زندگی کنند.!
شیوا جهانگیری
۱۴۰۱/۳/۱۱
درسته که این کتاب یک داستانه یا میتومه یک مثال باشه از زندگی چون در واقعیت بعضی انسانها در شرایطی خاص تمام زندگیشون رو به دلخواه در حبس بسر میبرند و من از نزدیک شاهد یه هگمچین انسانی بودم. اون نه بخاطر مادیات بلکه بخاطر انسانیت تا اخر عمرش از هر ثانیه زندگیش گذشت تا به چهار پنج نفر که هر کدام مشکل داشتند شبانه روز رسیدگی میکرد. خودش زیبایی سحرانگیزی داشت و هیچوقت حوانی نکرد. شبها از شدت خستگی خوابش نمیبرد بدون هیچ منفعتی. بعد از چهل سا از ش پرسیدم اون جوابی رو به من داد که قهرمان این داستان پاسخ گفته بود. هیچ حسابی به روی این دنیا حتی یکساعت بعدش باز نمیکرد. حتی بچه دار نشده بود چون میگفت من از فردام خبر ندارم بچهدار بشم برای پسفردای پیریم؟ کتاب بر مبنای واقیت است ولی واقعیتی که انگشتشمار به ان میرسند.
Hadis Gholipour
۱۴۰۱/۳/۲۷
درود، داستان متاثر کننده‌ای بود. اوایل داستان ما را به پانزده سال قبل و میان یک مهمانی اشرافی پرتاب می‌کرد و از شرط بندی وحشتناکی سخن می‌گفت. در میانه‌های داستان این پانزده سال را خلاصه شرح می‌داد و احوالات عجیب شخص اول را بیان می‌کرد. اما در آخر بود که آن پتک کوبنده داستان‌های آنتوان چخوف بر سر آن شنونده فرود می‌آمد. جا که کاملا می‌شد تشابه انسان‌های اطرافمان و خودمان را به تک تک شخصیت‌های این داستان را یافت. این داستان نیز مانند بقیه داستان‌های آنتوتن چخوف ما را در بیداری و آگاه سازیمان کمک می‌کرد و سعی داشت به ما طریقه درست دیدن جهان را بیاموزد. بسیار آموختم و لذت بردم، سپاس.
mohaddeseh kamali
۱۴۰۰/۹/۲۲
من فکر میکنم اگرچه کتاب‌های زیادی رو اونم با دقت و تمرکز خوندن بسیار مفیده ولی طبیعت انسان اجتماعی هست پس با صرفا خوندن کتاب و حای درک اون نمیتونیم ب کمال برسیم. درسته ک قوه‌ی خیال خیلی قویه و بهمون کمک میکنه تا قله‌ها و دره‌ها باشیم ولی نمیتونیم دست تو آب چشمه ببریم و اون نسیمی ب صورتمون میخوره حس کنیم. مادر شدن، عاشق شدن، عصبانی شدن و اشتباه کردن و عذاب وجدان گرفتن و همه اینا کمک میکنه ک ب سمت کمال بریم پس اون مرد صرفا با کتاب‌های زیاد ب کمال نرسید. ب نظرم بیشتر حس پوچی پیدا کرد تا اغنا. علم در کنار زیستن عملی در اجتماع با هم جواب میده.
mehdi akbari
۱۳۹۹/۱/۱۴
بسیار بسیار عالی بود ولی انسان در اثر تنهایی به پوچی میرسه به نظر من اکثر انسانهایی که به تکامل میرسن یا دست به خودکشی میزنن یا اینکه زندگی دور از اجتماع رو قبول میکنن بسیار نمونه داریم از دانشمندان و نویسندگانی که از نظر علمی به بالاترین نقطه‌های علمی و فلسفی رسیدن ولی در انتها یا دست به خودکشی یا زدن دور از انسانهای دیگر به تنهایی و ساده زندگی کردن واین چیزی نیس جز سنگینی بار دانستن حقایق دنیا یا همان عالم برتر که از حد و ظرفیت انسان بیشتر و به قول شعر معروف که رسد انسان به جایی که جز خدا نبیند با تشکر از نرم افزارتون
تورج قاضی
۱۳۹۸/۱۰/۲۱
کتاب دانشی بزرگ است که نویسنده بارها و بارها می‌نویسد وباز برمیگردد و اصلاح میکند ودوباره تا بهترین‌ها را برای خواننده درهر مورد نگارش کندوخواندن آن نیز ودرک مطالب نیز امری ساده نیست چون باید به آنچه نویسنده تفکر کرده نوشته تو بتوانی واکنون داستان باید عرض کنم داستانی کوتاه اما پر از هزاران سال و و کلام ناگفته اینکه زمانی بشر بتواند ازمادیات دنیوی دل بکندمتوجه بی‌ارزشی دنیا میشود اینکه هرچقدر گرامی وثروتمند وقدرتمند و..... باشی عاقبت در گوری تنگ خوراک مورد میشوی و درحالی که میدانیم اما به مسئله تفکر نمیکنیم باشد همه به انسانیت و برابری برسیم
Mohammad Parsa Khosravi
۱۳۹۸/۱۰/۲
داستانی بسیار عالی و جذاب، نویسنده به خوبی تمامی ادراک و بینش انسان از هر مسئله، از ثروت و مال تا طبعیت و عرفانیت و رستگاری در انتهای داستان خود بیان کرده است و به گونه ایی زیبا، هوشمندانه و بجا از آرایه‌های زبانی ادبی تشبیه، مراعات نظیر و... استفاده کرده است که البته جای تعجبی نیست چرا که او آنتون چخوف است. خواندن این کتاب می‌تواند تفکرات شما را تغییر دهد و درک شما نسبت به هر چیز را بزرگتر و والاتر کند. صوت بسیار دلنشین همراه با نوای پیانو و ویالن احساس متن را به خوبی انتقال می‌دهد. با تشکر از توجه شما و با تشکر از نشر ماه آوا و سایت کتابراه🌷
فاطمه زارعی
۱۳۹۹/۱۱/۴
خیلی داستان قشنگی بود مخصوصا اخرش که در مورد کتاب‌هایی که زندانی خونده بود توضیح داد و نوشته هاش رو بانکدار خوند و باعث شد یکم بغض کنم.
این کتاب به ادم میگفت خودتو صرف چیز‌های دنیوی نکن.
بیتشر نگاه کن به خلقت خدا.
زندانی با خوندن کتاب و دور موندن از مردم تونست این وضیعت رو درک کنه. خیلی خوشم
اومد خیلی ساده با کتاب‌ها وتنهایی خودش سفر کرد و خدارو شناخت و اخرم فهمید هر چی تو دنیا وجود داره پوچ و خالیه....... ممنون بابت کتاب خوبتون 😻
zahra emami
۱۳۹۷/۶/۴
چی میشه گفت واقعا؟؟؟احساس میکنمپر از بهت شگفتی تعجب لذت و هیجان شدم.. یعنی۱۵ سال از بهترین دوران جوانی ک توی حبس بگذره با ادم اینکارو میکنه؟؟؟فکر میکنم اگه اون کتابها نبود اون مرد دیوانه شده بود. اینم یه جنبه اشه.. ولی خب هرکسی هم نمیتونه مثلا عرفا ب این مراحل برسه... باید بخواد درک کنه پیدا کنه.. واقعیتو ن اون چیزی ک میخواد وجود داشته باشه. ن اون چیزی ک برای خودش ساخته.. فقط واقعیت.. زمان و مکانم نداره.. عشق درونی انسانها واحده.. عشق ب بی‌نهایت محض ب واقعیت محض... عااالی بووود، خییلی
مشاهده همه نظرات ۱۰۵۲

راهنمای مطالعه کتاب صوتی شرط‌بندی

برای دریافت کتاب صوتی شرط‌بندی و دسترسی به هزاران کتاب الکترونیک و کتاب صوتی دیگر و همچنین مطالعه معرفی کتاب‌ها و نظرات کاربران درباره کتاب‌ها لازم است اپلیکیشن کتابراه را نصب کنید.

کتاب‌ها در اپلیکیشن کتابراه با فرمت‌های epub یا pdf و یا mp3 عرضه می‌شوند.