معرفی و دانلود کتاب کتابخانه‌ی نیمه شب

عکس جلد کتاب کتابخانه‌ی نیمه شب
قیمت:
۲۰۰۰۰ تومان - 4.49€
۵۰٪ تخفیف اولین خرید با کد welcome50

برای دانلود قانونی کتاب کتابخانه‌ی نیمه شب و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.

برای دانلود قانونی کتاب کتابخانه‌ی نیمه شب و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.

معرفی کتاب کتابخانه‌ی نیمه شب

در کتاب کتابخانه‌ی نیمه شب پا به مکانی جادویی و عجیب می‌گذاریم که قرار است به نورا سید نشان دهد که اگر او در مسیر فعلی زندگی‌اش قرار نمی‌گرفت، چه می‌شد. مت هیگ روایت‌گر این داستان برای ما خواهد بود. این اثر در فهرست پرفروش‌های نیویورک‌تایمز قرار دارد و در سال 2020 برندۀ جایزۀ گودریدز از دید مخاطبان شده است.

درباره‌ی کتاب کتابخانه‌ی نیمه شب:

همۀ ما دوست داریم بدانیم که اگر این انتخاب را نمی‌کردیم یا آن راه را در پیش می‌گرفتیم، زندگی‌مان چه تغییری می‌کرد. داشتن یک نمودار از نتیجۀ تصمیم‌ها و انتخاب‌ها می‌توانست آرزویی برای تمام انسان‌های این جهان باشد. این همان آرزویی است که نورا به آن دست یافت. نورا سید دختری است که در غم و اندوه فراوان غرق شده و قصد دارد به زندگی خود پایان دهد. کتاب کتابخانۀ نیمه‌شب (The Midnight Library) در پردۀ اول او را طوری به ما نشان می‌دهد که انگار بسیار به مرگ مشتاق است و از زندگی فعلی‌اش متنفر. اما پیش از آنکه بمیرد، این فرصت را پیدا می‌کند که به جایی به نام کتابخانۀ نیمه‌شب قدم بگذارد. او در این کتابخانه می‌تواند در کتاب‌ها نسخه‌های دیگری از زندگی‌اش را ببیند. نورا سید این فرصت را به دست آورده است که تمام اشتباهات و انتخاب‌های بد و خوبش را تغییر دهد تا عمر رفته‌اش را به چیزی تبدیل کند که دلخواه او است.

مت هیگ (Haig Matt) در این اثر ما را با این پرسش اساسی به چالش می‌کشد که «بهترین راه برای زندگی‌کردن کدام است». نویسنده قصد دارد با کنار هم گذاشتن نسخه‌های مختلف زندگی یک نفر و نشان‌دادنش به او، اهمیت تصمیم‌ها و اقدام‌ها را به رخ بکشد. هیگ ارزش لحظه‌های کوتاه و بلند زندگانی را به خواننده می‌شناساند و نشان می‌دهد هر حرکت و هر جنبشی مهم است.

کتابخانۀ نیمه‌شب کتابی آموزنده است و در قالب رمان، نکته‌هایی مهم و تأثیرگذار به خواننده‌اش می‌آموزد، بدون آنکه خواننده بداند که در مسیر یادگیری قرار گرفته است.

افتخارات کتاب کتابخانه‌ی نیمه شب:

- قرارگرفتن در فهرست کتاب‌های پرفروش نیویورک‌تایمز
- برندۀ جایزۀ گودریدز از دید مخاطب‌ها در سال 2020
- عضو فهرست مستقل ده کتاب برتر سال لندن
- برگزیدۀ باشگاه کتاب‌خوانی آمریکایی Good Morning
- انتخاب به عنوان یکی از ده کتاب برتر سال به انتخاب Independent

نکوداشت‌های کتاب کتابخانه‌ی نیمه شب:

- کتابی خوش‌خوان که حالتان را عوض می‌کند! (واشنگتن‌پست)
- رمانی بسیار جذاب. در جهان پرهرج‌ومرج معاصر، این اثری است که نیازمندش هستیم. (نیویورک‌تایمز)
- یک افسانۀ زیبا برای عصر مدرن (جودی پیکولت)

کتاب کتابخانه‌ی نیمه شب برای چه‌ کسانی مناسب است؟

اگر از خواندن رمان‌های چالش‌برانگیز لذت می‌برید، این کتاب می‌تواند انتخاب خوبی برای شما باشد.

با مت هیگ بیشتر آشنا شویم:

نویسندۀ کتاب کتابخانۀ نیمه‌شب اهل انگلستان است. او در حوزه ادبیات و تاریخ تحصیل کرده و به کار خبرنگاری و نویسندگی مشغول است. او در دوره‌ای از زندگی به افسردگی شدیدی مبتلا بود. بعد از درمان این بیماری آثار زیادی، چه داستانی و چه غیرداستانی منتشر کرد. از مت هیگ کتاب‌های بسیاری به فارسی ترجمه شده است که از جملۀ آنان می‌توان به «یادداشت‌هایی برای سیارۀ پراسترس»، «دلایلی برای زنده‌ماندن» و «توقف زمان» اشاره کرد.

در بخشی از کتاب کتابخانه‌ی نیمه شب می‌خوانیم:

دوباره کتاب‌ها در کتابخانه شروع به حرکت کردند، انگار قفسه‌ها تسمه‌ نقاله بودند. ولی این دفعه، به‌جای این‌که مانند یک مارش عروسی کُند و آهسته بروند، سریع‌ و سریع‌ و سریع‌تر به حرکت درآمدند تا این‌که نورا واقعاً دیگر نمی‌توانست کتاب‌ها را تک‌تک ببیند؛ مثل جویبارهایی سبزرنگ به‌سرعت حرکت می‌کردند.

سپس کاملاً ناگهانی متوقف شدند. خانم الم روی پنجه‌ی پا نشست و کتابی را از پایین‌ترین قفسه‌ی سمت چپش برداشت. جلد این کتاب یکی از تیره‌ترین سبزها بود. آن را به نورا داد. خیلی سبک‌تر از کتاب حسرت‌ها بود، هرچند همان قطع و اندازه را داشت. باز هم هیچ عنوانی روی عطف آن نبود. عنوان کوچکی روی آن حک شده بود، دقیقاً با همان رنگ بقیه‌ی کتاب.

عنوانش می‌گفت: زندگی من.
«اما این زندگی من نیست...»
«آخ نورا! اون‌ها همه‌شون زندگی‌ تواند.»
«حالا چی کار کنم؟»
«بازش کن و برو صفحه‌ی اول.»
نورا همان کار را کرد.
خانم الم با دقت حساب‌شده‌ای گفت: «باشه. حالا اولین خط رو بخون.»
نورا خیره شد و خواند.
نورا از رستوران خارج شد و به درون هوای سرد شب پا گذاشت...

فهرست مطالب کتاب

گفت‌وگویی دربار‌ه‌ی باران
نوزده سال بعد
مردِ پشت در
نظریه‌ی ریسمان
زندگی‌ کردن رنج‌ کشیدن است
درها
سیاه‌ چاله ‌بودن
ضدِّماده
00 : 00 : 00
کتابدار
کتابخانه‌ی نیمه‌شب
قفسه‌های متحرک
کتاب حسرت‌ها
بیشترین حسرت‌ها
هر زندگی‌ای همین لحظه آغاز می‌شود
سه نعل اسبی
آخرین پُست نورا قبل از این‌ که خودش را بین مرگ و زندگی پیدا کند
صفحه‌ی شطرنج
تنها راه یاد گرفتن، زندگی‌ کردن است
آتش
آکواریوم
زندگی موفق
چای نعنا
درختی که زندگی ما است
خطای سیستم
اسوالبارد
هوگو لوفر
چرخیدن به دور خود
لحظه‌ای از بحران مهلک در وسط ناکجاآباد
وقتی از پیدا نکردن کتابخانه‌ای درمانده‌ می‌شوی، آن‌هم وقتی واقعاً به یکی نیاز داری
جزیره
لایه‌ی منجمد دائمی
یک شب در لانگیربین
توقع
زندگی و مرگ و تابع موج کوانتومی
اگر قرار است برایم اتفاقی بیفتد، می‌خواهم آن‌جا باشم
خدا و دیگر کتابدارها
شُهرت
راه شیری
وحشی و آزاد
رایان بیلی
یک سینی نقره‌ای پر از کیک‌های عسلی
پادکست رازگشایی‌ها
زوزه
عشق و درد
متساوی‌الفاصله
رؤیای کسی دیگر
یک زندگی لطیف
چرا دنیای دیگری می‌خواهی اگر این یکی سگ‌ها را دارد؟
شام با دیلن
سالن آخرین شانس
تاکستان بوینا ویستا
زندگی‌های بسیارِ نورا سید
گمشده در کتابخانه
مرواریدی درون صدف
بازی
زندگی بی‌عیب‌ونقص
کاوشی معنوی برای ارتباطی عمیق‌تر با عالم هستی
هامراسمیت
سه‌چرخه
دیگر این‌جا نیست
برخوردی با پلیس
شکل جدیدی از دیدن
گل‌ها آب دارند
جایی برای قرارگرفتن نیست
حق نداری تسلیم بشی، نورا سید!
بیداری
از آن‌ سوی ناامیدی
چیزی که یاد گرفته‌ام
زندگی‌ کردن در مقابل فهمیدن
آتشفشان
چگونه تمام می‌شود

مشخصات کتاب الکترونیک

نام کتابکتاب کتابخانه‌ی نیمه شب
نویسنده
مترجممینا صفری
ناشر چاپینشر میلکان
سال انتشار۱۴۰۰
فرمت کتابEPUB
تعداد صفحات۳۳۴
زبانفارسی
شابک978-622-254-343-3
موضوع کتابکتاب‌های داستان و رمان خارجی
قیمت نسخه الکترونیک
۲۰۰۰۰ ت - 4.49 یورو
خرید کتاب الکترونیک

نقد، بررسی و نظرات کتاب کتابخانه‌ی نیمه شب

یاس
۱۴۰۱/۱/۴
بیشتر ماها همیشه تو زندگیمون حسرت میخوریم چرا اینطور رفتار کردیم... اصلا چرا اینطوری شد... کاش این کارو قبول میکردم و...
. نورا تونست جای همه ما زندگی‌هایی رو تجربه کنه که هیچ حسرتی توش نباشه و حتی زندگی‌هایی رو زندگی کرد که خیلی خیلی بهتر هم بود.. درسته نمیتونیم هیچکدوم از این کار هارو انجام نه
بدیم... تو داستان رفتن، نه زندگی دیگه رو تجربه کردن، نه دیدن آدمای عزیز گذشته زندگیمون و... ولی... ولی میتونی خودت کتاب حسرت هات رو بنویسی میتونی توش زندگی کنی. حتی میتونی تغییرش بدی بدون اینکه لازم به کسی باشه. اینو بدون قرار نیست حتما چیزیو تجربه کنیم تا برامون درس بشه.
.
خیلی دوست دارم بیشتر بگم ولی داستانو همین الانشم انگار دارم لو میدم. خلاصه این کتابو به کتاب دوستان حتما پیشنهاد میکنم.
.
پ. ن: از همین حسرت هامون لذت ببریم چون شاید در زندگی‌های دیگه خیلی چیزا با بودنشون تغییر می‌کرد که خیلی بدتر بود.
آنیتا ارزانی
۱۴۰۱/۱/۱۴
درود
۱. سبک داستان سورئال است
۲. نام رمان ارتباط منطقی با داستان دارد
۳. ایده داستان ارزیابی نوع زندگی است
۴. فضاسازی کاملا رعایت شده
۵. چارت داستانی دارای پرداخت عالی است، کشش، تعلیق، دیالوگها، و جمله بندی با استفاده از یک ریتم هماهنگ، خواننده را بدنبال داستان میکشد
۶. مخاطب، طیف جوان و با و
کمی تخفیف بزرگسال
۷. هدف داستان: هوشیاری ذهن خواننده نسبت به نوع تصمیم گیری در زندگی حساسیت انتخاب‌ها و نتایج ملموس آن‌ها در زندگی هر فرد
۸. نگاه: روانشناختی و تبعات اجتماعی
۹. ریتم داستان: فوق‌العاده قوی، با پی رنگی که خواننده را برای پایان با خود میکشد
۱۰. زاویه دید نویسنده: فراخوانی برای تکرار نکردن تجربه قهرمان داستان، و نساختن حسرت‌های بیهوده از گذشته
۱۱. پایان بندی جذاب و آموزنده
۱۲. نکات بالا نقد من از داستان بود، ولی نظری هم دارم، هنر هر نویسنده این است که خواننده با نوشتارش همذات پنداری داشته باشد که از این بابت مت هیگ را نشسته بر صندلی موفقیت میبینم. از دریچه‌ای نو ارزش زندگی کردن را با قایق تفکر به اقیانوس تجربه می‌اندازد. ۱۳. از قلم نویسنده، آشنا زدایی‌های نابی بکار برده شد که مانند الماس بر نگین کتاب میدرخشد و لذت خواندن را دو چندان میکند.
۱۴. توصیه میکنم مطالعه کنید، بی تردید خودتان را خواهید یافت. یک چراغ راه رایگان
Samaneh Hooshmandi
۱۴۰۱/۱/۷
به این میگن تخیل عالی. تاثیرگذار و اموزنده. مطمعنم روی دیدگاهم در لحظه‌های مایوس کننده زندگی تاثیر میذاره. بنظرم حتی اگه من دقیقا همینطوری که الان هستم بازم دراینده بوجود بیام و یا متفاوت از این چیزی که هستم بوجود بیام. وحتی اگه همین الان همزمان درجاهای دیگه‌ای از هستی همینطوری که هستم وجود داشته و باشم ویامتفاوت وجود داشته باشم هیچ تفاوتی بحال من نداره چون من چیزی ازش نمیدونم. نتیحه این که من همین یبار هستم بهتره خوب زندگی کنم. مگه اینکه بعداز مرگ اگاهی من از بین نره و شکل دیگه‌ای از زندگی باشه و من درکش کنم وهمینطور این زندگی و مرگها ادامه پیداکنه. اما اگه قبلا در زندگی دیگه‌ای مرده باشم و یا مرگ در این زندگی اولین مردن من باشه و بعدش من چیزیو بخاطر نیارم وهمینطور این زندگی و مرگها ادامه داشته باشه بدون اینکه من چیزی ازش بیاد داشته باشم ویا کلا خاموش بشم بازم میرسیم به اینکه من همین یبار وجود دارم وبهتره که خوب زندگی کنم🤔😉🤐
محدثه کرمی
۱۴۰۱/۱/۳
این کتاب عالی بود ممنون از کتابراه که رایگانش کرد انقذر جذاب بود که ازصب نشستم پاش ونتونستم کنارش بزارم من خودم عاشق کتاب‌های با موضوع جهان‌های موازی کوانتم تناسخ و کتاب‌های تخیلی هستم چون قوه تخیل خوبی هم دارم خودم جای شخصیت اصلی داستان حس میکردم و به موضوع جهان موازی اعتقاد دارم و دلم میخواست که ومیخواد همچین تجربه‌ای برای منم هم وجود داشته باشه خیلی جالب که بتونی زندگی‌های مختلفی داشته باشیاین کتاب به ما میگه مهماینکه خودمون باشیم ببینیم خودمون چیمیخوایین عشق بورزیم و خودمون قربانی ارزو‌ها خواسته حسرت هامون نکنیم خیلی وقت‌ها خیلی حسرت که میخوریم شاید اگ بهش میرسیدیم شاید واقعا اونی نبود که میخوانستیم اونطور که ما تصورش میکردیم وهر چیزی کنار اون راحتی‌ها شیرینی‌های رویاهامون یه سختی‌های هم داره گه تا تجربه زندگیشون نکنیم نمیفهمیم وهمه چیز تحت کنترل ما نیست وهیچ زندگی کامل نیست ممنون ازکتابراه واقعا لذت بردم خیلی کتاب دارم که نخوندمشون ولی این نمیدونم چطورشد انتخابش کردم ولی درست به جا بود پیام هاش برای من
کاربر Shimagoli
۱۴۰۱/۳/۴
کتاب بسیار خوب و جذابی هست، مخصوصا برای کسایی که ٣٠ سال رو رد کردن و گاهی فکر میکنن که کاشکی تصمیمات بهتری میگرفتن، کاشکی بیشتر درس میخوندن، کاشکی ازدواج میکردن، کاشکی کار میکردن، کاشکی یه رشته دیگه رو انتخاب میکردن و کلی حسرت دیگه‌ای که باعث میشه از زندگی‌ای که الان فرصت استفاده از اون رو دارن رو از دست بدن و هرروز تعداد این حسرت‌ها بیشتر و بیشتر بشه و نه تنها این اتفاق به نفعشون نیست بلکه خود باعث ایجاد حسرت‌های بیشتری هم میشه.
این کتاب زیبا بهمون یادآوری میکنه که همین الان میتونه بهترین نسخه از زندگی‌هایی باشه که بر اثر تصمیماتی که در گذشته گرفتیم به وجود اومده. به قول سهراب سپهری چشم‌ها را باید شست، جور دیگر باید دید. فقط کافیه که نقطه‌ی دیدمون رو از حسرت‌ها برداریم و به سمت نعمت‌ها ببریم. قطعا که کار آسونی نیست اما میتونیم با خواستن شروع کنیم و اولین قدم رو برداریم.
خوندن این کتاب و شدیدا توصیه میکنم 🌹
Sadaf Akhlaghi
۱۴۰۱/۲/۳۱
بی نظیر بود، سبک سورئال داستان عالی بود عنوان کتاب هوشمندانه انتخاب شده بود و کتاب گروه سنی نوجوان تا بزرگسال در برمیگرفت.
خیلی ظریف و زیبا یک مشکل اجتماعی بنام افسردگی و خودکشی را نشان داده بود و پشیمونی حاصل از آن را به نمایش کشیده بود.
نقطه اوج کتاب لحظه‌ای بود که شوق زندگی در نورا زنده شد.

هدف نویسنده بجز بیان کردن ارزش زندگی، این بود که بیان کنه زندگی الان تو بهترین ورژن زندگیته به شرطی که بهترین خودت باشی، تلاش و امید رو فراموش نکنی، گاهی تنها چیزی که لازم خوب دیدن و خوب شنیدن برای ایجاد یک تغییر کوچیک.
در کتاب خیلی زیبا بیان شده که هر انتخاب نتایجی دارد هرچند انتخاب‌ها کوچک باشه باز هم نتایج قابل توجهی دارد. شما در هر صورت حسرت‌هایی دارید اما اگه با دقت و مشورت و بر اساس خواسته خودتون انتخاب کنید کمترین حسرت خواهید داشت.
گاهی حسرت مسیر‌های نرفته و کار‌های نکرده‌ای میخوریم که ازاول بی راهه بودن و فقط چون اون زندگی رو نزیسته ایم بیهوده حسرت میخوریم و قدر دان چیزی که داریم نیستیم.
نکته بعدی انتخاب کردن مسیر و سبک زندگی طبق علایق و اولویت‌های شخصی هر فرد بود اینکه نفر اول زندگیتون خودتون و خواسته خودتون اولویت‌است یک زندگی داری به سبک خودت زندگی کن.
طبق گفته کتاب نقش اول زندگیت خودتی، مهمترین وظیفه زندگی کردنه و به همین دلیل که مربی، مادر، پدر، دکتر و.... می‌شویم وگرنه این‌ها به تنهایی هدف نیستن فقط وسیله و راه‌هایی‌اند که بهترین خودمون باشیم.
این نقد من از کتاب بود و توصیه میکنم بخونیدش.
محمد نوری
۱۴۰۱/۲/۱۰
شخصیت اصلی داستان زنی به‌اسم نورا سید (Nora Seed) است. زندگی نورا پر از حسرت و پشیمانی است و تمام این‌ها نورا را تبدیل به زنی غمگین و افسرده کرده است. یک‌روز نورا، ناگهان از کار بی‌کار می‌شود. وقتی نورا از رئییسش دلیل اخراجش را می‌پرسد او جواب می‌دهد: “اوضاع بده و دیگه نمی‌تونم بهت حقوق بدم و بذارم مشتری‌ها رو با قیافه افسرده‌ات فراری بدی! ”
درحالی که انگار زندگی بدتر از این نمی‌توانست بشود در همان روز گربه عزیز نورا یعنی ولتر (Voltaire) می‌میرد. نورا برای مدتی طولانی‌ به صورت آرام گربه‌اش که دیگر تکان نمی‌خورد زل می‌زند و با تمام وجود تنها یک چیز را احساس می‌کند؛ حسادت! حسادت به رهایی‌ و آرامشی که در صورت گربه‌اش ولتر وجود دارد. آن شب نورا اوردوز می‌کند ولی به‌جای این‌که بمیرد ناگهان سر از یک کتابخانه درمی‌آورد. نورا در آن‌جا با یک کتاب‌دار بسیار دانا آشنا می‌شود. کتاب‌دار به نورا می‌گوید که یک انسان در طول زندگی‌ میلیون‌ها تصمیم می‌گیرد و تمام تصمیم‌ها، هرچند جزئی، قدرت این را دارند که مسیر زندگی او را بالکل تغییر دهند. در ادامه داستان کتاب‌دار به نورا درباره ماهیت کتاب‌ها می‌گوید و نورا می‌فهمد تمام کتاب‌ها در واقع درهایی به زندگی‌های دیگر خود او هستند. زندگی‌هایی که نورا می‌تواست داشته باشد اگر تصمیم‌های متفاوتی می‌گرفت.
کتاب‌دار در ادامه توضیحاتش می‌گوید تنها یک کتاب است که با سایر کتاب‌ها متفاوت است. این کتاب جلدی بسیار سنگین دارد و خواندن بیش‌تر از چند خط آن می‌تواند برای نورا بسیار خطرناک باشد. کتاب حسرت‌ها!
پارسا
۱۴۰۱/۲/۵
شخصیت اصلی داستان زنی به‌اسم نورا سید (Nora Seed)  است. زندگی نورا پر از حسرت و پشیمانی است و تمام این‌ها نورا را تبدیل به زنی غمگین و افسرده کرده است. یک‌روز نورا، ناگهان از کار بی‌کار می‌شود. وقتی نورا از رئییسش دلیل اخراجش را می‌پرسد او جواب می‌دهد: “اوضاع بده و دیگه نمی‌تونم بهت حقوق بدم و رو و بذارم مشتری‌ها با قیافه افسرده‌ات فراری بدی! ”
درحالی که انگار زندگی بدتر از این نمی‌توانست بشود در همان روز گربه عزیز نورا یعنی ولتر (Voltaire)  می‌میرد. نورا برای مدتی طولانی‌ به صورت آرام گربه‌اش که دیگر تکان نمی‌خورد زل می‌زند با تمام وجود تنها یک چیز را احساس می‌کند؛ حسادت! حسادت به رهایی‌ و آرامشی که در صورت گربه‌اش ولتر وجود دارد. آن شب نورا اوردوز می‌کند ولی به‌جای این‌که بمیرد ناگهان سر از یک کتابخانه درمی‌آورد. نورا در آن‌جا با یک کتاب‌دار بسیار دانا آشنا می‌شود. کتاب‌دار به نورا می‌گوید که یک انسان در طول زندگی‌ میلیون‌ها تصمیم می‌گیرد و تمام تصمیم‌ها، هرچند جزئی، قدرت این را دارند که مسیر زندگی او را بالکل تغییر دهند. در ادامه داستان کتاب‌دار به نورا درباره ماهیت کتاب‌ها می‌گوید و نورا می‌فهمد تمام کتاب‌ها در واقع درهایی به زندگی‌های دیگر خود او هستند. زندگی‌هایی که نورا می‌تواست داشته باشد اگر تصمیم‌های متفاوتی می‌گرفت.
کتاب‌دار در ادامه توضیحاتش می‌گوید تنها یک کتاب است که با سایر کتاب‌ها متفاوت است. این کتاب جلدی بسیار سنگین دارد و خواندن بیش‌تر از چند خط آن می‌تواند برای نورا بسیار خطرناک باشد.  کتاب حسرت‌ها!
در ابتدا نورا علاقه‌ای به امتحان کردن زندگی‌های دیگر ندارد و احتمالاً زندگی دقیقاً همان چیزی است که نورا از آن یکی دیگر نمی‌خواهد. بقیه داستان رو خودتون بخونید😉
هانیه ع
۱۴۰۱/۱/۲۶
شاید خیلی وقت‌ها به تصمیمات مختلف و شرایط متفاوت زندگیمون فکر کنیم و به این نتیجه برسیم که فلان موقع تصمیمم اشتباه بوده یا اگه فلان کار رو انجام میدادم الان وضع بهتری داشتم...
خلاصه که حسرت‌های زیادی با خودمون داریم و همیشه فکر میکنیم یه زندگی خیلی قشنگ تر، بهتر و کامل تر در انتظارمون بوده اما یا
ما به اندازه کافی خوب عمل نکردیم یا شرایط طوری که میخواستیم پیش نرفته...
شخصیت اصلی این کتاب هم دقیقا چنین حسرت‌هایی با خودش داره و مدام به راه‌های نرفته و کارهای نکرده‌اش فکر میکنه... تا اینکه بهش فرصتی داده میشه که تمام زندگی‌هایی که میتونسته داشته باشه رو زندگی کنه...
و در نهایت به دید جالب و منطقی‌تری نسبت به زندگی میرسه...
.
این کتاب میتونه در قالب داستان بهتون انگیزه بده... و برعکس خیلی از کتاب‌های انگیزشی موجود که آدم رو دعوت میکنن به مثبت اندیشی افراطی و بی حد و مرز؛ میخواد با پذیرش غم به این موضوع برسید و بفهمید که هیچ زندگی آرمانی‌ و کاملی وجود نداره که همیشه شاد و خوشحال باشید؛ همون طور که توی بخشی از کتاب نوشته شده: 《اگه می‌فهمیدیم هیچ روش زندگی‌ای وجود نداره که بتونه ما رو دربرابر غم و اندوه مصون کنه، قضایا خیلی راحت‌تر می‌شدن. 》
☆Fatemeh ☆
۱۴۰۱/۳/۸
نظر مفید: کتاب فوق العاده بود😍😍 داستان جذابی داشت به طوری که کنجکاو می‌شدی به خوندن ادامه بدی تا ببینی چه اتفاقایی قراره بیفته. در کنار اون واقعا هم بخش‌های فلسفی کتاب هم بخش‌هایی که میشه گفت نتیجه گیری می‌کرد عالی بود💛💛
توصیه میکنم نکات مهم و فیلسوفانه‌ای که ازش برداشت کردید رو حین خوندن کنید
یادداشت و در یک جای خلوت ترجیحا شب با موسیقی بی کلام زیبا به جملات فکر کنید، خیلی از این جملات اینقدر سنگین بودن که فکر و ذهن انسان راحت قادر به درک اونها نیست👌👌
در کل غیر از بخش‌هایی که با کشور اسلامی تمایز داشت و بهشون توجه نکردم مضمون اصلی کتاب بی نهایت خوب بود حتما بخونید❤
نقد مفید: اشکالی که من در کتاب دیدم این بود که نورا خیلی زود متحول شد، به نظرم یه آدم افسرده که میخواسته خودکشی کنی نمیتونه اینقدر زود متحول بشه ولی صرف نظر از تغییر زود نورا نوشته و داستان کتاب خوب بود
narges moradi
۱۴۰۱/۱/۲۴
کاش حافظه‌ام برای یک هفته پاک بشه، تابتونم حس خوندن این کتاب را دوباره، برای بار اول تجربه کنم…
وقتی شروع به خوندن این کتاب میکنی، چقدر بیشتر قدر زندگیتو ‌میدونی و و‌چقدر کمتر حسرت میخور‌ی …رمانی روان وجذاب و گیرا که پراز امید و حس خوبه😇😍
کتاب در مورد دختری به نام نورا است که در اوج ناامیدی بین
واستیصال خودکشی میکند، درست مرگ و زندگی در کتابخانه‌ای مملو از کتاب قرار میگیرد که همه اون کتابها زندگی‌ها مختلف خودش، حسرتها وانتخابهایش هستند، نورا زندگی‌ها مختلفی از خودش را تجربه میکند و …
بخشی از کتاب
"آدم‌ها مثل شهر هستند. نمی‌شود به‌خاطر چند بخش کمتر جذابشان، به‌کل آن‌ها را کنار گذاشت. شاید جاهایی داشته باشند که آدم خیلی از آن خوشش نیاید مثل حومه شهر و کوچه‌های فرعی تاریک و خطرناک، اما بخش‌های خوبی هم دارند که حضور در آن‌ها را ارزشمند می‌کند. ”
فرزانه فرزانه
۱۴۰۱/۱/۱۲
یه کتاب پر از آموختنی ها... زندگی‌ای که الان داریم مثل کتابیه به نویسندگی خودمون... تا حالا صفحاتی از اون رو نوشتیم و صفحات زیادی منتظرن تا به دست ما نوشته بشن. خود خودت هستی که کتاب زندگیتو مینویسی شاید در گذشته اشتباهاتی داشتی و شاید همین اشتباهات زمینه‌ی فرصت‌های بهتری در زندگی برات شده، پس برای کاری که نکردی حسرت نکش و دنبال یه در جدید برای ورود شکوهمندت باش... ارزش خودت در زندگیت رو بدون، این چیزیه که خودت با تمام وجودت نوشتی و قراره ادامه‌اش رو هم با تموم وجودت بنویسی... برای زندگیت ارزش قائل باش و سعی کن زیبایی‌های اون رو از زیر آوارهای بی توجهی هات بیرون بکشی و با لذت به تماشاش بنشینی
نگین پرتو
۱۴۰۱/۱/۳
پیام کتاب بیشتر شبیه کتاب‌های انگیزشی بود. بطور کلی به این نکته اشاره می‌کنه که اگه زندگی‌های دیگه هم داشتیم بازم مشکلاتی بود و راضی نبودیم؛ انسان در هر موقعیتی که قرار بگیرد آرامش مطلق ندارد و اینکه احساس آرامش زمانی وجود داره که زندگی خودمون همانطور که هست بپذیریم و تلاش کنیم روابط خود رو بهبود بخشیده و مشکلات را رفع کنیم.
fatemeh austin
۱۴۰۱/۱/۱۰
عالی بود این کتاب...
نورا به جای هممون حسرت‌های زندگیش رو به واقعیت تبدیل کرد و فهمید و به ما فهموند که هر چقدر هم خوشبخت زندگی کنی باز هم وقتهایی هست که باخودت فکر میکنی اگر فلان راهو میرفتم الان خوشبخت تر بودم، الان پولدارتر بودم یا شادتر بودم ولی درواقع بی نهایت احتمال و بی نهایت راه واس زندگی
کردن هست... اون موهبتی که تو این لحظه حال بهت داده شده رو غنیمت بدون و همون رو به سرانجام برسون... خیلی پیشنهاد می‌کنم این کتاب رو... برای من منبع الهام‌بخشی بود واس کنار گذاشتن حسرت‌ها و غنیمت شمردن هرچه که در لحظه به من عطا شده...
Leila .....
۱۴۰۱/۱/۶
کتاب خیلی خوبی بود حس خوبی بهم‌داد و داستان برام جذاب بود اینکه حسرت گذشته هارو نخوریم اصلا شاید اون حسرت اگ بهش میرسیدی سرنوشت خوبی نداشتی یا اگ هم به اون حسرت میرسیدی شاید اتفاق خوبی هم برات می‌افتاد ولی نکته اینه متعلق به گذاشته است، از نو شروع کن چرا باید خودت رو بند گذشته کنی رو به جلو حرکت کن خداروشکر میکنم مثل شخصیت این داستان توی دهه سوم زندگیم نیستم و فرصت‌ها دارم تا به اون چیزی ک میخوام برسم هرچند برای خانم داستان هم دیر نیست و برای خیلی‌های دیگه مهم اینه طرز فکرت رو درست کنی و چقدر زیبا بود اگ بتونم از بند حسرت‌ها جدا بشیم
مشاهده همه نظرات ۳۲۹

راهنمای مطالعه کتاب کتابخانه‌ی نیمه شب

برای دریافت کتاب کتابخانه‌ی نیمه شب و دسترسی به هزاران کتاب الکترونیک و کتاب صوتی دیگر و همچنین مطالعه معرفی کتاب‌ها و نظرات کاربران درباره کتاب‌ها لازم است اپلیکیشن کتابراه را نصب کنید.

کتاب‌ها در اپلیکیشن کتابراه با فرمت‌های epub یا pdf و یا mp3 عرضه می‌شوند.