زندگینامه و دانلود کتاب‌های فئودور داستایوفسکی

۱۸۲۱ تا ۱۸۸۱ - روسی

فئودور داستایوفسکی، خالق آثار جاودانه‌ای چون "ابله" و "جنایت و مکافات"، از جمله مهم‌ترین نویسندگان قرن نوزدهم بود که با کتاب‌هایش تاثیری ژرف بر ادبیات روسیه و جهان گذاشت. او در رمان‌های بزرگ خود راوی دشواری‌های زندگی در جهانی‌ست که بنیان‌های اخلاقی‌ آن سست و لرزان شده است.

عکس فئودور داستایوفسکی

زندگی نامه فئودور داستایوفسکی

قرن نوزدهم از پربارترین سده‌ها در تاریخ فرهنگ و هنر اروپاست؛ خصوصا کشور پهناور روسیه در این بازه‌ از زمان، شاهد ظهور تعدادی از درخشان‌ترین نوابغ ادبیِ تمام دوران‌ها بود. چهره‌هایی چون پوشکین، گوگول، تولستوی، تورگنیف، گنچاروف و بسیاری دیگر، همه در این سده و در این سرزمین دیده به جهان گشوده و دست به آفرینش شاهکارهای ادبی خود زدند. در این میان اما یک چهره از جهاتی سرآمد دیگران است: فئودور میخائلوویچ داستایفسکی (Fyodor Dostoyevsky).

او فرزند دوم خانواده‌ای بااصل و نسب اما نه چندان ثروتمند بود. پدرش پزشک بود و مادرش دخترِ یک بازرگانِ اهل مسکو. داستایفسکی پانزده ساله و در آستانه‌ی ورود به دانشکده‌ی نظامی بود که مادرش را برای همیشه از دست داد؛ چند سال بعد، در سال 1839، پدر فئودور نیز چشم از جهان فرو بست.

روسیه‌ی زمان داستایوفسکی اسیر چنان ناآرامی‌های سیاسی‌ای بود که پهلو به جنون می‌زد. حکومت تزاری مخالفان فراوانی داشت. در رأس این مخالفان، دسته‌ای از جوانان قرار داشتند که عمدتاً تحت تاثیر عقاید رایج در اروپای غربی، با جدیتی مهیب، خواستار سرنگونی تمام بنیان‌های سیاسی-اجتماعی در روسیه بودند. آنان علیه تزار و وابستگانش دست به توطئه می‌زدند؛ افکار ملحدانه‌ی خویش را در بوق و کرنا می‌کردند، و عرف و عادت‌های مردمِ سنتی روسیه را به باد انتقاد و تمسخر می‌گرفتند. این گروه که به نیهیلیست‌ها شهره بودند، برای مدتی کوتاه فئودور داستایفسکی جوان را نیز تحت تاثیر خود قرار داده بودند. تا جایی که وی مدتی با این گروه از جوانان نشست و برخاست داشت، و در پاره‌ای از فعالیت‌های سیاسی آنان نیز مشارکت کرد. همین امر در نهایت سببِ محکومیت و تبعید چهار‌ساله‌ی نویسنده‌ی جوان به سیبری (در سال 1849) شد.

از او پیش از تبعید سه رمان به نام‌های "مردم فقیر"، "همزاد" و "خانم صاحب‌خانه" منتشر شده بود. اگرچه این رمان‌ها، خصوصا کتاب مردم فقیر به دلیل محتوای دغدغه‌مند اجتماعی‌شان، ستایش بسیاری از منتقدان مطرح آن زمان را به همراه داشتند، باید گفت که فوران نبوغ و خلاقیت داستایفسکی، پس از پایان دوران محکومیت بود که به راستی آغاز شد.

"خاطرات خانه‌ی اموات" نخستین کتاب مهمی‌ست که فئودور داستایوفسکی پس از بازگشت به شهر نوشت. این رمان اتوبیوگرافیک، حاصل تجربیات تلخ و شیرین نویسنده از زندگی با جانیان و بزهکاران در زندان سیبری‌ست؛ تجربیاتی که اثری ژرف و پایدار بر روح فئودور و نوشته‌های او گذاشتند.

کتاب جنایت و مکافات، نخستین شاهکار بزرگ داستایفسکی بود که نام خالقش را به عنوان یکی از بزرگ‌ترین نویسندگان عصر بر سر زبان‌ها انداخت. پس از آن داستایفسکی هر چه نوشت و منتشر کرد، با استقبال فراوان و واکنش‌های مثبت و منفی متعدد مواجه شد.

اگرچه آثار داستایفسکی در زمان حیاتش به اندازه‌ی کافی شناخته شده و پرخواننده بودند، با این حال خود او هرگز از طریق نوشتن به آن رفاه مادی‌ که آرزویش را داشت نرسید. او بیشتر عمر را در بدهکاری و تنگدستی سپری کرد، و نوشتن برایش در حکم تلاش برای زنده ماندن بود.

فیودور داستایوفسکی در تاریخ نه فوریه‌ی 1881، بر اثر مشکلات ریوی از دنیا رفت. در روز خاکسپاری‌اش از او به عنوان پیامبر روسیه یاد کردند؛ پیامبری که سعی داشت از پسِ روایت جنون و خون و گناه، به کشف گوهرِ پاک انسانی نائل آید.

آثار فئودور داستایوفسکی:

داستایفسکی نویسنده‌ای نسبتاً پرکار بود. برای مثال، حجم آثار او تقریبا دو برابر مجموعه آثار تولستوی است. از وی رمان‌ها، داستان‌های کوتاه، مقالات و همچنین نامه‌های متعددی به جا مانده است که در زیر برخی از مهم‌ترینِ آن‌ها را مرور خواهیم کرد:

مردم فقیر (1846): این کتاب که با نام بیچارگان نیز ترجمه شده، رمانی‌ست در فرم‌ نامه‌نگاری، با موضوع زندگی دشوار اما شرافتمندانه‌ی اقشار محروم در روسیه‌ی تزاری‌. این اثر از آن جهت مهم است که نخستین رمانِ کامل داستایفسکی به شمار می‌رود.

خاطات خانه‌ی اموات (1862): رمانی‌ست برگرفته از تجارب واقعی نویسنده از زندگی در تبعیدگاه سیبری. می‌گویند تاثیر این اثر چنان عظیم بوده که منجر به بروز اصلاحاتی در ساختار کیفری روسیه شده است.

یادداشت‌های زیرزمینی (1864): این رمان کوتاه، به نوعی پایه‌ی آثار بزرگی بعدی نویسنده است. قهرمان اصلی کتاب، شخصیتی موسوم به مرد زیرزمینی‌ست، که میان خود و جامعه شکافی عمیق احساس می‌کند. همین امر او را به سوی تنهاییِ ویرانگری سوق داده و منجر به شکل گرفتن اندیشه‌هایی تاریک در ذهنش می‌گردد...

جنایت و مکافات (1866): رمانی جاودانه و زوال‌ناپذیر، درباره‌ی اقدام جنایتکارانه‌ی دانشجوی فقیری به نام راسکلنیکف. داستایفسکی ایده‌ی اصلی این رمانِ پرحادثه و پرشخصیت را از حادثه‌ای واقعی که در اطرافش به وقوع پیوسته بود اخذ کرد.

ابله (1869): این کتاب بیش از هر چیز بر پایه‌ی ایده‌ی گناه و معصومیت شکل گرفته است. قهرمان اصلی کتاب پرنس میشکین نام دارد و حوادث اصلی داستان حول شخصیتِ نیک و معصوم او به وقوع می‌پیوندد.

جن‌زدگان (1872): رمانی سیاسی‌ست که بخشی از وقایع آن برگرفته از تجربیات خود نویسنده در دوران جوانی است. داستایفسکی در این اثر نگاهی محافظه‌کارانه داشته، و همدلی چندانی با ایده‌های انقلابی مطرح در جامعه‌ی خود نشان نمی‌دهد.

برادران کارامازوف (1880): آخرین کتاب داستایفسکی؛ شاهکاری بی‌بدیل و عظیم که در آن ضمن روایت داستانی جذاب و پرافت‌وخیز، از موضوعات گوناگون و مهمی چون سرشت انسان، معنای زندگی، بنیان‌های اخلاق، ماهیت قانون، وجود وعدم وجود خدا و ... سخن گفته شده است.

سبک نگارش و دیدگاه‌های فئودور داستایوفسکی:

داستان‌های داستایفسکی بهترین نمونه از تجلیِ افکار و ایده‌های فلسفی در ادبیاتند. او در کتاب‌هایش به واکاوی دقیق تعارضات فکری و عاطفیِ انسان مدرن پرداخته است. داستایفسکی از نخستین متفکرانی بود که به درستی متوجه خطراتِ واقعیتی شد که نیچه از آن به عنوان "مرگ خدا" یاد کرده است. به بیانی، او عواقب سست شدن بنیان‌های اندیشه‌ی متافیزیکی را در آثار خود با وضوحی هولناک گوشزد کرد.

داستایفسکی عمیقا به مسیحیت باور داشت، اما بیش از آن پایبند به انسانیتی جهان‌شمول بود که گناهکار و بی‌گناه را در برخورداری از آن یکسان می‌دانست. رمان‌های او به بیان یکی از مفسران مشهور آثارش، آوردگاه شک و ایمان است؛ یا آنطور که خودش گفته، صحنه‌ی نبردِ نفس‌گیر شیطان و خدا، در قلب انسان.

حقایقی درباره‌ی فئودور داستایوفسکی که شاید ندانید:

- اولین حکمی که برای فعالیت‌های سیاسی داستایوفسکی صادر شده بود، اعدام بود؛ او را تا دم جوخه‌ی مرگ نیز بردند، با این حال در واپسین لحظات خبر رسید که مشمول عفو تزار شده است.
- داستایوفسکی شیفته‌ی آثار گوگول، خصوصا داستان "شنل" او بود، و خود را به شدت وامدار وی می‌دانست.
- داستایوفسکی کار نگارش رمان قمارباز را ظرف بیست و شش روز به اتمام رساند!
- تولستوی و داستایوفسکی در یک بازه‌ی زمانی می‌زیستند، با این حال هرگز همدیگر را ملاقات نکردند. اگرچه این دو نسبت به آثار یکدیگر نظر خوبی داشتند.
- فئودور داستایوفسکی بیشتر عمر خود را درگیر حمله‌های بی‌امان صرع بود.
- کتاب مرد زیرزمینی را نخستین رمان اگزیستانسیالیستی به معنای دقیق کلمه می‌دانند؛ این کتاب تاثیر شگرفی بر بسیاری از فیلسوفان و متفکران قرن 20، خصوصا ژان پل سارتر گذاشت.
- آلبر کامو از جمله ستایندگان نویسنده‌ی روس بود. او بخش عظیمی از تربیت فکری خود را، محصول مطالعه‌ی کتاب جن‌زدگان داستایوفسکی می‌دانست.
- داستایوفسکی معتاد قمار بود، و سرانجام در پی یک تحول شگرف روحی توانست این اعتیاد را کنار بگذارد. شرح این دگرگونی در یکی از نامه‌هایی که به همسرش، آنا گریگوریونا نوشته با بیانی جذاب آمده است.

جملات برگزیده فئودور داستایوفسکی:

- اگر خدا نباشد، همه چیز مُجاز است.
- تحمل محرومیت‌های معنوی بسیار دشوارتر از تحمل محرومیت‌های جسمی است.
- آقایان، قبول کنید که گاهی در پنهان ترین زوایای روح خود رنجی نهفته را پنهان می‌کنیم...
- هرگز باور نداشته‌ و نخواهم داشت که شر و بدی، جزوی از ذات انسان باشد.
- اعدام توهین به روح انسان است.
- انسان آنقدرها که در جست‌وجوی معجزه است، در جستجوی خدا نیست.
- جهنم چیست؟ به نظر من، رنجِ ناتوانی عشق ورزیدن است.

کتاب‌های فئودور داستایوفسکی

صفحه بعد