معرفی و دانلود کتاب ربکا

عکس جلد کتاب ربکا
قیمت:
۱۳۵۰۰ تومان - 2.99€
۵۰٪ تخفیف اولین خرید با کد welcome50

برای دانلود قانونی کتاب ربکا و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.

برای دانلود قانونی کتاب ربکا و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.

معرفی کتاب ربکا

کتاب ربکا شاهکار دافنه دوموریه، رمانی است که عادی به نظر می‌رسد. اما به هیچ عنوان عادی نیست؛ از هر شرح حال پر حادثه‌ای، بیشتر شما را شیفتۀ خود می‌کند. ربکا که هنوز هم یکی از رمان‌های عاشقانۀ مشهور جهان معاصر محسوب می‌شود، داستان خواستگاری غیرمنتظره‌ی مردی دلربا و شجاع به نام ماکسیم دو وینتر از زنی خدمتکار را روایت می‌کند.

ربه‌کا (Rebecca) نخستین بار در سال 1938 به چاپ رسید و در همان سال برندۀ جایزه‌ی ملی کتاب آمریکا شد. این رمان به فاصله اندکی بعد از انتشارش، به اکثر زبان‌های دنیا ترجمه و به فروش خوبی نیز دست یافت. اگر بخواهیم از آثار برجسته‌ی کلاسیک عاشقانه در دنیا لیستی تهیه کنیم، بی‌گمان ربه‌کا نام یکی از کتاب‌های این لیست است.

این کتاب سرنوشت‌ دختر جوانی را روایت می‌کند که با اربابش زندگی می‌کند. او در تمام‌ اوقاتش‌ در حال سفر بود تا در یکی از سفرها با ارباب خود به یک هتل ییلاقی می‌رود. دختر جوان در آن هتل با مردی که سنش از او بالاتر بود و ثروت زیادی داشت آشنا می‌شود و بعد از مدتی با هم ازدواج می‌کنند.

زن جوان بعد از ورود به خانه‌ی اشرافی متوجه می‌شود که ماکسیم به‌ تازگی همسر خود، ربکا را از دست داده و چند سالی است که به تنهایی زندگی می‌کند و این اتفاقات آغاز سرنوشت حیرت‌انگیز دختر جوان در آن عمارت می‌شود. بعد از مدتی به دلیل تمجیدهایی که‌ از گوشه‌ و کنار درباره زیبایی، مردم‌داری و شخصیت ربه‌کا شنیده‌ بود کم کم شیفته و دلباخته‌ی شخصیت بانوی اول عمارت شد.

جذابیت داستان زمانی آغاز خواهد شد که زن جوان می‌خواهد مانند ربه‌کا رفتار کند، اما در ادامه متوجه تفاوت عجیبی می‌شود و چالش اصلی داستان در همین قسمت از داستان شکل می‌گیرد که شما را با تمام وجود مشتاق خواندن ادامه‌ی داستان نگه می‌دارد. آن چیزی که بیش‌تر از هر چیزی شما را به دنبال صفحات کتاب می‌کشاند این است که ربکا زنده نیست، اما شخصیت او چنان پرداخته و تاثیرگذار روایت می‌شود که حضور او را در طول داستان حس می‌کنید.

این رمان مهیج و خواندنی، با توصیفات دلنشین خود باعث راحتی شکل‌گیری داستان در ذهن شما می‌شود و می‌توانید در تمامی وقایع خود را حاضر در ماجرا ببینید و همین ویژگی باعث می‌شود تا شما را ترغیب به خواندن ادامه داستان کند. همچنین داستان ربه‌کا به‌ دلیل جذابیتش مورد توجه سینماگران نیز قرار گرفته است و فیلم «ربه‌کا» به کارگردانی آلفرد هیچکاک در سال 1940 ساخته شد و جوایز اسکار بهترین فیلم و بهترین فیلمبرداری را از آن خود کرد.

دافنه دوموریه (Daphne du Maurier) دختر سرجرالد دوموریه؛ یکی از کارگردانان مشهور است. او در سال 1989 در سن 82 سالگی و پس از نوشتن 37 کتاب درگذشت. او موفق به اخذ مقام «بانوی دربار بریتانیا» شد و مادر 3 فرزند بود. شصت سال بعد از اولین چاپ شاهکار دوموریه؛ «ربه‌کا» با وجود این‌ که سه میلیون جلد از آن در سرتاسر جهان به فروش رسیده است و به بیست و پنج زبان ترجمه شده است، هنوز هم این رمان، خوانندگان جدیدی را به خود جذب می‌کند.

برخی نظرات دربارۀ رمان عاشقانه‌ی ربکا:

- اعتیادآور و مهیج. تلفیق ملودارم با لطافت و باریک بینی در این کتاب، بسیار مبتکرانه است. (Independent)
- شگرف...ممتاز... چیره دستی در همه‌ی غافل گیری‌ها (Newsweek)
- این حکایت دلهره آور و پرتعلیق، تازگی و جذابیت خود را از زمان نوشته شدن تا به حال حفظ کرده است. (Daily Telegraph)

در بخشی از کتاب ربکا می‌خوانیم:

دیشب خواب دیدم به «مندرلی» بازگشته‌ام و جلوی در بزرگ فلزی ماشین‌رو ایستاده‌ام. ولی گویا نمی‌توانستم به خانه وارد شوم، چون در با قفل و زنجیر بسته شده بود. نگهبان را صدا زدم. ولی کسی جواب نداد، از لابه‌لای نرده‌های فلزی به اتاقک نگهبان نگریستم، ولی آن جا هم خاموش و ساکت بود.

از دودکش‌ها هیچ دودی برنمی‌خاست و پنجره‌های غبار گرفته فریاد می‌زدند که خانه مدت‌هاست متروک مانده است، احساس کردم در دنیای رویایی خودم، قدرت مافوق بشری یافته‌ام و همچون روحی سبک از لابه‌لای نرده‌های فلزی رد شدم. مسیر شن ریزی شده‌ای در برابرم پدیدار شد و توانستم پیچ و خم‌های همیشگی‌اش را ببینم. هرچه جلوتر می‌رفتم مسیر در نظرم غریب‌تر می‌آمد، باریک شدن جاده و ظاهر به هم ریخته‌اش، نشان می‌داد دیگر آن جاده سرسبز گذشته نیست. خیلی حیرت زده بودم ولی وقتی در حین عبور، سرم را از زیر یکی از شاخه‌ها خم کردم فهمیدم چه بر سر سرسبزی آن مسیر آمده است. پاییز، همه شاخه‌های درختان را از برگ‌وبار لخت کرده بود؛ همه جا تاریک به نظر می‌آمد. شاخه‌های درختان راش بی‌برگ و برهنه به گونه‌ای به هم آویخته بودند که انگار بالای سرم طاق کلیسا را بنا کرده‌اند. به جز راش‌ها، درختان دیگری هم بودند که به یاد نمی‌آوردمشان. بلوط‌های تنومندی با تنه‌های خشک و پوسیده، نارون‌های قرمز که با بلوط‌ها آمیخته بودند، بوته‌های غول پیکر و گیاهان عجیبی که هیچ کدامشان برایم آشنا نبودند. جاده به خاطر وجود علف‌های فراوان هرزه‌ای که همه جا روییده بود شبیه به یک روبان سبز شده بود. شاخه‌های کوتاه‌تر درختان آویزان بودند و انگار قصد نداشتند رشد کنند، ریشه‌های درختان به صورت گره‌گره و شبیه به چنگال‌های استخوانی حیوانات بود. بوته‌هایی که اینجا و آنجا، در میان این جنگل پراکنده شده همه را می‌شناختم، همان‌هایی که در گذشته بسیار زیبا و فریبنده بودند. این بوته‌ها به خاطر سر آبی‌شان به گل ادریس مشهورند. هیچ‌کس به آن‌ها نرسیده بود و به طور خودرو روییده بودند. اینک این گل‌های زیبا هیولاوار به عقب افراشته شده و به زشتی و سیاهی همان علف‌های هرزی بودند که در کنارشان رشد کرده بود.

مشخصات کتاب الکترونیک

نام کتابکتاب ربکا
نویسنده
مترجممنیره ذوالفقاری
ناشر چاپیانتشارات پر
سال انتشار۱۳۹۸
فرمت کتابEPUB
تعداد صفحات۵۷۲
زبانفارسی
شابک978-622-6041-38-6
موضوع کتابکتاب‌های داستان و رمان خارجی
قیمت نسخه الکترونیک
۱۳۵۰۰ ت - 2.99 یورو
خرید کتاب الکترونیک

نقد، بررسی و نظرات کتاب ربکا

نسیم اقدامی
۱۴۰۰/۵/۲۶
اوایل کتاب به شدت خسته کننده بود توضیح‌های اضافی، رفتار‌های غیر قابل درک راوی داستان و روند طولانیش هی منو به کنار گذاشتن کتاب تشویق میکرد ولی خوندنشو  ادامه دادم.
کم کم روند داستان رو به بهبود بود و داشت منو جذب میکرد. رسیدم به جایی از داستان و یهو بوم!!!
میخکوبم کرد
مو به تنم سیخ شد
شاید که
فکر کنید دارم اغراق میکنم. اما مطمعن باشید وقتی خودتون کتابو بخونید همین نظرو دارید
انقدر جذاب بود نفهمیدم چجوری دارم کتابو انقدر تند میخونم و ساعت ۳ شده. هنوز کتابو تموم نکرده بودم از اونجایی که چشمام سنگین شده بود ادامه ندادم با اینکه همه وجودم میخواست همون لحظه آخر داستانو بفهمم ولی به خودم گفتم بهتره این داستان وقتی چشمام کاملا بازه و سرحالم تموم بشه. و فردا صفحه به صفحه کتاب منو به وجد آورد جوری که دستمو جلوی دهنم میگرفتم
توصیف‌های کتاب منو دقیقا میبرد همون لحظه، همونجا و همونطور که نویسنده میخواست.. من خودمو دقیقا جای راوی داستان حس میکردم راوی‌ای که اسمش تا اخر داستان مشخص نشد..
اخر داستان اما تو یک لحظه متوقفتون میکنه و شما بدون اینکه کاری کنید خیره میمونید با کلی سوال. بی نظیر بود.
وقتی کتاب تموم شد و رسیدم به دست نویس نویسنده تازه به خودم اومدم! رفتم به اول کتاب. از اونجایی که شروع کتاب برام جذابیتی نداشت همشو سریع خونده و رد کرده بودم و چیزی ازش یادم نمونده بود حالا که دوباره میخوندمش به خودم اومدم گفتم وای خدای همه‌ی داستان همینجا بود چطور نفهمیدم و این دقیقا مهارت بی نظیر نویسنده رو بهم نشون داد.
لذت خوندن این کتابو از دست ندید. روی صحبتم به ویژه با کسایی هست که عاشقانه و معما پسندن.
از اینکه بگم عاشق کتاب ربه کا شدم زیاد خوشم نمیاد بخاطر اسم کتاب، ربه کا!!
sara raghebi
۱۳۹۸/۸/۴
سال ۱۳۵۸ برای اولین بار این کتاب رو خوندم، انتشارات امیر کبیر با ترجمه بینظیر زنده یاد حسن شهباز، در سالیان قبل انتشارات امیر کبیر شورای خاصی را داشت از نویسندگان مترجمین و منتقدین برجسته ایی که همه جزو مفاخر ادبیات ایران بودند، کتابها برای ترجمه یا چاپ با نظر این استاتید انتخاب میشد، بعبارتی هر یا چیزی ترجمه چاپ نمیشد مگر اثر برجسته جهانی بود و، ربکا یکی از آن کتابها بود و مترجمش حسن شهباز برترین مترجم آن زمان، کتاب بینظیر است با مسیری که خواننده را بدنبال خودش میکشد، اگر شب آن را شروع کنید قطعا نخواهید خوابید و صبح تا تماش نکنید از جایتان بلند نخواهید شد. فوق العاده ست.
تکتم اصغری
۱۳۹۹/۹/۲۵
کتاب قشنگیه... داستان غیر قابل پبش بینی و جذابی داره... ولی اخرش جالب نبود.... از اول نویسنده هر اتفاق یا صحنه‌ای رو با جزییات توصیف کرده ولی اخر داستان و دیگه انگار حوصله نداشته بنویسه!
مثلا اینکه اصلا چرا اسم مرد داستان و عوض کردن! و هیچ توضیحی در مورد سوختن خونه و... نگفته و....
من فکر کردم شاید این نسخه‌ای که اینجا خوندم کامل نبوده... گفتم حتما نسخه چاپی شو ببینم و مقایسه کنم!
معصومه غلامزاده
۱۳۹۹/۲/۱
ربکا کتابی است که هنرمندانه تمام اجزای رمان را توصیف می‌کند وشمارا به عمق شخصیت‌های داستان می‌برد. این کتاب مناسب کسانی است که هر لحظه بیشتر تشنه‌ی کتاب می‌شوند و دوست دارند کتاب را به پایان برسانند، چراکه در بخش پایانی کتاب، شما با حقایقی روبه رو می‌شوید که اصلا انتظارش را ندارید.
سارا ی
۱۳۹۸/۹/۱
خیلی کتاب جذابیه اولش شاید حس کنید داره خستتون میکنه یا حتی از دست شخصیت اصلی حرص میخورید ولی از وسط داستان به اخر جالب میشه و پایان غیر منتظره‌ای برای من داشت، حتما پیشنهاد میکنم بخونید به نسبت کتاب‌های ترجمه شده دیگه که معروفن به نظرم خیلی بهتر بود.
محمد جواد زهدقدسی
۱۴۰۰/۵/۸
کتاب فوق العاده و جذاب بود. صعود نزول‌های داستان بی نظیر بود. به نظر من نکته‌ای که این رمان را متمایز می‌کند این است که شخص اول داستان خانه مندرلی است و این جذاب و نو بود. البته برایم دشمنی بی حد ربه کا مشخص نشد، چرا اینقدر به ماکس کینه داشت.
در کل کتاب عالی و ترجمه هم خوب بود، گرچه سایه سنگین سانسور بر کتاب سنگینی می‌کرد.
Mahi Fallah
۱۳۹۹/۳/۱۶
اگه ازم موقع خوندن ۵ صفحه اول نظر می‌پرسیدن می‌گفتم یه رمان آروم و عاشقانه اس با اتفاقات ساده و قابل پیش بینی. ولی الان که سه بار خوندمش میگم یه شاهکاره غیر قابل پیش بینیه. دروغ نیست اگه اعتراف کنم همراه دختر داستان دچار تشویش و هیجان و خجالت می‌شدم. هر حسی داشت بهم انتقال می‌داد. عالی (:
مریم م
۱۳۹۸/۸/۲۲
کتاب خوبیه، ولی شخصیت اصلی داستان بی‌اندازه اعصاب خورد کن و بی‌اعتماد بنفسه، مدام در حال فکر کردن به قضاوت دیگران نسبت به خودش هست و بارها تکرار میشه این خیالات تو شرح داستان، نویسنده بی‌اندازه توصیف میکنه (لحظات، ظواهر، حالات روحی و... ) این کمی خسته کننده است، و پایان داستان هم خیلی روشن نیست، درکل خوبه
Nano Rezatalab
۱۳۹۹/۵/۱۸
نظر دادن در مورد کتاب نصفش سلیقه‌ای هست...
این کتاب خوب و جذابه و وقتی شروعش میکنی جذبش میشی
ولی اونقدری که میگن فوق العاده است نبود
یک رمانه که داستان جذاب و گیرایی داره و خیلی خوب همه چیز رو بهم متصل میکنه و خلاصه داستان خوبی داره ولی وقتی میگن فوق العاده انتظار ادم خیلی بالاتر از اینهاست
پری پارسا
۱۳۹۹/۲/۲۸
کتاب خوب و تاثیر گذاری بود. به نسبت رمان بربادرفته کمی پیچیدگی کمتری داشت و خیلی حاشیه نداشت و فضای داستان بسته بود. در کل خوب بود اما من رمان برباد رفته را جور دیگری دوست داشتم. پایان دومی که نویسنده بعدها برای رمان نوشته بود را نپسندیدم و با همان پایان اول سعی کردم در ذهنم حک شود.
سارا حقیقت
۱۳۹۸/۱۰/۶
ترجمه این کتاب واقعا خوب است من ترجمه‌های دیگری را هم از این کتاب دیده‌ام که فهم کتاب را واقعا دشوار میکند. داستان واقعا جذاب است درست است که آدم از دست شخصیت اصلی و بدون نام داستان واقعا حرص میخورد ولی دافنه دموریه واقعا پایان حیرت انگیزی به داستان بخشیده است.
سیمین خسروى
۱۳۹۸/۹/۲۰
مندرلی وماکس د وینتر مثل یک فیلم جلوی چشمان خواننده مجسم می‌شوند.... بسیار کتاب ارزشمندی بود... نویسنده در خلق طبیعت بسیار قوی برخورد کرده. خانوم وینتر دوم بسیار جالب در عین عدم اعتماد به نفس کافی در ذهن خواننده از خود یک شخصیت قابل قبول می‌سازد... دوست داشتنی بود
hny mmni
۱۳۹۸/۸/۳
داستان فوق العاده جذابی داره. برخلاف شروع داستان که به نظر می‌رسد داستان عاشقانه‌ای باشه اینطور نیست.. داستان جذبت میکنه و تازه فصل آخر میفهمی جریان کتاب چی بوده! پیشنهاد میشه!
elahe kh
۱۴۰۰/۲/۲۶
فوق العاده بود پیشنهاد میکنم حتما حتما بخونیدش
خیلی واضح میتونید خودتون رو توی داستان فرض کنید، یکی از زیبا‌ترین داشتان‌هایی بود که خوندم
کاراکتر اصلی از اول تا آخر قوت خودشو حفظ میکنه و داستان جوریه که حس میکنید نمیتونین یه لحظه رهاش کنین تا تمومش کنید 😍😍😍😍
کاربر m
۱۳۹۹/۴/۳۱
درست وقتیکه فکر‌میکنی خیلی حوصله سر بر شده و میخوای بزاریش کنار سوپرایزای پشت سرهمش شروع میشن! نگارشش واقعا خاص بود و نیاز به تمرکز واسه‌خوندنش بود و بنظرم نکات خیلی خوبیم واسه روابط داخلش نهفته بود. ازاون کتاباییه که فراموش نشدنیه
مشاهده همه نظرات ۱۱۱

راهنمای مطالعه کتاب ربکا

برای دریافت کتاب ربکا و دسترسی به هزاران کتاب الکترونیک و کتاب صوتی دیگر و همچنین مطالعه معرفی کتاب‌ها و نظرات کاربران درباره کتاب‌ها لازم است اپلیکیشن کتابراه را نصب کنید.

کتاب‌ها در اپلیکیشن کتابراه با فرمت‌های epub یا pdf و یا mp3 عرضه می‌شوند.